Skip to content
  • دسته‌بندی‌ها
  • 0 نخوانده ها: پست‌های جدید برای شما 0
  • جدیدترین پست ها
  • برچسب‌ها
  • سوال‌های درسی و مشاوره‌ای
  • دوره‌های آلاء
  • گروه‌ها
  • راهنمای آلاخونه
    • معرفی آلاخونه
    • سوال‌پرسیدن | انتشار مطالب آموزشی
    • پاسخ‌دادن و مشارکت در تاپیک‌ها
    • استفاده از ابزارهای ادیتور
    • معرفی گروه‌ها
    • لینک‌های دسترسی سریع
پوسته‌ها
  • Light
  • Brite
  • Cerulean
  • Cosmo
  • Flatly
  • Journal
  • Litera
  • Lumen
  • Lux
  • Materia
  • Minty
  • Morph
  • Pulse
  • Sandstone
  • Simplex
  • Sketchy
  • Spacelab
  • United
  • Yeti
  • Zephyr
  • Dark
  • Cyborg
  • Darkly
  • Quartz
  • Slate
  • Solar
  • Superhero
  • Vapor

  • Default (بدون پوسته)
  • بدون پوسته
بستن
Brand Logo

آلاخونه | شبکه اجتماعی دانش آموزی آلاء

  • سوال یا موضوع جدیدی بنویس

  • سوال مشاوره ای
  • سوال زیست
  • سوال ریاضی
  • سوال فیزیک
  • سوال شیمی
  • سایر
  1. خانه
  2. دروس
  3. زیست شناسی
  4. توضیحات زیست یازدهم صفر تا صد استاد موقاری
گزارش مطالعه دانشجویی🤓🎓
maryam111M
سلام سلاااام🤩 بچه ها تو این تاپیک میخوایم دانشجوها هم مثل کنکوریا ساعت مطالعه شون رو اعلام کنن ✌ هم انگیزه بشه برای فارغ التحصیلای آلاء تا تو محیط دانشگاه هم دست از تلاشِ آلائی برندارن 💪و هم اینکه کنکوریای با درسایی که دانشجوها میخونن یکم آشنا میشن🤗 پس از امشب استارت این تاپیک رو میزنیم و هرشب میایم و میگیم در طول روز چ درسایی رو خوندیم ،چند ساعت و چیکارا کردیم😁 دعوت میکنم از @فارغ-التحصیلان-آلاء که باهامون همراه بشن🤝 خیلی ممنون از @z-gheibi و @M-ba78 بابت پیشنهاد و همراهیشون❤ راستی از @romisa جانم هم دعوت میکنم بهمون سر بزنه و همراهیمون کنه😍
دانشگاهی
لطفا در مورد برنامه درسی راهنماییم کنید
im_mjgnI
Topic thumbnail image
سوال مشاوره ای
کنکور فرهنگیان
im_mjgnI
زمان کنکور فرهنگیان تعویق خورده؟ @تجربیا @انسانیا
سوال مشاوره ای
نکات و جمع بندی‌ 🦋زیست شناسی 🦋
wanderingW
🧩این تاپیک جهت یکجا بودن نکات مهم و جدول‌های جمع بندی درس زیست شناسی🧬 زده شده 🪄آزاد برای مشارکت عموم🪄 لطفا اسپم ندید تا نکات یکپارچه باشه.🙏
زیست شناسی
گزارش ساعت مطالعه برای کنکوری ها (تمامی رشته ها)
M
:handshake: سلام خدمت دوستان %(#ff0000)[دوازدهمی]، داخل این تاپیک میتونید ساعت مطالعه روزانتون رو گزارش بدید. طبیعتا همه دوست داریم فعالیت ها تو یه تاپیک باشه و نه پراکنده پس تاپیک تکراری نخواهیم داشت. :date: تاریخ گزارشات رو هم ذکر کنید (مخصوصا اگر گزارش مربوط به ۱ روز قبل میشه). بازیگران این تاپیک شما هستید پس بترکونید :fire: موفق باشید :rose: :heart: :information_source: اگر کنکوری نیستید میتونید از لینک های زیر وارد تاپیک مخصوص خودتون بشید :linked_paperclips: :point_down: :male-student: :female-student: => :keycap_0: :keycap_1: تاپیک مخصوص دهمی ها :male-student: :female-student: => :keycap_2: :keycap_1: تاپیک مخصوص یازدهمی ها @دوازدهم
مشاوره تحصیلی
Routine Time 💫📒
Michael VeyM
Topic thumbnail image
مشاوره تحصیلی
گلوکز
HakoH
اکسایش گلوکز برگشت پذیره؟ میشه واکنش و بگین @دانش-آموزان-آلاء @تجربیا @ریاضیا
شیمی
ماجرای خاکستر به عنوان پاک‌کننده
HakoH
ما گفتیم توی خاکستر فلزاتی داریم که با آب خاصیت بازی ایجاد میکنن پس اون موقع چربی حالت اسیدی داره که هم رو حل میکنن یا چی؟ @دانش-آموزان-آلاء @تجربیا @ریاضیا
شیمی
پارت گذاری
Zahra2020Z
سلام خدمت دوستان عزیز....خیلی سریع میرم سر اصل مطلب ممکنه خیلیا تو تایم مطالعه از گوشی استفاده نکنن یا خودشون مجازی نداشته باشن و از گوشی خانواده استفاده کنن (مثل من😭)...ولی بعضی وقتا پیش میاد نمیتونی درست مطالعه کنی یا هرچیز دیگه ای من زیاد با آلا آشنایی ندارم حقیقتا ...ولی دوست دارم بعضی وقتا پارت بذارم هرکسی خواست میتونه همراهی کنه
مشاوره تحصیلی
اشتباه پاسخنامه یا اشتباه عسل؟
HakoH
Topic thumbnail image
شیمی
یه سوال ساده!
HakoH
سلام سلام تفاوت‌ اسید چرب و استر بلند زنجیر چیه 😭😭 همش قاطی میکنمشون @دانش-آموزان-آلاء @تجربیا @ریاضیا
شیمی
واکنش فلز با اسید
HakoH
چرا فلزات در واکنش با اسید از کمترین ظرفیت خودشون استفاده میکنن؟ @دانش-آموزان-آلاء @ریاضیا @تجربیا
شیمی
رنگ اهک
HakoH
های وقتی به دریاچه ها اسید اهک اضافه می‌کنن آهک صورتیه یا کرمی ؟تو هر کتاب یه رنگه @دانش-آموزان-آلاء @تجربیا @ریاضیا
شیمی
دوره کارآموزی رشته پزشکی🩺
SinaFS
Stager دوره استاژری، استاجری، استیجری یا هرچی که دوست دارین اسمشو بذارین. کاراموزی پزشکی‌ها اینجا شروع میشه😁 الان که دارم این مطلبو مینویسم، ۶ ماه از شروع استاژریم گذشته و هنوز تمومش نکردم، پس طبیعتا خیلی چیزا رو نمیدونم. این دوره خیلی چیزهاش میتونه تو دانشگاه‌های مختلف متفاوت باشه، مواردی که اینجا میگم یه سری چیزهای کلی و در واقع اون چیزی هست که همه‌جا باید اجرا بشه و همینطور اتفاقاتی که مختص کاراموزی خودم هست رو هم میگم. بقیه دوستانی که استاژر هستن یا تموم کردن هم بیان از تجربه‌هاشون بگن چون واقعا تفاوت‌های بسیار زیادی وجود داره. اول اینکه درس‌های تئوری و کلاس‌های تئوری غیر از کاراموزی و مشابه دوره فیزیوپات خواهید داشت. برنامه این کلاس‌ها از کاراموزی‌ها جداست و امتحانش هم جداست. امتحان کاراموزی هر بخش در انتهای بخش گرفته میشه و کاااملا بستگی به استاد داره که به چه شکلی باشه. مثلا بخش‌هایی که من تاحالا رفتم، برای جراحی امتحان تستی گرفتن، برای ارتوپدی تشریحی بوده، برای روان پزشکی شفاهی و کاغذی تستی باهم بوده، برای یه بخش دیگه اصلا استاد امتحان نگرفت😂 بقیه دوستام تو بخش داخلی که بودن، ازشون آسکی گرفتن و ... میخوام بگم یه چیز ثابت و واحد نیست. نمره‌ی پاسی برای کاراموزی هر بخش فکر میکنم ۱۴ باشه ولی مطمئن نیستم...برای درس‌های تئوری که دارین، پاسی همون دوازدهه نمره دهی تو هر بخش براساس فعالیت داخل بخش و نمره‌ی امتحان پایان بخشه (این قانون کلی هست ولی دیگه اینکه هر استاد چیکار کنه رو گفتم دیگه، متفاوته) تو استاژری، ورودی شما گروهبندی میشه، و در قالب گروه‌های جدا، هرکدوم بخش‌ خودتون رو میرین و در طول سال بین بخش‌ها جابه‌جا میشین. نحوه گروهبندی هم من نمیدونم قانون همه‌جاییش چیه ولی برای ما سپردن به خودمون که گروهبندی کنیم. ما هم خوبارو برداشتیم برا خودمون🙄🙄😂البته که با انتخاب خودشون اومدن😅 حالا می‌رسیم به اینکه استاژر تو بخش چیکار میکنه دانشجوی استاژر، صبح ساعت ۷ونیم باید تو بخش حضور داشته باشه، اگه بیمار جدید داریم، شرح حال بگیره و معاینه کنه، آزمایشات و عکس برداری‌های این بیمار جدید رو ببینه و همه‌ی اطلاعاتی که بدست آورده رو داخل برگه‌ی شرح حال بنویسه، تشخیص افتراقی‌ها و تشخیص نهاییش رو هم بنویسه، امضا کنه و بذاره داخل پرونده(میتونین از رو شرح حال پرستار یا چیزایی که پزشک از قبل نوشته هم تقلب کنین🫣🫣😂) بعد بره سراغ بیمار بعدی و همه این مراحلو براش انجام بده بیمارهای جدید که تموم شدن، حالا باید بره به بیمارهای قبلی که روزهای قبل ازشون شرح حال گرفته سر بزنه. باید دوباره یه شرح حال خلاصه‌تر و معاینه انجام بده و ببینه بیمار نسبت به روز قبل چه تغییراتی داشته. همه‌ی این تغییرات رو داخل برگه‌ی سیر بیماری بنویسه، آزمایش‌ها و عکسبرداری های جدید بیمار رو ببینه و اگه اونجا هم نکته‌ای هست، بنویسه و در نهایت باتوجه به تغییراتی که رخ داده یا نداده، یک پلن درمانی برای بیمار بنویسه(معمولا پزشک‌ها مینویسن RPO ولی از دانشجو انتطار میره که حتما دونه به دونه داروها و اقدامات درمانی رو با دوز و نحوه مصرف و ... بنویسه🤦🏻‍♂️😂) این برگه‌ی سیر رو هم که نوشتین، تاریخ و ساعت و امضا میزنین و میذارین داخل پرونده. تا وقتی بیمار داخل بخش حضور داره باید براش هر روز سیر پر کنین. حتی اگه رفت icu باید برین پیداش کنین سیرشو بذارین😂😂یه وقت فکر نکنین چون تو بخش نیست پس مرخص شده، شاید رفته باشه سونو، رادیوگرافی، مرخصی موقت یا icu. بعد از این استاد وارد بخش میشه و میاد که بیمارهاشو ویزیت و برای ما راند آموزشی برگزار کنه. ما هم مثل جوجه اردک‌ها که دنبال مامانشون راه میرن، هرجا استاد رفت دنبالش میکنیم. میریم بالاسر بیمار، هرکس از گروهمون شرح حال گرفته، شرح حالشو(ترجیحا از حفظ) برای استاد میگه، استاد هم چندتا سوال میپرسه، اشتباهات رو تذکر میده و درستش رو میگه، چندتا نکته آموزشی میگه و توضیحاتشو ارائه میکنه. بعد میریم بیمار بعدی و دوباره همین مراحل تا وقتی همه‌ی بیمارها تموم بشن. هیچ بیماری نباید بدون شرح حال باشه و وقتی استاد میپرسه این بیمار کیه، ساکت نمونین🤦🏻‍♂️🤦🏻‍♂️ بعد از این مرحله حالا بسته به بخشی که هستین، ممکنه با استاد برین درمانگاه، برین اتاق عمل، کلاس آموزشی یا هرجایی که استاد بگه عصرها هم کشیک دارین. کشیک‌هاتون رو تقسیم میکنین و هر روزی که نوبتتون باشه، به مدت ۳ ساعت باید برین اورژانس و هرچی بیمار جدید که مربوط به بخش شما هست رو ببینین، شرح حال بگیرین و معاینه و خلاصه هرکاری که صبح واسه بیمارای جدید انجام میدادین رو انجام بدین. به ما گفتن ساعت ۵ تا ۸ این چیزیه که تو یک روز عادی دوره کاراموزی برای دانشجو باید اتفاق بیفته ولی خب...🙄🙄🫣😂 مورنینگ هم ما داریم. برای بقیه رو نمیدونم...ولی ما چون رزیدنت و اینترن نداریم، دیگه از همین استاژری باید مورنینگ بدیم😂😂😅 مورنینگمون هم هر روزه نیست، یه روزهای خاصی از هفته هست که هر هفته هم برگزار میشه. یه بیمار رو استاد برامون مشخص میکنه تا توی مورنینگ ارائه بدیم. محتوای مورنینگ هم دقیقا همون محتوایی هست که داخل برگه شرح حال نوشتین و گذاشتین داخل پرونده. یعنی میشه شرح حال بیمار، معاینه بیمار، تشخیص افتراقی‌ها، آزمایشات و عکسبرداری‌ها، تشخیص نهایی. حالا تفاوت های ریز هم ممکنه وجود داشته باشه مثلا بعضی اساتید ممکنه اقداماتی که برای بیمار داخل بیمارستان انجام شده رو هم بخوان، مثلا اینکه وقتی بیمار اومده بیمارستان، چه داروهایی گرفته، داروها اثر داشته یا نه، عوارض داشته یا نه، عکسبرداری‌هاش تغییر کرده یا نه، خلاصه ممکنه محتوای برگه‌های سیر بیماری که نوشتین رو هم بخوان یا حتی پلن درمانی...حالا تشخیص نهایی رو دادی، خب چیکارش کنیم، چجوری درمان کنیم. حالا واسه استاژری شما شاید مورنینگ نباشه ولی تو اینترنی به احتمال بالای ۹۰ درصد دیگه حتما دارین😂😂 ژورنال کلاب هم ممکنه داشته باشین...البته من هنوز ژورنال کلاب ارائه نکردم و داخل جلساتش هم نبودم، هروقت رفتم اونو هم توضیح میدم. این اتفاقات کلی بود که باید همه‌جا به این شیوه برگزار شه ولی خب بوده که تو یه بخشی ما استاد رو بزور میدیدیم، برا همین تقریبا ول بودیم و خودمون سعی میکردیم هرچی میتونیم با چیزایی که میخونیم و میبینیم یادبگیریم...بخشی هم بودیم که اساتیدش بهمون امون نمیدادن، و انقدر تحت فشار بودیم که اگه یکم دیگه ادامه پیدا میکرده، دچار فروپاشی میشدیم😂😂بخشی هم بودیم که نه کلا ول بودیم و نه اونقدر سخت گرفته شده، استاد میومده و کارشو میکرده، برا ما هم توضیح میداده و همه چی گل و بلبل😁 بخشی هم بودیم که اصلا بخش نبودیم🤦🏻‍♂️ فقط درمانگاه رفتیم براش😂 بخشی هم داشتیم که فقط اتاق عمل بودیم و ... اون برنامه‌ی اصلی کاملا رعایت نمیشه هیچوقت فقط گفتم که ذهنیت داشته باشین داشتن روپوش سفید و اتیکت برای حضور در بیمارستان الزامیه، این دیگه مشخصه، برای اتاق عمل هم که باید اسکراب داشته باشین(البته اگهههه اتاق عمل راهتون بدن، ما که ورودی‌های اول دانشگاهیم و هیچ دانشجو پزشکی دیگه نداریم، راحت رفتیم، با استاد هم دست شستیم😂😂 واقعا اگه من نبودم کی میخواست به جراح کمک کنه...😔😔🤦🏻‍♂️😂) توی هر بخش یه سری کارهای عملی متناسب با اون بخشو هم باید بهتون یاد بدن، مثلا تو اورولوژی باید بهتون یاد بدن چطوری سوند بذارین (خییلی راحته😂)، مثلا تو بخش جراحی باید بهتون یاد بدن چطوری چست تیوب بذارین، مثلا تو بخش ارتوپدی باید بهتون یاد بدن چطوری گچ بگیرین و خیلی چیزها متناسب با هر بخش البته که به ما در این زمینه هیچی یاد ندادن🤦🏻‍♂️🤦🏻‍♂️شما ولی پیگیرش باشین...داخل کوریکولوم فکر کنم همه‌ش رو نوشته آها اینم یادم شد بگم، قبل از ورود به استاژری باید تیتر آنتی بادی‌تون برای هپاتیت هم بالا باشه...آزمایش میدین، اگه بالا بود که چه بهتر، وگرنه باید واکسن بزنین...حدودا چندماه قبل اینکه وارد بیمارستان شین البته جای ما سخت نگرفتن، بعضیامون یکم دیرتر اقدام کردن، ولی خب این برای خودتون و سلامتی خودتون مهمه که باید جدی بگیرین. هر بخشی که میرین خیییییییلی باید درس خوند. برای فیزیوپات گفتم که باید زیاد درس خوند، اینجا همچنان اون زیاد خوندن رو باید ادامه داد. شما تو دوره کاراموزی اگه تشخیص و درمان رو یادگرفتین که چه بهتر، وگرنه تموم میشه، اینترن میشین، و باید تو بخش تنهایی بیمارها رو منیج کنین😁 دیگه نه استادی هست که کمکتون نه هیچی (البته استاد هست ولی انتظارش اینه که بلد باشین و موارد خیییلی سخت و پیچیده رو نهایتا بپرسین) آها یه مورد دیگه که نزدیک بود یادم بره. باید تا قبل از آزمون پره‌انترنی، حتما عنوان پایان‌نامه‌تون رو ثبت کنین. از زمان ثبت عنوان تا دفاع پایان‌نامه هم حتما باید حداقل یک سال بگذره و زودتر نمیشه دفاع کرد حالا شما میتونین تو دو سال استاژری هر زمانی عنوانتون رو ثبت کنین کاری که من دارم انجام میدم اینه که، عنوان رو اوکی کردم، کارای دیگه‌ش رو هم انجام میدم و سال بعد همین حدودای زمستون میرم برای دفاع. بعد هم بدون هیچ نگرانی از پایان‌نامه، میشینم واسه پره میخونم، و تو اینترنی هم باز بدون نگرانی واسه پایان‌نامه، میشینم واسه رزیدنتی میخونم. بعضیام هستن که عنوانشونو ثبت میکنن، بعد برای پره میخونن و تو اینترنی میرن سراغ پایان‌نامه. بعضیام که کارای دیگه میکنن. دیگه اینو خودتون ببینین چجوری دوست دارین. مورد دیگه که دوست دارم دربارش بگم، اینه که تو بخش‌ها ارتباط با همکاراتون خیلی مهمه. تا جای ممکن بی‌حاشیه پیش رفتن و ارتباط خوب با اینترن یا رزیدنت بالادست، با پرستارها، با خدمات بخش، همه و همه کمکتون میکنه و خب درگیری باهاشون هم مسلما به آموزش شما لطمه خواهد زد. غیر از شرح حال و معاینه و تشخیص و درمان بیماران، یک مورد خیلی مهم دیگه که تو کاراموزی باید یادگرفت، همین ارتباط با افراد دیگه‌ای هست که تو روند بهبودی بیمار شما نقش دارن. البته که سیستم آموزشی ما واسه این مورد هیچ برنامه‌‌ی درستی نداره و باید دِیمی خودتون یادبگیرین😂😂 همچنان پیشنهاد میکنم المپیاد استدلال بالینی رو شرکت کنین و خوندنتون برای اون باشه...توضیحات بیشترشو تو تاپیک دوره فیزیوپاتولوژی گفتم آخر استاژری هم آزمون پره انترنی داریم که با قبولی تو اون آزمون، مجوز ورود به اینترنی رو بدست خواهیم آورد. هنوز آزمونش رو ندادم، پس هروقت رسیدم بهش توضیحاتش رو خواهم داد. و نکته آخر هم اینکه از معاینه کردن، نترسین، نترسین، نترسین(اینو به خودم هم میگم). هرجایی که لازمه رو ببینین، هرجایی که لازمه رو دست بزنین، اصلا هم به این فکر نکنین که بیمار درد داره یا ممکنه همکاری نکنه یا جای حساسیه، یا بیمار خانم یا آقاست که اگه معاینه نکنین و معاینه رو یادنگیرین، ظلم بزرگی به یادگیری خودتونه و ظلم بزرگتری هم به بیمارهای آینده‌ی شماست. فعلا دیگه چیزی به ذهنم نمیرسه @دانشجویان-پزشکی
دانشگاهی
دوره فیزیوپاتولوژی ⚕️📚
SinaFS
سلام و درود😁 این تاپیک همونطور که از عنوانش معلومه، درباره‌ی دوره‌ی فیزیوپاتولوژی دانشجوهای پزشکیه فیزیوپات بسته به دانشگاهی که هستین، به دو شکل ممکنه برگزار بشه یک حالت اینه که به صورت ترمی باشه. یا هم ممکنه که براتون به صورت کورسی برگزار بشه (ایشالا که این حالت باشه) تو حالت اول، دقیقا شرایط مثل علوم پایه‌س. برنامه کلاسی‌تون رو میگیرین و هر روز میرین سر کلاساتون و درس‌های مختلف رو باهم میگذرونین و در پایان ترم هم همه رو باهم امتحان میدین. این چیزیه که من تجربه کردم تو حالت دوم، یه نفر که کورسی بوده باید بیاد توضیح بده😂😂😅 ولی به طور کلی چیزی که من میدونم ازش اینه که شما درس‌ها رو به صورت کورس‌های جدا از هم میگذرونین. یعنی مثلا یک ماه کورس قلب دارین. و تو این یک ماه فقط قلب میخونین، فقط کلاس‌های مربوط بیماری‌های قلب رو شرکت میکنین و در انتهای ماه هم امتحان قلبتونو میدین تموم میشه میره. و ماه بعد باز کورس بعدی ازین که بگذریم، به هر روش و مدلی که فیزیوپاتتون برگزار بشه، اینو بدونین که شروع سفت درس خوندن دانشجوی پزشکی این دوره‌ست اگه تا الان رنک یک کلاس و علوم‌پایه بودین، یا اینکه همه‌ درساتونو رو مرز پاس کردین و تا تونستین پیچوندین، همه رو بریزید دور اینجا اون پایه‌ی دانش پزشکی شما قراره ساخته بشه و هرررر درسی که میخونین، کاملا تو بالین و بیمارستان کاربرد داره و استفاده میشه. ته ته تهش حتی اگه یه موضوعی خیلی نادر هم باشه، بازم استاد یجوری سرش گیرتون میندازه...اصلا هم مهم نیست مربوط به تخصصش هست یا نه😂😂...اصلا هم مهم نیست کجا و چند نفر دارن گیر افتادنتونو می‌بینن...پس برای حفظ آبروتون، و از اون مهم‌تر برای خودتون و بیمار هایی که قراره بیان زیر دست شما، این دوره رو خییییلی درس بخونین🙏🏻🙏🏻🙏🏻 اگه خوب نخونین چی میشه؟ خب استاژری فشار خواهد آمد و مجبور میشین تو تایم کمتر و فشرده‌تر بخونین. اگه حتی تو استاژری هم نخونین و سمبل کنین، احتمالا تو اینترنی به رحمت خدا می‌رین😂😂هنوز اینترن نشدم، ولی بهترین حدسم همینه😁 از اهمیت فیزیوپات هرچی بگم، کم گفتم...پس بحثشو همینجا می‌بندم دیگه اما در مورد درس‌ها، همه‌شون که خیلی مهم‌ان، ولی چندتا رو دوست دارم که یکم دربارشون صحبت کنم اولین درسی که میخوام بگم، (شرح حال و معاینه فیزیکی) هست. هرچند با پیشرفت ابزارهای تشخیصی و هوش مصنوعی، خیلی تشخیص‌ها راحت شده ولی از اونجایی که تو کشور ما هنوز پرونده‌ها کاغذیه، قویا پیشنهاد میکنم این درسو جدی بگیرین دستگاه‌های بیمارستان‌ها معمولا یا خرابه، یا خوب کار نمیکنه، یا یه چیزیش کجه🤦🏻‍♂️🤦🏻‍♂️یا هم کسی که مسئول استفاده از اون دستگاه‌هاست درست باهاشون کار نمیکنه. اشتباه‌ها و سوتی‌ها تو پاراکلینیک و آزمایشگاه و پاتولوژی اصلا اصلا کم نیستن و همه اینا رو به شرطی میشه خنثی کرد که شمای پزشک بتونین یک شرح حال خوب و یک معاینه‌ی درست انجام بدین. من خودم به اندازه موهای سرم ECG دیدم که لیدها رو اشتباه بستن و در نتیجه تو برگه‌ی نوار موج‌های عجیب غریب تشکیل شده...حتی با چشمای خودم دیدم که اشتباه می‌بندن. سونوی بیمارستانمونو احدی قبول نداره، برا همین جراح‌هامون فقط با معاینه بیمار مشکوک به آپاندیسو میبرن اتاق عمل، در صورتی که اگه سونو درست باشه، سونوگرافیست بلد باشه، خییلی برای آپاندیس تشخیصیه. از اشتباه تو آزمایش خون و اشتباه تو گرفتن عکس‌های رادیوگرافی هم که چیزی نگم (حالا من هنوز استاژرم و خیییلی کم با این چیزا مواجه شدم، احتمالا اشتباه‌ها و سوتی‌های فوق پیشرفته‌تری هم هست که تو مراحل بعدی کشف میکنم🤦🏻‍♂️😂😅) خلاصه...شرح حال و معاینه اهمیتش بی‌نهایته درس بعدی که میخوام در موردش بگم، استدلال بالینیه برای ما نیم واحد بود...برای شما هم احتمالا همینه یا یکم کمتر یا بیشتر...خلاصه واحدش خیلی کمه اما برخلاف کم بودن واحدش، اهمیتش در مسیر پزشکی شما بسیار بسیار بالاست. اگه اهمیتش از شرح حال و معاینه بیشتر نباشه، مطمئنا کمتر نیست کل بحثش اینه که شما رفتی بالاسر بیمار، شرح حالتو گرفتی، معاینه کردی، عکس‌های سی‌تی و رادیوگرافی گرفتی، آزمایش‌هایی که میخواستی هم گرفتی، حالا با این همه اطلاعاتی که داری چجوری به تشخیص برسی. کدوم داده‌ها اضافی و بدردنخورن و کدوما اهمیت تشخیصی دارن. چه تشخیص افتراقی‌هایی میتونی داشته باشی و هر کدوم رو با چی رد کنی. همه و همه با استدلال بالینی امکان پذیره. مهارتیه که شما رو به سمت تشخیص و نهایتا درمان هدایت میکنه. درسته که تو کلاس‌های دیگه براتون توضیح میدن که فلان بیماری چیه، چطوری تظاهر میکنه، چطوری تشخیص داده میشه و چطوری میشه درمانش کرد، ولی وقتی میری بالاسر بیمار، اونجاست که می‌بینی به اون راحتی که تو کلاس میگفتن هم نیست برای همین، من پیشنهاد میکنم که همه‌تون المپیاد استدلال بالینی رو شرکت کنین و طوری درس بخونین که اونجا رتبه بیارین. المپیاد استدلال بالینی اصلا آسون نیست، سوالات متفاوتی داره و نحوه پاسخ‌ دهی کاملا متفاوتی نسبت به آزمون‌هایی که تا حالا داشتیم، داره. و فقط یک بار شرکت کردنش هم کافی نیست. شما دفعه‌های اول میرین آزمون که هیچی نشین😅 و نتیجه رو مثلا سال اول یا دوم اینترنی میگیرین، بعضیا حتی تو رزیدنتی... چندتا مزایا داره. مهم‌ترینش اینه که پزشک باسواد و خفنی میشین. مورد بعدیش اینه که منجر به نتایج خیلی خوب تو آزمون‌های پره و رزیدنتی میشه(دیگه وقتی واسه این آزمون سخت آماده میشین، اون دوتای دیگه براتون ایزیه😬😂) و مورد آخر هم اینکه اگه یکمی هم شانس آوردین رتبه شدین، خب مزایای اونو هم دارین...استریتی و بنیاد ملی نخبگان و استعدادهای درخشان و چی و چی و چی... و آخرین درسی که میخوام دربارش واسه‌تون صحبت کنم، درس‌های آمار و روش تحقیقه...اگه میخواین پایان‌نامه‌تونو خودتون بنویسین و به جایی پول ندین که براتون بنویسن، این دو درس خیلی به کارتون میاد و لازمه و همینا دیگه...فیزیوپاتتون هم که تموم میشه استاژر میشین. اگه درس افتاده داشته باشین، ورود به استاژری ممکن نیست (مگر با کلی بند و تبصره و تعهد و ...) نمره‌ی پاسی تو این دوره، برای درس‌های تخصصی ۱۲ هست، و برای بقیه‌ی درس‌ها ۱۰. یعنی عمومی‌ها، درس‌های پایه و شناور، همه پاسیشون ۱۰ هست. مشروطی هم ۱۲ هست (یکم مشروط شدن سخته اینجا😬😂) اولین کارآموزی بیمارستانتون رو هم اینجا خواهید رفت(اگه دانشگاهتون مثه ما نپیچونه🤦🏻‍♂️) : کاراموزی شرح حال @دانشجویان-پزشکی دیگه چیزی به ذهنم نمیرسه اگه سوالی دارین، در خدمتتون هستم
دانشگاهی
دوره علوم‌پایه پزشکی📝📚
SinaFS
خب امروز میخوام واستون درباره دوره علوم پایه صحبت کنم. بیشتر تجربیات خودمه و خب دانشگاه به دانشگاه و حتی تو بعضی دانشگاها، کلاس به کلاس این تجربیات میتونه متفاوت باشه😅 بعضی علوم‌پایه‌شون ۵ ترمه‌س، بعضی ۴ ترمه، بعضی ۳ و حتی تعداد نادری هم ۲🙄 شما هم تجربیاتتون که فک میکنین مفیده رو بذارین😊🙏🏻🌱 من فرض رو بر این میذارم که همه میخوان یک پزشک باسواد و متعهد و درستی باشن پس هرچیزی که میگم به این سمت جهت‌گیری داره اول یک سری کلیات رو میگم بعد دونه دونه درس‌های مختلف رو بررسی میکنیم، و در آخر هم دیگه آپدیت از هرچیزی که یادم بیاد یا شما بخواین به اشتراک بذارین ۱. اینو احتمالا اکثرا تجربه کرده باشین که با شوق و ذوق میاین دانشگاه و تنها چیزی که یاد نمیگیرین پزشکیه😂 همه فامیل و دوست و آشنا دکتر صداتون میکنن ولی دریغ از یک توصیه پزشکی که بتونین انجام بدین😂😅 درسا هم که هیچ محتوای مرتبطی با رشته نداره، ۴تا استاد سخت‌گیر هم که داشته باشین دیگه پک فرسودگی دوره دانشجوییتون تکمیل میشه😂😂😂 این رو من به چشم در همه ورودی‌های دانشگاهمون دیدم و می‌بینم همچنان یعنی دیگه وقتی میخوای وارد فیزیوپات شی و اصل کاریا شروع شه دیگه جون نداری، حوصله نداری، اون انگیزه‌های اول قبولیت تموم شده رفته بنابراین توصیه میکنم هرررر چیزی که میخاستین کنار پزشکی ادامه بدین رو ادامه بدین😂همین دوره دقیقا وقتشه. هر کاری میخواستین شروع کنین، شروع کنین، هر مهارتی میخواستین یاد بگیرین، برین دنبالش، تو همه‌ی سوراخ سمبه‌های دانشگاه سرک بکشین، نمیدونم صنفی برین، نشریه برین، EDC برین، تحقیقات برین، دفترمنتورینگ اگه دارین برین، همه‌ی انجمن‌ها و کانون‌ها رو بگردین ببینین چجوریاس، هر فیلم و سریالی که دوست دارین ببینین، دریغ نکنین از خودتون، هر عشق و حالی از دوره دانشگاه تو ذهنتون بوده برین انجام بدین و خلاصه تا میتونین حال خودتونو خوب و انرژیتونو بالا نگه دارین. حالا اینارو که میگم، خودم هم انجام میدادم که میگم😅😅نگین میخواد ما رو منحرف کنه🤦🏻‍♂️ منم کلی دوره برنامه نویسی دیدم و کار کردم، رو طراحی سایت که دوست داشتم کار کردم، یه مدت سئو میخوندم، حتی با دوستام یه طرح کارآفرینی رو واسه المپیاد کارآفرینی انجام دادیم(هیچی نشدیم😂😅 ولی تجربه گروهی خوبی بود)، بیرون رفتنو گشتن هم که همیشه داشتیم (البته دراماهایی هم داشت که خداروشکر من درگیر هیچکدوم نشدم🤲🏻) و خیلی چیزهای دیگه... ۲. مورد اول خیلی طولانی شد👀 حالا همه اینا رو گفتم ولی اصلا معنیش این نیست که دیگه درسو بذاریم کنار و صرفا برای پاسی بخونیم، منم این کارو نکردم. برای درسا تو پست‌های بعدی دونه دونه توضیح میدم ۳. حتما حتما حتما با دانشجوهای ترم‌های بالاترتون در ارتباط باشین...خیلی شرایط، امکانات و ... وجود داره تو دانشگاه که دانشجو نمیدونه وجود دارن و در نتیجه استفاده نمیشه. اینجا خب اون‌هایی که باتجربه‌ترن و بیشتر بودن میتونن راهنمایی کنن. از لحاظ درسی و استادها هم که از واجباته و خودتون خود به خود مجبور میشین ارتباطه رو بگیرین😂😅 یه مثال بخوام بگم مثلا تو دانشگاه ما یه اتاقی بود روش نوشته بود استودیو تولید محتوا، اتاق فیلمبرداری و پادکست و تدوین و گریم و اینا داره. بعد من اوایل فکر میکردم اینو فقط دانشگاه استفاده میکنه و هیچ دانشجویی نمیتونه بره داخلش. بعد که رفتم تو یه سری کارهای فیلمبرداری و تولید محتوا، مجوز ورود همیشگی براش گرفتم😂😂هروقت میخواستم میرفتم کارمو میکردم و هنوز هم هروقت لازم بشه دیگه مسئولشو میشناسم، میتونم هماهنگ کنم و استفاده کنم ۴. نگران آزمون علوم پایه نباشین😊 نمره منفی که نداره...به نسبت آسون هم هست...و توضیحات بیشتر هم که تو تاپیک علوم پایه‌س ۵. کتاب رفرنس نخرین...پولاتونو نگه دارین برای فیزیوپات(میدونم که آخرش همتون میرین همه‌ی رفرنسا رو میخرین😔😔) به ما هم همه‌ی اساتید میگفتن برین کتاب بخرین بخونین ولی خب ما با جزوه و کتاب‌های خلاصه و ... خوندیم و جمع کردیم (البته اینم باز خیلی به استاد بستگی داره. از ترم بالاهاتون مشورت بگیرین و نهایتا کتابشو از کتابخونه بگیرین، نخرینننن😬😬) ۶. سعی کنین سال اول عاشق نشین🫠(اینم میدونم گفتنش هیییچ فایده‌ای نداره🤦🏻‍♂️🤦🏻‍♂️😂 همتون میرین تو چاه میفتین...هییییی) ۷. "بچه‌هااااا...ما قراره ۷ سااال باهم باشیم" این جمله رو از ادبیاتتون حذف کنین🤦🏻‍♂️اصلنم قرار نیست ۷سال باهم باشین. چندتا دوست خوب پیدا کنین(حتی اگه فکر میکنین هیچکی خوب نیست، بازم چند نفر قابل تحمل‌تر از بقیه پیدا کنین) و از استاژری به بعد کلا از بقیه جلبک‌های کلاس جدا میشین👌البته ما خودمون گروه‌هامونو چیدیم نمیدونم بقیه دانشگاه‌ها چجوری میچینن👀 گروه‌ها رو هم گفتن هم پسر باید داشته باشه هم دختر...پس اگه دست خودتون بود، از هر دو جنس مقدمات رفاقت رو پایه ریزی کردن خوبه😁 این که میگم اهمیتش بینهایته...حالا میاین استاژر میشین خواهید دید چه میشود ۸. دیگه فعلا چیزی به ذهنم نمیرسه درس‌ها رو شروع میکنم @دانشجویان-پزشکی
دانشگاهی
چالش ۲۱ روزه نوشتن to do list📝
maryam111M
Topic thumbnail image
مشاوره تحصیلی
داشته هامون 😍✨
در حال بارگذاری...د
سلام شبتون بخیر چطورین رفقا؟! میخام یه چالش بزارم، نمیدونم قبلا همچین تاپیکی بوده یا نه ولی خب من ایجاد کردم دیگه..!😁 رفقا بیاین یه متن بنویسیم و هر جملش با این کلمه شروع بشه: "چقده خوبه که.." و داشته هامونو بگیم و خدامونو واسه اینکه تو زندگیمون داریمشون شکر کنیم..!✨❤ مثلا متن خودم: چقد خوبه که میتونم واسه هدفام تلاش کنم... چقد خوبه که وسط ناامیدی زیاد، بازم امید دارم... چقد خوبه که عضو انجمن آلا هستم و کلی رفیق دارم... چقد خوبه که انسانیت درونمو حس میکنم.. چقد خوبه که پیتزا و شیرکاکائو با تی تاپ درمون دردامه... چقد خوبه که قیمه اختراع شده... چقد خوبه که میتونم برم بیرون و خونوادم و رفیقامو بغل کنم... چقد خوبه که سالمم... چقد خوبه که خونوادم کنارمن... چقد خوبه که میتونم خودمو کارامو انجام بدم... چقد خوبه که داداشم هوامو دارم... چقد خوبه که ... چقد خوبه که بدنیا اومدم...! :)))) خدا برای همه ی "چقد خوبه ها که" شکرت..! بیاین یبار هم که شده بجای نداشته هامون، داشته هامونو بگیم..! پ.ن: تاپیک رو زدم بخش مشاوره ای، چون فکر میکنم واسه روحیه مون خیلی خوب باشه..! @دانش-آموزان-آلاء @راه-ابریشم-پرو-زیست @تجربی @دوازدهم @ریاضی-فیزیک @انسانیا @فارغ-التحصیلان-آلاء @دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا @راه-ابریشم-پرو-شیمی @راه-ابریشم-پرو-ریاضیات-ریاضی @راه-ابریشم-پرو-فیزیک-کازرانیان @راه-ابریشم-پرو-ریاضی-تجربی
سوال مشاوره ای
در مرکز واکنش فتوسیستم ها.‌.؟!
wanderingW
در مرکز واکنش فتوسیستم ها انتقال انرژی بین کلروفیل‌های a رو داریم ؟ یا فقط انتقال الکترون ؟ @تجربیا
زیست شناسی
دور سوم چالش ۲۱ روزه سحرخیزی آلایی‌ها 🤓🌞
maryam111M
Topic thumbnail image
مشاوره تحصیلی

توضیحات زیست یازدهم صفر تا صد استاد موقاری

زمان بندی شده سنجاق شده قفل شده است منتقل شده زیست شناسی
144 دیدگاه‌ها 5 کاربران 4.4k بازدیدها 16 Watching
  • قدیمی‌ترین به جدید‌ترین
  • جدید‌ترین به قدیمی‌ترین
  • بیشترین رای ها
پاسخ
  • پاسخ به عنوان موضوع
وارد شوید تا پست بفرستید
این موضوع پاک شده است. تنها کاربرانِ با حق مدیریت موضوع می‌توانند آن را ببینند.
  • هستیه هستی

    سلام ببخشید از جلسه 19 هم به بعد نیست یا من پیدا نمیکنم؟

    SachliS آفلاین
    SachliS آفلاین
    Sachli
    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
    #21

    هستی سلام عزیزم در سایت تمام جلسات هست جزوه جلسات هم فعلا دراینجا تا جلسه16 قرار داده شده بقیشم ان شاءالله در روزهای آینده بارگذاری میشه:tulip:

    هستیه 1 پاسخ آخرین پاسخ
    8
    • SachliS Sachli

      هستی سلام عزیزم در سایت تمام جلسات هست جزوه جلسات هم فعلا دراینجا تا جلسه16 قرار داده شده بقیشم ان شاءالله در روزهای آینده بارگذاری میشه:tulip:

      هستیه آفلاین
      هستیه آفلاین
      هستی
      دانش آموزان آلاء
      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
      #22

      @roghayeh-eftekhari خیلی ممنونم رقیه جانم:hibiscus:

      آدم هاشایدکسی راکه با او خندیدن فراموش کنند
      اما هیچ گاه کسی را که با او گریستن فراموش نخواهند کرد...

      SachliS 1 پاسخ آخرین پاسخ
      4
      • هستیه هستی

        @roghayeh-eftekhari خیلی ممنونم رقیه جانم:hibiscus:

        SachliS آفلاین
        SachliS آفلاین
        Sachli
        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
        #23

        هستی خواهش میکنم عزیزم🌹

        1 پاسخ آخرین پاسخ
        8
        • SachliS آفلاین
          SachliS آفلاین
          Sachli
          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
          #24

          هر 62 عصب نخاعي ريشه شكمي آنها به دليل داشتن نورون حسي در بخش حسي دسته بندي مي شوند.
          ريشه شكمي آنها به دليل داشتن نورون حركتي در بخش حركتي دسته بندي مي شود.
          اگر نورون حركتي كه از ريشه شكمي بيرون ميايد ماهيچه هدفش مخطط باشد در بخش پيكري است. اگر ماهيچه هدف آن صاف باشد در بخش خودمختار است.
          انعكاس نخاعي
          *انعكاس نخاعي فقط در مهره داران است.
          *هرگيرنده يك محرك خاص دارد.
          *تقريبا انعكاس هاي نخاعي با درد آغاز مي شوند.
          دو نوع سيناپس داريم : 1- سيناپس فعال با ناقل عصبي است. ( 1- مهاري : باعث تغيير پتانسيل مي شود اما باعث ايجاد پتانسيل عمل نمي شود. ، 2- تحريكي : ايجاد پتانسيل عمل در نورون هدف) ، 2- سيناپس غيرفعال بدون ناقل عصبي است.
          سيناپس هاي فعال تحريكي + : نورون حسي با نورون رابط 1(در ماده خاكستري) ، نورون حسي با نورون رابط 2(در ماده خاكستري) ، نورون رابط 1 با نورون حركتي عضله دوسر(در ماده خاكستري) ، نورون حركتي عضله دوسر با ياخته هاي ماهيچه اي دوسر
          سيناپس هاي فعال مهاري - : نورون رابط 2 با نورون حركتي عضله سه سر(در ماده خاكستري)
          سيناپس غيرفعال : سيناپس نورون حركتي عضله سه سر با ياخته هاي ماهيچه اي عضله سه سر
          جلسه 17
          زيست يازدهم.pdf

          1 پاسخ آخرین پاسخ
          8
          • SachliS آفلاین
            SachliS آفلاین
            Sachli
            نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
            #25

            گيرنده ها
            اگر بخشي از يك ياخته باشد : هدايت
            اگر خود ياخته باشد : انتقال
            *وقتي يك گيرنده در سيناپس باشد قطعا سلول پيش سيناپسي است.
            گيرنده: 1- خود سلول:1- سلول غيرعصبي :تمايز يافته مثال = گيرنده چشايي زبان ، 2-سلول هاي عصبي (غير عصبي): تمايز يافته = سلول هاي استوانه اي و مخروطي
            2- بخشي از سلول: انتهاي دندريت يا دندريت هايي از يك يا چند نورون حسي مثال = گيرنده هاي حواس پرتي
            محرك بايد خاص گيرنده خودش باشد تا بتواند آن را تحريك كند.
            در بعضي مواقع محرك خاص گيرنده هست اما گيرنده تحريك نمي شود چون محرك به اندازه كافي شدت ندارد.
            در بعضي موارد محرك خاص گيرنده هست به اندازه كافي هم شدت دارد اما پيام عصبي توليد نمي شود چون گيرنده به آن محرك عادت كرده است در اين حالت گيرنده يا كمتر پيام عصبي توليد ميكند يا ديگه كلا پيام عصبي توليد نمي كند. البته اين پديده سازش براي همه گيرنده ها صادق نيست مثلا گيرنده درد

            جلسه 19
            زيست يازدهم.pdf

            1 پاسخ آخرین پاسخ
            8
            • SachliS آفلاین
              SachliS آفلاین
              Sachli
              نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
              #26

              به طور کلی گیرنده مخروطی در نور زیاد و گیرنده استوانه‌ای در نور کم تحریک می‌شوند.
              گیرنده فشار پوست
              پوشش درونی = غلاف میلین
              پوشش بیرونی = بافت پیوندی سست چند لایه
              در پوشش گیرنده فشار چیزهایی که دیده می شود: ۱_ غلاف میلین ، ۲_ گره رانویه ، ۳_هدایت جهشی
              *گیرنده حواس پیکری فقط از دسته بخشی از یک سلول هستند.

              جلسه ۲۰

              1 پاسخ آخرین پاسخ
              8
              • SachliS آفلاین
                SachliS آفلاین
                Sachli
                نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط Sachli انجام شده
                #27

                *همه گیرنده های که در حس تماس ، دما ، وضعیت و درد فعالیت دارند از نوع بخشی از سلول هستند. سیناپس و انتقال نداریم پیام هدایت می‌شود.
                *گیرنده هایی که در وضعیت و درد فعالیت می‌کنند پوشش پیوندی چندلایه ندارند.
                *تقریبا همیشه انعکاس های نخاعی با درد شروع می‌شوند.
                حواس: ۱_مکانیکی = گیرنده کششی: در دیواره شانه(بخشی از سلول) ، دریچه های صاف دیواره نایژه و نایژک(بخشی از سلول) ،،، وضعیت: درون ماهیچه های اسکلتی(بخشی از سلول) ، در زردپی ها(بخشی از سلول) ، در کپسول پوشاننده مفاصل(بخشی از سلول) ،،، تماس :لمس=در پوست(بخشی از سلول) ،، فشار=در پوست(بخشی از سلول) ، در دواره سرخرگ های عمومی(بخشی از سلول) ،، ارتعاش=گیرنده شنوایی حلزون گوش(سلول غیر عصبی) ، یاخته های مژک دار مجرای نیم دایه‌ای (تعادل)(سلول غیر عصبی)
                ۲_دمایی = بیرونی:سرما_گرما:درپوست(بخش از سلول) ، درونی: دربرخی‌سیاهرگ‌های‌بزرگ_درهیپوتالاموس(بخشی از سلول)
                ۳_درد = در پوست و در بخش های گوناگون مانند دیواره سرخرگ ها(بخشی از سلول)
                ۴_نوری = استوانه ای مخروطی در چشم (سلول عصبی)
                ۵_شیمیایی = بویایی:در سقف حفره بینی(سلول عصبی) ،،، چشایی:روی زبان(سلول غیر عصبی) ،،، گیرنده O2: در قوس آئورت و سرخرگ گردنی(سلول غیر عصبی) ،،، گیرنده حساس به افزایش Co2 و H مثبت: در بصل النخاع(سلول غیر عصبی)
                *گیرنده از نوع مکانیکی میتواند در حواس ویژه هم باشد(از نوع ارتعاش)
                *در بخش مکانیکی هم میتوان گیرنده از نوع بخشی از سلول دید و هم از سلول غیر عصبی مشاهده کرد.
                *گیرنده نوری فقط در حواس ویژه و در چشم هست.

                جلسه ۲۱

                1 پاسخ آخرین پاسخ
                8
                • SachliS آفلاین
                  SachliS آفلاین
                  Sachli
                  نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                  #28

                  لایه های پوست از بیرون به درون = ۱_اپیدرم ، ۲_درم ، ۳_چربی(لایه چربی جداست و جزء لایه درم نیست)
                  **لایه اپیدرم **
                  در اپیدرم عروق خونی وجود ندارد.
                  فقط گیرنده درد هست که در اپیدرم دیده می شود(اما درست نیست که بگوییم گیرنده فقط در اپیدرم است)
                  سطحی ترین گیرنده در این لایه است
                  لایه درم
                  جنس درم به طور کلی بافت متراکم(رشته ای) است و پر از رشته های کلاژن و کشسان است.
                  در درم به طوری کلی رشته کلاژن بیشتر وضخیم تر از رشته های کشسان (الاستیکی) هستند.
                  در درم هم میتوان گیرنده درد مشاهده کرد
                  در درم میتوان بافت پوششی مکعبی مشاهده کرد_به واسطه غدد عرق
                  در درم بافت پیوندی سست نیز وجود دارد_به واسطه آن گیرنده های که بافت پیوندی در دور آن ها هست
                  *قطر مجرای غده عرق هرچه به غشای پایه نزدیک می‌شود کاهش پیدا میکند.
                  *غده عرق فقط در درم وجود دارد.
                  پیاز مو و ماهیچه صاف متصل به آن هم در درم مشاهده می شود.
                  *جهت تشرحات غده عرق برخلاف جهت پیام عصبی است_در پوست
                  لایه چربی
                  عمقی ترین گیرنده در بافت چربی است
                  عمقی ترین گیرنده=فشار
                  سطحی ترین گیرنده=درد
                  عروق و اعصاب نیز در این لایه وجود دارند.
                  رگ های موجود در لایه چربی ضخیم ترند نسبت که رگ های موجود در لایه درم.

                  جلسه ۲۲

                  1 پاسخ آخرین پاسخ
                  7
                  • SachliS آفلاین
                    SachliS آفلاین
                    Sachli
                    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط Sachli انجام شده
                    #29

                    لایه های پوست از بیرون به درون = ۱_اپیدرم ، ۲_درم ، ۳_چربی(لایه چربی جداست و جزء لایه درم نیست)
                    **لایه اپیدرم **
                    در اپیدرم عروق خونی وجود ندارد.
                    فقط گیرنده درد هست که در اپیدرم دیده می شود(اما درست نیست که بگوییم گیرنده فقط در اپیدرم است)
                    سطحی ترین گیرنده در این لایه است
                    لایه درم
                    جنس درم به طور کلی بافت متراکم(رشته ای) است و پر از رشته های کلاژن و کشسان است.
                    در درم به طوری کلی رشته کلاژن بیشتر وضخیم تر از رشته های کشسان (الاستیکی) هستند.
                    در درم هم میتوان گیرنده درد مشاهده کرد
                    در درم میتوان بافت پوششی مکعبی مشاهده کرد_به واسطه غدد عرق
                    در درم بافت پیوندی سست نیز وجود دارد_به واسطه آن گیرنده های که بافت پیوندی در دور آن ها هست
                    *قطر مجرای غده عرق هرچه به غشای پایه نزدیک می‌شود کاهش پیدا میکند.
                    *غده عرق فقط در درم وجود دارد.
                    پیاز مو و ماهیچه صاف متصل به آن هم در درم مشاهده می شود.
                    *جهت تشرحات غده عرق برخلاف جهت پیام عصبی است_در پوست
                    لایه چربی
                    عمقی ترین گیرنده در بافت چربی است
                    عمقی ترین گیرنده=فشار
                    سطحی ترین گیرنده=درد
                    عروق و اعصاب نیز در این لایه وجود دارند.
                    رگ های موجود در لایه چربی ضخیم ترند نسبت که رگ های موجود در لایه درم.

                    جلسه ۲۲ تحلیل شکل

                    1 پاسخ آخرین پاسخ
                    7
                    • SachliS آفلاین
                      SachliS آفلاین
                      Sachli
                      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط Sachli انجام شده
                      #30

                      حواس ویژه
                      حواس ویژه در سراسر بدن پراکنده نیستند فقط د اندام خاص حضور دارند.
                      از حواس پنجگانه ، چهارتا در حواس ویژه هستند و یکی از آنها(حس لامسه)در حواس پیکری است.
                      به طور کلی پنج نوع حس در چهار نوع اندام در سه نوع گیرنده

                      حس بینایی
                      به کلی چشم از سه لایه تشکل شده است = ۱_صلبیه ، ۲_مشیمیه ، ۳_شبکیه
                      قرنیه یک عدسی محدب یا همگرا است با تحدب ثابت
                      عدسی چشم هم ار نوع محدب است اما با تحدب متغییر
                      صلبیه دارای رگ های خونی است اما قرنیه فاقد رگ خونی است
                      به طور کلی از لحاظ ضخامت و استحکامکبخ ترتیب=۱_صلبیه ، ۲_مشیمیه ، ۳_شبکیه
                      *صلبیه و قرنیه هر دو از جنس بافت پیوندی هستند.
                      نور تا به گیرنده ها برسد چهاربار می‌شکند چون از چهار محیط شفاف می‌گذرد
                      *در نقطه کور گیرنده نوری نداریم.
                      *در نقطه کور مشیمیه وجود ندارد.
                      *عنبیه شفاف نیست و نور نمی‌تواند از آن عبور کند.

                      دو گروه ماهیچه صاف عنبیه= ۱_ شعاعی _ انقباض در نور کم _ مردمک گشاد _ عصب دهی با سمپاتیک ، پیامد=میزان نور ورودی به چشم بیشتر می‌شود

                      ۲_ حلقوی _ انقباض در نور زیاد _ مردمک تنگ _ عصب دهی با پارا سمپاتیک ، پیامد=میزان نور ورودی به چشم کمتر می‌شود

                      جلسه ۲۳

                      1 پاسخ آخرین پاسخ
                      8
                      • SachliS آفلاین
                        SachliS آفلاین
                        Sachli
                        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط Sachli انجام شده
                        #31

                        قرنیه و عدسی دارای سلول های زنده (با تمام ویژگی های سلول های زنده) هستند اما فاقد عروق خونی هستند به دلیل اینکه باید شفاف باشند.
                        به طور غیر مستقیم هم عدسی و هم قرنیه از عروق خونی تغذیه می‌کنند_به واسطه زلالیه

                        زلالیه

                        مواد موجود در زلالیه ⇽ گلوکز ، O2 ، ویتامین ها ، آمینواسیدها ، برخی داروها ، Co2(دفعی) ، اوره(دفعی)

                        حضور زلالیه ⇽ پشت قرنیه ، جلوی عنبیه ، مردمک ، پشت عنبیه ، جلوی عدسی
                        تغذیه ⇽ صلبیه ، مشیمیه ، شبکیه ، عنبیه ، جسم مژگانی (توسط مویرگ های خونی)
                        قرنیه ، عدسی (توسط زلالیه به طور غیر مستقیم از مویرگ های خونی)
                        مردمک ، زلالیه ، زجاجیه (تغذیه ندارند چون ساختار سلولی ندارند)

                        روند حرکت نور = قرنیه ⇽ زلالیه ⇽ زلالیه ⇽ عدسی ⇽ زجاجیه ⇽ شبکیه

                        محیط های شفاف چشم ⇽ قرنیه ، زلالیه (مایع) ، زجاجیه (ماده) ، عدسی

                        در بیشتر جاهای شبکیه گیرنده های استوانه‌ای خیلی بیشتر از گیرنده های مخروطی هستد اما در لکه زرد برعکس است.
                        *لکه زرد بالاتر از نقطه کور قرار دارد.

                        جلسه ۲۴

                        1 پاسخ آخرین پاسخ
                        7
                        • SachliS آفلاین
                          SachliS آفلاین
                          Sachli
                          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                          #32

                          گیرنده های مخروطی استوانه‌ای
                          عدسی چشم همواره همگراست اما میزان همگرایی آن در شرایط مختلف فرق میکند
                          در نور کم فقط گیرنده استوانه‌ای تحریک می‌شود اما در نور زیاد فقط گیرنده مخروطی تحریک نمی‌شود ، تحریک گیرنده استوانه‌ای را نیز داریم.
                          دندریت و ماده حساس به نور بیشتر باعث حساس تر بودن گیرنده استوانه‌ای می‌شود
                          آکسون گیرنده مخروطی بزرگتر از آکسون گیرنده استوانه ای است

                          ماهیچه های مژگانی

                          انقباض ماهیچه های مژگانی با مصرف ATP است
                          ارتباط ماهیچه مژگانی و عدسی به طور مستقیم نیست
                          زمانی که تار آویزی شل شود ماهیچه مژکی درحال انقباض است
                          زمانی که تا آویزی کشیده شده باشد ماهیچه مژکی در حال انبساط (استراحت) است

                          دیدن ⇽ ۱_ نزدیک = انقباض ماهیچه مژکی ، شل شدن تارهای آویزی ⇽ ۱_افزایش تحدب عدسی (افزایش همگرایی) ، ۲_افزایش قطر عدسی (قطور شدن عدسی) ، ۳_افزایش کُرَویَت (کروی بودن) عدسی
                          ۲_ دور = انبساط ماهیچه مژکی ، کشیده شدن تارهای آویزی ⇽ ۱_کاهش تحدب عدسی (کاهش همگرایی) ، ۲_کاهش قطر عدسی (نازکتر شدن عدسی) ، ۳_کاهش کُرَویَت عدسی (کشیده شدن عدسی)

                          در چشم دو چیز تنظیم می‌شود = ۱_نور ورودی ⇽ با قطر مردمک ⇽ عضلات شعاعی و حلقوی
                          ۲_تحدب و قطر عدسی ⇽ با قطر عدسی ⇽ عضلات مژگانی

                          جلسه ۲۵

                          1 پاسخ آخرین پاسخ
                          8
                          • SachliS آفلاین
                            SachliS آفلاین
                            Sachli
                            نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                            #33

                            همواره در همه افراد نزدیک بین ،کره چشم بزرگ نیست
                            همواه در همه افراد دوربین ،کره چشم از اندازه طبیعی کوچکتر نیست

                            دوربین ⇽ تصاویر اجسام دور روی شبکیه
                            علت : کره چشم کوچکتر یا کاهش همگرایی (تحدب) عدسی
                            تصاویر اجسام نزدیک ← پشت شبکیه
                            اصلاح ← عدسی همگرا (محدب)
                            اگر علت کوچکی کره چشم باشد ← حجم زجاجیه کمتر از حد نرمال

                            نزدیک بین ⇽ تصاویر اجسام نزدیک روی شبکه
                            علت : کره چشم بزرگتر یا افزایش هم گرایی (تحدب) عدسی
                            تصاویر اجسام دور ← جلوی شبکیه (درون زجاجیه)
                            اصلاح ← عدسی واگرا (مقعر)
                            اگر علت بزرگی کره چشم باشد ← حجم زجاجیه بیش از حد نرمال

                            جلسه ۲۶

                            1 پاسخ آخرین پاسخ
                            7
                            • SachliS آفلاین
                              SachliS آفلاین
                              Sachli
                              نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                              #34

                              &در برخی افراد ، علت نزدیک بینی و دور بینی تغییر همگرایی عدسی چشم است.

                              پیر چشمی

                              تمام نکات دور بینی معمولا میتوانیم به پیر چشمی هم اطلاق کنیم.
                              اغلب مواردی که به پیر چشمی دچار هستند ، اجسام دور را خوب میبینند و در دیدن اجسام نزدیک دچار مشکل هستند.

                              پردازش اطلاعات حسی

                              دسته نورونی که که میاد به کیاسمای بینایی داره میره به نیمکره مخالفش.

                              جلسه ۲۷

                              1 پاسخ آخرین پاسخ
                              7
                              • SachliS آفلاین
                                SachliS آفلاین
                                Sachli
                                نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط Sachli انجام شده
                                #35

                                &در نقطه کور گیرنده های نوری نداریم اما سلول عصبی داریم

                                هر عصب دارای دو مجموعه آکسون است چون باید هر دو چشم به هر دوتا لوب پس سری عصب دهی کنند.
                                &مجموعه آکسونی که به کیاسمای می رود به بینی نزدیک تر است.

                                عصب بینایی =

                                ۱_مجموعه اول : نقطه کور ← نیمکره موافق ← تلاموس موافق ← لوب پس سری موافق (پردازش نهایی و درک)

                                ۲_مجموعه دوم : نقطه کور ← کیاسمای بینایی ← نیمکره مخالف ← تالاموس مخالف ← لوب پس سری مخالف (پردازش نهایی و درک)

                                شبکیه

                                مشیمیه لایه رنگ دانه دار است.
                                خارجی ترین لایه شبکیه = تک لایه پوششی است (رنگ دانه دار است)
                                گیرنده های نوری با مشیمیه ارتباط مستقیم ندارند.
                                لایه سوم یاخته های سازنده عصب بینایی است.
                                پیام عصبی پاید از سه ردیف رد بشود تا به نورون حسی برسد.
                                خارجی ترین لایه دارای رگ خونی است.

                                جلسه ۲۸

                                1 پاسخ آخرین پاسخ
                                7
                                • SachliS آفلاین
                                  SachliS آفلاین
                                  Sachli
                                  نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                  #36

                                  گوش

                                  غده های بخش درون بخش میانی بیرون ریز هستند.
                                  استخوان گیجگاهی بخشی از استخوان جمجمه است.
                                  لاله گوش از بافت پوششی ، غضروف و چربی تشکیل شده است.
                                  در لاله گوش استخوان نیست.
                                  ابتدای مجرا چربی است که نقش محافظتی دارد.
                                  انتهای مجرا استخوان گیجگاهی است که از آن محافظت می کند.
                                  به طور کلی از مجرا بافت پیوندی محافظت می کند.
                                  پرده صماخ عضو بخش های میانی و بیرونی نیست ، بخشی جداست.
                                  در گوش میانی مایع حضور ندارد.
                                  سیپوراستاش می تواند میکروب ها راهم منتقل کند.
                                  بحث درک شنوایی با بخش حلزونی نیست.
                                  کوتاه ترین استخوان در گوش ، استخوان رکابی است.
                                  استخوانی که ارتباط مستقیم با پرده صماخ دارد استخوان چکشی است که با وسط پرده صماخ در ارتباط است.
                                  اولین استخوان گوش میانی که می لرزد چکشی است.
                                  استخوان سندانی هم با استخوان چکشی و هم رکابی مفصل می دهد.
                                  بخش ضخیم استخوان سندانی با استخوان چکشی مفصل دارد و بخش نازک آن با استخوان رکابی مفصل دارد.
                                  یاخته های مژک دار گوش همان گیرنده های مکانیکی هستند.
                                  مژک ساختار پروتینی دارد.
                                  اطلاعات برای درک نهایی به لوب گیجگاهی میروند.
                                  سلول های پوششی بیشتر از سلول های مژک دار هستند.
                                  نورون حسی که سلول های مژک دار می سازند.

                                  امواج صوتی ← لاله گوش (جمع آوری) ← مجرای گوش ← پرده صماخ (لرزش) ← چکشی (لرزش) ← سندانی (لرزش) ← رکابی (لرزش) ← دریچه بیضی ← مایع درون حلزونی (لرزش و حرکت) ← ماده ژلاتینی (لرزش و حرکت) ← مژک های سلول های مژک دار ← تولید پیام عصبی ← سیناپس ← نورون حسی ← عصب شنوایی ← تلاموس ← قشر مخ (لوب گیجگاهی)(پردازش نهایی و درک)

                                  جلسه ۲۹

                                  1 پاسخ آخرین پاسخ
                                  7
                                  • SachliS آفلاین
                                    SachliS آفلاین
                                    Sachli
                                    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                    #37

                                    به طور کلی شیش مجرای نیم دایره ای وجود دارد.
                                    حفظ تعادل که بخش دهلیزی در آن نقش دارد فقط مربوط به سر است نه اندام های دیگه
                                    علت اینکه سه تا مجرا و عمود برهم هستند اینه که از هر جهت که که سر خم شد بدن بتواند حفظ تعادل کند.
                                    به هر طرف که سر خم شود حرکت مایع درون مجرای نیم دایره ای و ماده ژلاتینی خلاف آن است
                                    سلولی که در قسمت دهلیزی گوش هست که با مایع درون مجرای نیم دایره ای در تماس مستقیم هست فاقد مژک است و تعداد آن از تعداد یاخته های مژک دار بیشتر است.
                                    مجموعه عصب بخش دهلیزی آکسون های عصب های حسی هستند که پیام را دریافت کرده اند
                                    سر(تغییر حرکت) ← مایع مجرای نیم دایره ای (حرکت برعکس) ← ماده ژلاتینی (حرکت برعکس) ← مژک سلول های گیرنده (خم شدن) ← تولید پیام عصبی (ایجاد پتانسیل عمل) ← سیناپس ← نورون حسی ← عصب دهلیزی (تعادلی) ← مخچه ← مخ

                                    جلسه ۳۰

                                    1 پاسخ آخرین پاسخ
                                    8
                                    • SachliS آفلاین
                                      SachliS آفلاین
                                      Sachli
                                      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                      #38

                                      بویایی

                                      پیاز های بویاییکبا سامانه لیمبیک در ارتباط است و سامانه لیمبیک است که اطلاعات پردازش شده آن را به قشر مخ میدهد ، پیازهای بویایی با لوب پیشانی هم در ارتباط است.
                                      جنس یاخته های سقف حفره بینی از جنس استوانه ای تک لایه است .
                                      سلول های پوششی تک لایه ما مژک ندارند اما در سقف حفره بیی مژک دیده می شود.
                                      گیرنده های بویایی به یاخته های پوششی آویزان هستند
                                      بین سلول های استوانه ای تک لایه بخش دندریت و جسم سلولی این سلول های عصبی هست
                                      پایانه آکسونی گیرنده بویایی در پیاز بویایی قرار دارد.

                                      مولکول های بودار ← سلول های گیرنده بویایی (انتقال به مژک) و تحریک ← ایجاد پیام عصبی (پتانسیل عمل) ← هدایت پیام عصبی در سلول گیرنده ← عبور آکسون سلول گیرنده (از بین سلول های پوششی استوانه ای تک لایه) ← عبور آکسون سلول گیرنده (از غشاء پایه) ← عبور آکسون سلول گیرنده (بافت پیوندی) ← عبور آکسون سلول گیرنده (از منافذ استخوان جمجمه) ← رفتن به سمت (پیاز های بویایی) ← سیناپس (با نورون های حسی در پیازهای بویایی) ← تقویت در پیاز های بویایی ← از طریق سامامه لیمبیک ← قشر مخ (درک بو)

                                      جلوی بینی غضروف وجود دارد. انتهای آن استخوان است.

                                      جلسه ۳۰

                                      1 پاسخ آخرین پاسخ
                                      8
                                      • SachliS آفلاین
                                        SachliS آفلاین
                                        Sachli
                                        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                        #39

                                        چشایی

                                        مژک های گیرنده های چشایی از جنس غشاء هستند.
                                        لایه های زبان از بیرون به داخل = بافت سنگ فرشی چند لایه ← غشای پایه ← بافت پیوندی ← قسمت ماهیچه ای

                                        جوانه چشایی در بافت پوششی (سنگفرشی چندلایه) زبان قرار گرفته است.
                                        اما رشته پیام عصبی حسی در بافت پیوندی است.
                                        سیناپس در بخش بافت پوششی زبان اتفاق میوفتد.

                                        غذا ← ترکیب با بزاق ← ورود از راه منفذ ← تحریک یاخته های گیرنده ← تولید پیام عصبی (ایجاد پتانسیل عمل) ← سیناپس (با دندریت نورون حسی) ← تحریک نورون حسی ← تالاموس ← قشرمخ

                                        تعداد یاخته های نگهبان از تعداد یاخته های گیرنده بیشتر است
                                        هر جوانه چشایی از طریق یک منفذ به بیرون راه دارد.

                                        جلسه ۳۰

                                        1 پاسخ آخرین پاسخ
                                        8
                                        • SachliS آفلاین
                                          SachliS آفلاین
                                          Sachli
                                          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                          #40

                                          گیرنده درک نداره درک اطلاعات با مغز است.

                                          ماهی

                                          به گیرنده های مکانیکی خط جانبی کاپولا نیز گفته می شود.

                                          برای گیرنده ای که کاملا در ماده ژلاتینی است کلمه در تماس هم درست است اما برای گیرنده ای که با ماده ژلاتینی در تماس است نمیتوان گفت این گیرنده درون ماده ژلاتینی است.
                                          کانال خط جانبی با بیرون در ارتباط است.
                                          در همه ماهی ها منافذ از بین پولک ها رد نشده است چون همه ماهی ها پولک ندارند.
                                          به کمک خط جانبی اطلاعات پردازش می شود اما توسط خط جانبی پردازش نمی شود.
                                          تعداد یاخته های پشتیبان قطعا بیشتر از یاخته های گیرنده است.
                                          هر گیرنده با دوتا رشته عصبی درتماس است.
                                          با یاخته پشتیبان هیچ عصب حسی در تماس نیست.
                                          در صورت لزوم مغز پاسخ حرکتی میدهد.

                                          جریان آب درون کانال ← ماده ژلاتینی (حرکت) ← مژک های گیرنده مکانیکی (حرکت) ← سلول گیرنده (تحریک) ← ایجاد پیام عصبی (پتانسیل عمل) ← سیناپس (نورون حسی) ← انتقال پیام بالا (مغز) ← مغز (درک) ← پاسخ حرکتی (در صورت لزوم)(فرار یا شکار)

                                          لوب های (پیازهای) بویایی ماهی نسبت به مغز جانور از لوب های بویایی انسان بزرگ تر است.
                                          بزرگترین بخش مغز ماهی لوب بینایی است. (دوتا لوب بینایی دارد)
                                          در ماهی برخلاف انسان مخچه از مخ بزرگتر است.
                                          جلوترین بخش مغز ماهی لوب بینایی است.
                                          مغز ماهی قشر مخ ندارد.
                                          عقبی ترین بخش مغز بصل النخاع است.
                                          تنها قسمتی از مغز که با نخاع در ارتباط است ، بصل النخاع است.

                                          عصب بویایی ← پیازهای بویایی ← مخ ← لوب بینایی ← مخچه ← بصل النخاع ← نخاع

                                          جلسه ۳۱

                                          1 پاسخ آخرین پاسخ
                                          8
                                          پاسخ
                                          • پاسخ به عنوان موضوع
                                          وارد شوید تا پست بفرستید
                                          • قدیمی‌ترین به جدید‌ترین
                                          • جدید‌ترین به قدیمی‌ترین
                                          • بیشترین رای ها


                                          • 1
                                          • 2
                                          • 3
                                          • 4
                                          • 5
                                          • 6
                                          • 7
                                          • 8
                                          • درون آمدن

                                          • حساب کاربری ندارید؟ نام‌نویسی

                                          • برای جستجو وارد شوید و یا ثبت نام کنید
                                          • اولین پست
                                            آخرین پست
                                          0
                                          • دسته‌بندی‌ها
                                          • نخوانده ها: پست‌های جدید برای شما 0
                                          • جدیدترین پست ها
                                          • برچسب‌ها
                                          • سوال‌های درسی و مشاوره‌ای
                                          • دوره‌های آلاء
                                          • گروه‌ها
                                          • راهنمای آلاخونه
                                            • معرفی آلاخونه
                                            • سوال‌پرسیدن | انتشار مطالب آموزشی
                                            • پاسخ‌دادن و مشارکت در تاپیک‌ها
                                            • استفاده از ابزارهای ادیتور
                                            • معرفی گروه‌ها
                                            • لینک‌های دسترسی سریع