هرچی تو دلته بریز بیرون 5
-
@Soniaaa
یدقه میشه بیام پی؟ -
@Soniaaa
یدقه میشه بیام پی؟نوشتهشده در ۲۷ فروردین ۱۴۰۲، ۹:۱۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده@AmirReza-Bhb نه
🦥
-
نوشتهشده در ۲۷ فروردین ۱۴۰۲، ۹:۱۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@Dr-Mahh مسخره ترش فصل 6و7 زیست یازدهمه
و شیرین ترش فصل 1 دهمه بمولا🥲 -
نوشتهشده در ۲۷ فروردین ۱۴۰۲، ۱۰:۳۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده
متنفرم از این کار
اه
ولی مجبورم -
نوشتهشده در ۲۷ فروردین ۱۴۰۲، ۱۰:۳۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده
یعنی هیچ کس به جز من الان اینجا نیست:/
-
نوشتهشده در ۲۷ فروردین ۱۴۰۲، ۱۰:۳۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده
تف:/
-
نوشتهشده در ۲۷ فروردین ۱۴۰۲، ۱۰:۳۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده
بودجهی فرهنگی دانشگاه رو کی میخوره دقیقا:/
-
نوشتهشده در ۲۷ فروردین ۱۴۰۲، ۱۰:۵۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
کتاب "کمونیسم رفت،ما ماندیم و حتی خندیدیم" درباره حکومت کمونیستی و تاثیرش در اروپای شرقیه و زندگی روزمره ی گره خورده نویسنده با حکومت در سال ۱۹۴۹.
از وقتی کتابو شروع کردم دائما ذهنم درگیره که آدرس مارو کی داده به نویسنده (: -
کتاب "کمونیسم رفت،ما ماندیم و حتی خندیدیم" درباره حکومت کمونیستی و تاثیرش در اروپای شرقیه و زندگی روزمره ی گره خورده نویسنده با حکومت در سال ۱۹۴۹.
از وقتی کتابو شروع کردم دائما ذهنم درگیره که آدرس مارو کی داده به نویسنده (:_Biliifti_
بهترین کتابی که از دراکولیچ خوندم «بالکان اکسپرس» بود ولی چون تمام منابعش یجورایی جز تاریخ شفاهی محسوب میشه خیلی قابل استناد نیست...
میشه گفت واقعی ترینش همین بالکان اکسپرس بود... -
@AmirReza-Bhb
اون صدتا مثه منو و شمارو اذیت میکنه
اینطوری نگاش نکنید ها
گول سید بودن سر ب زیر بودنشم نخورید@Dr-Mahh در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
اون صدتا مثه منو و شمارو اذیت میکنه
در این مورد خود صادق جز شاگردای من بوده....
-
نوشتهشده در ۲۷ فروردین ۱۴۰۲، ۱۱:۱۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده
کی جرئت داره به این جماعت
بگه سر جدت بیخیال شو
️
-
نوشتهشده در ۲۷ فروردین ۱۴۰۲، ۱۱:۱۶ آخرین ویرایش توسط انجام شده
وقتایی که سردرد دارم بوی عطر خودمم حالم بد میکنه
چ برسه به این عطر های سنگین تند:// -
دانشجویان درس خون دانشجویان پیراپزشکینوشتهشده در ۲۷ فروردین ۱۴۰۲، ۱۱:۱۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
سلام مجدد :))
-
دانشجویان درس خون دانشجویان پیراپزشکینوشتهشده در ۲۷ فروردین ۱۴۰۲، ۱۱:۲۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده
تو چه خوش خیالی دختر ،یعنی متاسفم برای خودم چرا آنقدر زود باورم
چرا گاهی اوقات دوست ندارم آزاری به یه مورچه برسه اونوقت اون ... -
دانشجویان درس خون دانشجویان پیراپزشکینوشتهشده در ۲۷ فروردین ۱۴۰۲، ۱۱:۲۲ آخرین ویرایش توسط انجام شده
خدایا زودتر درستش کن ...
-
دانشجویان درس خون دانشجویان پیراپزشکینوشتهشده در ۲۷ فروردین ۱۴۰۲، ۱۱:۲۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
کلی حرف تو دلم هست ولی خیلی هاشو نمی تونم بگم چون بحث های بعدشو می دونم
بنابراین ترجیح میدم همینطوری توی دلم بمونن -
دانشجویان درس خون دانشجویان پیراپزشکینوشتهشده در ۲۷ فروردین ۱۴۰۲، ۱۱:۲۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده
کاش هر چیزی به موقعش براتون اتفاق بیفته
نه زودتر نه دیرتر ... -
احساس خفگی میکنم
-
دانشجویان درس خون دانشجویان پیراپزشکینوشتهشده در ۲۷ فروردین ۱۴۰۲، ۱۱:۲۶ آخرین ویرایش توسط انجام شده
زنگ اخر معلم نداشتیم ،از اونجایی که ۸۰ درصد بچه های کلاس گوشی میارن مدرسه آهنگ گذاشته بودم و گروه ما داشتن ماشین بازی می کردن
دوستم اصلا انگار ترمز براش کاربردی نداره بعد می گفت چرا تصادف می کنم !
من همش هیجان زده می شدم می گفتم ترمز بگیر خو لعنتییییی -
سلام مجدد :))
پرستو بابایی
سلام بر شما.
روز خوش