Leo
آره....
عذرخواهی کن از خودت از اون سه سال عمرت که از بین رفت
من کاری نکردم که تشکر میکنید... ☁️
شبتون بخیر
_____
دیدگاهها
-
خسته ام از خسته شدن... -
خسته ام از خسته شدن...Leo
چون تو دقیقا هي داری بر میگیرد و از صفر شروع میکنی
اما به جایی هم نمیرسی
بسه واقعا...
یکمی به خودت بیا....
ول کن از صفر شروع کردن رو
تا اینجا اومدی بقیشو برو
مهم نیست اگر یک بار درسنامه رو خوندی و فکر میکنی نفهمیدی
مهم اینکه تست بزنی و از توی تست هات درسنامه برای خودت جمع کنی
کنکور هم یکی از راه های زندگی برای به دست آوردن شغل خوب
نه همه راه
سه سال خودت رو کردی توی یه اتاق معلومه ذهنت هم میشه صرفا یه چهار دیواری
اگر توی این سه سال یکمی بیرون میرفتی یکمی با دیگران معاشرت میکردی هم روحیت این نبود و کلی انرژی داشتی هم الان کلی تجربه از دیگران کسب کرده بودی برای درس خوندن
بدون هیچ مقدمه و رک و راست باید بهت بگم
این سه سال از عمرت رو تباه کردی با حال بد با افسردگی
آدمایی موفقن که هم تفریح دارن هم کار و پشت کار
پیامبر فرمودن اگر تفریح نداشته باشید کل زندگیتون لنگه
در نهایت باید دوباره بهت تاکید کنم یکمی به خودت بیا
دست بردار از این تفکرات که اگر بشینم توی خونه و مدام درس بخونم آدم موفقیم
........ ☁️ -
انگيزهNafiseh 0
منم میام 💪🏻 -
همین حوالی......❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
🌃🌃🌃🌃🌃🌃🌃🌃🌃🌃ابراهیم خواص گوید: شبی در بیابان گم شدم. صدای درندگان بدنم را میلرزاند. به خدا توکل کردم و آرامش بر من حاکم شد. مدتی به رفتن ادامه دادم، صدای خروسی شنیدم و یقین کردم به آبادی رسیدهام و طعمه درندگان بیابان نخواهم شد.
به نزدیک صدای خروس رسیدم، خرابهای دیدم، ناگهان سه راهزن مرا گرفتند و هر چه داشتم غارت کردند.
ناراحت و عبوس به گوشه دیگر خرابه رفتم و با خدای خود گفتم، من که توکل کردم، چرا با من چنین کردی؟
خوابیدم. در عالم رویا خبرم دادند، توکل کردی باید تا آخر میرفتی، وقتی صدای خروس را شنیدی ترست از بین رفت و یقین کردی از خطر رها شدی و توکلت کم شد. و ما نظر حمایت از تو برداشتیم و فرشتگان محافظت را امر کردیم تو را به حال امیدت، که خروس بود رها کنند پس گرفتار راهزنان شدی.
سحر برخیز و به خرابه برگرد.طلوع آفتاب به خرابه رفتم و دیدم 3 گرگ راهزنان را طعمه خود کردهاند و هر چه از من به تاراج بردهبودند آنجا بود.
به خداوند توکل کن و کار وامور خویش به او بسپار
که او توکل کنندگان را دوست میدارد
وکارشان را به
سرانجام میرساند...
☁️☁️☁️☁️☁️☁️☁️☁️☁️☁️☁️☁️ -
اکانت آلا خونهmaryam111
درست شد مریم جون
بابت راهنمایی و هم چنین تلاش های مکررتون ممنونم😂❤️ -
همین حوالی......🩹❤️
دخترک طبق معمول هر روز جلوی کفش فروشی ایستاد و به کفش های قرمز رنگ با حسرت نگاه کرد
بعد به بسته های چسب زخمی که در دست داشت خیره شد و یاد حرف پدرش افتاد :اگر تا پایان ماه هر روز بتونی تمام چسب زخم هایت رابفروشی آخر ماه
کفش های قرمز رو برات می خرم"دخترک به کفش ها نگاه کرد و با خود گفت:یعنی من باید دعا کنم که هر روز دست و پا یا صورت 100 نفر زخم بشه تا...
و بعد شانه هایش را بالا انداخت و راه افتاد و گفت: نه... خدا نکنه...اصلآ کفش نمی خوام
سودمان در ضرر دیگران نباشد!
🍃
🌺🍃
همین حوالی..... ☁️
دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا
دهم دوازدهم یازدهم -
انگيزه
-
انگيزه
-
انگيزه
-
انگيزه
-
انگيزه
-
انگيزه
-
انگيزه
-
انگيزه
-
انگيزه
🧘🏻♀️🤸🏻♀️🏃🏻♀️🚴🏻♀️ -
انگيزه
💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜 -
انگيزه
💪🏻👊🏻✌🏻 -
انگيزهمیدونی چیه؟!
جوری موفقیت ها رو پشت سر میزارم که بشینی پیش دیگران از آشناییمون تعریف کنی......🤍☁️
درصورتی که من تو رو دیگه نمیشناسم😏👊🏻
❤️ -
انگيزه
یه کاری میکنم صدای موفقیتم انقدر توی سرت اکو بشه که سرسام بگیری...... 😏 -
انگيزه
☁️☁️☁️☁️☁️