انشانویسی چگونه؟
-
اخ یادش بخیر انشاااا
منم میخوااام :confused_face:
بنظرم انشا نوشتن فقط احساسه...
ینی شما همه ی احساستو بریز تو قلم خودش مینویسه..
که رشد و بالندگی این احساس نیازمند مطالعه و نوشتنه...
یه مثال میزنم از احساس : به آسمون نگاه کن و سعی کن توصیفش کنی.
یه نفر اینجوری توصیف میکنه: ابر سفید در آسمان خودنمایی میکند .
من اینجوری توصیفش میکنم: بغض سپید آسمان آبی بیکرانش را چه بی رحمانه زیر سوال میبرد..
اما یکی مث آقای اخوان ثالث اینجوری توصیف میکنن: ابر با همان پوستین سرد و نمناک آسمانش را تنگ در آغوش گرفته بود...
جمله اول هیچ احساسی نداشت ولی جمله ی آقای اخوان (که البته بنده به نثر بازگردانیش کردم:smiling_face_with_open_mouth_cold_sweat: ) سرشاره از احساس و این احساسه که این تصویر به ظاهر ساده از ابر آسمون رو انقدر قشنگ جلوه میده... واسه ی نوشتن سعی کن همه ی احساستو به کار بگیری و تک تک جملاتتو باور داشته باشی و با گوشت و پوستت احساسشون کنی...
لازم به کلمات قلمبه سلمبه نیست ... هر چیزی که از ته دل بیاد قطعا به دل میشینه . از ته دلت انشا بنویس...
نوشتن خاطرات روزانه و دلنوشته خیلی کمک میکنه. -
@Saahaar در انشانویسی چگونه؟ گفته است:
@shining-way _ منم میخوام😕
+چرا مثلا؟؟؟
ممنون پیشنهاد قشنگی دادین🙏اگه بخوام عادی بگم میگم : چون بهم آرامش میده...
اما ادبی و انشاییش اینجوری میگیم: نوشتن تنها چیزیست که میتواند مرا دور کند . حتی برای چند لحظه از دنیا .. آدم هایش ... و همه ی دغدغه های ریز و درشتش...
دور کند و پرواز دهد و مرا جایی میان آرمان شهر رویایی خویش رها کند...
جایی که میتوانم بنشینم زیر سایه ی خیال و با قلم احساس میان نسیم خوش آهنگ آرامش ابر های قلبم را فریاد بزنم...
پ.ن : یکی از تمرینا همینه... به هرچیزی سعی کن نگاه ادبی داشته باشی ... از آسمون گرفته تا بخاری :|
پ.ن2 : خواهش میکنم...
پ.ن3: چقد حرف زدم :| یکی منو از بالای تریبون پرت کنه پایین :| با تچکر :| -
@Saahaar در انشانویسی چگونه؟ گفته است:
@shining-way _ منم میخوام😕
+چرا مثلا؟؟؟
ممنون پیشنهاد قشنگی دادین🙏اگه بخوام عادی بگم میگم : چون بهم آرامش میده...
اما ادبی و انشاییش اینجوری میگیم: نوشتن تنها چیزیست که میتواند مرا دور کند . حتی برای چند لحظه از دنیا .. آدم هایش ... و همه ی دغدغه های ریز و درشتش...
دور کند و پرواز دهد و مرا جایی میان آرمان شهر رویایی خویش رها کند...
جایی که میتوانم بنشینم زیر سایه ی خیال و با قلم احساس میان نسیم خوش آهنگ آرامش ابر های قلبم را فریاد بزنم...
پ.ن : یکی از تمرینا همینه... به هرچیزی سعی کن نگاه ادبی داشته باشی ... از آسمون گرفته تا بخاری :|
پ.ن2 : خواهش میکنم...
پ.ن3: چقد حرف زدم :| یکی منو از بالای تریبون پرت کنه پایین :| با تچکر :| -
اخ یادش بخیر انشاااا
منم میخوااام :confused_face:
بنظرم انشا نوشتن فقط احساسه...
ینی شما همه ی احساستو بریز تو قلم خودش مینویسه..
که رشد و بالندگی این احساس نیازمند مطالعه و نوشتنه...
یه مثال میزنم از احساس : به آسمون نگاه کن و سعی کن توصیفش کنی.
یه نفر اینجوری توصیف میکنه: ابر سفید در آسمان خودنمایی میکند .
من اینجوری توصیفش میکنم: بغض سپید آسمان آبی بیکرانش را چه بی رحمانه زیر سوال میبرد..
اما یکی مث آقای اخوان ثالث اینجوری توصیف میکنن: ابر با همان پوستین سرد و نمناک آسمانش را تنگ در آغوش گرفته بود...
جمله اول هیچ احساسی نداشت ولی جمله ی آقای اخوان (که البته بنده به نثر بازگردانیش کردم:smiling_face_with_open_mouth_cold_sweat: ) سرشاره از احساس و این احساسه که این تصویر به ظاهر ساده از ابر آسمون رو انقدر قشنگ جلوه میده... واسه ی نوشتن سعی کن همه ی احساستو به کار بگیری و تک تک جملاتتو باور داشته باشی و با گوشت و پوستت احساسشون کنی...
لازم به کلمات قلمبه سلمبه نیست ... هر چیزی که از ته دل بیاد قطعا به دل میشینه . از ته دلت انشا بنویس...
نوشتن خاطرات روزانه و دلنوشته خیلی کمک میکنه. -
@Saahaar در انشانویسی چگونه؟ گفته است:
@shining-way _ منم میخوام😕
+چرا مثلا؟؟؟
ممنون پیشنهاد قشنگی دادین🙏اگه بخوام عادی بگم میگم : چون بهم آرامش میده...
اما ادبی و انشاییش اینجوری میگیم: نوشتن تنها چیزیست که میتواند مرا دور کند . حتی برای چند لحظه از دنیا .. آدم هایش ... و همه ی دغدغه های ریز و درشتش...
دور کند و پرواز دهد و مرا جایی میان آرمان شهر رویایی خویش رها کند...
جایی که میتوانم بنشینم زیر سایه ی خیال و با قلم احساس میان نسیم خوش آهنگ آرامش ابر های قلبم را فریاد بزنم...
پ.ن : یکی از تمرینا همینه... به هرچیزی سعی کن نگاه ادبی داشته باشی ... از آسمون گرفته تا بخاری :|
پ.ن2 : خواهش میکنم...
پ.ن3: چقد حرف زدم :| یکی منو از بالای تریبون پرت کنه پایین :| با تچکر :| -
pariaaa خیلی ممنون لطف دارین :rose:
@Saahaar این بود آرمان های من؟؟؟؟:neutral_face: :smiling_face_with_open_mouth_cold_sweat:@shining-way در انشانویسی چگونه؟ گفته است:
pariaaa خیلی ممنون لطف دارین :rose:
@Saahaar این بود آرمان های من؟؟؟؟:neutral_face: :smiling_face_with_open_mouth_cold_sweat:خب بالاخره پله پله دیه😁
از انشا شروع کن ببین ب کجاها میرسی😀😀😅 -
@shining-way در انشانویسی چگونه؟ گفته است:
pariaaa خیلی ممنون لطف دارین :rose:
@Saahaar این بود آرمان های من؟؟؟؟:neutral_face: :smiling_face_with_open_mouth_cold_sweat:خب بالاخره پله پله دیه😁
از انشا شروع کن ببین ب کجاها میرسی😀😀😅 -
@Saahaar عججججب:face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy:
ولی نوشتن تو کشوری که میانگین ساعت مطالعش از مطالعه ی جلبک های قرمز اقیانوس آرام :| هم کمتره آدمو به هیچ جا نمیرسونه :|
اینجا فقط میشه واسه دل خودت بنویسی:confused_face: -
همیشه انشاهامو مامانم مینوشت:/
-
همیشه انشاهامو مامانم مینوشت:/
آسمان ِ آبی اصن لزومی نداره ک ما انشا بنویسیم😑😑😑





