سلام و وقت بخیر محضر شما
اجازه بدید یه سؤال ازتون بپرسم
چرا شب امتحان، حتی تا صبح بیدار میمونیم و درس میخونیم اما در طول سال که فرصت بیشتری داشتیم، تنبلی و اهمالکاری میکردیم؟
جواب خیلی سادهست
چون شب امتحان، زمان رو محدود و جدی احساس میکنیم اما وقتی فکر میکنیم فرصت زیادی داریم خب ناخودآگاه به تعویق میندازیم و دچار اهمالکاری میشیم.
این موضوع دقیقاً در کنکور برقرار بود! چون فشار و حساسیت کنکور اجازه تنبلی نمیداد اما در دانشگاه، چون اون فشار مستقیم کمتر میشه طبیعتاً میزان مطالعه هم کاهش پیدا میکنه.
نکتهی بعدی اینه که با بزرگتر شدن، آدم درگیر مسئولیتهای بیشتری میشه
مثل ازدواج، کار، مسائل مالی و مشغلههای مختلف...
به همین دلیل، کمکم اون تمرکز و حالوهوای قبلی برای درس کمتر میشه.
اما مورد مهمتر هدف هست.
در کنکور، هدف کاملاً مشخص بود:
قبولی...
همهچیز حول همین هدف میچرخید و باید به اون میرسیدیم.
اما الان، برای خیلی از درسهای دانشگاه اون چرایی محکم و انگیزهی واضح وجود نداره.
مثلاً با خودمون میگیم:
چرا باید این درس رو حتماً ۲۰ بگیرم؟ وقتی فقط پاس شدن یا یه نمره معمولی هم کافیه پس چرا باید اینقدر فشار بیارم به خودم؟»
و همین باعث میشه سست بشیم چون هدف و انگیزه، موتور محرک انسانه.
وقتی هدف کمرنگ بشه، تلاش هم کمرنگ میشه...

