اما در مورد مشکل اول چیکار میشه کرد؟
امتحان رو نزدیک ببینید و امتحان های ساختگی از خودتون بگیرید. یعنی فکر نکنید که امتحان مال آخر ترم هست. بلکه به صورت کوتاه مدت مثلا هفتگی یا ماهانه برا خودتون آزمون و میزان مطالعه ترسیم کنید تا بهتون فشار بیاد و بیشتر درس بخونید.
در مورد بعدی باید بگم که باید انتخاب بکنید!
ازدواج یا درس؟ کار یا درس؟ درس یا...؟
این حالت ایده آل هست که یکی رو انتخاب کنید اما اگر خواستید هر دو رو کنار هم داشته باشید مثلا می خواید ازدواج کنید یا کنار دانشگاه کار هم بکنید خب از پیش تعیین شده باشه. یعنی چی؟
یعنی مثلا بگید من ۴۰٪ از وقتم رو صرف کار میکنم. خب حالا ۶۰٪ براتون میمونه . بعد بیاید با این ۶۰٪ برنامه ریزی بکنید برا درس و سفت و محکم درس بخونید.
اما یادتون باشه دیگه وقت درس خوندن ذهنتون مشغول کار، بچه های دانشگاه، لباس جدیدی که خریدید،مشغله ها و ... نباشه!!
برای مورد آخر چیکار کنیم؟
بزارید یه حقیقت رو روشن بکنم...
اکثر درس هایی که داخل دانشگاه هست خیلی مفید نیست یا حتی لاطائلات هست و زمانی که دانشجو با این درس ها رو به رو میشه دلش نمی خواد درس بخونه و نمی خونه :)
پس چیکار کنیم؟
اون درس هایی که حس می کنید مهم هستن رو پیوند بدید با بحث شغلیتون تا انگیزه بگیرید و در راستا یه هدف مشخص، روحیه بگیرید برا درس خوندن.
اما نسبت به درس هایی که مهم نیستن هم استراتژی داشته باشید. یعنی چی ؟ یعنی اینکه ولو درسه مهمی نیست ولی کاریزماتیک رفتار کنید و چارچوب داشته باشید که مثلاً فلان دروس که مهم نیستن رو در حد ۲۰ نمی خونم ولی کمتر ۱۷ هم نباید بیارم.
وقتی برا خودتون چارچوب داشته باشید اون وقت بهتر می تونید درس بخونید و منظم تر درس می خونید.
راستی یادتون نره خودتون رو تنبیه کنید!!
اگه نمره درسی رو کمتر از نمره مقرر خودتون آوردید یا میزان مطالعه تون کمتر از مقدار برنامه ریزی شده بود خودتون رو تنبیه کنید! این عامل بازدارندگی داره.

