هرچی تو دلته بریز بیرون 5
-
چرا تو تماااام قصه حس رفتن داریییییی
تو کهههه... -
نوشتهشده در ۵ دی ۱۴۰۰، ۱۴:۲۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده
دیدی صورت من چقد شکسته
چه بغضای غریبی تو گلومن.... -
نوشتهشده در ۵ دی ۱۴۰۰، ۱۴:۲۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده
و هوا هوای
اع رژتو پاک کردمه
و من همچنان دارم شیمی میخونم -
maryam111 خیلیم با اعصاب
-
نوشتهشده در ۵ دی ۱۴۰۰، ۱۴:۲۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده
واقعن چه بغضای غریبی تو گلومن...
-
نوشتهشده در ۵ دی ۱۴۰۰، ۱۴:۲۶ آخرین ویرایش توسط Ansel انجام شده
دلم میخواد برم بیرون
یه چیز سرد بخورم
چرا مامانم درکش نمیکنه:))) -
بعدم همیشه میگم کسی که میره تو کار نظامی یا نباید تشکیل خانواده بده یا باید اعصاب داشته باشه
هیچوقت مسافرت بهم خوش نگذشت الان چندسال متوالیه که عید بهمون زهرمار شده ؛ سال تحویل باهم قهر بودن ؛ بعد یه همین امسال مادرم هی داشت نصیحت میکرد منم واقعا اعصابم خورد شده بود چیزایی که خودشون عمل نمیکنن و به ما میگن منظورن از نصیحت چیزای دینی نیستا چون پدرمادرمم همش بهم میگن به خودت سخت میگیری ولی نصیحت یه چیز دیگه بود منم جلوی پدرم به مادرم گفتم باشه شما راست میگی بلندشدم اومدم تو اتاق بابام عصبانی شد که با مادرم بدحرف زدم از پدر گرامی کتک نوش جان کردیم ؛ شب تولدمم دوربین خراب شد باز انداختن گردن من همه چیزو بهم زدن تولدم بهمون زهر شد
البته چندباری هم بعدش ازم معذرت خواهی کردن منم بخشیدم ولی میگن نوش دارو بعداز مرگ سهراب -
maryam111 خیلیم با اعصاب
Ali Fathi 0 دارم با صدای بلند با خودم آهنگ میخونم
اعصابم دارم
فقط الان حواسم نیست که پس فردا امتحان دارم/: -
نوشتهشده در ۵ دی ۱۴۰۰، ۱۴:۲۶ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@ftm-montazeri در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
دلم میخواد برم بیرون
یه چیز سردرد بخورم
چرا مامانم درکش نمیکنه:)))منم واقعن :))
-
Ali Fathi 0 دارم با صدای بلند با خودم آهنگ میخونم
اعصابم دارم
فقط الان حواسم نیست که پس فردا امتحان دارم/:maryam111 خیلیم عالی
-
بعدم همیشه میگم کسی که میره تو کار نظامی یا نباید تشکیل خانواده بده یا باید اعصاب داشته باشه
هیچوقت مسافرت بهم خوش نگذشت الان چندسال متوالیه که عید بهمون زهرمار شده ؛ سال تحویل باهم قهر بودن ؛ بعد یه همین امسال مادرم هی داشت نصیحت میکرد منم واقعا اعصابم خورد شده بود چیزایی که خودشون عمل نمیکنن و به ما میگن منظورن از نصیحت چیزای دینی نیستا چون پدرمادرمم همش بهم میگن به خودت سخت میگیری ولی نصیحت یه چیز دیگه بود منم جلوی پدرم به مادرم گفتم باشه شما راست میگی بلندشدم اومدم تو اتاق بابام عصبانی شد که با مادرم بدحرف زدم از پدر گرامی کتک نوش جان کردیم ؛ شب تولدمم دوربین خراب شد باز انداختن گردن من همه چیزو بهم زدن تولدم بهمون زهر شد
البته چندباری هم بعدش ازم معذرت خواهی کردن منم بخشیدم ولی میگن نوش دارو بعداز مرگ سهرابنوشتهشده در ۵ دی ۱۴۰۰، ۱۴:۲۷ آخرین ویرایش توسط انجام شدهgomnam gharib
اره نوش دارو بعد از مرگ سهراب:))
بیخیال ریحانه...
درست میشه..
درست میشه... -
اگه میتونستم الان یه ون میخریدم میومدم دنبال تک تکتون باهم میرفتیم بستنی میخوردیم
بستنی میقولید؟ -
اگه میتونستم الان یه ون میخریدم میومدم دنبال تک تکتون باهم میرفتیم بستنی میخوردیم
بستنی میقولید؟ -
@ftm-montazeri در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
دلم میخواد برم بیرون
یه چیز سردرد بخورم
چرا مامانم درکش نمیکنه:)))منم واقعن :))
نوشتهشده در ۵ دی ۱۴۰۰، ۱۴:۲۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده@f-seif-0 در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
@ftm-montazeri در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
دلم میخواد برم بیرون
یه چیز سردرد بخورم
چرا مامانم درکش نمیکنه:)))منم واقعن :))
:_)
دلم پیاده روی میخواد
با خنده های از ته دل
بدوووون دغدغه کنکور یا هر چیز دیگه ایپ ن: نمیدونم دقدقه رو درست نوشتم یا نع
-
maryam111
من فقط از این خونه برم بیرون یکم حالم عوض شه اصن بدون ون پیاده میام بستنیم نمیخوام :_)@f-seif-0 نه حالا
بستنی رو بقول(_: -
@f-seif-0 در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
@ftm-montazeri در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
دلم میخواد برم بیرون
یه چیز سردرد بخورم
چرا مامانم درکش نمیکنه:)))منم واقعن :))
:_)
دلم پیاده روی میخواد
با خنده های از ته دل
بدوووون دغدغه کنکور یا هر چیز دیگه ایپ ن: نمیدونم دقدقه رو درست نوشتم یا نع
@ftm-montazeri دغدغه(_:
-
اگه میتونستم الان یه ون میخریدم میومدم دنبال تک تکتون باهم میرفتیم بستنی میخوردیم
بستنی میقولید؟ -
@f-seif-0 در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
@ftm-montazeri در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
دلم میخواد برم بیرون
یه چیز سردرد بخورم
چرا مامانم درکش نمیکنه:)))منم واقعن :))
:_)
دلم پیاده روی میخواد
با خنده های از ته دل
بدوووون دغدغه کنکور یا هر چیز دیگه ایپ ن: نمیدونم دقدقه رو درست نوشتم یا نع
نوشتهشده در ۵ دی ۱۴۰۰، ۱۴:۲۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده@ftm-montazeri در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
@f-seif-0 در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
@ftm-montazeri در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
دلم میخواد برم بیرون
یه چیز سردرد بخورم
چرا مامانم درکش نمیکنه:)))منم واقعن :))
:_)
دلم پیاده روی میخواد
با خنده های از ته دل
بدوووون دغدغه کنکور یا هر چیز دیگه ایپ ن: نمیدونم دقدقه رو درست نوشتم یا نع
منم فاطمه
-
بعدم همیشه میگم کسی که میره تو کار نظامی یا نباید تشکیل خانواده بده یا باید اعصاب داشته باشه
هیچوقت مسافرت بهم خوش نگذشت الان چندسال متوالیه که عید بهمون زهرمار شده ؛ سال تحویل باهم قهر بودن ؛ بعد یه همین امسال مادرم هی داشت نصیحت میکرد منم واقعا اعصابم خورد شده بود چیزایی که خودشون عمل نمیکنن و به ما میگن منظورن از نصیحت چیزای دینی نیستا چون پدرمادرمم همش بهم میگن به خودت سخت میگیری ولی نصیحت یه چیز دیگه بود منم جلوی پدرم به مادرم گفتم باشه شما راست میگی بلندشدم اومدم تو اتاق بابام عصبانی شد که با مادرم بدحرف زدم از پدر گرامی کتک نوش جان کردیم ؛ شب تولدمم دوربین خراب شد باز انداختن گردن من همه چیزو بهم زدن تولدم بهمون زهر شد
البته چندباری هم بعدش ازم معذرت خواهی کردن منم بخشیدم ولی میگن نوش دارو بعداز مرگ سهرابgomnam gharib
ما فقط روز به روز فاصله هامون بیشترشد همین
خونمون اکثرا ساکته ؛ من فقط حرف میزنم و بقیه رو میخندونم یه روز من حرف نزنم نخندم میگن چرا تو فکری؟
جای ولی خب سر فاطمه عقلشون بیشتر رسید نه کامل کامل ولی وقتی ازهمون اول مشکل داشتن چرا ازدواج کردن؟ هر روزم از مدرسه میایم یه چی میگن به ادم
منم خیلی وقته زدم تو فاز بیخیالی ولی نیاز شدید دارم برم سر یه کوه بلند و داد بزنم و گریه کنم