تاپیک مرور و جمع بندی // سری تاپیک های پرنده آبی
-
نوشتهشده در ۳۱ تیر ۱۴۰۰، ۴:۱۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
درود و سلام
روزتون به زیبای لبخند
اول ازهمه میخوام ازتون سپاس گذاری کنم که تا الان تاپیک های پرنده آبی رو دنبال کردیدو امیدوارم براتون مفید بوده باشه
توی این تاپیک میخوایم باهم دوباره مطالب قبلی رو مرور کنیم تا یادگیریشون تثبیت بشه
وچون مرور میکنیم دیگه مطالب رو چند تا چند تا بارگذاری میکنم .
@دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا
@دهم @یازدهم @دوازدهم
@تجربیا @ریاضیا @انسانیا -
نوشتهشده در ۳۱ تیر ۱۴۰۰، ۴:۲۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده
اصطلاحات با مو ( %(#00ff1a)[مرور 1])
She talked till she was blue in the face
انقدر حرف زد تا زبانش مو در اورد
I carried out to the letter
مو به مو انجامش دادم
It is foolproof
مو لا درزش نمی ره
He has thick/thin hair
او موهای پرپشت/کم پشت دارد
-
اصطلاحات با مو ( %(#00ff1a)[مرور 1])
She talked till she was blue in the face
انقدر حرف زد تا زبانش مو در اورد
I carried out to the letter
مو به مو انجامش دادم
It is foolproof
مو لا درزش نمی ره
He has thick/thin hair
او موهای پرپشت/کم پشت دارد
نوشتهشده در ۳۱ تیر ۱۴۰۰، ۴:۲۸ آخرین ویرایش توسط انجام شدهاصطلاحات با مو ( %(#00ff1a)[مرور ]%(#ff0000)[2])
My hair stood on end
مو بر بدنم راست شد
Don't get in my hair
موی دماغ من نشو
It is exact to hair
مو نمی زند(کاملا یکسان است)
He splits hairs
مو را از ماست می کشه
-
نوشتهشده در ۳۱ تیر ۱۴۰۰، ۴:۳۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده
چند اصطلاح با قدم
(%(#ff00e6)[مرور ] %(#ff0000)[1])You took the trouble to come
قدم رنجه فرمودید
He brought me luck
برایم خوش قدم بود
He was ill-omened
بد قدم بود
Congratulation on the new arrival
قدم نو رسیده مبارک
-
چند اصطلاح با قدم
(%(#ff00e6)[مرور ] %(#ff0000)[1])You took the trouble to come
قدم رنجه فرمودید
He brought me luck
برایم خوش قدم بود
He was ill-omened
بد قدم بود
Congratulation on the new arrival
قدم نو رسیده مبارک
نوشتهشده در ۳۱ تیر ۱۴۰۰، ۴:۳۲ آخرین ویرایش توسط انجام شدهچند اصطلاح با قدم
(%(#ff00e6)[مرور ] %(#ff0000)[2])Do it step by step
قدم به قدم انجامش بده
Take a few steps forward
چند قدم بیا جلو
He has never taken a step for anyone
تا کنون برای کسی قدمی بر نداشته
You are most welcome
قدمتان به روی چشم
-
نوشتهشده در ۳۱ تیر ۱۴۰۰، ۵:۰۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده
اصطلاحات با "چشم"
(%(#0400ff)[مرور] %(#ff0000)[1])I have my doubts
چشمم اب نمی خورد
I bought a pig in a poke
چشم بسته معامله ای انجام دادم
He has poor eyesight
چشمش ضعیفه
She obeys him blindly
چشم بسته ازش اطاعت می کنه
I am all ears
چهار چشمی مراقبم
She is oversensitive to criticism
نمیشه گفت بالای چشمت ابروست!
-
اصطلاحات با "چشم"
(%(#0400ff)[مرور] %(#ff0000)[1])I have my doubts
چشمم اب نمی خورد
I bought a pig in a poke
چشم بسته معامله ای انجام دادم
He has poor eyesight
چشمش ضعیفه
She obeys him blindly
چشم بسته ازش اطاعت می کنه
I am all ears
چهار چشمی مراقبم
She is oversensitive to criticism
نمیشه گفت بالای چشمت ابروست!
نوشتهشده در ۳۱ تیر ۱۴۰۰، ۵:۰۶ آخرین ویرایش توسط انجام شدهاصطلاحات با "چشم"
(%(#001aff)[مرور] %(#ff0000)[2])
He has the evil eye
چشمش شوره
It took place under my very eyes
درست جلوی چشمم اتفاق افتاد
You always look down on me
شما همیشه به چشم حقارت به من نگاه میکنی
As far as eye could see
تا چشم کار می کرد
He looks drowsy
چشماش البالو گیلاس می چینه
You had it coming to you
چشمت کور
You are still a child in her eyes
به چشم او هنوز یه بچه ای
-
نوشتهشده در ۳۱ تیر ۱۴۰۰، ۵:۱۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
-
نوشتهشده در ۳۱ تیر ۱۴۰۰، ۵:۲۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده
اصطلاحات مفید
(%(#00ff04)[مرور] %(#ff0000)[1])I'll do it at the earliest possible time.
در اسرع وقت انجامش میدم.
She won't lift a hand against a fly.
آزارش به مورچه هم نمیرسد.
Let get this off my chest.
بزار حرف دلمو بهت بگم.
My hopes were dashed.
اميدم به ياس تبديل شد.
Don't sidetrack the issue.
خودت را به کوچه علي چپ نزن
-
نوشتهشده در ۳۱ تیر ۱۴۰۰، ۵:۲۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده
اصطلاحات مفید
(%(#00ff04)[مرور] %(#ff0000)[2])There is no ifs and buts.
اما و اگر ندارد.
Please, don't boss me around.
لطفا به من امر و نهی نکن.
I know it from A to Z.
سیر تا پیاز قضیه رو میدونم.
Has the penny dropped?
دوزاریت افتاد؟
-
نوشتهشده در ۱ مرداد ۱۴۰۰، ۱۷:۰۲ آخرین ویرایش توسط انجام شده
اصطلاحات مفید
(%(#00ff04)[مرور] %(#ff0000)[3])حرف دهنتو بفهم
Watch your mouth
خجالت بکش
Shame on you
بزنم به تخته
knock on the wood
-
نوشتهشده در ۱ مرداد ۱۴۰۰، ۱۷:۴۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده
اصطلاحات مفید
(%(#00ff04)[مرور] %(#ff0000)[4])
بخشکی شانس
It is just my luck
برو کشکتو بساب
Go fly a kite
Put in a good word for me.
سفارش ما رو هم بکن.
-
اصطلاحات مفید
(%(#00ff04)[مرور] %(#ff0000)[4])
بخشکی شانس
It is just my luck
برو کشکتو بساب
Go fly a kite
Put in a good word for me.
سفارش ما رو هم بکن.
نوشتهشده در ۱ مرداد ۱۴۰۰، ۱۸:۵۷ آخرین ویرایش توسط انجام شدهاصطلاحات مفید
(%(#00ff04)[مرور] %(#ff0000)[5])
I took the risk.
دل را به دریا زدم.
He is a fair weather friend.
او رفیق نیمه راه است.
Don't drag me into this.
پای من رو وسط نکش.
He is not my type
او به من نمی خوره(با من جور در نمیاد)
Don't keep your desires too high
زیادی خوش خیال نباش.
-
نوشتهشده در ۱ مرداد ۱۴۰۰، ۱۹:۲۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده
وقتتون بخیر جسارتا اسم تاپیک رو از همون شعر معروف blue bird از چارلز بوکوفسکی انتخاب کردید؟
-
نوشتهشده در ۲ مرداد ۱۴۰۰، ۶:۱۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
اصطلاحات کاربردی
(%(#f200ff)[مرور] %(#ff0000)[1])A liar ought to have a good memory.
دروغگو کم حافظه است.
Every cloud has a silver lining.
در نااميدي بسي اميد است.
You never know what you've got till it's gone.
ارزش چیزی را که داری وقتی میدانی که از دستش بدی
-
نوشتهشده در ۲ مرداد ۱۴۰۰، ۶:۱۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
اصطلاحات کاربردی
(%(#f200ff)[مرور] %(#ff0000)[2])
You are a back seat driver
کنار گود نشستي و مي گويي لنگش کن.
Business is business.
حساب حساب است کاکا برادر.
A burnt child dreads the fire
مارگزيده از ريسمان سياه و سفيد مي ترسد.
-
نوشتهشده در ۴ مرداد ۱۴۰۰، ۴:۲۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
چند اصطلاح ساده و رایج
(مرور %(#ff0000)[1])روی سگ منو بالا نیار
Don't get my monkey up
نق نزن
Stop nagging
تمام تلاشت رو بکن
Do your best
-
نوشتهشده در ۴ مرداد ۱۴۰۰، ۴:۳۲ آخرین ویرایش توسط انجام شده
توصيف ظاهري افراد
موي خشك/ چرب
Freckles
كك و مك
Arched brows
ابرو كماني
High cheekbones
گونه هاي برجسته
توصيف ظاهري افراد %(#00ffe6)[قسمت 1]
%(#22ff00)[(]%(#ff0000)[مرور]
%(#22ff00)[)]
-
توصيف ظاهري افراد
موي خشك/ چرب
Freckles
كك و مك
Arched brows
ابرو كماني
High cheekbones
گونه هاي برجسته
توصيف ظاهري افراد %(#00ffe6)[قسمت 1]
%(#22ff00)[(]%(#ff0000)[مرور]
%(#22ff00)[)]
نوشتهشده در ۴ مرداد ۱۴۰۰، ۹:۲۶ آخرین ویرایش توسط انجام شدهتوصيف ظاهري افراد
Good looking
خوش قيافه
Attractive
خيره كننده
Skinny
استخواني و لاغر
Obese
خيلي چاق
Muscular
توصيف ظاهري افراد قسمت 2
%(#22ff00)[(]%(#ff0000)[مرور]
%(#22ff00)[)]
-
توصيف ظاهري افراد
Good looking
خوش قيافه
Attractive
خيره كننده
Skinny
استخواني و لاغر
Obese
خيلي چاق
Muscular
توصيف ظاهري افراد قسمت 2
%(#22ff00)[(]%(#ff0000)[مرور]
%(#22ff00)[)]
نوشتهشده در ۵ مرداد ۱۴۰۰، ۶:۴۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده%(#22ff00)[(]%(#ff0000)[مرور]
%(#22ff00)[)]
توصيف ظاهري افراد
عضلاني
Broad shouldered
شانه پهن
Sun tanned
آفتاب سوخته
Rosy cheecked
لپ گلي
Thin faced
توصيف ظاهري افراد %(#00ffe6)[قسمت 3]