سلام
میخوام امروز یکی از تجربیاتمو براتون بگم 2 سال پیش کلاس هشتم بودم درسم افتضاح بود طوری ک دینیمو با 10 پاس کردم!
چون خونمونو عوض کرده بودیم هیچجا من یه دانش اموز بدبخت درس نخون رو راه نمیدادن
تا اینکه برای ثبتنام با دختره عمومو اینا رفتیم مدرسه شاهد شاگرد اول شده بود و زن عموم کارناممو دید مادرش جلوی مادرم خیلی پز دخترشو داد دخترش بهم درمورد بقیه رشته ها گفت فنی حرفه ای و....
بالاخره من یه مدرسه ی متوسطی پذیرفتن وقتی وارد مدرسه شدم با عشق درس خوندم واقن خوندم یاد اونروز میفتادمو میخوندم با گریه میخوندم خود زنی میکردم موقع درس خوندن و میخوندم
بعد یه مدت مشاور مدرسم بهم گفت نمیتونی تجربی بری از ناراحتی مردم😶
واسه تیزهوشانم بخاطر معدل بد سالای قبل هم نتونستم ثبت نام کنم نمونه ثبت نام کردم معدل سال نهمم 20 شد از خوشحالی مردم واسه نمونه خوندم
اما خیلی سخت نگرفتم چون گفتم منکه معدلم 20 شده 100 درصد تجربی قبولم
ازمون نمونه هم ترکوندمو اومدم بیرون بعد یه مدت جواب اومد و رشته تجربیم ج شده بود انقد گریه کردم همونجا نشستم روزمین
بعد از 10 روز و جواب نمونه ها اومد و من قبول نشده بودم امیدم برید تموم شد
اما یه روز تو تابستون به خونمون زنگ زدن و خبر قبولیمو شنیدم بال دراوردم از خوشحالیییی
اما الان تو مدرسه نمونه سال دهمم پسرف تحصیلی کردم با امید ادامه میدم مطمئنم که به دندونپزشکیم میرسم
ببخشید وقتتونو گرفتم فقط خاستم بگم در نا امیدی بسی امید است به خودت بیا تازه اول راهی...
Francim
@Francium
دیدگاهها
-
انگيزه