چند سوال دستوری
-
سلام دوستان
%(#192a55)[بر سر کوی وصل تو مرغ صفت پریدمی]
%(#192a54)[آه اگر نسوختی آتش هجر بال من]مصراع دوم وابسته وابسته داره یا نه؟
۲. ایا واژه "سر" کلمه هست ؟یعنی منظورم اینکه در گروه اسمی سر کوی وصل تو ، "سر" هسته هست؟
۳.لطفا این بیت رو مرتبش کنید و نقش کلمات مصراع اول رو لطفا بگید
%(#14cc42)[گر تو را قندی دهد آن زهر دان]
%(#14cc42)[گر به تو لطفی کند آن قهر دان]ممنونم
-
S Sara_R marked this topic as a question on
-
سلام دوستان
%(#192a55)[بر سر کوی وصل تو مرغ صفت پریدمی]
%(#192a54)[آه اگر نسوختی آتش هجر بال من]مصراع دوم وابسته وابسته داره یا نه؟
۲. ایا واژه "سر" کلمه هست ؟یعنی منظورم اینکه در گروه اسمی سر کوی وصل تو ، "سر" هسته هست؟
۳.لطفا این بیت رو مرتبش کنید و نقش کلمات مصراع اول رو لطفا بگید
%(#14cc42)[گر تو را قندی دهد آن زهر دان]
%(#14cc42)[گر به تو لطفی کند آن قهر دان]ممنونم
یادم رفت
این بیت هم نقش کلمات مصراع اول رو لطفا مشخص کنید و بیت رو مرتب کنید%(#ff5e19)[وهم هستی بست بر آیینه ام رنگ دویی]
%(#ff5e19)[تا کسی خود را نمی بیند، به وحدت واصل است] -
سلام دوستان
%(#192a55)[بر سر کوی وصل تو مرغ صفت پریدمی]
%(#192a54)[آه اگر نسوختی آتش هجر بال من]مصراع دوم وابسته وابسته داره یا نه؟
۲. ایا واژه "سر" کلمه هست ؟یعنی منظورم اینکه در گروه اسمی سر کوی وصل تو ، "سر" هسته هست؟
۳.لطفا این بیت رو مرتبش کنید و نقش کلمات مصراع اول رو لطفا بگید
%(#14cc42)[گر تو را قندی دهد آن زهر دان]
%(#14cc42)[گر به تو لطفی کند آن قهر دان]ممنونم
Sara_R
درمورد سؤال اولت: خیر.
درمورد سؤال دومت: بله.
درمورد سؤال سومت:
گر آن زهردان تو را قندی دهد
گر آن قهردان به تو لطفی کند
آن زهردان گروه نهادی
تو را گروه متممی
قند مفعول
درمورد سؤال چهارمت:
وهم هستی بر آئینهام رنگ دویی بست
تا کسی خود را نمیبیند به وحدت واصل است
(به وحدت واصل است تا کسی خود را نمیبیند)
وهم هستی گروه نهادی
بر آیینهام گروه متممی
رنگ دویی گروه مفعولی
به وحدت گروه متممی
واصل مسند
است فعل اسنادی
تا حرف ربط
کسی نهاد
خود را گروه مفعولی
نمیبیند فعل. -
Sara_R
درمورد سؤال اولت: خیر.
درمورد سؤال دومت: بله.
درمورد سؤال سومت:
گر آن زهردان تو را قندی دهد
گر آن قهردان به تو لطفی کند
آن زهردان گروه نهادی
تو را گروه متممی
قند مفعول
درمورد سؤال چهارمت:
وهم هستی بر آئینهام رنگ دویی بست
تا کسی خود را نمیبیند به وحدت واصل است
(به وحدت واصل است تا کسی خود را نمیبیند)
وهم هستی گروه نهادی
بر آیینهام گروه متممی
رنگ دویی گروه مفعولی
به وحدت گروه متممی
واصل مسند
است فعل اسنادی
تا حرف ربط
کسی نهاد
خود را گروه مفعولی
نمیبیند فعل.@danial-hosseiny در چند سوال دستوری گفته است:
Sara_R
درمورد سؤال اولت: خیر.چرا؟
خوانش مصراع دوم مگه اینجوری نیست؟
اتشِ هجرِ بالِ من یا جور دیگس؟درمورد سؤال دومت: بله.
ممنونمدرمورد سؤال سومت:
گر آن زهردان تو را قندی دهد
گر آن قهردان به تو لطفی کند
آن زهردان گروه نهادی
تو را گروه متممی
قند مفعول
گفته زهر مسنده🤔درمورد سؤال چهارمت:
وهم هستی بر آئینهام رنگ دویی بست
تا کسی خود را نمیبیند به وحدت واصل است
(به وحدت واصل است تا کسی خود را نمیبیند)
وهم هستی گروه نهادی
بر آیینهام گروه متممی
رنگ دویی گروه مفعولی
به وحدت گروه متممی
واصل مسند
است فعل اسنادی
تا حرف ربط
کسی نهاد
خود را گروه مفعولی
نمیبیند فعل.ممنونم رنگ دویی یعنی چی؟
-
@danial-hosseiny در چند سوال دستوری گفته است:
Sara_R
درمورد سؤال اولت: خیر.چرا؟
خوانش مصراع دوم مگه اینجوری نیست؟
اتشِ هجرِ بالِ من یا جور دیگس؟درمورد سؤال دومت: بله.
ممنونمدرمورد سؤال سومت:
گر آن زهردان تو را قندی دهد
گر آن قهردان به تو لطفی کند
آن زهردان گروه نهادی
تو را گروه متممی
قند مفعول
گفته زهر مسنده🤔درمورد سؤال چهارمت:
وهم هستی بر آئینهام رنگ دویی بست
تا کسی خود را نمیبیند به وحدت واصل است
(به وحدت واصل است تا کسی خود را نمیبیند)
وهم هستی گروه نهادی
بر آیینهام گروه متممی
رنگ دویی گروه مفعولی
به وحدت گروه متممی
واصل مسند
است فعل اسنادی
تا حرف ربط
کسی نهاد
خود را گروه مفعولی
نمیبیند فعل.ممنونم رنگ دویی یعنی چی؟
Sara_R
خیر. بیت رو اگه درست بخونید این اشتباه پیش نمیاد.
بر سرِ کویِ وصلِ تو مرغْ صفتْ پریدَمی
آه اگر نسوختی، آتشِ هجرْ بالِ من
یعنی آه اگه آتشِ هجرْ بالِ من رو نسوزوند...
و درمورد مسندبودن زهر، باید بگم که خب من زهردان رو یه کلمه گرفتم. اما طراح معتقده که اون یه جملهس.
گر تو را قندی دهد آن زهر دان
یعنی اگه به تو قندی بده، اون رو زهر بدون.
که خب در این صورت آن میشه مفعول، زهر مسند و دان میشه فعل اسنادی.
که خب این صحیحتره☺️
رنگ دویی یعنی دورنگی. صفت مقلوب... -
Sara_R
خیر. بیت رو اگه درست بخونید این اشتباه پیش نمیاد.
بر سرِ کویِ وصلِ تو مرغْ صفتْ پریدَمی
آه اگر نسوختی، آتشِ هجرْ بالِ من
یعنی آه اگه آتشِ هجرْ بالِ من رو نسوزوند...
و درمورد مسندبودن زهر، باید بگم که خب من زهردان رو یه کلمه گرفتم. اما طراح معتقده که اون یه جملهس.
گر تو را قندی دهد آن زهر دان
یعنی اگه به تو قندی بده، اون رو زهر بدون.
که خب در این صورت آن میشه مفعول، زهر مسند و دان میشه فعل اسنادی.
که خب این صحیحتره☺️
رنگ دویی یعنی دورنگی. صفت مقلوب...@danial-hosseiny اهاا خیلی ممنونم لطف کردید🌸
-
S Sara_R has marked this topic as solved on
-
Sara_R خواهش میکنم♥
