هرچی تو دلته بریز بیرون 5
-
خب کلاسای زهرا ازشنبه شروع میشه. یعنی از بیستم همین ماه
خب حالا امروز چندمه!؟
هیجدهم.
بله. سه روز از نیمه ماه گذشته -
برای بچه های کنکوری ۹۹ درتاریخ ۹آبان اعلام نتایج پایانی بود. حوالی ساعت ۵عصر
بح. ماشالله زینبِ جانم ک چقدر خوب یادت مونده -
یادمه پارسال تقریبن از یک هفته قبل اعلام نتایج،پیام همیشگی مریم ناظم این بود ک یعنی الان توی سازمان سنجش چه خبره؟
آخ طفلی بچمون اون موقع ناطم نبودک.
یادمه اینقده همیشه این جمله وحرفاشو دیده بودم ک روز۹آبان ک نتایج اعلام شد. بعداز اینکه گفتم زهرااااا بدو ببین چی قبول شدی،گفتم برم انجمن ببینم اون دختره چی قبول شده!
ازبس همیشه انتظار کشیدنشو دیده بودم؛یه جورایی مثل زهرایِ خودم براش دلواپس بودم
نمیدونم خود مریم ناظم یادشه یانع!اما من برای کامل نوشتم ک بعداز زهرام اولین نفری ک فکرنتیجشو کردم توبودی
وای خدااااع -
خب منم میخام بگم ک اخه یعنی واقعن از ۱۵شهریور تا همین لحظه توی سازمان سنجش در ساعات اداری،چه خبر بوده!؟
-
به بهشت
پ.ن:ازجملات ارزشمندِ خانمِ مرتضوی
@Saghi-Mortazavi -
@Ermia-Mirzakhani
سلام.
از اون تگای همینجوری شاید باشه و شایدنباشه هاا
اماخب بگم ک دیشب بحث سر این شعر سعدی بود ک میگه:
سعدیا!مردنکونام نمیرد هرگز
مرده آن است ک نامش به نکویی نبرند
بعد من یادمه یه بار توی انجمن برای ساقی اون بیت اول شعر رو نوشته بودین ،فقط بجای سعدیا گفته بودین ساقیا!
من خیلی بهش خندیدم و تا دو روز چپ و راست میرفتم و میخواستم به خواهرم حرفی بزنم؛اینجوری خطابش میکردم و حرفمو با یه مصرع معروف میگفتم
پ.ن:چقدر تباه
و ناگفته نمونه ک بعد از هر بیتی ک میخوندم،حتمن از جانب شاعراشون و خواهرم فوش میخوردم -
مثلن گفتم:
زهرایا!گفته بودم چوبیایی غم دل باتو بگویم؟
و جواب میشنیدم:
زینبا!مرده شوی،زنده شوی،سعدی ازت نمیگذره -
حالا جالب تر اینجاش ک حرف خودش هم شبیه یه تیکه از شعره.
ازمولانا فکرکنم ک میگه
مرده بُدَم،زنده شدم،دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم
خب همون اولش یکم خیلی شبیهه -
@sania-Andiravan
اون هفته ای داشتم نشانکامونگاه میکردم و خب یکیش از پیام غزل بود ک توی تاپیک خط خط یه گردو برام گذاشته بود،بعد بالاتر از اون پیام،نقاشی تو بود.
قبلن لایکش کرده بودم وگرنه لایک میکردم ک برات اعلان بیاد
پ.ن:میخواستم دیس لایک بدم و بعدش دوباره لایک کنم. ک خب خیلی رفتارپلشتانه ای بود و انجام ندادمش
گفتم ک هم تگ شده باشیزک آخرهفته میای ببینیش. هم اینکه بدونی نقاشیات قشنگن.
بازم از نقاشیات برامون بزار -
حداقل حدودی یه صفحه بشه ع پیامای من.
قول میدم خودم بندوبساطمو جمع کنم و برم درانتظار بیدارشدن سنجش وقت بگذرونم -
ععع این ایموجی رو گذاشتم
من فکر میکردم ک میتونم قیافمو این شکلی کنم
اما فکر اشتباهی بود
با زهرا و خواهرزاده هام امتحان کردیم
همشون تونستن.جز من
ای بلاکش زینب -
حداقل حدودی یه صفحه بشه ع پیامای من.
قول میدم خودم بندوبساطمو جمع کنم و برم درانتظار بیدارشدن سنجش وقت بگذرونمzeinab dehghani انقدر خوشحال میشم میبینم بچه های آلایی دانشجو شدن .
-
یعنی اون بچه ها ک ازبس دعوا و قهرمیکنن؛لرام عادی بود ک بتونن اینجور
کنن.اماخب وقتی زهراهم اینجور
کرد و من نتونستم؛خیلی بد بود.
مثل شکست عشقی بودلامصب
@نگین-محمدیان
به قول تو ک اونور توی گروه گفتی شکست عشقی نخوردم امامیدونم ک خیلی دردش زیاده -
یه فیس تقریبن باحالی میشه اگه بتونین اینجوری
کنین.
خب اگه میتونین ک خوش بحالتون
اگه هم نمیتونین عیب نداره.
بیاین باهم بریم یه گوشه تا چشممون به اونایی ک میتونناینجوریکنن نیفته
-
تهش معلوم میشه ک همه تونستن اینجوری
کنن جزمن
پ.ن:ببین کِی بود ک من گفتم -
zeinab dehghani انقدر خوشحال میشم میبینم بچه های آلایی دانشجو شدن .
Yegane Dehqan در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
zeinab dehghani انقدر خوشحال میشم میبینم بچه های آلایی دانشجو شدن .
ععع سلااام
ببخش من داشتم همینجوری هی مینوشتم.بعد الان چک کردم دیدم تگ کردی و جواب دادی
ممنونم عزیزم -
Yegane Dehqan در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
zeinab dehghani انقدر خوشحال میشم میبینم بچه های آلایی دانشجو شدن .
ععع سلااام
ببخش من داشتم همینجوری هی مینوشتم.بعد الان چک کردم دیدم تگ کردی و جواب دادی
ممنونم عزیزمzeinab dehghani نمیبخشم گلم
-
در طی تمام سال هایی ک رفتم مدرسه،میتونم بگم اونجاییکه خسته میشی و پاهاتو میاری بالا و روی صندلی به حالت روی زمین میشینی،خیلییی حس و حال خوبیه
.
نمیدونم شماها به اون حالت چی میگین.اما ما بهش میگیم چارزانو نشستن.
سال دهم یکی از بچه های کلاس بهم گفت:زینب چرا کَشِپا زدی؟!مگه خونه ی خاله هه!؟
خب من نفهمیدم یعنی چی کَشِپا!؟
وخب تا اخرزنگ طرف داشت منو حالی میکرد ک منظورش همون چارزانویِ خومونه
یکی از آشنایان هم یادمه ک توی مهمونی به بچه سه سالش ک میخواست سر سفره بشینه گفت:گُل بشین مامان.
خو آخه انگاری گُل چجوری میشینه؟!
بعد دیدم بچه چارزانو نشست -
zeinab dehghani نمیبخشم گلم
-
الان همین چارزانوگفتن هم خودش خنده داره
یعنی چی اخه ۴زانو
والا ک ما دوتا زانو بیشتر نداریم
اون حالت احترام گونه ک میگن دوزانوبشین رو دیگه همه خبرداریم.
حالا یکم راحت ترو معمولی ترک بشینی دوتا زانوهات میشن چارتا؟