هرچی تو دلته بریز بیرون 3
-
@MR-moein در هرچی تو دلته بریز بیرون 3 گفته است:
:smiling_face_with_open_mouth_smiling_eyes:چرا بعضی برگاش سوراخه؟شته خورده؟
@Syner
آقو اینو من نگرفتم که
فقط کپی کردم
چه بدونم شاید -
@Syner
آقو اینو من نگرفتم که
فقط کپی کردم
چه بدونم شاید -
@MR-moein در هرچی تو دلته بریز بیرون 3 گفته است:
فااطمه
گفتم یادی کنم
خودم بیشتر عذاب کشیدم
لعنتی جوریه ک خود ب خود دهنت آب میفتهفااطمه
اره :smiling_face_with_open_mouth_cold_sweat: -
آسمان ِ آبی اینارو هم قاطی میکنم
نگم که بروجرد و بیرجند/آبادان و آبدانان و...رو هم قاطی میکردم://
سن و سال رو هم بلد نیستم دقیق حساب کنم :| مثلا میگن این 19سالگی تموم کرده رفته تو 20 یا میگن 19 و 1ماه و...SenatOr بیرجند کجا بروجرود کجا
نه دیگه قاطی نداره که الان من و تو داریم میریم تو ۲۰ سال:/ بحرانِ بیست -
شب خوش دوستان
فعلا -
SenatOr بیرجند کجا بروجرود کجا
نه دیگه قاطی نداره که الان من و تو داریم میریم تو ۲۰ سال:/ بحرانِ بیستآسمان ِ آبی
آره داریم به 20 نزدیک میشیمواهی :||
بریم ما هم...شبت خوش:) -
آسمان ِ آبی
آره داریم به 20 نزدیک میشیمواهی :||
بریم ما هم...شبت خوش:)SenatOr فکرشم یه طوریه:/
همیشه ۲۰ سالگی یه سن ِ خاص تو ذهنم بوده...
ما نیز برفتیم:)
شب همگی خوش:) -
از فاصله حاصلِ حوصله سر رفته از نعشی که بر باد تو هوا
از آدمی که لش شده روی تختم و رخوت سخت خیره توی چشمها
من هیچ وقت آدم نبودم و نمیشم تو هم دنبال یه آدم دیگه باش حوا
مریم قلب تو باکره نبود واز من نخواه بشم که مثل عیسی
از من بترس از این هیچ مطلق من گم شدم توی کتابای کافکا
از من چیزی نساز که نیستم از این سوء تفاهم از این اشتباه
حالا منمو بار هستی و این عذاب سر در گم و مبهوت و بی جواب
تو هم دست بکش از این عشق رو به زوال دیگه هیچ چیزی مهم نیست بگیر بخواب
به این سایه که به جای من داره مینویسه بگو خط بزنه اسمم و از قصه
من و سایم و سیگار پشت سیگار شعر یعنی سرفه ی خشک خودکار
این شب دست نمیکشه دست از سرم اگه از شب نگم از سگ بدترم
من تیر آخرم از کمون آرش بذار رها بشم ببین تا کجا میرم من
چشمامو گره میزنم به ماه دیگه فکر نمیکنم به راه و چاه
من رفتنیم و رفتن رسممه تو میمونی اما با حسرت نگاه
منو با کوتوله های اطرافت نسنج از لختی خشک این حرفام نرنجآلا دگ واسه من ک تموم شد شما هم یه روزی تموم میشین(;
شب بخیر فیزیکدانان -
از فاصله حاصلِ حوصله سر رفته از نعشی که بر باد تو هوا
از آدمی که لش شده روی تختم و رخوت سخت خیره توی چشمها
من هیچ وقت آدم نبودم و نمیشم تو هم دنبال یه آدم دیگه باش حوا
مریم قلب تو باکره نبود واز من نخواه بشم که مثل عیسی
از من بترس از این هیچ مطلق من گم شدم توی کتابای کافکا
از من چیزی نساز که نیستم از این سوء تفاهم از این اشتباه
حالا منمو بار هستی و این عذاب سر در گم و مبهوت و بی جواب
تو هم دست بکش از این عشق رو به زوال دیگه هیچ چیزی مهم نیست بگیر بخواب
به این سایه که به جای من داره مینویسه بگو خط بزنه اسمم و از قصه
من و سایم و سیگار پشت سیگار شعر یعنی سرفه ی خشک خودکار
این شب دست نمیکشه دست از سرم اگه از شب نگم از سگ بدترم
من تیر آخرم از کمون آرش بذار رها بشم ببین تا کجا میرم من
چشمامو گره میزنم به ماه دیگه فکر نمیکنم به راه و چاه
من رفتنیم و رفتن رسممه تو میمونی اما با حسرت نگاه
منو با کوتوله های اطرافت نسنج از لختی خشک این حرفام نرنجآلا دگ واسه من ک تموم شد شما هم یه روزی تموم میشین(;
شب بخیر فیزیکدانان -
@فاطمه23
انشا داره تموم میشه