رتبه های تک رقمی کنکور۹۸
-
برای بالارفتن از یک نردبان در هر پله تنها باید به فکر رسیدن به پله بعد بود
مجموع این پله ها خود شما را به اخرین پله خواهد رساند
لازم نیست شا از آغاز درگیر رسیدن به بالای نردبان باشید
کافی است بدانید که بالاخره به انتهای آن می رسیدگرچه منزل بس خطرناکست و مقصد بس بعید
هیچ راهی نیست کان را نیست پایان ، غم مخورپیشرفت مهمه
شاید نشه یه شبه راه صد ساله رو طی کرد اما با پیشرفت های کوچیک کوچیک اما پیوسته و مداوم میشه -
بعضی از متنایی که از جاهای مختلف یادداشت کرده بودم توو دفترچه دوران کنکورم
یه روزی هست اوایل مهر .... میری دانشگاه .... از جلوی دانشکده ای رد میشی که آرزوشو داشتی ..... شخصی رو می بینی که توی جایگاهی هست که تو آرزوش رو داشتی ...... ولی الان تو اون جایگاه نیستی ....
روراست باشیم ....
چرا نیستی ؟ چون تنبلی کردی و نخواستی . و یه چیزی که از اون لحظه شروع میشه به نام جهنم زندگی که هر چقدر آدم بخواد فراموشش کنه نمیتونه چون خودش رو گناهکار می دونه و می دونه که توانایییش رو داشت ولی انجامش نداد .
حتی تصورش هم آدم رو به هم می ریزه ...... -
هر صبح به آن چیزی ارزش می دهید که دوست ندارید برایتان اتفاق بیفتد . انسان ها ذاتا منفی گرا هستند برای همین هر کسی مثبت اندیشی کند موفق می شود .
چرا مثبت اندیش نیستید ؟ چون ترسو هستید . می ترسید که به آنچه دوست دارید نرسید ، فقط می ترسید . می ترسید از اینکه به سمت اشتیاق خود بروید . می ترسید از اینکه برای خودتان بجنگید . از جنگیدن می ترسید
برای همین با افکار منفی خود را قانع می کنید که یک آدم معمولی هستید و باید به هدف های معمولی برسید .
می سوزید ، می بازید ، معمولی می شوید و هدافتان را فراموش می کنید . روز به روز عادی تر می شوید و فرسودگی بر زندگیتان سایه می اندازد . چرا ؟
چون می خواهید وقت کنید شا می خواهید همانطور که اگر می خواستید الان امید و عزت و بزرگی و اوج قدرت را داشتید.
شما تعیین می کنید افکارتان چیست ؟ افکارتان چگونه کنترل می شود ؟ هیچ چیزی در این دنیا وجود ندارد همه چیز فکر ماست ، باید فکر کنید تا خلق کنید . هبچ چیزی وجود ندارد . هر چیزی که می بینید روزی یک فکر و یک هدف بوده اند . همین کامپیوتر یا گوشی روبه رویتان روزی هدف بشر بود . همین اینترنت خواسته بشر بود و وجود نداشت .
شما با فکر خود به هر آنچه می خواهید می رسید . یا فکر می کنید که نالایق هستید پس مطمئن باشید که نالایق می شوید یا باور دارید راهی برای پرواز هست پس پرواز می کنید . یادتان باشد هر شب زباله ها را به کوه های زباله می برند . پس با یک دنیا فکر آشغالی و بی ارزش فقط باید به کوه های زباله بروید و در آن جا جز له شدن و تجزیه و مرگ هیچ چیزی برایتان ندارد . حق ندارید به خود نازک تر از گل بگویید . چطور اگر دوستتان به شما حرف تلخی بزند از او ناراحت می شوید اما خودتان هرچه دوست دارید به خودتان می گویید ؟ یادتان نرود ما با افکارمان فعالیت می کنیم . فکرتان را تغییر دهید .
در نهایت یک سوال می پرسم :
آیا قرار است برای کودک خودتان هر شب قصه ی شنگول و منگول یا کدوقلقه زن را تعریف کنید ؟
یعنی آنقدر همت ندارید که قهرمان زندگی خود باشید و داستان دستاوردهای خودتان را بگویید ؟ پدر و مادری که برای کودکش یک داستان از خودش نداشته باشد واقعا لایق چیست ؟
آیا آن روز را نمی بینید که وقتی کودکتان روبه رویتان می ایستد و می گوید که من هدف زندگی خود را تعیین کردم من می دانم که از زندگی چه می خواهم من شغل دلخواهم را یافتم ..... شما نمی توانید او را به آغوش بکشید و بگویید که فرزندم برای هدفت بجنگ برای رسیدن به خواسته ات تلاش کن مثل من که برای هدفم جنگیدم . نمی توانید بگویید زیرا خودتان برای هدفتان نجنگیده اید . نمی توانید برایش الگو باشید و فقط تنها جیزی که می توانید به او بگویید این است که فرزندم من هم روزی هدفی داشتم و با افکار آشغالی آن را از دست دادم و الان در مقابل تو احساس خواری و ذلت می کنم و می دانم که لیاقت ندارم برای تو حتی یک والد خوب باشم . من حتی نمی دانم که برای رسیدن به هدفت باید چه کار کنی زیرا خودم هر روز با افکار آشغالی زندگی کرده ام و الان یک انسان معمولی هستم و هنوز هم از خود می پرسم که می توانم یا نمی توانم ....
بله شما فقط می توانید راه مزخرف بودن را به او نشان دهید
فقط همین .
پس یا تغییر کنید یا راه مرگ را در پیش بگیرید . که امیدوارم مسیر موفقیت را بیابید و به سرعت آن را بپیمایید -
هر صبح به آن چیزی ارزش می دهید که دوست ندارید برایتان اتفاق بیفتد . انسان ها ذاتا منفی گرا هستند برای همین هر کسی مثبت اندیشی کند موفق می شود .
چرا مثبت اندیش نیستید ؟ چون ترسو هستید . می ترسید که به آنچه دوست دارید نرسید ، فقط می ترسید . می ترسید از اینکه به سمت اشتیاق خود بروید . می ترسید از اینکه برای خودتان بجنگید . از جنگیدن می ترسید
برای همین با افکار منفی خود را قانع می کنید که یک آدم معمولی هستید و باید به هدف های معمولی برسید .
می سوزید ، می بازید ، معمولی می شوید و هدافتان را فراموش می کنید . روز به روز عادی تر می شوید و فرسودگی بر زندگیتان سایه می اندازد . چرا ؟
چون می خواهید وقت کنید شا می خواهید همانطور که اگر می خواستید الان امید و عزت و بزرگی و اوج قدرت را داشتید.
شما تعیین می کنید افکارتان چیست ؟ افکارتان چگونه کنترل می شود ؟ هیچ چیزی در این دنیا وجود ندارد همه چیز فکر ماست ، باید فکر کنید تا خلق کنید . هبچ چیزی وجود ندارد . هر چیزی که می بینید روزی یک فکر و یک هدف بوده اند . همین کامپیوتر یا گوشی روبه رویتان روزی هدف بشر بود . همین اینترنت خواسته بشر بود و وجود نداشت .
شما با فکر خود به هر آنچه می خواهید می رسید . یا فکر می کنید که نالایق هستید پس مطمئن باشید که نالایق می شوید یا باور دارید راهی برای پرواز هست پس پرواز می کنید . یادتان باشد هر شب زباله ها را به کوه های زباله می برند . پس با یک دنیا فکر آشغالی و بی ارزش فقط باید به کوه های زباله بروید و در آن جا جز له شدن و تجزیه و مرگ هیچ چیزی برایتان ندارد . حق ندارید به خود نازک تر از گل بگویید . چطور اگر دوستتان به شما حرف تلخی بزند از او ناراحت می شوید اما خودتان هرچه دوست دارید به خودتان می گویید ؟ یادتان نرود ما با افکارمان فعالیت می کنیم . فکرتان را تغییر دهید .
در نهایت یک سوال می پرسم :
آیا قرار است برای کودک خودتان هر شب قصه ی شنگول و منگول یا کدوقلقه زن را تعریف کنید ؟
یعنی آنقدر همت ندارید که قهرمان زندگی خود باشید و داستان دستاوردهای خودتان را بگویید ؟ پدر و مادری که برای کودکش یک داستان از خودش نداشته باشد واقعا لایق چیست ؟
آیا آن روز را نمی بینید که وقتی کودکتان روبه رویتان می ایستد و می گوید که من هدف زندگی خود را تعیین کردم من می دانم که از زندگی چه می خواهم من شغل دلخواهم را یافتم ..... شما نمی توانید او را به آغوش بکشید و بگویید که فرزندم برای هدفت بجنگ برای رسیدن به خواسته ات تلاش کن مثل من که برای هدفم جنگیدم . نمی توانید بگویید زیرا خودتان برای هدفتان نجنگیده اید . نمی توانید برایش الگو باشید و فقط تنها جیزی که می توانید به او بگویید این است که فرزندم من هم روزی هدفی داشتم و با افکار آشغالی آن را از دست دادم و الان در مقابل تو احساس خواری و ذلت می کنم و می دانم که لیاقت ندارم برای تو حتی یک والد خوب باشم . من حتی نمی دانم که برای رسیدن به هدفت باید چه کار کنی زیرا خودم هر روز با افکار آشغالی زندگی کرده ام و الان یک انسان معمولی هستم و هنوز هم از خود می پرسم که می توانم یا نمی توانم ....
بله شما فقط می توانید راه مزخرف بودن را به او نشان دهید
فقط همین .
پس یا تغییر کنید یا راه مرگ را در پیش بگیرید . که امیدوارم مسیر موفقیت را بیابید و به سرعت آن را بپیمایید -
شاید مهمترین پستی ک تا حالا گذاشتم!!!
بلد نیستیم زندگی کنیم...
کلاس اول ک بودیم ترس معلم و امتحان و املا و مدرسه و...
راهنمایی مزیدش شد،دبیرستان نهایی و کنکور، فردا دانشگاه مشروط نشدن و...پس فردا دغدغه کار و...
ب پدر یا مادرت بگی بهترین روزات کی بودن؟یساعت فک میکنن نهایتش چندتا بگن!
اما کجاس اونی ک بگه همه ی روزام خوب بودن بجز حالا چندتا ک اونم باعث قدردانی بیشترم شد!
زندگی کردن منتظر روزای خوب موندن نیست!
لذت زندگی مثل مرداب اروم بودنش نیست!
اینکه بتونی الان وسط تموم موج سختی هات از ی نفس عمیقت و زنده بودنت و تلاش کردنت لذت ببری:)
الکی بر همه چیز نپیچی و...
الان نگاه اکانت چند نفر کردم یسری پست دیدم ادمایی ک اوقات خودشون رو تلخ کردن از اوهام ها،از حرفای ک هیچوقت هیچ تاثیر واقعی رو زندگیشون نداره!
من خودم هزاران بار شاید خدافظی کردم یا اکانت جدید زدم،هروقت حال دلم رو خوب کنه اینکار بازم میکنم،
'چ اهمیتی داره قضاوت تویی در مورد من ک هیچ تاثیری رو زندگیم نداری در مقابل دل خودم ک روزها همدمم خواهد بود؟!'
و همچنین من واسه تو،ی روز ب یکی گفتم تو باید گربه ی سرکوچتون رو ب من ترجیح بدی و این ی حقیقته دنیای "مجازیه"!
در احساست الکی ندمیم!چرا از سختی هات لذت نمیبری،از اینکه وسط چالش هایی و میجنگی از اینکه تن به قضا ندادی ک هرطرف کشیده شی!چرا از زنده بودنت لذت نمیبری با وجود تموم مشکلاتت...
بگذریم از این موضوع و به ی معضل وحشتناک اشاره کنم،میکن ک
مه از آن نور یافت ک از شب نرمید!!!
هیچوقت جا نزن !حتی اک شب قبل کنکور بود!من در زمینه کنکور موفقیتی نداشتم ک حرفم سندی باشه ولی اگ روزی موفق شم توی این باره خیلی حرفا هست!
تغییر تدریجیه!اینیکه مثلا تو تصمیم گرفتی عوض شی و امروزو ۱۲ ساعت خوندی فردا خوابت برد تا ۱۰!فک نکن همه چی تمومه! و بگی ؛نه من ی بدبختم و هیچی نمیشم و...
این ی بخش از فراینده نترس ادامه بده،تو همش سه ساعت نهایت چهارساعت روز رو از دست دادی،منطقی نیست بزنی زیر بقیش!!!
توی تاریخ انگشت شمارن ادمایی ک ی دفعه تغییر کردن و تا اخر بی خطا رفتن...
بعد تغییر تازه شروع میشه،باید سعی کنی از خطا ها دور شی دائم و روش های جوابده رو انتخاب کنی!تو دیگ بزرگ شدی مثل بچه ها تصمیم نگیرموضوع بعد؛فرض کن با هزار پارتی و.. بردنت پیش قدرتمندترین مقام کشور و میگن ی چیزی بخواه ،چی میخواهی؟!
ی لحظه گوشیتو برعکس کن بعش فک کن بعد بیا پایین...
.
.
.
چرا دنبال اونطور شخصی هستی وقتی قدرتمند تر از او بی واسطه منتظر توعه؟!مهربانترین و بخشنده ترین!چرا با کسی ک تموم جهان و قدرت ها دستشه حرف نمیزنی؟!چرا از دردات نمیگی باش؟!چرا ی شب باهاش خلوت نمیکنی از خدا بخوای اونچه رو ک میخوای،از دلت بگی و...
دعا کن،و ارادتو در جهتش پیش ببر به هرچه ک بخوای میرسی و هرچی ک بهترینع:)موضوع بعد؛نذار واس زندگیت قانونای زندگی خودشون رو بذارن!
نمیدونم این پست رو کی میخونی ولی اینکه مثلا از الان دیگ دیره بخونی واسه رتبه برتر شدن و به فلان رشته و ... فک نکن و..
تو فرمول تابع ضرب ریاضی نیستی ک ورودی ۲ دوتا بدن حتما چهارتا بدی!یکی نیم میده یکی هزار میده!خودت قوانین زندگیتو بنویس!
در مقابلم مثل این پستای انگیزشی الکی خوش نباش ک همه چی حله و... نه!تا روزی ک نتیجه ت رو ندن دستت هیچی معلوم نی!تو باید max تلاشتو بذاری!موضوع بعد؛مقایسه کن اما درست!
اگ من الان «یهویی »بیام برم باشگاه و شب اول بگم میخوام مثل قهرمان وزنه برداری وزنه بزنم،اون تونسته چرا من نتونم،خب معلومه نمیشه یا اسیب میبینم!
اونی ک مثلا ۵ ساعت میخوابه ۱۵ ساعت درس میخونه پدرش دراومده تا ب اینجا رسیده!ده ها بار شکست خورده و...
انتظار نداشته باش بار اول مثل اون بزنی،اما با«تداوم»میشه ب همه چی رسید!موضوع بعد؛
بنظرت رتبه یک الان چیکار میکنه؟!به اون فک کن!هر تصمیمی میگیری اونو بیار جلو چشمت!به نظرت اون الان میره تلویزیون سه ساعت نگاه کنه؟!
اگ از اون ادم خیالی ولی واقعی بهتر عمل کنی تو...
نترس!به نوک فک کن!سعی کن بی نقص حرکت کنی!قوی!با دقت !زیرکانه! -
چند روز پیش تصمیم گرفتم همین 6 ماه مونده رو کلا فضای مجازی نیام(ازونجایی که آدم باجنبه ای نیستم و وقتی میام انجمن قشنگ یه 3-4 ساعتی باید بشینم گپ بزنم :|
)
یه اینستا نصب کرده بودم که بی استفاده بود،پاکش کردم
یه تلگرام که خودش پاک شد:/دستو پا داره
و اینجا هم که رمزو تغییر دادم
روز اولی که میخواستم بنویسم ساعت مطالعه مو،مهمون اومد و فلان کلا شد 4:30 !
روز بعدش تا عصر 6 ساعت خوندم بعدش هیچی
همونموقع یه برنامه نوشتم خیلی دقیق،مثلا دینی کدوم آیه ها،زیست کدوم قسمت با چند تا تست و...
فرداش همون مباحثی که نوشته بودمو خوندم،شبشم نوشتم ساعتمو دیدم 12 شده...
وقتی میخواستم بخوابم خیلی خوشحال بودم،مطمئنم همتون حداقل یه بار این حسو تجربه کردین.
به قول پستِ قبلی منم در زمینه ی کنکور موفقیتی نداشتم که بیام بگم فلان کارو کردم و بهمان و بیسار:/ ولی همین یه تیکه رو میخواستم بگم که [اگه ساعت مطالعهمون پایینه یا هر چی،برناممون رو دقیق بنویسیم که مجبور باشیم اجراش کنیم]شاید به دردتون خورد(: @زمستان
بازم میخوام همون تصمیم چند روز پیشمو بگیرم،باشد که موفق عمل کنم:D
همین دیگه(: -
طرح لبخند سال تحویل۹۸:)
(تا اخر بخونید)من حقیقتش دیگ اعتقادی ب متن های انگیزشی طولانی و... ندارم(روی این حرف ب پست های قبلی خودمم هست)...یک دقیقه فک کنید ببینید چه چیزی الان شما رو میتونه وادار به حرکت کنه،و فقط اون جمله یا کلمه رو دائم تکرار کنید و هر روز قویترش...
مثلا یکی«تصور لحظه ی دادن کارنامه و خوشحالی خود و پدرمادرش»
یکی اسم ی دانشگاع برتر«مثل شهید بهشتی»
یکی خوشش از دوران دانشجویی و «برنامه های ک بعد کنکور واسه خودش داره»
یکی ب لذت «رتبه برتر شدت و درصدای ۹۰ و صد»
و...
ی جمله اختصاصی خاص خودتون پیدا کنید و اونو دائم تقویت کنید...
اینطور کمتر وقتتون گرفته میشه و ی انگیزش دائم دارید.
اونی ک ملاک برتر شدن هست درجه اول شجاعت و جسارته،شاید مثلا اگر من جای رستگار رحمانی میبودم اون سال خب میگفتم ی ۱۰۰۰بیارم کافیه اما جسارتشو داشت و مثل رتبه برترا خوند. و شد!
ادما وقتی توی تنگناها قرار میگیرن نگاه گذشتتشون میکنن،ی عده میگن خب من قبلا فلان کارو کردم اینبارم موفق میشم،ی عده هم هیچی ندارن میکشن کنار بعضیاشون!
اما اگ جز اونایی ک توی تاریخ گذشتت موفقیت شگفتی از خودت ندیدی تا کی میخوای نبینی؟!به هرحال هر ادم موفقیتی ی بار اولی داشته!موفق ک زاده نشده!!!
یجایی شروع کرده رقم زده موفقیت هاشو!
میتونی فک کنی توهم به رتبه شدن!به برتر شدن!ترس و فکر نکردن مانع حرکته....
من فک میکنم صفر صفری اصلا!
همه ی ما میدونیم اسمون زمینه حرف و عمل ولی این ۷۰+۹۰ روز ک تا کنکور مونده،اگ روزی نصف درس دینی بخونی تا عید تموم میشه!اگ روزی یک درس ادبیات بخونی تا قبل از ادیبهشت تموم شده!فقط روزی نیم ساعت خارجه بخونی و ۱۵کلمه حفظ کنی تا روز کنکور بالای ۲۴۰۰کلمه حفظ کردی ،ک میتونه این تایم تایم بعد ناهارت یا وقتای مرده ی روز باشه.و همینطور واسه عربی !تو میتونی با تقریب روزی ۴ ساعت عمومی با بازده خوب خوندن تا اخر فروردین نهایتش همشونو تموم کنی!و درصدای بالای ۷۰ بزنی!
روزی ۵ صفحه زیست بخونی روزی ک سال تحویل شه تو فقط زیست سومت مونده!یعنی میتونی پیش و سال اول خونده باشی!بالای ۶۰ درصد مطالب کنکور!
تو هر ده روز ی فصل شیمی بخونی لحظه ای ک عید شه تو فقط شیمی دومت مونده ک غالبا حفظیه و توی ی ماه تمومه!
تو اگ هفته ای ی فصل فیزیک و ریاضی بخونی،همین ماجرا ها تکرار میشه!
این روزا موسسه های کنکوری شگرد عوض کردن!بشدت دارن سخت نشون میدن کنکورو ک نشون بدن مثلا بدون اونا چیزی نمیارید!اما حقیقت اینه عمده ی رقابت زیر درصد های ۶۰هست!یعنی کارنامه ی زیر زتبه ش شده...حدس بزن!
دینی ۴۸
ادبیات ۸۰
خارجه ۹۰
عربی۹۰ریاضی ۷۳
فیزیک۷۳
شیمی۷۵
زیست۸۴رتبه ش شده ۱۱۱ منطقه ۲ و الان داره شهید بهشتی میخونه!
یا این؛(به همون ترتیب درسا)
۶۹
۸۴
۹۴
۷۶۶۰
۶۷
۸۰
۸۶رتبه این شده ۷۰ منطقه ۲!
(معدل هیچکدوم هم بیست نبوده!)
میخوای بهونه بیاری یا نه!ولی بدون الان همه چی امادس و تنها مانع مقابل خودت خودتی!!!!و تنها عامل برد هم خودنی!
کمال گرایی مانع حرکته میشه،با هرچه دارید شروع کنید،فقط حرکت کنید به مرور اونچه ک لازمه بدست میارید،بنظرم اونچه ک لازم بودع تا حالا گفته شده ما بقیش دیگ زیادی گفتنه،ی عامل انگیزه پیدا کنید و متوقف نشید تا روز کنکور،از عوامل ،دوستا و ادمایی ک فاز شما رو از درس دور میکنن دوری کنید...غالب ما الان ی هدف واسه بیدار شدن بیشتر ندارید اونم درس خوندن،پس الکی درگیر فضای مجازی،تلویزیون،سیاست و کتابای فلان و فیلم و مهمانی و دوست بازی و..نشید ک اینا هستن تا شما کنکور بدید بعدا از خجالتشون درمیاید!
حلقه ی گمشدتون رو پیدا کنید!هروقت نهایت تلاشو کردید به نهایت سختی رسیدید میفهمید زمان چقدر کند میرع واستون تا پیروز شید،هروقت به نهایت خستگی رسیدید القا میشه بهتون رتبه شدن ،نه وضع بخور بخوابه الانت!!!
سخته اسون نیست ولی می ارزه!تا نسوزد برنیاید بوی عود
پخته داند کاین سخن با خام نیست -
اگه بهترین نشد باشی
قَدِ یه رقیبِ محکم باش
زیر برف کهنه ی تاریخ مثه یه کتیبه،محکم باش
قبل لحظه ای که عاجز شی
همه لحظه ها رو عاجز کن
تو که گاز می خوری آخر
لا اقل یه سیبِ محکم باشدرِ انتخابو روت بستن
عَوضی نشوندنت اما
پشت این عبارت جبری مثه یه ضریبِ محکم باش
واسه آدمای تکراری
تازه تر نمیشه صحبت کرد
تو رو که عجیب می دونن
اَقلاً عجیبِ محکم باشخون واژه هاتو می ریزن
تا تو هم شبیه اونا شی
رو به این گروه خوناشام
شکل یه صلیبِ محکم باش -
این ی اصل فراگیر شده ک؛
دانش اموز کنکوری تابستان فک میکنه رتبه ی یکه!پاییز ک میرسه میگه حالا یک که نشد ولی تهرانو میارم!زمستون میگ از الان میخونم خوب شهر خودمو میارم!عید ک میشه میگ؛مهم رشته ایه ک دوس دارم حالا هرشهری ک باشه،و تیرماه فقط گریه و بغض و افسوس!کنکور رو ک داد اگ تجربی باشه باز این چرخه رو تکرار میکنه : |
اصلا خودتون نگاه کنید،تاپیک های این روزا همش دانشگاه های خوب و رتبه های خوبه،تاپیکهای عید همش میشه؛
از الان شروع کنم میرسم؟!
ما میخواییم تیرماه رو الان ببینیم...ک تا چشم بهم بزنیم البته میرسه.
انجمن واسه امثال ما کنکوریا ک از صبح تا شب توی ی اتاقن با ی مشت شی بی جان میگذرونن خیلی خوبه به نظرم اما با شرط مدیریت شدنش!
خدافظی فایده نداره نه به این معنی ک ارادش نباشه یا فک کنی ضعیفی،نه اصلا،طبیعیه ادم نیاز داشته باشه به حرف زدن با کساایی ک موقعیت خودشو دارن،و واسه ما کنکوریایِ محروم از مهمانی و...این خلع رو پر کنه
اما خب عکسش هم،یعنی زیاد بودن اینجا هم میتونه ویران کننده باشه!
در این راستا نظرتون چیه
دو تایم نیم ساعتی،توی روز مشخص کنید،واسه اومدن به تودلی و...
خوبیش اینه سرتایم میاییم،مدیریت میشه،همه هست اونوقت و شادترم هست.
...اگ دوست دارید جز این گروه باشید ک سر تایم خاص بیایم باهم،حظورتون رو فقط با پیشنهاد دو تایم نیم ساعته
(مثلا یک تا یک و نیم)و(یازده و نیم تا دوازده شب)مشخص اعلام کنید،وگرنه حرفای دیگ مثل نصیحت کردن و ...واسه خودتون نگه دارید مرسیتایمی ک بیشترین لایک رو خورد اونو انتخاب میکنیم!،پست تایمی رو لایک کنید ک بیشتر موافقشید نه مثلا این همیشه لایکم کرده لایکش کنم😐
-
این ی اصل فراگیر شده ک؛
دانش اموز کنکوری تابستان فک میکنه رتبه ی یکه!پاییز ک میرسه میگه حالا یک که نشد ولی تهرانو میارم!زمستون میگ از الان میخونم خوب شهر خودمو میارم!عید ک میشه میگ؛مهم رشته ایه ک دوس دارم حالا هرشهری ک باشه،و تیرماه فقط گریه و بغض و افسوس!کنکور رو ک داد اگ تجربی باشه باز این چرخه رو تکرار میکنه : |
اصلا خودتون نگاه کنید،تاپیک های این روزا همش دانشگاه های خوب و رتبه های خوبه،تاپیکهای عید همش میشه؛
از الان شروع کنم میرسم؟!
ما میخواییم تیرماه رو الان ببینیم...ک تا چشم بهم بزنیم البته میرسه.
انجمن واسه امثال ما کنکوریا ک از صبح تا شب توی ی اتاقن با ی مشت شی بی جان میگذرونن خیلی خوبه به نظرم اما با شرط مدیریت شدنش!
خدافظی فایده نداره نه به این معنی ک ارادش نباشه یا فک کنی ضعیفی،نه اصلا،طبیعیه ادم نیاز داشته باشه به حرف زدن با کساایی ک موقعیت خودشو دارن،و واسه ما کنکوریایِ محروم از مهمانی و...این خلع رو پر کنه
اما خب عکسش هم،یعنی زیاد بودن اینجا هم میتونه ویران کننده باشه!
در این راستا نظرتون چیه
دو تایم نیم ساعتی،توی روز مشخص کنید،واسه اومدن به تودلی و...
خوبیش اینه سرتایم میاییم،مدیریت میشه،همه هست اونوقت و شادترم هست.
...اگ دوست دارید جز این گروه باشید ک سر تایم خاص بیایم باهم،حظورتون رو فقط با پیشنهاد دو تایم نیم ساعته
(مثلا یک تا یک و نیم)و(یازده و نیم تا دوازده شب)مشخص اعلام کنید،وگرنه حرفای دیگ مثل نصیحت کردن و ...واسه خودتون نگه دارید مرسیتایمی ک بیشترین لایک رو خورد اونو انتخاب میکنیم!،پست تایمی رو لایک کنید ک بیشتر موافقشید نه مثلا این همیشه لایکم کرده لایکش کنم😐
-
این ی اصل فراگیر شده ک؛
دانش اموز کنکوری تابستان فک میکنه رتبه ی یکه!پاییز ک میرسه میگه حالا یک که نشد ولی تهرانو میارم!زمستون میگ از الان میخونم خوب شهر خودمو میارم!عید ک میشه میگ؛مهم رشته ایه ک دوس دارم حالا هرشهری ک باشه،و تیرماه فقط گریه و بغض و افسوس!کنکور رو ک داد اگ تجربی باشه باز این چرخه رو تکرار میکنه : |
اصلا خودتون نگاه کنید،تاپیک های این روزا همش دانشگاه های خوب و رتبه های خوبه،تاپیکهای عید همش میشه؛
از الان شروع کنم میرسم؟!
ما میخواییم تیرماه رو الان ببینیم...ک تا چشم بهم بزنیم البته میرسه.
انجمن واسه امثال ما کنکوریا ک از صبح تا شب توی ی اتاقن با ی مشت شی بی جان میگذرونن خیلی خوبه به نظرم اما با شرط مدیریت شدنش!
خدافظی فایده نداره نه به این معنی ک ارادش نباشه یا فک کنی ضعیفی،نه اصلا،طبیعیه ادم نیاز داشته باشه به حرف زدن با کساایی ک موقعیت خودشو دارن،و واسه ما کنکوریایِ محروم از مهمانی و...این خلع رو پر کنه
اما خب عکسش هم،یعنی زیاد بودن اینجا هم میتونه ویران کننده باشه!
در این راستا نظرتون چیه
دو تایم نیم ساعتی،توی روز مشخص کنید،واسه اومدن به تودلی و...
خوبیش اینه سرتایم میاییم،مدیریت میشه،همه هست اونوقت و شادترم هست.
...اگ دوست دارید جز این گروه باشید ک سر تایم خاص بیایم باهم،حظورتون رو فقط با پیشنهاد دو تایم نیم ساعته
(مثلا یک تا یک و نیم)و(یازده و نیم تا دوازده شب)مشخص اعلام کنید،وگرنه حرفای دیگ مثل نصیحت کردن و ...واسه خودتون نگه دارید مرسیتایمی ک بیشترین لایک رو خورد اونو انتخاب میکنیم!،پست تایمی رو لایک کنید ک بیشتر موافقشید نه مثلا این همیشه لایکم کرده لایکش کنم😐
-
بهت یه فرصت دیگه داده شده و این آخرین فرصته .....اینا نصیحت نیست کار از وصیت گذشته ....
وقتی یه تست میتونه رشته و دانشگاهتو عوض کنه چرا وقتتو تلف می کنی ؟!!
فرقی نمیکنه که کنکور چندمته که میخوای بدی کنکور اول دوم سوم یا نه
اگه استفاده کردی این 5 ماه و چندهفته باقی مونده رو که نتیجش هم گوارای وجودت ولی اگه نه دیگه کنکور نظام قدیم دیگه ای نیست که بخوای بدی دیگه قلم چی و هیچ آزمون دیگه ای نظام قدیم نیست دیگه اگه یه درصد هم موندی باید کتابای نظام جدیدو بخونی که هیچ آشناییتی باهاش نداری
مهم نیست که چقد فرصت مونده کم مونده یا زیاد یا هرچی ، نمیتونی 5 ماه رو تبدیل به 7 ماه کنی اما میتونی کیفیتشو بیشتر کنی شاید مهمترین کنکور این دهه همین امسال باشه شرایط به قدری حساسه که هنوزم وضعیتش مشخص نیست که قراره چی بشه اگه قوی باشی که خیالت راحته که به هدفت می رسی ولی این وسط متوسط ها و ضعیف ها ضربه میخورن
اگه میخوای برای یه رشته خوب پشت کنکور موندی باید خیلی بیشتر از اینا تلاش کنی باید قید یه سری تفریحات رو بزنی هرچیزی بهایی داره و با راحتی و آسایش و خوش گذرونی و در کنار تفریحات دیگه شاید نشه بدستش آورد
بعد کنکور هم میشه از هر دری حرف زد میشه بعد کنکور هم میشه با دوستای دبیرستانت بری بیرون گردش میشه فیلم دید میشه سریالا رو دنبال کرد اما اگه بعد کنکور 15 ساعت هم درس بخونی تاثیر چندانی توو آیندت نخواهد داشت چون کنکور دادی رفته دیگه
الان میتونی برگردی سر جلسه کنکور 97 ؟
نمیتونی چون زمانی که رفت دیگه نمیشه برگردوند پس قدر زمان الانتو وضعیت الانتو بدون
دوستایی دارم که آرزوشونه جای تو باشن و بتونن یه بار دیگه کنکور بدن اما در هر صورت 98 نمیتونن روزانه برن
حداقل اگه دلت برای خودت یه درصد هم نمیسوره برای جوونیت برای این 12 13 سال که پای درس گذاشتی حالا مدرسه رفتی پشت کنکور موندی یا هر چی ،
به پدر مادر یا خانوادت فک کن که چشم امیدشون به توئه به اینکه نمیخوای دوباره از خودت ناامیدشون کنی به اینکه نمیخوای دوباره رتبه کنکورتو روت نشه بهشون بگی به اعلام نتایج که بعدش بیای و با افتخار و سربلند به همه بگی به هدفت رسیدی
بهونه ها رو بذا کنار .........
همش 5 ماست همش همینه برای بار آخر تلاش کن ..... ثانیه هاتو بشمار و قدرشو بدون .......
دیگه نظام قدیمی نیست .... -
من واسه جبران نقص یا خودگول زنی این تاپیکو نزدم!!!
(اول از همه قبل این از بچه ها،واسه حال بد امروزم معذرت خواهی میکنم)
ما هم بشریم!!!
ما ابرقهرمانای افسانه ای ،یا ربات های برنامه ریزی شده نیستیم ک همیشه بی نقص بریم،ی جاهایی ادم میبره!دوس داد بزنی بسه،دوس داری ی دفعه همه چی تموم شه و بری چندماه بعد،دوست داری گاهی یکی بیاد دستتو بگیره و تو رو از تموم مشکلاتت بیاره بیرون!
و حس چند روزه ی من بود،بخصوص امشب!اما حقیقت اینه ک کسی نمیاد و این خودتی م درنهایت باید ب پاهای خودت اتکا کنی و پاشی!
من سال ۴میه ک میخوام کنکور بدم،فشار اطرافیان،خود ادم،پسر بودن و سن بالا و هنوز هیچ و...
بوده از روزایی ک همه چیم رو باختم،و دیگ نه خودم واسم مهم بوده نه کسی،بوده از روزایی ک هرکی هرچی خواسته بهم گفته و مجبور بودی بگی اره حق با توعه،
از روزای داشتم ک تا۱۷ هیجده ساعت خوندم،تا روزایی ک حتی دوس نداشتم فک کنم بدرس،از روزایی ک دوس داشتی آب شی بری تو زمین تا صبحت طلوع نشه تا روزی ک از ته دل بخودت افتخار کردی،از روزایی با احساس گناه تا روزای با خوشحالی،از روزایی با تموم حس سرزنش تا روزای غرورامیز...هزارن فراز هزارن نشییب!هزاران اتفاق و...
من سال قبل رتبم حدود ۷۰هزار کشوری!(۳۴هزار منطقه بوده)!!!
و هزاران حرف و تجربه دیگ ک قابل گفتن نیست اینجا!!
اونی ک سال اولشه فقط داره واسه موفقیت میجنگه،اما یکی مثل من داره با هزار چیز میجنگه،اونم در نهایت تنهایی...
گذشته ای ک داره بهش شکستو القا میکنه ک این همه باختی باز ممکنه....
ادمای اطرافش ک دیگ بهش اعتماد ندارن و اونام ب ی نحو القا میکنن...
خلاصه از بقال سرکوچه تا نقال درون!!!
من اینا رو گفتم ک بگم تموم حس های بدتو درک میکنم!چون خودم اغلبشون رو تجربه کردم...
میگن ک مشکلات ادمو قوی میکنه،احساس ک این چیزا رو نمیشناسه!!من وقتی این تاپیکو زدم توهم نزدم!!!
یا ک مست باشم!!!انقدرم توی این راه باختم و ادمای مختلف رو دیدم ک تشخیص بدم واقعیت رو با جوگیر شدن رو!!!
انقدرم تجربه دارم ک بدونم این حرف چقدر سنگینه و چقدر برنامه و تلاش میخواد و ی شوخی نیست!!!
من از تو نمیخوام ک به نوک فکر کنی!!!اگ کف دره ای فعلا به خروجش فک کنی!!!یا اگ رسیدی بالای دره بعد به نوک فک کنی و...
نه هیچی نمیخوام!!!من توی جایگاهی نیستم اصلا بخوام درمورد تو حرفی بزنم،یا راهی بدم،وقتی خودم سراسر شکستم...فقط میخوام حقتو بگیری!!!
و جایگاتو بشناسی!!!تا بودم تلاشم این بود لبخندی رو لبی بیاد ب هرقیمت،پست بعدی من بعد کنکوره به شرط عمر،یا هیچوقت...
خدانگهدار هممون -
بسه بدبختی! بسه نداری!بسه نرسیدن!بسه شوخی فرض کردن حرفا! باباااااا زندگی واسه آدم جدیاست. کدوم آدم موفقی رو میشناسین که جدی نبوده باشه؟ کدوووم آدم موفق؟
قرار نیست حتما فلان تاریخ باشه، خودتون فیکش کنید! شش ماه عقب بکشین یا جدی تر بگیرید و نزدیکتر ببینید.
اگه لیوان خالی نباشه شما تصمیم به پر کردنش نمی گیرید.
چیزی بیارید که تا حالا نبوده
کاری بکنید که تا حالا نکردید
انتخاب با شماست
تصمیم بگیرید
http://s8.picofile.com/file/8348842300/video_9_.mp4.html -
من ایمان دارم که زندگیم حد و مرزی ندارد
دلم می خواهد تو نیز، صرف نظر از دشواری های زندگیت،
چنین احساسی داشته باشی، ما همسفریم در آغاز سفرمان،
لطفا قدری درنگ کن
و درباره تمامی محدودیت هایی فکر کن که بر زندگی خویش تحمیل کرده ای
و یا به دیگران اجازه داده ای بر زندگیت تحمیل کنند
اکنون به این بیندیش که رهایی از این محدودیت ها چه حس و حالی دارد
زندگی تو چگونه می بود اگر همه چیز برایت ممکن می شد؟
“من معجزهای را که از خداوند طلب میکردم، خودم در زندگیام رقم زدم”
-
%(#893cd6)[خواستن داریم تا خواستن،]
یکی می خواد و فقط می خواد
یکی می خواد و فقط شروع میکنه
یکی می خواد و تا نصفه راه میره
یکی می خواد و تا تهش میره و میرسه و تمام
یکی می خواد و تا تهش میره و میرسه و دوباره شروع خواستن
خواستن داریم تا خواستن
اگه جزء دسته های 4و 5 نبودین نگران نباشین، چون جامعه به انواع شغل ها نیاز داره()
-
|مثلا ساعت ۹ شب! مثلا یک پشت کنکوری!
در این فکر بودم که این متن را در قالب یک داستان بنویسم تا به دل بنشیند. راستش را بخواهید داستان به این شکل شروع میشد که یک فارغ التحصیل (یا به اصطلاح رایج یک پشت کنکوری) پشت میز مطالعه نشسته و در حال مطالعه است. البته فکر میکند در حال مطالعه است. فی الواقع در حال فکر کردن است. قرار بود فکرهایی که در ذهن یک فارغ التحصیل (یا به اصطلاح رایج یک پشت کنکوری) میگذرد را بر صفحه کاغذ (اگر بخواهیم دقیقتر باشیم صفحه لپ تاپ) بنگارم تا شما بخوانید و بدانید که آنچه در ذهن شما می گذرد با آنچه در ذهن سایر فارغ التحصیلها (یا به اصطلاح رایج پشت کنکوریها) می گذرد چقدر شباهت دارد. اما به نظرم کاری بیهوده آمد! چرا؟! چون گفتهاند و شنیدهاید و بارها گفتهاند و بارها شنیدهاید! آنچه در ذهن یک فارغ التحصیل (یا به اصطلاح رایج پشت کنکوری) که میخواهد در کنکور سال ۹۸شرکت کند میگذرد شباهت عجیبی دارد به آنچه که در ذهن فارغ التحصیلهایی (یا به اصطلاح رایج پشت کنکوریهایی) که سال های قبل کنکور داده اند گذشته است. افکار مشابه است. نویسنده خود تجربه پشت کنکور بودن را ندارد ولی نوشتهها و گفته های فارغ التحصیلها (یا به اصطلاح رایج پشت کنکوریها) را خوانده و شنیده است. عجیب نیست که افکاری که در ذهن آنها می گذشته به یکدیگر شباهت داشته باشد. آنچه عجیب مینماید آن است که برخی از آنها موفق شده اند ولی برخی طعم شیرین موفقیت را آنچنان که خود دوست داشته اند نچشیدهاند! افکارشان که مشابه بوده است پس چه چیز این تفاوت را رقم زده است؟ به دنبال تفاوت گشتهام.
فکر می کنم تفاوت را یافتهام. تفاوت در نحوه برخورد آنها با افکاری بوده است که ذهن آنها را مشغول میداشته است. (راستی میدانی چرا گفته ام مثلا ساعت ۹ شب؟ دلیلش را خواهم گفت!) تفاوت در اجازه دادن به افکار برای ایجاد مشغولیت ذهنی و ربودن فرصت هرگونه فرصت مطالعه یا اجازه ندادن به آن افکار و در عوض فرصت خود را صرف مطالعه کردن و همت خود را صرف تلاش کردن برای موفقیت. تفاوت در آن بوده است که گروهی گفتههای اطرافیان را مهم شمرده و تلاش خود را در آن جهت به کار بسته که جواب آنها را بدهند و ذهن خود را ناخودآگاه درگیر آنان کرده ولی گروهی دیگر تلاش خود را به جهتی دیگر سوق دادهاند. گروه دوم تلاش کردند بدون درگیر کردن ذهن خود درس بخوانند و صد البته که گفته های دیگران را بی جواب نگذاشتند. جواب گفتههای دیگران را با عمل خود دادند. گروه دوم دیگران را به سکوت وادار کردند. اما چگونه؟ به هنگام موفقیتشان در کنکور دیگر مجالی برای اطرافیان باقی نگذاشتند و با عمل خود به آنها نشان دادند که گفته هایشان حقیقت نداشته است. اما گروه اول هیچ گاه نتوانستند دیگران را به سکوت وادار کنند. چرا که مشغولیت ذهنیشان مانع از این شد که توانایی خود را در موفق شدن نشان بدهند و همه میدانیم که «دو صد گفته چون نیم کردار نیست».
فارغ التحصیل عزیزی که در حال خواندن این نوشته هستی انتخاب با خود توست که جزء کدام گروه باشی. راستی گفتهام فارغ التحصیل و نگفتهام به اصطلاح رایج پشت کنکوری!! کلمه پشت کنکوری در نظر من معنایی منفی را در ذهن تداعی میکند. انگار که کسی در پشت جایی مانده است و نمیتواند از آن عبور کند. البته این کلمهای است که در اصطلاح رایج به کار میرود و من نمیخواهم آن را به کار ببرم. اما اینکه دیگران میگویند پشت کنکوری و تو دوست نداری که پشت کنکوری باشی باید دست به انتخاب بزنی! اگر تاکنون عدم موفقیت در کنکور قبلی را به این تعبیر کردهای که من توانایی موفق شدن ندارم یعنی اینکه پذیرفتهای که یک پشت کنکوری هستی. اگر بخواهی دست به انتخاب بزنی بهترین انتخاب تغییر نگرش است. اگر من به جای تو بودم خودم را فارغ التحصیلی با تجربهی شرکت در کنکور مینامیدم. و تجربه داشتن چقدر زیباست. تجربه زیباست است اما اگر از آن درسی آموخته شود. درسی که تجربه به ما می آموزد آن است که اشتباهات خود را بار دیگر تکرار نکنیم. البته که تجربه هزینه هم دارد. هزینه چنین تجربهای این است دیرتر وارد دانشگاه میشوی. اما این هزینه اگر منجر به موفقیت در کنکور امسال شود قطعا ارزشش را داشته است.یک فارغ التحصیل به اطرافش که نگاه میکند دوستان خود را میبیند که وارد دانشگاه شدهاند ولی خود در حال مطالعه همان دروس دبیرستان است. خب سخت است و شاید طاقت فرسا! ولی گذشته قابل تغییر نیست و چه بسا که برای موفقیت در آینده لازم بوده است چنین هزینهای را در گذشته بپردازی. شاید حسرت این را بخوری که ای کاش سال قبل تمام تلاشم را کرده بودم. اما اکنون تجربهای داری که میدانی باید بدون وقفه تلاش کنی. اگر تجربهات را به کار بگیری و تلاشت را به کار ببندی تابستان سال ۹۸ حسرت زمستان سال ۹۷ را نخواهی خورد! اکنون مدرسه هم در کار نیست و فرصتی بسیار زیاد برای مطالعه و برای رقابت با رقیبانی که باید ساعات صبح خود را مدرسه سپری کنند. اما چرا گفتم «مثلا ساعت ۹ شب». مثلا قرار بود این نوشته داستانکی باشد و قرار بود که زمان بگذرد و فرد داستان ما همچنان در حال فکر کردن باشد و به آخر داستان که می رسیدیم ساعت ۱۰ شب شده باشد. ولی نشد و عنوان تغییر یافت به مثلا ساعت ۹ شب! کلام آخر اینکه مهم این نیست که شرایط چقدر سخت یا چقدر آسان باشد آنچه مهم است اراده سخت انسان است. ویکتور هوگو زمانی که متولد شد بچهای بسیار ضعیف بود که کسی انتظار زنده ماندنش را نداشت. خود او شرایط آن زمان را به زیبایی توصیف کرده است و آن توصیف بهتر از هر متن انگیزشی دیگری می تواند انسان را ترغیب کند به اینکه تلاشش را ادامه دهد هرچند اگر شرایط آنچنان که دلخواه اوست نباشد. و با استمرارِ تلاش نتایجی برای انسان حاصل می شود که حتی تصورش هم برای اطرفیان سخت بوده است.
و اما آن توصیف:
طفلی بی رنگ، بی نگاه و بی صدا، چنان ضعیف که گفتی یک صورت خیالی است، و گردنش چون نای ضعیفی خم شده، گور و گاهوارهاش را کنار هم قرار داده بود.
این بچه که زندگی نامش را از کتاب خود حذف کرده بود، و امید نمی رفت که تا روز بعد زنده بماند،
**من هستم..**
دوستان آلایی..مبادایوقت دلسردبشیدا!این 5ماه فرصت کمی نیست..
توی این 5ماه میشه نتایج رو،زیروروکرد..واقعااین برهه ی زمان فرصت طلایی کنکوره.تازه واردنیمه ی دوم بازی شدیم.آره نیمه ی دوم..
میدونی مثل چ میمونه کنکور؟دقیقامثل بازی فوتباله..توبخوای نخوای بایدبیای توزمین..ولی این توهستی ک نتیجه ی روبه سودخودت میکنی یابه نفع رقیب..5ماه به خودت سختی بده..برای یکبارهم که شده وااقعاازهمه ی لذت هاوتفریحاتت بزن..حتی شده 1تماس 1ربعه بارفیقت..یاصرف یه نوشیدنی درکنارخانواده.. این لحظاتی که داره سپری میشه چندبرابربیشترارزش داره نسبت به تابستون یامهر..اگه واقعادلی کارکنی،شباحتی شده 1ساعت،بیشتربیداربمونی واسه هدفت بجنگی چرانشه؟؟اونایی که فارغ التحصیلن..بیشتراین حرفمودرک میکنن که نیمه ی دوم این ماراتون نیمه ی مربی هاست.ینی اونایی ک جانمیزنن..خسته ودلسردنمیشن..بدون نگاه کردن به نتیجه همینجوری فقط مثل تراکتور
پیش میرن..(نمونش خودم ک سال پیش واقعاداشتم خوب پیش میرفتم..ولی نیمه ی دوموخودم باخت دادم..همه چیروخراب کردم).باباژان من..چقدرمیخوای بشنوی که آیایکی این موقعاشروع کرده تونسته یانه؟چراخودت دست بکارنمیشی؟؟حتی شده سینه خیزبروولیرهانکن.یکی دوهفته پیش بودکه داشتم مسابقه ی تلویزیونی برنده باش رونگاه میکردم..یاروگفتش ک 24ساعته واقعاواسش تلاش کردمومطلب خوندم.خیلی به فکرفرورفتم..خیلی..فکرشوکن!طرف بخاطرنهاااایت(اونم شاید)200میلیون خودشوبه آبوآتیش میزنه 24ساعته میخونه به خاطرمبلغی(هرچنداندک) که ممکنه بعدچندماه یاچندسال نهایتاتموم شه،اونوقت ما(خودمومیگم)بخاطر4تاتست بیشتر..مروروزودازخواب پاشدن هی غرمیزنیم وگاهانمیخونیموجامیزنیم
.بااباااازندگیته!کل عمرت وشرایط زندگیت درآینده...حتی به قول یکی رنگ چشمای فرزندت درآینده
به همین درس خوندن وسختی کشیدن الانت داره.اگه عسل میخوای بایدمنتظرباشی تاوقتی دستتوتوی کندومیبری حسابی نیش بخوری!
بخداقسم افرادی میشناسم که ازلحاظ سوادکنکوری واقعاپرت بودن ولی خوندن وبه رشته های تاپی رسیدن!
مطمئن عمل کن،تابتونی مطمئن راجبش(موفیقتت)حرف بزنی
تاشب نروی روز،به مقصدنرسی..
بی جهدبه عالم معانی نرسی/زنده به حیات جاودانی نرسی
تاهمچوخلیل آتش اندرنشوی/چون خضربه آب زندگانی نرسی
موفقیت شجاعت میخواد(شجاعت نه!گفتن به خیلی چیزاوآری گفتن به خیلی چیزای دیگه!)عرضه میخواد..جسارت وپشتکاربالامیخواد،مسئولیت پذیری میخواد(دربرابرخیلی چیزا:)
اگه داری بسم الله..(شروع کن/ادامه بده)
ببخشیدطولانی شد
یاعلی