@nazanin-mirzai خب مشكلم همينه اصلا چطور ميتونه وارد پرتوپلاست بشه درصورتي كه ديواره چوب پنبه اي شده مانع هست؟
سلول هاي نعلي 5 تا از بخش هاي ديواره اش چوب پنبه اي شدن فقط يك بخش كه چوب پنبه اي نيست اينجاست كه سلول هاي معبر ميان كه اصلا ديواره چوب پنبه اي ندارن
حالا وجود سلولي كه پنج ديواره اش چوب پنبه اي باشه و آب از خودش عبور نده ،نه به روش عبور ازغشا نه از روش اپوپلاستي ونه سيمپلاستي،ميتونه چه فايده اي براي سلول داشته باشه؟
Sachli
دیدگاهها
-
نواركاسپاري -
توضیحات زیست یازدهم صفر تا صد استاد موقاریهستی سلام عزیزم در سایت تمام جلسات هست جزوه جلسات هم فعلا دراینجا تا جلسه16 قرار داده شده بقیشم ان شاءالله در روزهای آینده بارگذاری میشه:tulip:
-
توضیحات زیست یازدهم صفر تا صد استاد موقاریهستی خواهش میکنم عزیزم🌹
-
توضیحات زیست یازدهم صفر تا صد استاد موقاریهر 62 عصب نخاعي ريشه شكمي آنها به دليل داشتن نورون حسي در بخش حسي دسته بندي مي شوند.
ريشه شكمي آنها به دليل داشتن نورون حركتي در بخش حركتي دسته بندي مي شود.
اگر نورون حركتي كه از ريشه شكمي بيرون ميايد ماهيچه هدفش مخطط باشد در بخش پيكري است. اگر ماهيچه هدف آن صاف باشد در بخش خودمختار است.
انعكاس نخاعي
*انعكاس نخاعي فقط در مهره داران است.
*هرگيرنده يك محرك خاص دارد.
*تقريبا انعكاس هاي نخاعي با درد آغاز مي شوند.
دو نوع سيناپس داريم : 1- سيناپس فعال با ناقل عصبي است. ( 1- مهاري : باعث تغيير پتانسيل مي شود اما باعث ايجاد پتانسيل عمل نمي شود. ، 2- تحريكي : ايجاد پتانسيل عمل در نورون هدف) ، 2- سيناپس غيرفعال بدون ناقل عصبي است.
سيناپس هاي فعال تحريكي + : نورون حسي با نورون رابط 1(در ماده خاكستري) ، نورون حسي با نورون رابط 2(در ماده خاكستري) ، نورون رابط 1 با نورون حركتي عضله دوسر(در ماده خاكستري) ، نورون حركتي عضله دوسر با ياخته هاي ماهيچه اي دوسر
سيناپس هاي فعال مهاري - : نورون رابط 2 با نورون حركتي عضله سه سر(در ماده خاكستري)
سيناپس غيرفعال : سيناپس نورون حركتي عضله سه سر با ياخته هاي ماهيچه اي عضله سه سر
جلسه 17
زيست يازدهم.pdf -
توضیحات زیست یازدهم صفر تا صد استاد موقاریگيرنده ها
اگر بخشي از يك ياخته باشد : هدايت
اگر خود ياخته باشد : انتقال
*وقتي يك گيرنده در سيناپس باشد قطعا سلول پيش سيناپسي است.
گيرنده: 1- خود سلول:1- سلول غيرعصبي :تمايز يافته مثال = گيرنده چشايي زبان ، 2-سلول هاي عصبي (غير عصبي): تمايز يافته = سلول هاي استوانه اي و مخروطي
2- بخشي از سلول: انتهاي دندريت يا دندريت هايي از يك يا چند نورون حسي مثال = گيرنده هاي حواس پرتي
محرك بايد خاص گيرنده خودش باشد تا بتواند آن را تحريك كند.
در بعضي مواقع محرك خاص گيرنده هست اما گيرنده تحريك نمي شود چون محرك به اندازه كافي شدت ندارد.
در بعضي موارد محرك خاص گيرنده هست به اندازه كافي هم شدت دارد اما پيام عصبي توليد نمي شود چون گيرنده به آن محرك عادت كرده است در اين حالت گيرنده يا كمتر پيام عصبي توليد ميكند يا ديگه كلا پيام عصبي توليد نمي كند. البته اين پديده سازش براي همه گيرنده ها صادق نيست مثلا گيرنده درد -
توضیحات زیست یازدهم صفر تا صد استاد موقاریبه طور کلی گیرنده مخروطی در نور زیاد و گیرنده استوانهای در نور کم تحریک میشوند.
گیرنده فشار پوست
پوشش درونی = غلاف میلین
پوشش بیرونی = بافت پیوندی سست چند لایه
در پوشش گیرنده فشار چیزهایی که دیده می شود: ۱_ غلاف میلین ، ۲_ گره رانویه ، ۳_هدایت جهشی
*گیرنده حواس پیکری فقط از دسته بخشی از یک سلول هستند. -
توضیحات زیست یازدهم صفر تا صد استاد موقاری*همه گیرنده های که در حس تماس ، دما ، وضعیت و درد فعالیت دارند از نوع بخشی از سلول هستند. سیناپس و انتقال نداریم پیام هدایت میشود.
*گیرنده هایی که در وضعیت و درد فعالیت میکنند پوشش پیوندی چندلایه ندارند.
*تقریبا همیشه انعکاس های نخاعی با درد شروع میشوند.
حواس: ۱_مکانیکی = گیرنده کششی: در دیواره شانه(بخشی از سلول) ، دریچه های صاف دیواره نایژه و نایژک(بخشی از سلول) ،،، وضعیت: درون ماهیچه های اسکلتی(بخشی از سلول) ، در زردپی ها(بخشی از سلول) ، در کپسول پوشاننده مفاصل(بخشی از سلول) ،،، تماس :لمس=در پوست(بخشی از سلول) ،، فشار=در پوست(بخشی از سلول) ، در دواره سرخرگ های عمومی(بخشی از سلول) ،، ارتعاش=گیرنده شنوایی حلزون گوش(سلول غیر عصبی) ، یاخته های مژک دار مجرای نیم دایهای (تعادل)(سلول غیر عصبی)
۲_دمایی = بیرونی:سرما_گرما:درپوست(بخش از سلول) ، درونی: دربرخیسیاهرگهایبزرگ_درهیپوتالاموس(بخشی از سلول)
۳_درد = در پوست و در بخش های گوناگون مانند دیواره سرخرگ ها(بخشی از سلول)
۴_نوری = استوانه ای مخروطی در چشم (سلول عصبی)
۵_شیمیایی = بویایی:در سقف حفره بینی(سلول عصبی) ،،، چشایی:روی زبان(سلول غیر عصبی) ،،، گیرنده O2: در قوس آئورت و سرخرگ گردنی(سلول غیر عصبی) ،،، گیرنده حساس به افزایش Co2 و H مثبت: در بصل النخاع(سلول غیر عصبی)
*گیرنده از نوع مکانیکی میتواند در حواس ویژه هم باشد(از نوع ارتعاش)
*در بخش مکانیکی هم میتوان گیرنده از نوع بخشی از سلول دید و هم از سلول غیر عصبی مشاهده کرد.
*گیرنده نوری فقط در حواس ویژه و در چشم هست. -
توضیحات زیست یازدهم صفر تا صد استاد موقاریحواس ویژه
حواس ویژه در سراسر بدن پراکنده نیستند فقط د اندام خاص حضور دارند.
از حواس پنجگانه ، چهارتا در حواس ویژه هستند و یکی از آنها(حس لامسه)در حواس پیکری است.
به طور کلی پنج نوع حس در چهار نوع اندام در سه نوع گیرندهحس بینایی
به کلی چشم از سه لایه تشکل شده است = ۱_صلبیه ، ۲_مشیمیه ، ۳_شبکیه
قرنیه یک عدسی محدب یا همگرا است با تحدب ثابت
عدسی چشم هم ار نوع محدب است اما با تحدب متغییر
صلبیه دارای رگ های خونی است اما قرنیه فاقد رگ خونی است
به طور کلی از لحاظ ضخامت و استحکامکبخ ترتیب=۱_صلبیه ، ۲_مشیمیه ، ۳_شبکیه
*صلبیه و قرنیه هر دو از جنس بافت پیوندی هستند.
نور تا به گیرنده ها برسد چهاربار میشکند چون از چهار محیط شفاف میگذرد
*در نقطه کور گیرنده نوری نداریم.
*در نقطه کور مشیمیه وجود ندارد.
*عنبیه شفاف نیست و نور نمیتواند از آن عبور کند.دو گروه ماهیچه صاف عنبیه= ۱_ شعاعی _ انقباض در نور کم _ مردمک گشاد _ عصب دهی با سمپاتیک ، پیامد=میزان نور ورودی به چشم بیشتر میشود
۲_ حلقوی _ انقباض در نور زیاد _ مردمک تنگ _ عصب دهی با پارا سمپاتیک ، پیامد=میزان نور ورودی به چشم کمتر میشود
-
توضیحات زیست یازدهم صفر تا صد استاد موقاریگیرنده های مخروطی استوانهای
عدسی چشم همواره همگراست اما میزان همگرایی آن در شرایط مختلف فرق میکند
در نور کم فقط گیرنده استوانهای تحریک میشود اما در نور زیاد فقط گیرنده مخروطی تحریک نمیشود ، تحریک گیرنده استوانهای را نیز داریم.
دندریت و ماده حساس به نور بیشتر باعث حساس تر بودن گیرنده استوانهای میشود
آکسون گیرنده مخروطی بزرگتر از آکسون گیرنده استوانه ای استماهیچه های مژگانی
انقباض ماهیچه های مژگانی با مصرف ATP است
ارتباط ماهیچه مژگانی و عدسی به طور مستقیم نیست
زمانی که تار آویزی شل شود ماهیچه مژکی درحال انقباض است
زمانی که تا آویزی کشیده شده باشد ماهیچه مژکی در حال انبساط (استراحت) استدیدن ⇽ ۱_ نزدیک = انقباض ماهیچه مژکی ، شل شدن تارهای آویزی ⇽ ۱_افزایش تحدب عدسی (افزایش همگرایی) ، ۲_افزایش قطر عدسی (قطور شدن عدسی) ، ۳_افزایش کُرَویَت (کروی بودن) عدسی
۲_ دور = انبساط ماهیچه مژکی ، کشیده شدن تارهای آویزی ⇽ ۱_کاهش تحدب عدسی (کاهش همگرایی) ، ۲_کاهش قطر عدسی (نازکتر شدن عدسی) ، ۳_کاهش کُرَویَت عدسی (کشیده شدن عدسی)در چشم دو چیز تنظیم میشود = ۱_نور ورودی ⇽ با قطر مردمک ⇽ عضلات شعاعی و حلقوی
۲_تحدب و قطر عدسی ⇽ با قطر عدسی ⇽ عضلات مژگانی -
توضیحات زیست یازدهم صفر تا صد استاد موقاریبه طور کلی شیش مجرای نیم دایره ای وجود دارد.
حفظ تعادل که بخش دهلیزی در آن نقش دارد فقط مربوط به سر است نه اندام های دیگه
علت اینکه سه تا مجرا و عمود برهم هستند اینه که از هر جهت که که سر خم شد بدن بتواند حفظ تعادل کند.
به هر طرف که سر خم شود حرکت مایع درون مجرای نیم دایره ای و ماده ژلاتینی خلاف آن است
سلولی که در قسمت دهلیزی گوش هست که با مایع درون مجرای نیم دایره ای در تماس مستقیم هست فاقد مژک است و تعداد آن از تعداد یاخته های مژک دار بیشتر است.
مجموعه عصب بخش دهلیزی آکسون های عصب های حسی هستند که پیام را دریافت کرده اند
سر(تغییر حرکت) ← مایع مجرای نیم دایره ای (حرکت برعکس) ← ماده ژلاتینی (حرکت برعکس) ← مژک سلول های گیرنده (خم شدن) ← تولید پیام عصبی (ایجاد پتانسیل عمل) ← سیناپس ← نورون حسی ← عصب دهلیزی (تعادلی) ← مخچه ← مخ -
توضیحات زیست یازدهم صفر تا صد استاد موقاریبویایی
پیاز های بویاییکبا سامانه لیمبیک در ارتباط است و سامانه لیمبیک است که اطلاعات پردازش شده آن را به قشر مخ میدهد ، پیازهای بویایی با لوب پیشانی هم در ارتباط است.
جنس یاخته های سقف حفره بینی از جنس استوانه ای تک لایه است .
سلول های پوششی تک لایه ما مژک ندارند اما در سقف حفره بیی مژک دیده می شود.
گیرنده های بویایی به یاخته های پوششی آویزان هستند
بین سلول های استوانه ای تک لایه بخش دندریت و جسم سلولی این سلول های عصبی هست
پایانه آکسونی گیرنده بویایی در پیاز بویایی قرار دارد.مولکول های بودار ← سلول های گیرنده بویایی (انتقال به مژک) و تحریک ← ایجاد پیام عصبی (پتانسیل عمل) ← هدایت پیام عصبی در سلول گیرنده ← عبور آکسون سلول گیرنده (از بین سلول های پوششی استوانه ای تک لایه) ← عبور آکسون سلول گیرنده (از غشاء پایه) ← عبور آکسون سلول گیرنده (بافت پیوندی) ← عبور آکسون سلول گیرنده (از منافذ استخوان جمجمه) ← رفتن به سمت (پیاز های بویایی) ← سیناپس (با نورون های حسی در پیازهای بویایی) ← تقویت در پیاز های بویایی ← از طریق سامامه لیمبیک ← قشر مخ (درک بو)
جلوی بینی غضروف وجود دارد. انتهای آن استخوان است.
-
توضیحات زیست یازدهم صفر تا صد استاد موقاریچشایی
مژک های گیرنده های چشایی از جنس غشاء هستند.
لایه های زبان از بیرون به داخل = بافت سنگ فرشی چند لایه ← غشای پایه ← بافت پیوندی ← قسمت ماهیچه ایجوانه چشایی در بافت پوششی (سنگفرشی چندلایه) زبان قرار گرفته است.
اما رشته پیام عصبی حسی در بافت پیوندی است.
سیناپس در بخش بافت پوششی زبان اتفاق میوفتد.غذا ← ترکیب با بزاق ← ورود از راه منفذ ← تحریک یاخته های گیرنده ← تولید پیام عصبی (ایجاد پتانسیل عمل) ← سیناپس (با دندریت نورون حسی) ← تحریک نورون حسی ← تالاموس ← قشرمخ
تعداد یاخته های نگهبان از تعداد یاخته های گیرنده بیشتر است
هر جوانه چشایی از طریق یک منفذ به بیرون راه دارد. -
توضیحات زیست یازدهم صفر تا صد استاد موقاریگیرنده درک نداره درک اطلاعات با مغز است.
ماهی
به گیرنده های مکانیکی خط جانبی کاپولا نیز گفته می شود.
برای گیرنده ای که کاملا در ماده ژلاتینی است کلمه در تماس هم درست است اما برای گیرنده ای که با ماده ژلاتینی در تماس است نمیتوان گفت این گیرنده درون ماده ژلاتینی است.
کانال خط جانبی با بیرون در ارتباط است.
در همه ماهی ها منافذ از بین پولک ها رد نشده است چون همه ماهی ها پولک ندارند.
به کمک خط جانبی اطلاعات پردازش می شود اما توسط خط جانبی پردازش نمی شود.
تعداد یاخته های پشتیبان قطعا بیشتر از یاخته های گیرنده است.
هر گیرنده با دوتا رشته عصبی درتماس است.
با یاخته پشتیبان هیچ عصب حسی در تماس نیست.
در صورت لزوم مغز پاسخ حرکتی میدهد.جریان آب درون کانال ← ماده ژلاتینی (حرکت) ← مژک های گیرنده مکانیکی (حرکت) ← سلول گیرنده (تحریک) ← ایجاد پیام عصبی (پتانسیل عمل) ← سیناپس (نورون حسی) ← انتقال پیام بالا (مغز) ← مغز (درک) ← پاسخ حرکتی (در صورت لزوم)(فرار یا شکار)
لوب های (پیازهای) بویایی ماهی نسبت به مغز جانور از لوب های بویایی انسان بزرگ تر است.
بزرگترین بخش مغز ماهی لوب بینایی است. (دوتا لوب بینایی دارد)
در ماهی برخلاف انسان مخچه از مخ بزرگتر است.
جلوترین بخش مغز ماهی لوب بینایی است.
مغز ماهی قشر مخ ندارد.
عقبی ترین بخش مغز بصل النخاع است.
تنها قسمتی از مغز که با نخاع در ارتباط است ، بصل النخاع است.عصب بویایی ← پیازهای بویایی ← مخ ← لوب بینایی ← مخچه ← بصل النخاع ← نخاع
-
توضیحات زیست یازدهم صفر تا صد استاد موقاریحشره
مگس : موهای حسی روی هر ۶ پای مگس دیده می شود.
چندین دندریت از یک منفذ با بیرون راه دارد.جیرجیرک : گیرنده های مکانیکی فقط روی دوپای جلوی جیرجیرک است
واحد بینایی = اوماتیدی
*همه حشرات چشم مرکب دارند.
هر عصب بینایی از هر اوماتیدی به مغز می رود. -
توضیحات زیست یازدهم صفر تا صد استاد موقاری -
توضیحات زیست یازدهم صفر تا صد استاد موقاریاسکلت از سه بخش تشکیل می شود ← مفاصل ، غضروف ، استخوان
*به کل استخوان های سر ، جمجمع می گوییمدنده ها
۱۲ جفت یا ۲۴ تا دنده در بخش محوری هستند.
هر ۲۴ تا از پشت به ستون مهره متصل هستند (از بخش استخوانی)
جفت ۱ ، ۲ ، ۳ ، ۴ ، ۵ ، ۶ ، ۷ از طریق بخش غضروفی به جناق وصل می شوند
۸ ، ۹ ، ۱۰ از طریق غضروف مشترک به جناق وصل هستند
جفت ۱۱ و ۱۲ به جناق وصل نیستند اما از پشت به ستون مهره وصل هستندبخش محوری
شامل قفسه سینه و ستون مهره است
دوجا در بدن بخش محوری و جانبی باهم اتصال میدهند ← ۱_ترقوه با جناق ، ۲_نیم لگن ها با بخش پایینی ستون مهره
قفسه سینه از قلب و شش ها و بخشی از کلیه محافظت می کند.
*همه ستون مهره از نخاع محافظت نمی کند چون در بخش لگنی نخاع وجود ندارد.
ستون مهره در یک فرد بالغ از ۲۶ قطعه تشکیل شده است.
۲۴ تا قطعه تقریبا مشابه هستند اما ۲۵ و ۲۶ اصلا با ۲۴ قطعه دیگر شباهتی ندارند. -
توضیحات زیست یازدهم صفر تا صد استاد موقاری*در مفصل زانو نازک نی حضور ندارد.
الزاما این قانون نیست که همهی استخوان هایی که در مفصل حضور دارند باهم اتصال داشته باشند.
نازک نی و درشت نی در باهم اتصال دارند اما این اتصال جزء مفصل زانو نیست.
استخوان های کف دست و کف پا در مفصل های مچ دست و مچ پا حضور ندارند.
*هر استخوان لگن در مجموع ۵ مفصل و اتصال دارند.
جلسه ۳۴ -
تغییرات دوران جوانی موضوعی که از پس حل کردنش برنیومدم@zahra-hamrang lمن كتاب رنج مقدس رو خونده بودم اما نميدونستم نويسنده اش كيه چه جالب كه باسايت ايشون آشنا شدم كه ان شاءالله ازش استفاده كنم
يه جمله تو سايتشون بدجور به دلم نشست(هيچ چيز اتفاقي نيست شايد خدا خواسته كه اينجا باشي)
با حرفتون موافقم خوندن اين كتاب ها خيلي كمك كننده است
حالا كه دوستان كتاب معرفي كردن ذهنم رفت سمت كتاب (نسل سوخته و مردي درآينه)شهيد سيدطاها ايماني ، به نظرم تو كنترل كردن خودت بهت كمك ميكنه -
انگيزه
-
انگيزهاینجا همیشه دیر می رسند
یکی به قطار
یکی به اتوبوس
یکی به یکی ...فردا دیر است
امروزت را همین امروز، زندگی کن!
همین امروز لذتش را ببر،
و همین امروز برای آرزوهایت تلاش کن
حسرت، یعنی در گذشته جا مانده ای،
و نگرانی یعنی، اسیر آینده ای شده ای
که هنوز نرسیده و اتفاقاتی که هنوز نیوفتاده!
آینده ای که شاید نرسد
و اتفاقاتی که شاید نیوفتد!
بیخیال چیزهایی که نبودنشان
کیفیت بودنت را کم می کند
آرامش و لبخند را در آغوش بگیر و امروز را
همان جوری که دوست داری زندگی کن