این شعر سعدی رو خیلی دوست دارم....
کنون کاوفتادت به غفلت ز دست
طریقی ندارد مگر باز بست
که گفتت به جیحون درانداز تن؟
چو افتاد، هم دست و پایی بزن
به غفلت بدادی ز دست آب پاک
چه چاره کنون جز تیمم به خاک؟
چو از چاپکان در دویدن گرو
نبردی، هم افتان و خیزان برو
گر آن باد پایان برفتند تیز
تو بی دست و پای از نشستن بخیز
بچه ها تا اخر با هر وضعی هستید ادامه بدید...
اینایی ک وضعشون ضعیفه و یا تازه شروع کردن فقط روی کنکورهای ۹۰ ب بعد وقت بذارن...وقت باز نبود روی ۹۴ ب بعد بازم نبود ۹۶ و۹۷...اما تعطیل نکن...محسابه های احمقانه نکن ک نمیشه و... تو باید بری و ی راه باز کنی...
به قول اول ی کتابیهمون تغییری باش ک دوست داری توی دنیا ببینی
یجایی باید تمومش کنی دیگ این جا زدنا شکستا،گریه های الکی،افسردگی های بیخودی،ترسها و....
به قول بیدل؛
تا بر نیابی از خویش نتوان بخود رسیدن
بچه ها مشکلات و غفلت ها و.. مجوز باخت نیستن...
زندگی خودته دریابش...
خودت حال خودتو خوب کن...
اگ بیفتی توی ی دره و ی دستت بشکنه میگی خب دیگ وقت نیست برم بالا،مشکل هم دارم،پس عه میتونم راحت بمیرم،خب دیگ خدافظت....!!!!
نه بدون شک تلاش میکنی نجات بدی خودتو
الانم درک کن زندگیت کجا افتاده و چیکار میکنی...
نکنه توی دره افتادی و الانشم با ی پای شکسته داره غروب میشه و هنوز داری با مورچه ها بازی میکنی؟!
همین تاریخ ماه بعد همین ساعت کنکور تموم شده تفکر بازنده ک دست کشیده ی تفکر بالاتر داره فک میکنه ببره...
ی تفکر بالاتر میگ عایا
انتقام این همه سالو و زمانو و مهمانی و شادی و... ک ازم گرفتن،از کنکور گرفتم؟!
چقدر حاضری مرد باشی؟!بمونی؟!با انگیزه بجنگی؟!۲ دوتا ۴تا رو۴۰تا کنی؟!
بس کن خدایش بچه بازی و مسخره بازی و
من نمیتونم،انگشتم زخم شده ،فلانم بهمانم و...
انگیزه داشته باشی،دستتاتو مچ کنی...شجاعت بخرج بدی و توکل کنی
همه ی معادلات عادی بهم میخوره
