کسی نیس که جوابشو بدونه؟؟؟؟؟؟؟؟:disappointed_face: :disappointed_face: :pensive_face: :pensive_face: :confounded_face: :confounded_face: :loudly_crying_face: :loudly_crying_face:
sheydadb37
دیدگاهها
-
جدول تناوبی -
جدول تناوبیبچه ها میشه این جمله رو برام شفاف سازیش کنین؟:grinning_face_with_smiling_eyes: نمیفهممش
هرچه عناصر در سمت راست تر جدول باشند خواص فیزیکی انها برتر است و هر چه در سمت چپ تر جدول باشند خواص شیمیایی انها برتر است
دانش-آموزان-آلاء -
حلش چجوریه😓😓😓اولی که اتحاد مزدوجه دیگه
-
باشگاه 5 صبحی هاپریسا علیخانی :face_with_stuck-out_tongue_winking_eye: :face_with_stuck-out_tongue_winking_eye: :smiling_face_with_heart-eyes: :grinning_face: :grinning_face: :grinning_face:
-
میخوایم با همیار سبحان ریاضی رو بترکونیم :)@dr-sobhan منم هستم.اخر هفته گزارش میدم
-
باشگاه 5 صبحی هاnafiseh123 اره تو که نیستی اصن نمیتونم زندگی کنم
-
باشگاه 5 صبحی هاnafiseh123 اگه منو فالو نکنی من میمیرم...:grinning_face:
-
باشگاه 5 صبحی هاnafiseh123 حالا بیا و منو فالو کن....
-
باشگاه 5 صبحی هاnafiseh123 چرا نمیای؟تو رو خدا بیا ..حالا همین یه بار..لطفا لطفا...:slightly_smiling_face:
-
باشگاه 5 صبحی هاnafiseh123 :pouting_face: :pouting_face: :pouting_face: :pouting_face: :grinning_face_with_smiling_eyes: :grinning_face_with_smiling_eyes:
-
باشگاه 5 صبحی هاپریسا علیخانی اینجوری که فرقی نداره در هر دو صورت بازم همون 7 یا 8 میشه درس خوند
-
باشگاه 5 صبحی هاپریسا علیخانی قبل 12 بخوابیم کی دورهمی ببینه؟
-
باشگاه 5 صبحی هامنم دوس دارم بپیوندم ولی 7 پامیشم به جای 5
-
انگيزه🌊 یه سنگ انداختم تو دریا،
جالب بود دریا اصلا به روی خودش نیاورد
که سنگی به سمتش پرتاب شده.✅ از اون روز یادم موند که آدم وقتی بزرگ بشه و عمیق،
بزرگترین مشکلات رو هم در خودش غرق میکنه،
نه اینکه خودش غرق مشكلات بشه. -
باشگاه 5 صبحی ها@fatma-vorodi97 چه خوب.من هرکار میکنم زودتر از 7 بیدار نمیشم
-
باشگاه 5 صبحی ها@fatma-vorodi97 خوش به حالتون چجوری ساعت 6 پامیشین؟
-
تابع@dr-sobhan خواهش میکنم.ممنون بابت پیگیریتون
-
تابع@m-an چشم:pensive_face:
-
تابعmarylb ممنون بابت جوابتون.من منظورم این بود که از طریق x2-sx+p نمیشه حلش کرد؟من اینجوری حل میکنم جواب درست در نمیاد
-
انگيزهچند قورباغه از جنگلی عبور میکردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عمیقی افتادند. بقیه قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و وقتی دیدند که گودال چقدر عمیق است به آن دو قورباغه گفتند: «که دیگر چارهای نیست، شما به زودی خواهید مرد.»
دو قورباغه این حرفها را نشنیده گرفتند و با تمام توانشان کوشیدند که از گودال بیرون بپرند. اما قورباغههای دیگر مدام میگفتند که دست از تلاش بردارند چون نمیتوانند از گودال خارج شوند و خیلی زود خواهند مرد. بالاخره یکی از دو قورباغه تسلیم گفتههای دیگر قورباغه ها شد و دست از تلاش برداشت. سر انجام به داخل گودال پرت شد و مرد. اما قورباغه دیگر با تمام توان برای بیرون آمدن از گودال تلاش میکرد. هر چه بقیه قورباغه ها فریاد میزدند که تلاش بیشتر فایدهای ندارد او مصممتر میشد تا اینکه بالاخره از گودال خارج شد. وقتی بیرون آمد بقیه قورباغه ها از او پرسیدند: «مگر تو حرفهای ما را نمیشنیدی؟»
معلوم شد که قورباغه ناشنواست. در واقع او در تمام مدت فکر می کرد که دیگران او را تشویق می کنند.