@Parimah-Aghajani توی قرابت ادبیات جبرگراییو اینطوری میگفتیم ک مثلا اون فرد یک سری کارهاییو انجام میداد ک اطرافیانش اونو بابت اون کارها سرزش میکردن و اونو نهی میکردن از انجامش
بعد اون فرد میگفت ک اگه این کارهارو انجام میدم دست خودم نیست تقدیر اینطوری خواسته
برا دینی الان یادم نیست چی میگفتیم