Skip to content
  • دسته‌بندی‌ها
  • 0 نخوانده ها: پست‌های جدید برای شما 0
  • جدیدترین پست ها
  • برچسب‌ها
  • سوال‌های درسی و مشاوره‌ای
  • دوره‌های آلاء
  • گروه‌ها
  • راهنمای آلاخونه
    • معرفی آلاخونه
    • سوال‌پرسیدن | انتشار مطالب آموزشی
    • پاسخ‌دادن و مشارکت در تاپیک‌ها
    • استفاده از ابزارهای ادیتور
    • معرفی گروه‌ها
    • لینک‌های دسترسی سریع
پوسته‌ها
  • Light
  • Brite
  • Cerulean
  • Cosmo
  • Flatly
  • Journal
  • Litera
  • Lumen
  • Lux
  • Materia
  • Minty
  • Morph
  • Pulse
  • Sandstone
  • Simplex
  • Sketchy
  • Spacelab
  • United
  • Yeti
  • Zephyr
  • Dark
  • Cyborg
  • Darkly
  • Quartz
  • Slate
  • Solar
  • Superhero
  • Vapor

  • Default (بدون پوسته)
  • بدون پوسته
بستن
Brand Logo

آلاخونه | شبکه اجتماعی دانش آموزی آلاء

  • سوال یا موضوع جدیدی بنویس

  • سوال مشاوره ای
  • سوال زیست
  • سوال ریاضی
  • سوال فیزیک
  • سوال شیمی
  • سایر
______

_____

@_____
درباره‌‌ی من
دیدگاه‌ها
174
موضوع ها
10
Shares
0
گروه‌ها
0
دنبال‌کننده‌ها
18
دنبال‌شونده‌ها
5

دیدگاه‌ها

تازه‌ها بهترین Controversial

  • انگيزه
    ______ _____

    حکایت زندگی ما آدم ها..........
    ❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️
    در ژاپن مردمیلیونری برای درد چشمش درمانی پیدا نمیکرد، سپس بعداز ناامید شدن سراغ یکی از اطبا معروف رفت.
    پزشک به او پیشنهاد کرد به غیر از رنگ سبز به رنگ دیگری نگاه نکند.
    وی پس ازبازگشت دستور خرید چندين بشکه رنگ سبز را داد و همه خانه را رنگ سبز زدند همه لباسهایشان را و وسایل خانه و حتی ماشینشان رابه رنگ سبز تغییر دادند و چشمان او خوب شد.

    تا اینکه روزی مرد میلیونر پزشک را برای تشکر به منزلش دعوت کرد، زمانیکه پزشک به محضر ميليونر میرسد جویای حال وی میشود، مرد میلیونر میگوید:
    خوب شدم ولی این گرانترین مداوایی بود که تا به حال داشته ام...
    پزشک با تعجب گفت: اتفاقا این ارزانترین نسخه ای بوده که تجویز کرده ام!
    تنها کافی بود عینکی با شیشه سبز تهیه ميكرديد!!

    برای درمان دردهايت، نمیتوانی دنیا را تغییردهی، بلکه با تغییر نگرشت میتوانی دنیا را به کام خود دربیاوری، تغییر دنیا کار احمقانه ایست ولی، تغییرنگرش ارزانترین و موثرترین راه است.

    دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا
    دهم ریاضیا یازدهم دوازدهم

    مشاوره تحصیلی

  • همین حوالی......
    ______ _____

    تنها بازمانده یك كشتی شكسته توسط جریان آب به یك جزیره دورافتاده برده شد، با بیقراری به درگاه خداوند دعا می‌كرد تا او را نجات بخشد، ساعتها به اقیانوس چشم می‌دوخت، تا شاید نشانی از كمك بیابد اما هیچ چیز به چشم نمی‌آمد.
    سرانجام ناامید شد و تصمیم گرفت كه كلبه ای كوچك خارج از كلك بسازد تا از خود و وسایل اندكش بهتر محافظت نماید.
    روزی پس از آنكه از جستجوی غذا بازگشت، خانه كوچكش را در آتش یافت، دود به آسمان رفته بود.
    اندوهگین فریاد زد: "خدایا چگونه توانستی با من چنین كنی؟"
    صبح روز بعد او با صدای یك كشتی كه به جزیره نزدیك می‌شد از خواب برخاست، آن می‌آمد تا او را نجات دهد.
    مرد از نجات دهندگانش پرسید: "چطور متوجه شدید كه من اینجا هستم؟"
    آنها در جواب گفتند: "ما علامت دودی را که فرستادی، دیدیم!"

    نتیجه اخلاقی : آسان می‌توان دلسرد شد هنگامی كه بنظر می‌رسد كارها وفق مراد ما پیش نمی‌روند، اما نباید امیدمان را از دست دهیم زیرا خدا در كار و زندگی ما حضور دارد و از تمام اعمال و افکار ما آگاه است، حتی در میان درد و رنج، سختی ها و ناملایمات روزگار. شاید مصیبت هایی که به ما می رسد علامتی باشد برای فراخواندن رحمت خداوند. به یاد داشته باشیم که برای تمام استدلال های منفی كه ما انجام می دهیم، خداوند پاسخ مثبتی دارد!

    ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
    همین نزدیکست..... فقط لمسش کن....... 🤍

    دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا
    تجربیا ریاضیا

    مشاوره تحصیلی

  • انگيزه
    ______ _____

    IMG_20211228_163309_032.jpg

    مشاوره تحصیلی

  • انگيزه
    ______ _____

    IMG_20220117_234711_564.jpg

    مشاوره تحصیلی

  • انگيزه
    ______ _____

    IMG_20220827_114807.jpg

    مشاوره تحصیلی

  • همین حوالی......
    ______ _____

    مرد مسنی به همراه پسر ٢۵ ساله‌اش در قطار نشسته بود. در حالی که مسافران در صندلی‌های خود نشسته بودند، قطار شروع به حرکت کرد.
    به محض شروع حرکت قطار پسر ٢۵ ساله که کنار پنجره نشسته بود پر از شور و هیجان شد. دستش را از پنجره بیرون برد و در حالی که هوای در حال حرکت را با لذت لمس می‌کرد فریاد زد: پدر نگاه کن درخت‌ها حرکت می‌کنن. مرد مسن با لبخندی هیجان پسرش را تحسین کرد.
    کنار مرد جوان، زوج جوانی نشسته بودند که حرف‌های پدر و پسر را می‌شنیدند و از حرکات پسر جوان که مانند یک کودک ۵ ساله رفتار می‌کرد، متعجب شده بودند.
    ناگهان پسر جوان دوباره با هیجان فریاد زد: پدر نگاه کن دریاچه، حیوانات و ابرها با قطار حرکت می‌کنند.
    زوج جوان پسر را با دلسوزی نگاه می‌کردند.
    باران شروع شد. قطراتی از باران روی دست پسر جوان چکید.
    او با لذت آن را لمس کرد و چشم‌هایش را بست و دوباره فریاد زد: پدر نگاه کن باران می‌بارد،‌ آب باران روی من چکید.
    زوج جوان دیگر طاقت نیاورند و از مرد مسن پرسیدند: ‌چرا شما برای مداوای پسرتان به پزشک مراجعه نمی‌کنید؟!
    مرد مسن در پاسخ گفت: ما همین الان از بیمارستان بر می‌گردیم. امروز پسر من برای اولین بار در زندگی می‌تواند ببیند ...

    قبل از تحلیل هر اتفاقی هرگز زود قضاوت نکن!

    💚💚💚💚💚💚

    مشاوره تحصیلی

  • انگيزه
    ______ _____

    IMG_20210426_151811_258.jpg

    مشاوره تحصیلی

  • انگيزه
    ______ _____

    IMG_20210426_145339_142.jpg

    مشاوره تحصیلی

  • انگيزه
    ______ _____

    IMG_20211011_093122_716.jpg

    مشاوره تحصیلی

  • انگيزه
    ______ _____

    IMG_20220125_132953_626.jpg

    مشاوره تحصیلی

  • انگيزه
    ______ _____

    IMG_20220913_225710.jpg

    مشاوره تحصیلی

  • همین حوالی......
    ______ _____

    یكی بود یكی نبود مردی بود كه زندگی اش را با عشق و محبت پشت سر گذاشته بود.
    هنگامی که آن مرد از دنیا رفت همه می گفتند به بهشت رفته است. آدم مهربانی مثل او حتما به بهشت می رفت.
    در آن زمان بهشت هنوز به مرحله ی كیفیت فرا گیر نرسیده بود. بنابر این استقبال از او با تشریفات مناسب انجام نشد. دختری كه باید او را راه می داد نگاه سریعی به لیست انداخت و وقتی نام او را نیافت او را به دوزخ فرستاد.
    در دوزخ هیچ كس از شخصی دعوت نامه یا كارت شناسایی نمی خواهد هر كس به آنجا برسد می تواند وارد شود. مرد وارد دوزخ شد و آنجا ماند.
    چند روز بعد ابلیس با خشم به دروازه بهشت رفت و یقه ی پطرس قدیس را گرفت:
    این كار شما تروریسم خالص است!
    پطرس كه نمی دانست ماجرا از چه قرار است پرسید چه شده؟ ابلیس كه از خشم قرمز شده بود گفت: آن مرد را به دوزخ فرستاده اید و آمده و كار و زندگی ما را به هم زده.
    از وقتی كه رسیده نشسته و به حرفهای دیگران گوش می دهد، در چشم هایشان نگاه می كند، به درد و دلشان می رسد. حالا همه دارند در دوزخ با هم گفت و گو می كنند، با یکدیگر صمیمی شده اند، همدیگر را در آغوش می كشند و می بوسند. دوزخ که جای این كارها نیست! لطفا این مرد را پس بگیرید!

    ❤️ با چنان عشقی زندگی كن كه حتی اگر بر حسب تصادف به دوزخ افتادی، خود شیطان تو را به بهشت باز گرداند!

    همین حوالی......

    مشاوره تحصیلی

  • انگيزه
    ______ _____

    IMG_20220913_155615.jpg

    مشاوره تحصیلی

  • انگيزه
    ______ _____

    IMG_20220913_230836.jpg

    مشاوره تحصیلی

  • انگيزه
    ______ _____

    IMG_20220913_231327.jpg

    مشاوره تحصیلی

  • انگيزه
    ______ _____

    IMG_20220914_150150.jpg

    مشاوره تحصیلی

  • انگيزه
    ______ _____

    IMG_20221104_210638_133.jpg

    مشاوره تحصیلی

  • انگيزه
    ______ _____

    IMG_20210426_151156_242.jpg

    مشاوره تحصیلی

  • انگيزه
    ______ _____

    IMG_20220108_183621_204.jpg

    مشاوره تحصیلی

  • انگيزه
    ______ _____

    IMG_20210510_011319_348.jpg

    مشاوره تحصیلی
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
  • 7
  • 8
  • 1 / 8
  • درون آمدن

  • حساب کاربری ندارید؟ نام‌نویسی

  • برای جستجو وارد شوید و یا ثبت نام کنید
  • اولین پست
    آخرین پست
0
  • دسته‌بندی‌ها
  • نخوانده ها: پست‌های جدید برای شما 0
  • جدیدترین پست ها
  • برچسب‌ها
  • سوال‌های درسی و مشاوره‌ای
  • دوره‌های آلاء
  • گروه‌ها
  • راهنمای آلاخونه
    • معرفی آلاخونه
    • سوال‌پرسیدن | انتشار مطالب آموزشی
    • پاسخ‌دادن و مشارکت در تاپیک‌ها
    • استفاده از ابزارهای ادیتور
    • معرفی گروه‌ها
    • لینک‌های دسترسی سریع