سفر در زمان .....
-
Fatemeh Soheilikia نه ببخشین راحت باشین
هر وقت دوست داشتین بفرستین((این تایپیک مال شماس))
ata mohseni
خواهش میکنم ...تمام سعی همه بچه ها اینه که بهم کمک کنیم،تاپیک ماله همست ....⚘⚘ -
سلام ممنون واسه تاپیک خوبتون فقط میشه این پارت ها رو سریع تر بزارید برامون چون وقفه بیفته از جذابیتش کم میشه
-
سلام ممنون واسه تاپیک خوبتون فقط میشه این پارت ها رو سریع تر بزارید برامون چون وقفه بیفته از جذابیتش کم میشه
راضیه دهقانی
سلام ممنون .چشم حتما -
پارت هفتم :
امتحانات ترم رسید و من استرسم خیلی زیاد شده بود
دیگه میدونستم دیره و هیچ کاری ازم بر نمیومد جز زیاد درس خوندن و زیاد تلاش کردن
لحظه ای وقت از دست ندادنخودم خودکار ۵ صبح بیدار میشدم و تا ۱۲ شب بکوب میخوندم تند تند میخوندم
از این میرفتم سراغ درس بعدی
حتی بین درسا به خودم استراحت نمیدادماولین امتحانم زیست بود رفتم سر جلسه و قرار بود سوالا لو بره
یعنی تو کانالا نوشته بود لو میره
صبح ازمون منتظر بودم
ساعت ۶:۳۰ شد خبری نبود ساعت ۷ شد خبری نشد
ساعتو نگاه کردم دیدم ۱۰ دقیقه مونده به ۸ صبح و شروع امتحان و قرار نیست سوالی لو برهگوشیمو تحویل دادم و وارد حوزه ازمون شدم و هیچ راهی نداشتم جز تقلب کردن
چپ و راستمو چک کردم و دیدم رفیقی نیست
ولی باز بهشون سپردم که اگر شد دستشون رو باز بذارن
دستشونم باز گذاشتن ولی سوالات تشریحی بود
منم هرچی که میشد رو با اطلاعات عمومی شروع کردم به نوشتن و فقط پر کردن سوالات
حال عجیبی بود سر جلسه ترسیده بودم و نمیدونستم قراره چه بلایی سرم بیادچندتا تست و سوال صحیح و غلط بود که سعی کردم تقلب کنم و اونام هم یا نشد یا اون طرف خودش وضعش خراب تر از من بود
چون مدرسه ما تو محلی بود که دانش اموزاش زیاد درس خون نبودن و حوزه امتحان نهایی هم که چند مدرسه باهم هست و خلاصه امتحان رو بعد از نیم ساعت که دیدم نمیشه کاری کرد بلند شدم و با حال خراب برگمو تحویل دادم و .....
-چکار کردی علی جان ؟خوب بود امتحانت ؟
+اره در حد پاسی نوشتم
چون نمرات که مهم نیست
قرار نیست جایی تاثیرش بدن
مهم تست زدنه من الان دارم برای کنکور میخونم و تست بلدم بزنم تشریحی بلد نیستم بنویسم
-خب برو سراغ تستات ایشالا موفق باشی
حالم خراب تر شده بود چون بعد مدتا یه امتحان واقعی دادم و فهمیدم وضعیتم نزدیک کنکور چطوره
فهمیدم چقدر همه چی خراب و ترسناک
امتحانات رو یکی پشت اون یکی دادم و تموم شدیادمه یه روز صبح زیست سوم خوندم
فیزیک پایه خوندم
ریاضی خوندم
و دینی خوندم و تست زدم
و حس میکردم چقدر خوبه همه چی و میشه بهش برسم
میشه امسال شر کنکور رو از سرم بکنم که یه دفعخ گفتم برم تستایی که جمعه زده بودم رو یه نگاه کنم ببینم چقدر یادمه ....
هیچی یادم نبود هیچی.
انگار تا الان نخوندمش همه چیزو قاطی کرده بودم و نمیدونستم
باید چکار کنم
بیشتر از همیشه ترسیدم ولی باز شروع کردم به خوندناسترسم زیاد شده بود و دیگه قابل کنترلم نبود حتی
ولی میخوندمبرای اینکه اروم بشم رو اورده بودم به نماز اول وقت و صلوات فرستادن و نذر و نیاز کردن و فکر و خیال
چون مغزت دوست داره تو همیشه بهترین حسو نسبت به خودت داشته باشی ولی حواسش نیست به اینده ای که پیش روته
یعنی حواسش میخواد باشه
ولی تو دوست نداری و حواسشو پرت میکنی....
+بذار ببینم درصد قبولی های سال پیش چقدر بوده
برم سایت قلم چی و قبولی های پزشکی کنکور ۹۴ منطقه.....
خب این که با میانگین درصد ۶۰ تونسته قبول بشه یعنی من نمیتونم با این دوماه بکوب درس خوندن دو سوم سوالارو بزنم ؟خب قطعا میشه پس برم سر درس- من مطمئنم رتبم ۲۱۴ میشه
اصن به دلم افتاده اخ عجب لحضه ای میشهبهم زنگ بزنن و بگن رتبت ۲۱۴ شده
حالا اگر دانشگاه تهران قبول نشدم بزنم کرج یا برم یه دانشگاه بهتر ولی دورتر
اخ دوران دانشجویی چقدر برم کافه و چقدر ولیعصرو پیاده برم از بالا تا پایینش
تو رویای همین چیزا بودم که هفته اخر منتهی به کنکور رسید
هفته ای که شاید بشه گفت جز بدترین روزای زندگی هر کنکوری ای میتونه باشه
شنبه منتهی به کنکور
باید بیشتر زیستو بخونم زیست مهمه باید بیشتر بخونم تا بالاتر بزنمیکشنبه منتهی به کنکور
ولش کن درس جدید نخونم بذار مرور کنم هرچی خوندم یادم بمونهدوشنبه منتهی به کنکور
من هیچی یادم نیست مگه میشه اخه
خدایا غلط کردم تا الان درس نخوندم خدایا
جبران میکنم خدایا این بارو هوامو داشته باش
بذار تو دانشجویی جبران می کنم
خدایا تو هوای منو داشته باش من چند روز در هفته رایگان ویزیت میکنم نیازمندارو
امام حسین من فقط قبول شم پیاده میام تا کربلات
یه نماز دلی و طولانی .....سه شنبه منتهی به کنکور
علی برات کارتتو پرینت کردم کارت ورود به جلستو .
حوزت افتاده دانشگاه ازاده حصارک
برات چندتا ازش چاپ کردم که مشکلی نباشهچهارشنبه منتهی به کنکور .....
حس و حال عجیب
ترس
ناامیدی
پشیمونی
حسادت۲ روز مونده به کنکور
بدترین شبای زندگیم - من مطمئنم رتبم ۲۱۴ میشه
-
پارت هفتم :
امتحانات ترم رسید و من استرسم خیلی زیاد شده بود
دیگه میدونستم دیره و هیچ کاری ازم بر نمیومد جز زیاد درس خوندن و زیاد تلاش کردن
لحظه ای وقت از دست ندادنخودم خودکار ۵ صبح بیدار میشدم و تا ۱۲ شب بکوب میخوندم تند تند میخوندم
از این میرفتم سراغ درس بعدی
حتی بین درسا به خودم استراحت نمیدادماولین امتحانم زیست بود رفتم سر جلسه و قرار بود سوالا لو بره
یعنی تو کانالا نوشته بود لو میره
صبح ازمون منتظر بودم
ساعت ۶:۳۰ شد خبری نبود ساعت ۷ شد خبری نشد
ساعتو نگاه کردم دیدم ۱۰ دقیقه مونده به ۸ صبح و شروع امتحان و قرار نیست سوالی لو برهگوشیمو تحویل دادم و وارد حوزه ازمون شدم و هیچ راهی نداشتم جز تقلب کردن
چپ و راستمو چک کردم و دیدم رفیقی نیست
ولی باز بهشون سپردم که اگر شد دستشون رو باز بذارن
دستشونم باز گذاشتن ولی سوالات تشریحی بود
منم هرچی که میشد رو با اطلاعات عمومی شروع کردم به نوشتن و فقط پر کردن سوالات
حال عجیبی بود سر جلسه ترسیده بودم و نمیدونستم قراره چه بلایی سرم بیادچندتا تست و سوال صحیح و غلط بود که سعی کردم تقلب کنم و اونام هم یا نشد یا اون طرف خودش وضعش خراب تر از من بود
چون مدرسه ما تو محلی بود که دانش اموزاش زیاد درس خون نبودن و حوزه امتحان نهایی هم که چند مدرسه باهم هست و خلاصه امتحان رو بعد از نیم ساعت که دیدم نمیشه کاری کرد بلند شدم و با حال خراب برگمو تحویل دادم و .....
-چکار کردی علی جان ؟خوب بود امتحانت ؟
+اره در حد پاسی نوشتم
چون نمرات که مهم نیست
قرار نیست جایی تاثیرش بدن
مهم تست زدنه من الان دارم برای کنکور میخونم و تست بلدم بزنم تشریحی بلد نیستم بنویسم
-خب برو سراغ تستات ایشالا موفق باشی
حالم خراب تر شده بود چون بعد مدتا یه امتحان واقعی دادم و فهمیدم وضعیتم نزدیک کنکور چطوره
فهمیدم چقدر همه چی خراب و ترسناک
امتحانات رو یکی پشت اون یکی دادم و تموم شدیادمه یه روز صبح زیست سوم خوندم
فیزیک پایه خوندم
ریاضی خوندم
و دینی خوندم و تست زدم
و حس میکردم چقدر خوبه همه چی و میشه بهش برسم
میشه امسال شر کنکور رو از سرم بکنم که یه دفعخ گفتم برم تستایی که جمعه زده بودم رو یه نگاه کنم ببینم چقدر یادمه ....
هیچی یادم نبود هیچی.
انگار تا الان نخوندمش همه چیزو قاطی کرده بودم و نمیدونستم
باید چکار کنم
بیشتر از همیشه ترسیدم ولی باز شروع کردم به خوندناسترسم زیاد شده بود و دیگه قابل کنترلم نبود حتی
ولی میخوندمبرای اینکه اروم بشم رو اورده بودم به نماز اول وقت و صلوات فرستادن و نذر و نیاز کردن و فکر و خیال
چون مغزت دوست داره تو همیشه بهترین حسو نسبت به خودت داشته باشی ولی حواسش نیست به اینده ای که پیش روته
یعنی حواسش میخواد باشه
ولی تو دوست نداری و حواسشو پرت میکنی....
+بذار ببینم درصد قبولی های سال پیش چقدر بوده
برم سایت قلم چی و قبولی های پزشکی کنکور ۹۴ منطقه.....
خب این که با میانگین درصد ۶۰ تونسته قبول بشه یعنی من نمیتونم با این دوماه بکوب درس خوندن دو سوم سوالارو بزنم ؟خب قطعا میشه پس برم سر درس- من مطمئنم رتبم ۲۱۴ میشه
اصن به دلم افتاده اخ عجب لحضه ای میشهبهم زنگ بزنن و بگن رتبت ۲۱۴ شده
حالا اگر دانشگاه تهران قبول نشدم بزنم کرج یا برم یه دانشگاه بهتر ولی دورتر
اخ دوران دانشجویی چقدر برم کافه و چقدر ولیعصرو پیاده برم از بالا تا پایینش
تو رویای همین چیزا بودم که هفته اخر منتهی به کنکور رسید
هفته ای که شاید بشه گفت جز بدترین روزای زندگی هر کنکوری ای میتونه باشه
شنبه منتهی به کنکور
باید بیشتر زیستو بخونم زیست مهمه باید بیشتر بخونم تا بالاتر بزنمیکشنبه منتهی به کنکور
ولش کن درس جدید نخونم بذار مرور کنم هرچی خوندم یادم بمونهدوشنبه منتهی به کنکور
من هیچی یادم نیست مگه میشه اخه
خدایا غلط کردم تا الان درس نخوندم خدایا
جبران میکنم خدایا این بارو هوامو داشته باش
بذار تو دانشجویی جبران می کنم
خدایا تو هوای منو داشته باش من چند روز در هفته رایگان ویزیت میکنم نیازمندارو
امام حسین من فقط قبول شم پیاده میام تا کربلات
یه نماز دلی و طولانی .....سه شنبه منتهی به کنکور
علی برات کارتتو پرینت کردم کارت ورود به جلستو .
حوزت افتاده دانشگاه ازاده حصارک
برات چندتا ازش چاپ کردم که مشکلی نباشهچهارشنبه منتهی به کنکور .....
حس و حال عجیب
ترس
ناامیدی
پشیمونی
حسادت۲ روز مونده به کنکور
بدترین شبای زندگیمنوشتهشده در ۲۹ دی ۱۳۹۹، ۱۴:۳۳ آخرین ویرایش توسط انجام شدهFatemeh Soheilikia سلام پارت بعدی رو کِی میزارین؟؟؟
- من مطمئنم رتبم ۲۱۴ میشه
-
Fatemeh Soheilikia سلام پارت بعدی رو کِی میزارین؟؟؟
@seyed-jalal-yousefi
سلام وقتتون بخیر ...در اسرع وقت حتما پارت بعدی رو میذارم ... -
shayan jafari اینومیگین گمونم
-
shayan jafari اینومیگین گمونم
نوشتهشده در ۱۹ اسفند ۱۳۹۹، ۲۰:۴۲ آخرین ویرایش توسط انجام شده@ida-shateri آره همین بود ، خیلی ممنون
-
مهدیه بانو بیا قشنگم
-
مهدیه بانو بیا قشنگم
@ida-shateri مرسی عزیز دلم
️