♡شهدا♡
-
ولی انگار قراره منو هدایتکنی تا آخر اون مسیری که ازش میترسم...
-
اگه میتونید که خودتون درستش کنید
چون میبینید شرایطم رو...
میبینید که دستم به هیچجایی بند نیست...
هردری رو میزنم بسته است...
انگار تو باتلاقیام که هرچی بیشتر دست و پا میزنم بیشتر غرق میشم...
اگه میتونید درستش کنید... -
گفتن حقمه( :
حقمه چون مسیری که اونا گفتن رو نرفتم...
چون نخواستم مثل همهی دوستامباشم...
ولی دارم پشیمون میشم!
خودتون دلیل انتخابمو میدونید...
تهِ تهِ دلِ منو فقط شما میدونستین...
ولی باید بگم که دارم کم میارم...
دستمو نگیرید میکشم کنار...
دست خودمم نیست
منتم نمیذارم
ولی فقط شمایید که میتونید کمکم کنید تو این مسیر بمونم و تا آخرشو برم...
من هیچی نیستم و تنهایی نمیتونم این همه سنگ اندازی و بی پولی و بی فکریِ یه عده رو دووم بیارم...
اگه مسیریه که برایِ منه
کمک کنید بتونم پاش وایسم...
اگرم نه که کمک کنید زودتر بکشم کنار... -
ولی ظهر که غر زدم
و مخاطب حرفام شخص خاصی نبود
یک ساعت شد یا نشد
دوست مامانم زنگ زد و یه مسئله حل شد...
بعدشم پدر شهید اومدن خونمون( :
خیلی اتفاقی...
تا حالا اصلا خونهی ما نیومده بودن...
مسیرشونم پیاده و با اون حالشون شاید ۴۵دقیقه ای بود...
گفتن گوشیِ لمسی دارید؟
بابام گفت بچه ها دارن
شعری که خودشون راجع به حاج قاسم گفته بودن رو
خوندن و گفتن دخترم اگه دوست داری صدامو ضبط کن🥲
و چقد دلی بود...
آخرشم گفتن دخترم ان شاءالله هرچی از خدا میخوای بهت بده🥲
و من چقد عاشقِ اون لفظِ دخترمشون بودم...
بهم گفتن بیا تو ام مثل دختر خودم
انگار ۶تا دختر دارم🥲
اون صوت میشه پایهی اشکای من تو حال بدیام...
پن:مثل همیشه
شمایید که مهربونید..
ومن؟...
دستمو بگیرید که کم نیارم( : -
خیلی غم رو دلشون بود( :
میگن هرروز از خونه میزنه بیرون...
خودش میگفت میرم در میزنم
اگه گفتن بیا بشین میرم
اگرم نه که میرم خونمون( :
دوتا دختر و ۲تا نوهشون تو گلزار شهدای کرمان شهید شدن( : -
بسم الله الرحمن الرحیم
یا رحمن و یا رحیم
چه خندون و گریون
عاقبت میگذره دنیا
یه روز شاد و یه روز غم
یک روز دراز و یک روز کم -
سلام ای گل پرپر
سلام بازوی رهبر
سلام شهید بی سر
سلام عزیز برادر
سلام... -
برادر آمد و من شاد گشتم
سلام
چو مرغی از قفس آزاد گشتم
سلام
برادر آمد و مهمان من شد
سلام
چرا قربانِ مهمانم نگشتم
سلام -
به دریا بنگرم دریاتو بینم
سلام
به صحرا بنگرم صحراتو بینم
سلام
به هرجا بنگرم کوه و در و دشت
سلام
نشانی از قد و رعنات نبینم(چیزی که خودشون خوندن)
🥲 -
سلام سردار دل ها
سلام
سلام رزمندهی جان
سلام
مرد میدان سلام
وطن دوست سلام
میهن دوست سلام
سردار دلها سلام -
آی من و تو گندمِ یَک خوشه بودیم
آخ من و تو به یَک رودخونه بودیم
آخ من و تو بسته بودیم عهد و پیمان
کدوم ناکس تورا کرده پشیمان؟ -
نمیدونم کی ناآبادم کی کرده
کدوم طبیب به زندونم که کرده
روزی بود خودم زندون پونه بودم(درست نفهمیدم اینجاشو فک کنم میشه همون زندان بان...)
آی نمیدونم به زندونم که کرده
سلام سردار دلها
سلام
ان شاءالله روحت شاد و اسمت به یادگار برای ما ایرانی ها
آخ شدم پیر و جوونی یادم اومد... -
بسم الله الرحمن الرحیم
یا رحمن و یا رحیم
چه خندون و گریون
عاقبت میگذره دنیا
یه روز شاد و یه روز غم
یک روز دراز و یک روز کمزهرا بنده خدا 2 در ♡شهدا♡ گفته است:
چه خندون و گریون
عاقبت میگذره دنیا
یه روز شاد و یه روز غم
یک روز دراز و یک روز کمولی انگار اومده بودن که فقط اینو برام بخونن( :
-
#چمران -
گفتم: مصطفی!من عصر که داشتم کنار کارون قدم میزدم؛احساس کردم آنقدر دلم پر است که میخواهم فریاد بزنم
خیلی گرفته بودم
احساس کردم هرچه در این رودخانه فریاد بزنم باز نمیتوانم خودم را خالیکنم
مصطفی گوشمیداد
گفتم آنقدر در وجودم عشق بود که حتی اگر تو می آمدی نمیتوانستی مرا تسلی دهی
او خندید و گفت:
تو به عشقِ بزرگتر از من نیاز داری
و آن عشق خداوند است...
#چمران و غاده -
شهید ابراهیم عقیل، از فرماندهانِ ارشدِ حزبالله که چند روز پیش به خاطرِ حملاتِ اسرائیل توی لبنان به شهادت میرسند؛ نصیحتی میکنند که عمقِ نگاه، افقِ نگاه و تکلیفگراییِ ما به خوبی مشخص میشه!
توی بخشی از نصیحتشون میگن: «مهم ترین چیز تکیه و توکل به خدایِ سبحانه و اینکه هرکسی وظیفهی خودش رو انجام بده. ببینه الان تکلیفش چیه؟ الان یاری رسوندن به مقاومت بیشتر از همیشه ضرورت داره. هرکس از فکر و هوش و مهارتش و ویژگی ها و ارزش افزوده ای که داره استفاده کنه!»
رفقا؛ باید بریم دنبالِ وظیفهمون! اگه نمیدونیم چیه دنبالش بریم. ببینیم توی این معادلاتِ جهانی چیکار از دستِ ما بر میاد؟ ما چیکار میتونیم کنیم که نقشی توی نابودیِ صهیونیسم جهانی و اسرائیل داشته باشیم؟ یادمون نره که الکی خلق نشدیم
#دوکلومحرفحساب -
دارم به کلاسِ فردا صبح فک میکنم
به جو کلاس و دانشگاه...
زیاد مهم نیست...
دارم به عکس جوونیای سید حسن که خیلی سال پیش تو خونه پیداش کردم فک میکنم...
نمیدونستم کیه
از بابام پرسیدم
یادم نیست چی گفت
فقط فهمیدم آدم خوبیه
زدمش رو دیوار اتاق داداشم...(داداشم نذاشت بزنم تو اتاق خودم
گفت هرچی عکسه زدی اونجا،این برا منه🫠
اون موقع بچه هم بودیم اصلا نمیدونستیم کین...)
و همین چند هفته پیش که خونه بودم:
محمد؟
اینم دستشون برسه شهید میکنن...
و...
مبارکتون باشه...شهید سید حسن نصرالله:
"ما همگی فرزندان مکتبی هستیم که پیامبران آن شهیدند، امامان آن شهیدند و رهبران آن نیز شهید هستند..." -
ای یار سفر کرده، اگرچه ز تو دوریم حس میکنم انگار که نزدیک ظهوریم
ای نور که کعبه شده دلتنگ اذانت
مردان جهادند همه منتظرانت... -
از مرگ چه باکی ست در این راه حسینی
از مرگ نترسیم که فرمود خمینی:
ما را بکشید ای دلتان زار تر از پیش
بیدار شود ملت و بیدارتر از پیش... -
این راه که بی رهرو دگر نیست بدانید( :