عاشقان ارباب ...!!!
-
ارباب وقتی میگویی یعنی مولایت یعنی عزیزت یعنی همه چیزت گرچه حتی برده بودنش هم عزت میخواهد عزتی فراتر از ان چیزی که حتی فکرش بکتی وقتی نشانه ای از حسین یافتی مهم نیست چه میگوین این مهم است که حسین وقتی اسمش میاید هوایت بد جور حسینی میشود عاشق باید باشی تا بفهمی ارباب یعنی چه وقتی میگویی حسین یعنی چه عاشق باید باشی .اگر عاشق حسینت هستی باید بی چون و چرا حتی بردگیش را هم بپذیری و ای کاش عزت هماتن برده را هم داشته باشی چه خوب میشود خوب به حرف هایی که میزنیم فکر کنیم.نوکر عاشق توهم حسین /کاش اربعین و عاشورا باشم کنارت.الهی امین.
-
نوکر توهم حسین جان .هروقت هوای دلم طوفان بود ارامم کردی .کاش امسال زائر تو باشم کاش زائرت باشم .
-
-
عالم به ماتم تو حسینیۀ غم است
یعنی که فصل سوک و عزا، فصل ماتم استاز عرش تابه فرش تمام فرشتگان
فریاد می زنند که ماه محّرم استهفت آسمـان پُر است ز گرد عزای تو
چشمـان مهر و ماه ز داغ تو پُر نم استکعبه سیاهپوش عزایت شد و هنوز
شور غمت به سینۀ پُر شور زمزم است
السلام علیک یا ابا عبد الله -
-
شیعیان در سر هواى نینوا دارد حسین
خون دل با كاروان كربلا دارد حسیناز حریم كعبه و جدش به اشكى شست دست
مروه پشت سر نهاد اما صفا دارد حسینبردن اهل حرم دستور جدش مصطفى است
ورنه این بى حرمتى ها كى روا دارد حسینآب خود با دشمنان تشنه قسمت مى كند
عزّت و آزادگى بین تا كجا دارد حسیناستاد شهریار
-
http://www.chadorekhaki.com/?p=25376
امیر دلهای مبتلا ...
السلام علیک یا اباعبدالله .. -
https://dadashreza.com/self-image/
حتمااااااااااااااااااااااااااااااااا یه سر بزنید .. -
-
واقعه کربلا
واقعه کربلا یا واقعه عاشورا، نبرد و شهادت امام حسین(ع) در کربلا، به همراه یارانش در مقابل لشکری از کوفه در روز دهم محرم سال ۶۱ق که برای یزید دومین حاکم اموی میجنگیدند. واقعه کربلا دلخراشترین فاجعه تاریخ اسلام نزد مسلمانان، به ویژه شیعیان است. شیعیان در سالروز آن، مراسم سوگواری بسیار گستردهای برگزار میکنند.
این واقعه با مرگ معاویه (۱۵ رجب ۶۰ق) و شروع حاکمیت فرزندش یزید آغاز شد. حاکم مدینه تلاش کرد از امام حسین برای یزید بیعت بگیرد. حسین بن علی برای گریز از بیعت، شبانه از مدینه به طرف مکه حرکت کرد. در این سفر، خانواده امام، شماری از بنی هاشم و برخی از شیعیان همراه امام حسین (ع) بودند.
امام حسین(ع) حدود چهار ماه در مکه ماند. در این مدت دعوتنامههای اهالی کوفه به دست او میرسید. با توجه به احتمال کشته شدنش در مکه به دست عاملان یزید و نیز دعوت کوفیان، امام روز ۸ ذیالحجه راهی این شهر شد. پیش از رسیدن به کوفه، امام از پیمانشکنی کوفیان و شهادت مسلم - كه وی را برای آگاهی از شرایط کوفه به آنجا فرستاده بود - باخبر شد، و پس از آنکه حر بن یزید راه را بر ایشان بست، به سمت کربلا رفت و در آنجا با لشکر عمر بن سعد روبهرو شد. عبیدالله بن زیاد عمربن سعد را به فرماندهی منصوب کرده بود.
دو سپاه در ۱۰ محرم معروف به روز عاشورا با هم جنگیدند. در این جنگ امام حسین، برادرش عباس بن علی، فرزند شیرخوارهاش علی اصغر و ۱۷ نفر از بنیهاشم و بیش از ۵۰ نفر از یارانش شهید شدند. برخی مقتل نویسان شمر بن ذی الجوشن را قاتل امام حسین دانسته اند. لشکریان عمر بن سعد، با اسبهای خود بر بدن کشتهشدگان تاختند. عصر روز عاشورا سپاه یزید به خیمههای بازماندگان حمله کرد و خیمهها را آتش زد. شیعیان این شب را شام غریبان مینامند. امام سجاد(ع) به علت بیماری درگیر جنگ نشد و زنده ماند و به همراه حضرت زینب و سایر زنان و بچهها اسیر سپاه کوفه شد. سپاهیان عمر بن سعد سرهای شهیدان را به نیزه زدند و به همراه اسیران به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد و از آنجا به شام نزد یزید بردند
هر وقت بتونم میزارم بقیه مطالب رو و اینجا جای بحث هم نیست ...
-
خودداری امام حسین از بیعت با یزید
پس از مرگ معاویه (۱۵ رجب ۶۰ق) از مردم برای یزید بیعت گرفته شد.[۱] یزید تصمیم گرفت از چند تن از بزرگان مسلمانان که دعوت معاویه را برای بیعت با یزید نپذیرفته بودند، بیعت بگیرد؛[۲] به همین دلیل به حاکم وقت مدینه -ولید بن عتبه- نامهای نوشت و او را از مرگ معاویه مطلع ساخت و در نامه بسیار کوتاه دیگری خطاب به ولید نوشت: «از حسین بن علی و عبدالله بن عمر و عبدالرحمن بن ابی بکر و عبدالله بن زبیر به زور بیعت بگیر و هر کس نپذیرفت گردنش را بزن.»[۳] پس از آن، نامه دیگری نیز از طرف یزید آمد که در آن تأکید کرده بود:نام موافقان و مخالفان را برای من بنویس و سر حسین بن علی را نیز با جواب نامه به سوی من بفرست».[۴] ولید با مروان بن حکم مشورت کرد[۵] و سپس عبدالله بنعمرو را به دنبال امام حسین(ع)، ابن زبیر، عبداللّه بن عمر و عبدالرحمن بن ابی بکر فرستاد.[۶]
حسین(ع) به همراه سی نفر[۷] از نزدیکان خود به دارالاماره مدینه رفت.[۸] ولید خبر مرگ معاویه را به امام حسین(ع) داد و سپس نامه یزید را برای او قرائت کرد که در آن از ولید خواسته شده بود از حسین بن علی(ع) برایش بیعت بگیرد. حسین(ع) به ولید فرمود: «آیا تو راضی میشوی که من در پنهانی با یزید بیعت کنم؛ به گمانم هدف تو این است که بیعت من در حضور مردم باشد.» ولید جواب داد: «نظر من نیز همین است.»[۹] حضرت(ع) فرمود: «پس تا فردا به من فرصت بده تا نظر خود را اعلام کنم.»[۱۰]
حاکم مدینه عصر روز بعد از ملاقات حسین(ع)، مأموران خود را به خانه حضرت(ع) فرستاد تا جواب ایشان را دریافت کند.[۱۱] حسین(ع) آن شب را هم مهلت خواست که با موافقت ولید همراه بود.[۱۲] بعد از این مهلتخواهی حضرت(ع) تصمیم گرفت مدینه را ترک کند.[۱۳]