جهاد مغنیه
-
-
||تو
صبح باش ،
بتاب ..!من
سراپا ،
چشم میشوم ،
محو ِ تماشای تو ..! ||#شهید_جهاد_مغنیه
#صبحتون_شهدایی -
جهاد مغنیه در ۱۲ اردیبهشت ۱٣٧٠ (برابر با ۲ مه ۱۹۹۱) در طیر دبا در لبنان در خانوادهای مذهبی به دنیا آمد. وی تحصیلات عالیه را در رشتهٔ مدیریت دانشگاه آمریکایی بیروت ادامه داد.
به دنبال حضور شبه نظامیان القاعده و داعش در سوریه، نیروهای لبنانی خطوط دفاعی گوناگونی را در منطقه جولان ایجاد کردند تا مانع از ورود بنیادگراهای سنی به خاک لبنان شوند. فرماندهی این منطقه با جهاد عماد مغنیه بود.
@jahad-20
.
.
من زبان چشمهایت را نمیدانمبه من رمز شهادت را بگو
بگو آخر،چگونه پر زدن آموختی
چگونه همچو پروانه به گرد شمع عشق سوختی
چگونه آتش را در دستانت حفظ کردی؟
نگفتند دیوانه ای؟؟
بگو با من
چگونه میتوان در آتش عشق جانفشانی کرد
چگونه می توان بی بال ترک این دنیای فانی کرد
تو از جنس ما بودی و با ما فرق داشتی
از درد مردم ستم دیده درد داشتی
درد عشق،درد متعالی
تا کجا می شود از عشق تو گفت
.
.
نامت آغازگر سرنوشتت بود
چه زیبا جهاد با نامت تداعی شد
چه زیبا عشق و خون و خاک قاطی شد
.
ما جهاد را دوست داریم و جهاد همچنان ادامه دارد...
#دوستی. '۹:۷ سه شنبه -
سلام دوستان میدونم نفرات زیادی من و دنبال نمیکنن ولی میخوام اینجا رفیق شهیدم و بهتون معرفی کنم
@jahad-20 سلام سلام منم روزسوم آذر 96با ابراهیم هادی آشنا شدم که شد رفیق شفیقم...
یادمه همین چند وقت پیش توی توییتر یکی توییت زده بود که من رفیق شهید ندارم،
الگوی شهید دارم:) هیچی دیگه فیواستار شد بنظرم قشنگ گفت الان یک ماهه دارم روی شبیه شدن رفتارم به اندازه ی یه ذره کوچیک به ابراهیم کار میکنم -
.
.
ای خاکی آسمانیای تداعی عشق و جهاد
ای پروانه ی عاشق
ای شهیدی از خانواده عاشقان
دعایم کن(دعایمان کن)
دعایت زود میگیرد
دعایت زود می گیرد...
به دعایت محتاجیم
مایی که بی دلیل منطق را فراموش میکنیم
عدالت را یادمان نیست
همه پستیم
همه بی دلیل زندگی میکنیم
دعایمان کن .... -
.
.
برای همه ی ما همه ی روزها فراموش می شوند!
جز؛همان یک روز که نشان آن را به هیچ کس نگفته ایم!
.
بی قرارتوام و در دل تنگم گله هاست،محتاج نگاهتان! -
.
همراه بسیار است اما همدمی نیست!!
سلام رفیق
نمیگم امیدوارم حالت خوب باشه چون معتقدم کسی که به آرزوش رسیده بی شک چیزی برای از دست دادن نداره
دختر بدیم قبول
بعضی وقتا دورو میشم قبول
یکم رو مخم قبول
کارایی که میکنم جز منطق نیستن قبول
دروغ میگم قبول
شده غیبت کنم قبول
تهمت میزنم قبول
شده مسخره کنم قبول
خودمو نمیشناسم قبول
کلی نماز قضا دارم قبول
...
ولی
ولی
منم یه آدمم مثل بقیه ی آدما
خدای من با خدای تو هیچ فرقی نداره
منم دل دارم
احساس دارم
عقل وشعور دارم
و فقط میخوام بدون هیچ غروری یا ریشه در ذات خرابی با همون شعورو عقلم با همون احساس و درکم و همون ذاتی که با وجودت درست شد بگم که واقعا از ته دل خوشحالم که قبول کردی رفیقم شی
قبول کردی تو زندگیم کنارم باشی
واز همه مهم تر مسئولیت رویا و آرزوهای یه دختر نسبتا بدرو قبول کردی
مررررسی بابت وجودت رفیق آسمانی
میخوام بدونی افتخار میکنم که همچین کسی رو داخل قلبم دارم
افتخار میکنم که یکی از آرزوهای منم آرزوی نهایی تو بود
افتخار میکنم که خلق همون مخلوقمی
و افتخارمیکنم که رفیقیم باهم
تو این مسیر زندگیم کنارم باش
همین مسیری ک نتونست تورو منحرف کنه
همین مسیری که آدمو از پا درمیاره
ازت خواهش میکنم تنهام نزار
و خودت کمک استاد مقاری کن
همون استادی که درس زندگی رو به من یاد داد ازت خواهش میکنم کمکش کن زودتر به روال قبل برگرده
مرررسی که هستی رفیق
بهمن ۹۹ (۹۹/۱۱/
پنجشنبه '۲۳:۳۲ -
: تو اتوبوس پیرمرد به دختره ! گفت :
دخترم این چه حجابیه که داری ؟
همه ی موهات بیرونه ؟دختره با پررویی گفت :
تو نگاه نکن !بعد از چند دقیقه
️
پیر مرد کفشش را درآورد
بوی جوراب در فضا پخش شد !!دختره در حالی که دماغشو گرفته بود به پیر مرد گفت : اه اه اه این چه کاریه میکنی خفمون کردی ؟
پیرمرد باخونسردی گفت :
تو بو نکن !
️
ﺩﺧﺘﺮﻱ ﯾﻚ موبایل ﺧﺮﯾﺪﻩ ﺑﻮﺩ ...
ﭘﺪﺭﺵ ﻭﻗﺘﻲ آنرﺍ ﺩﯾﺪ،
ﮔﻔﺖ : ﻭﻗﺘﻲ ﺁﻧﺮﺍ ﺧﺮﯾﺪﻱ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﻛﺎﺭ ﻛﻪ ﻛﺮﺩﻱ چه ﺑﻮﺩ؟
️
ﺩﺧﺘﺮ : ﺭﻭﻱ ﺻﻔﺤﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﺎ ﭼﺴﭗ ﺿﺪ ﺧﺮﺍﺵ ﭘﻮﺷﺎﻧﺪﻡ ﻭ ﯾﻚ ﻛﺎﻭﺭ ﻫﻢ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺧﺮﯾﺪﻡ .
ﭘﺪﺭ : ﻛﺴﻲ ﻣﺠﺒﻮﺭﺕ ﻛﺮﺩ ﺍﯾﻦ ﻛﺎﺭ ﺭﺍ ﺑﻜﻨﻲ؟
️
ﺩﺧﺘﺮ : ﻧﻪ !
ﭘﺪﺭ : ﺑﻪ ﻧﻈﺮﺕ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻛﺎﺭ ﺑﻪ ﺷﺮﻛﺖ ﺳﺎﺯﻧﺪﻩ ﺍﺵ ﺗﻮﻫﯿﻦ ﻧﺸﺪ؟
️
ﺩﺧﺘﺮ : ﻧﻪ ﭘﺪﺭ ! ﺍﺗﻔﺎﻗﺎً ﺧﻮﺩ ﺷﺮﻛﺖ ﺗﻮﺻﯿﻪ ﻣﯿﻜﻨﺪ ﻛﻪ ﺍﯾﻦ ﻛﺎﻭﺭﻫﺎ ﺭﺍ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻛﻨﯿﻢ .
️
ﭘﺪﺭ : ﭼﻮﻥ موبایلت ﺯﺷﺕ ﻭ ﺑﻲ ﺍﺭﺯﺵ ﺑﻮﺩ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﻛﺮﺩﻱ؟
️
ﺩﺧﺘﺮ : ﺍﺗﻔﺎﻗﺎً ﭼﻮﻥ ﺩﻟﻢ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﺿﺮﺑﻪ ﺑﺨﻮﺭﻩ ﻭ ﺍﺯ ﻗﯿﻤﺖ ﺑﯿﻔﺘﻪ ﺍﯾﻦ ﻛﺎﺭ ﺭﺍ ﻛﺮﺩﻡ
ﭘﺪﺭ : ﻛﺎﻭﺭ ﻛﻪ براش گذاشتی ﺯﺷﺖ ﺷﺪ؟
️
ﺩﺧﺘﺮ : ﺑﻨﻈﺮﻡ ﺯﺷﺖ ﻧﺸﺪ ;
ﺍﻣﺎ ﺍﮔﺮ ﺯﺷﺖ ﻫﻢ ﻣﯿﺸﺪ , ﺑﻪ ﺣﻔﺎﻇﺘﻲ ﻛﻪ ﺍﺯ گوشیم ﻣﯿﻜﻨﺪ ﻣﻲ ﺍﺭﺯﺩ .
ﭘﺪﺭ نگاه ﺑﺎ ﻣﺤﺒﺘﻲ ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮﺵ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ :
ﺩﺧﺘﺮﻡ "! ﺣﺠﺎﺏ " ﯾﻌﻨﻲ ﻫﻤﯿﻦ ....
#ﺣﺠﺎﺏ_ﻋﺰﺕ_ﺍﺳﺖ_ﻧﻪ_ﻣﺤﺪﻭﺩیت -
هـــــمـــیــــــن الــــــان یــــــهــــویـــــی ♡5♡ تــــا صــــلـــــوات بــــــرای ســــــلــــامــــتـــــی آقــــــا امــــــام زمـــــان بـــــفــــــرســـــتــــیـــــــد 🥳🥳🥳
-
جـــــهت تـــــلنگر
شـــــاگردی از حڪـــــیمی پرســـــید:
#تقــــــــوا را بـــــرایم توصیـــــف ڪـــــنید؟حـــــکیم گفتــــــــــ:
اگـــــر در زمـــــینی ڪـــــہ پـــــر از خار و خـــــاشاڪـــــ بود، مجـــــبور بـــــہ گـــــذر شدے، چـــــہ مےڪـــــنے؟شـــــاگرد گفتـــــ:
پیوستـــــہ مواظب هـــــستم و بـــــا احتیاط راه مےروم تـــــا خود را حـــــفظ ڪـــــنم.حڪـــــیم گفتـــــ:
در دنیـــــا نـــــیز چـــــنین ڪـــــن؛
تقـــــوا همیـــــن استـــــ!از گنـــــاهان ڪوچڪ و بزرگـــــ پرهیز کن و هـــــیچ گناهـــــے را ڪوچڪـــــ مشـــــمار؛
زیـــــرا ڪـــــوه ها بـــــا آن عظمتـــــ و بـــــزرگے از ســـــنگهاے ڪوچڪ درستــــــــــ شده اند... -
: تو اتوبوس پیرمرد به دختره ! گفت :
دخترم این چه حجابیه که داری ؟
همه ی موهات بیرونه ؟دختره با پررویی گفت :
تو نگاه نکن !بعد از چند دقیقه
️
پیر مرد کفشش را درآورد
بوی جوراب در فضا پخش شد !!دختره در حالی که دماغشو گرفته بود به پیر مرد گفت : اه اه اه این چه کاریه میکنی خفمون کردی ؟
پیرمرد باخونسردی گفت :
تو بو نکن !
️
ﺩﺧﺘﺮﻱ ﯾﻚ موبایل ﺧﺮﯾﺪﻩ ﺑﻮﺩ ...
ﭘﺪﺭﺵ ﻭﻗﺘﻲ آنرﺍ ﺩﯾﺪ،
ﮔﻔﺖ : ﻭﻗﺘﻲ ﺁﻧﺮﺍ ﺧﺮﯾﺪﻱ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﻛﺎﺭ ﻛﻪ ﻛﺮﺩﻱ چه ﺑﻮﺩ؟
️
ﺩﺧﺘﺮ : ﺭﻭﻱ ﺻﻔﺤﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﺎ ﭼﺴﭗ ﺿﺪ ﺧﺮﺍﺵ ﭘﻮﺷﺎﻧﺪﻡ ﻭ ﯾﻚ ﻛﺎﻭﺭ ﻫﻢ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺧﺮﯾﺪﻡ .
ﭘﺪﺭ : ﻛﺴﻲ ﻣﺠﺒﻮﺭﺕ ﻛﺮﺩ ﺍﯾﻦ ﻛﺎﺭ ﺭﺍ ﺑﻜﻨﻲ؟
️
ﺩﺧﺘﺮ : ﻧﻪ !
ﭘﺪﺭ : ﺑﻪ ﻧﻈﺮﺕ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻛﺎﺭ ﺑﻪ ﺷﺮﻛﺖ ﺳﺎﺯﻧﺪﻩ ﺍﺵ ﺗﻮﻫﯿﻦ ﻧﺸﺪ؟
️
ﺩﺧﺘﺮ : ﻧﻪ ﭘﺪﺭ ! ﺍﺗﻔﺎﻗﺎً ﺧﻮﺩ ﺷﺮﻛﺖ ﺗﻮﺻﯿﻪ ﻣﯿﻜﻨﺪ ﻛﻪ ﺍﯾﻦ ﻛﺎﻭﺭﻫﺎ ﺭﺍ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻛﻨﯿﻢ .
️
ﭘﺪﺭ : ﭼﻮﻥ موبایلت ﺯﺷﺕ ﻭ ﺑﻲ ﺍﺭﺯﺵ ﺑﻮﺩ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﻛﺮﺩﻱ؟
️
ﺩﺧﺘﺮ : ﺍﺗﻔﺎﻗﺎً ﭼﻮﻥ ﺩﻟﻢ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﺿﺮﺑﻪ ﺑﺨﻮﺭﻩ ﻭ ﺍﺯ ﻗﯿﻤﺖ ﺑﯿﻔﺘﻪ ﺍﯾﻦ ﻛﺎﺭ ﺭﺍ ﻛﺮﺩﻡ
ﭘﺪﺭ : ﻛﺎﻭﺭ ﻛﻪ براش گذاشتی ﺯﺷﺖ ﺷﺪ؟
️
ﺩﺧﺘﺮ : ﺑﻨﻈﺮﻡ ﺯﺷﺖ ﻧﺸﺪ ;
ﺍﻣﺎ ﺍﮔﺮ ﺯﺷﺖ ﻫﻢ ﻣﯿﺸﺪ , ﺑﻪ ﺣﻔﺎﻇﺘﻲ ﻛﻪ ﺍﺯ گوشیم ﻣﯿﻜﻨﺪ ﻣﻲ ﺍﺭﺯﺩ .
ﭘﺪﺭ نگاه ﺑﺎ ﻣﺤﺒﺘﻲ ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮﺵ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ :
ﺩﺧﺘﺮﻡ "! ﺣﺠﺎﺏ " ﯾﻌﻨﻲ ﻫﻤﯿﻦ ....
#ﺣﺠﺎﺏ_ﻋﺰﺕ_ﺍﺳﺖ_ﻧﻪ_ﻣﺤﺪﻭﺩیتaynaz masoumi تو بو نکن
عالی بود،اسپم میشه ولی خب بذارید بگم
یسریا با خودشون فکر میکنن که رفتاراشون فقط رو خودشون تاثیر داره اما نه واقعا اینجوری نیست آدما اجتماعی هستن و چه ما بخواهیم و چه نخواهیم روی هم دیگه تاثیر میذاریم -
.
.
.
وای برحالی که حتی؛واژه ای دروصف آن پیدانشد! -
-
صدا رفټ
تصویر رفټ
یادٺ...؟!
یادٺ اما نمےرود..:)
هـر ثانیھ..!
دلتنگتر از دیروزیم| -
.
.
نامت آغازگر سرنوشتت بودچه زیبا جهاد با نامت تداعی شد
چه زیبا عشق و خون و خاک قاطی شد
.
-
با اقتــدار و استـوار
در راه حــق
قدم برداشتـن زیباســت
وقٺـۍبراۍباطلشــان
در مقابلـٺ صف می ڪشند
و خــدا می گویـد چه بسا
گروهےاندڪــ کہ بر گروهے بسیار
پیروز شدنــد...اِنَّ اللهَ مَعَنا
#شهیدجهادمغنیه
#رفیقِ_شهید -
-
-
.
.
چشمانت را دیدم وروز مَرد را درک کردم!!
قلبت را حس کردم و روز غیرت را فهمیدم!!
لبخَندت وجودت را ثابت کرد!
وجودَت مَردانگی ات را !
و
مَردانگی ات شَهادت را...!
روزت مبارک مرد آسمانی... -
برسانید سلام ما را به حضرت ارباب