@m-sina
سحرخیزان منظور عاشقان هست. «آه سحرخیزان (عاشقان)» هم داستان مفصلی داره. شاعران ما گاهی میگن آه غمگینانهای که از سینه دل سوختگان بلند میشه و بر آسمان میره خیلی مهم هست چون می تونه باعث بر هم زدن عالم بشه! حالا اگر این دردمند ما دلیلش از عشق باشه، پس باید زیبارویان بترسند و گاهی هم ترحم کنند (تا مورد بلای آه عاشق قرار نگیرند!) مولوی:
«گر جان عاشق دم زند، آتش بر این عالم زند / وین عالم بی اصل را چون ذره ها برهم زند»
(آه دل عاشق مثل آتش عالم را ...)
پس آه رو دست کم نگیرید! حالا این بیت حافظ رو ببینید:
«رقیب آزارها فرمود و جای آشتی نگذاشت / مگر آه سحرخیزان سوی گردون نخواهد شد»
مصرع اول که واضحه، مصرع دوم میگه مگر آه و درد غم عاشقان به آسمان نمیرسد؟ استفهام انکاریه، می رسد پس یه جوری داره کنایه میزنه مگر رقیب از آه عاشقان که بر آسمان می رسد (و تاثیر رسیدن آه عاشقان به آسمان رو هم توضیح دادم) نمی ترسد؟ (پس چطور و چرا تا این حد به من آزار و اذیت رساند؟)
این از روضه «آه سحرخیزان». در مورد بیت تو:
سفر کن زین جهان پست، چون آه سحرخیزان / به بام آسمان افکن کمند همت خود را
گفته: از این دنیای بی ارزش دل بِکن و همانند آه عاشقان به آسمان سفر کن و عزم و اراده خودت رو اونجا نشون بده.
پنیرک
دیدگاهها
-
منظور از کلمه سحرخیزان در بیت زیر؟ -
تجربیاتِ یه کنکوریِ شکستخوردهِ پرمدعا :///زندگی (و به تبعش کنکور که بخشی از زندگیه) در اقیانوسی از احتمالات و شانس شناوره
درس و تراز و رتبه و همهچیت هم خوب باشه، بازم کنکور بخشی از زندگیه و هیچوقت نمیشه پیشبینیش کرد. چه بخوایم چه نخوایم، شانس هم تاثیر گذاره. خیلی هم تاثیر گذاره. بعضیا تاثیرش رو محسوس میبینن بعضیا نمیبینن. بعضیا شانس کمکشون میکنه و بعضیا خلافش.
من دیدم. پارسال دوازدهم بودم و در آمادهترین شکل ممکن، ولی ۳ روز قبل کنکور کرونا گرفتم و صبح کنکور با تب و قرص و شربت امتحان دادم.
خراب شد. ولی چه میشه کرد. زندگیه دیگه 🙂
یه کنکوریِ شکست خوردهِ پرمدعا هم باید دوباره بلند شه و ادامه بده.
این مهمترین تجربه من بود. از دوازدهم و امسال که پشت بودم. -
بله ... دوباره ...محمد فواد
... بله ... سه باره ... بله ... چهار باره ...
رفیق چه زود جا زدی. بذار مثل مشاور خودم که اول سال تکلیفم رو مشخص کرد جنگ اول رو همین اول سالی باهات بکنم. بِه از صلح آخر.
ببین امسال قراره از آسمون و زمین اتفاقاتی بیوفته برات که هیچ جوره قابل پیش بینی نیست. اصلاً میدونی چیه؟ یه برگه کاغذ بردار. همین الان بالاش بنویس ۲۰ روزی که درس نخوندم. در طول سال قراره پرش کنی. قراره از این به بعد تاریخ روز هایی که بر حسب اتفاقات غیر مترقبه (نه تنبلی) رو درس نخوندی توش بنویسی. یعنی چی؟ یعنی من همین الان بهت میگم که تو قطعاً و حداقل قراره ۱۰-۱۵ روز به خاطر مشکلاتی که دست خودت نیست امسال درس نخونی. متوسطش ۲۰ روز. اگه خیلی بد شانس باشی تا ۳۰ روز هم میره. الان داری میگی ۲ بار اتفاق خارج از کنترل افتاده و نتونستی درس بخونی؟ خیالت رو راحت کنم. قراره ۱۰ بار دیگه هم اینطوری بشه.
و همهههههه همینطورین.همهههههههههه. دنبال یه حالت ایده آل و پرفکت که از روز اول تا روز آخرت همه چیز گل و بلبل پیش بره نباش. بار ها قراره عقب بیوفتی، ولی باید پاشی و با یه ذره تلاش بیشتر ادامشو بری. حالتی که همه چیز از قبل مشخص باشه، تو عملیش کنی و تموم بشه بره کمال گرایانه و غیر واقعیه.
راهکار پیشگیرانه: توی برنامه روزانه و هفتگی ات جای درس نخوندن بذار. بیشتر مشاورا هر روز یه ساعت جبرانی میذارن. که اگه در طول روز به برنامه نرسیدی آخر شب جبرانش کنی. و آخر هفته هم برنامه اصلی رو سبکتر میچینن و چند تا باکس جبرانی میذارن واسه جبران چیزایی که در طول هفته به هر دلیلی خونده نشده.
سوال: مشاورت مگه همین الان جای جبران نذاشته واست؟ حدس می زنم نذاشته. اگه گذاشته بود که الان ناراحت اینجا تاپیک نمیزدی. پس لطفاً باهاش صحبت کن. این حرفارو بهش منتقل کن. و بگو برنامه روزانه و هفتگیت رو جوری بچینه که هر روز ۱ ساعت واسه طول هفته و آخر هفته هم ۴ ۵ ساعت جای خالی واسه جبران باشه. برنامهات کیپ تا کیپ جوری نباشه که جای نفس کشیدن نداشته باشی. ایده آله، پرفکته، ولی تو زندگی واقعی عملی نیست. پس غلطه.
اگه از همین روز اول بپذیری که قراره خیلی جاها به برنامه نرسی و جای جبران و نخوندن براش خالی کنی، استرس و اضطرابت واسه طول سال خیلی کمتر میشه. راحتتر تا آخرش جلو میری. وقتای جبرانی هم که جبران می کنی. پس دیگه غصه خوردن و «قطع امید» و «من هیچوقت نمی تونم» و «حالم واسه یه روز درس نخوندن خیلی خرابه دیگه تموم شد» و ... نداره.
اصلاً فرق رتبه برتر و غیر برتر توی کنترل و مدیریت همین چالش هاست. اگه قرار بود زندگی همه اینقدر ساده و راحت و بدون دردسر باشه که همه بتونن هر روز و هر هفته کامل و پرفکت به برنامهشون برسن که همه رتبه برتر بودن ...
شرایطش سخته. پس خودت رو واسه یه جنگ سخت آماده کن. موفق باشی -
تست 6-ویژه یلداmehranmirzaei
چهار.
استاد این جوری «صحیح» رو بولد کردی خوب نیست دیگه، مثل اونشبی یدونه تست «ناصحیح» بده، بولد نکن، زیرش خط نکش، یه ذره بخندیم 😁 -
عدد در عربی@roghayeh-eftekhari @Sara-Haghighatrad
جواب یک درسته، با همون تحلیل Reyhaneh Moradi من موافقم. دلایل غلط بودن گزینه های دیگه مهم وقطعی هستند:
گزینه ۲: برای جمع، مثنی آورده، گزینه ۳: کلاً اشتباه نگارشی داره و نداریم همچین چیزی، گزینه ۴: در جواب تعداد نمیشه با عدد ترتیبی جواب داد.
در مورد مونث بودن هم، خب ۲ مونث نیست و مونثش اثنتان میشه. اینم مد نظر پاسخنامه بوده ظاهراً ... -
قرابت@Mr-Wick
معنی ظاهری شون که راحته ولی پیام و مفهومشون رو من ترجیح می دم نظر ندم. سرچ کردم از اشعار مولوی هست و خب اساساً با درک مفاهیم این شاعر محترم از قدیم عاجز بودم! فقط معنی ظاهری شون رو می گم.
۱. ترک: از قدیم دختران ترک در ایران به زیبایی معروف بودند.امروزه هم بررسی بفرمایید می فهمید که بیراه هم نمی گفتند! یه نکته تاریخی هم اینکه بخش اعظمی از تاریخ هم ترکان بر ایران حکومت داشتند و این هم تاثیر گذار بود. بنابراین «ترک» به تنهایی به زیبارویان زیاد اطلاق میشه. مثال معروفش :«اگر آن ترک شیرازی ...».
هندو: غلامان هندی و سیاه چهره.
مصرع اول گفته: زیبارویی در میان غلامان هندی شبیه روزی است که در عمق شب پنهان شده.
[اون نکته تاریخی که گفتم اینجا محسوس هست. چطور؟ خب از اینکه حاکمان و والیان ایرانی از ترکان بودند پس اغلب نجیب زادگان و خانواده های مرفهی که می توانستند غلام و برده بگیرند هم اکثراً در دوره هایی ترک بودند. و بدین سان اغلب دختر زیباروی ترک از ثروت و مقام پدر چندین غلام و نوکر داشته دور و برش که شاعر در این مصرع به روزی پنهان در میان شب تشبیهش کرده.]
مصرع دوم بخش اولش «تَرکِ تازی» هست (جناس).
مصرع دوم گفته: شب هنگام عرب ها را رها کن که آن زیباروی ترک به چادر (خیمه) رفت.
۲. زنگی: سیاه پوست
گفته: ما و سیاهپوستان شب از نگهبان در حال فرار و دوری بودیم چون طلا دزدیده بودیم و به دنبالمون بود.
همون طور که گفتم، مفهوم و اندرزشون رو میسپارم به خودتون ... -
تست 7-ویژه یلداmehranmirzaei
دوستان منظورش آمیزش غیر تصادفی هست تو متن تست، با این دید جواب بدین 😁 -
عدد در عربی@sara-haghighatrad
یافتم. مطابق اینجا، اعداد ۲۳ تا ۲۹ (یعنی مثل ۲۵) باید بخش اولشون مخالف جنس معدود به کار بره. یعنی عدد مذکر واسه معدود مونث بیاد.
به حق قواعد نشنیده و نخونده ... ! -
معنی شعرatena abolhasani
درود بر شمایی که یه تاپیک زدی پشه هم پر نمیزنه 😂😂 سوال سخت پرسیدن هم هنر می خواد.
اول حدس زدم گلابه دیگه. ولی بعد معنی رو به هیچ جا نرسیدم. «آب گهر گل» به گلاب زیاد می خوره ولی اون کلمه تعمیر کار رو خراب می کنه.
بعد اصطلاحش رو گشتم و ابیات مشابه رو پیدا کردم بلکه کورسوی امیدی پیدا کنم. اینا پیدا شد:
۱. تا نگردد جذبهٔ توفیق صائب دستگیر / از گل تعمیر، پای خود کشیدن مشکل است
۲. گیریم گل در آب به تعمیر دیگران / هر چند سیل گوشهٔ ویرانهٔ خودیم
۳. می شود فرمان پذیر از دیگران / طرح تعمیر تو از گل ریختند
۴. اگر ز معمار دهر باشد بنای انصاف را ثباتی / گلیکه تعمیر رنگ دارد چراش در آب زر نگیرد
۵. چون حیا شوخی ندارد جوهر ایجاد من / بر عرق زن تا گل تعمیر من پیدا شود
نتیجه؟ با اینکه ارتباط بین گل و تعمیر و یه جایی آب، مشخصه ولی من اندازه سر ناخن هم نفهمیدم چیه.
تا اینکه این پیدا شد:
عقدهٔ کارت دلیل اعتبار دیگر است / شاخ گل چون غنچه آرد رشتهٔ گوهر شود
بر شکست هر زیان تعمیر سودی بستهاند / فربهی وقف غناگر آرزو لاغر شود
کلمات تعمیر و گل دو جای مختلف اومده ولی چون نزدیک هم اومده اند (دو مصراع پشت سر هم) و قبلش هم تو اشعار دیگه دیدیم که با هم ارتباط دارند، پس میشه حدس زد اتفاقی نبوده و اندیشه شاعر همین هست که اینجا گفته. شاعر به اینکه در هر زشتی و زیانی یه حکمتی هست اعتقاد داره. ابیات اولی هم یه جا هست که شاعر «گل» رو حاوی «تعمیر رنگ» دونسته. حالا اگر این رو بذاریم کنار این دو بیت:
به نظرم حالت ابتدایی شاخه و گل که زیبا نیست مد نظر شاعر بوده. و اینکه بعداً همین گل و شاخه نازیبا چقدر زیبا میشه. اول شاخه بی ریخت و بعداً گل های خوشرنگ.همون داستان کرم و پروانه.
این نازیبایی به زیبایی رسیدن رو با کلمه «تعمیر» به معنی آباد کردن و اصلاح کردن ارتباط داده و گفته که حکمتش این بوده.
تو اصطلاح دینی داریم «توبه و اصلاح»، که از خرابی اولش به آبادانی آخرش می رسیم. دین رو هم آوردم وسط، چون تو بیت ۱ (بالا) به نظرم صائب همین رو گفته. به تعمیر گل اشاره کرده و بعد به خودش که اگر لازم باشه واسه خودش هم این اتفاق بیوفته، به توفیق و لطف الهی هم نیازمنده.
حالا قبل ادامه دادن به کمی تنفس و استراحت نیازه، مبحث سنگینه آخر شبی!🥱 برگردیم سر بیت اصلی.
فقط حدس می زنم، که منظورش این هست همراه با شرم و حیا تلاش کن و از این موضوع ناراضی نباش. چون اساس و پایه جمال زیبارویان رو بر شاخه گلی نازیبا قرار دادند. که این شاخه گل با قرارگیری در آب (شبیه بیت ۲ بالا) بعداً رشد کنه، شکوفه بده و زیبا بشه (تعمیر بشه).
نهایتاً ۲۰ درصد می تونم صحیح بودن تعابیرم رو تضمین کنم براتون. چون همهاش برداشت شخصی بوده بدون مطالعه از منبع دیگری.
اما خب، اگر کسی ایده بهتری داره بگه. -
تست 7-ویژه یلدا@sania-andiravan
غلط رو خواسته 😂😂 -
تست 7-ویژه یلدا@sania-andiravan
دیدی گفتم اگه تست غلط رو بخواد کمی روح و روان تون جلا پیدا میکنه 😂😂
mehranmirzaei مرسی بابت اینکه پیشنهادات رو خیلی سریع اعمال می کنین! -
تست 8-ویژه یلداheydar taherinejad
فرد میشه؟ الان تو کم خونی داسی شکل بگیری، بعدش خودت انتخاب می کنی که زنده بمونی و روزی روزگاری ژن هاتو انتقال بدی نسل بعد یا عزرائیل؟ 😅 -
تست 11-ویژه یلداMarzieh Abouei
اگه «قطعا» گفته بود آره، ۴ راحت خط می خورد. ولی قید قطعی نیاورده، گفته «می تواند کافی باشد» -
تست 12-ویژه یلداmehranmirzaei
چهار. -
تست 12-ویژه یلداmehranmirzaei
۱. باید می گفت همانند
۲. رانش دگره ای ربطی به فنوتیپ ندارد
۳. جهش می تواند، این خیلی تابلو بود ... -
کدون پایان@dr-mahh
منم گفتم حرف استاده به تنهایی با اون کلمات غلطه. چراشو هم خودت میگی می دونی.
ولی اگه جمله یه کوچولو تغییر کنه درست میشه اونطور که یاسمن و آرمین گفتند.
پس فک کنم حله دیگه؟ به توافق رسیدیم، نه؟ -
چگالی@m-sina
چون کاهش حجم، حجم یخ نیست. اختلاف «حجمِ مقدار یخی است که ذوب شده» و «مقدار آبی که تولید شده» با مثال:
مقدار x سانتی متر مکعب یخ داریم که نصفش ذوب میشه. آیا حجم ما اندازه همون نصفه کاهش پیدا میکنه؟ نه چون وقتی اون نصف x یخ ذوب میشه به اندازه y از یخ ذوب شده، آب تولید میشه که خود این آب حجم داره. اختلاف حجم نمی تونه اندازه همون نصفه x باشه چون اون وقت انگار آب تولید شده رو اصلاً درنظر نگرفتیم. چون چگالی یخ بیشتره، اینجا اگر کاهش حجم رو بخوایم حساب کنیم باید «اختلاف» حجم اون یخی که ذوب شده (نصف x) و حجم آبی که تولید شده یعنی y رو بدست بیاریم.
این توضیح مفهومیش بود، حالا با این توضیح برو سراغ حل عددیش. خودت دیگه ازش سر در میاری. -
مطالعه کتاب های غیر درسی برای تقویت زبان📒@masoumeh-shokrollahi در مطالعه کتاب های غیر درسی برای تقویت زبان📒 گفته است:
با سلام عصره گرم تابستونیتون بخیر🌞😁
من برای تقویت زبان انگلیسی مخصوصا گرامر میخوام رمان ها یا حالا هر کتابی ک ب زبان انگلیسی نوشته شده رو بخونم اما نمیدونم کدوم خوبه ک نه سطح پایینی داشته باشه نه سطح خیلی بالایی قبل از این رمان بر باد رفته رو خوندم ک خب سطح نسبت پایینی داشت و الان میخوام سطح بالاتری و بخونمسلام. توضیحات امیر محمد کافی و کامل بود. فقط اومدم اضافه کنم که سخت نگیر. رمز اینکه بتونی مستمر کارایی که امیرمحمد گفت رو انجام بدی در سخت نگرفته. مثلاً از خودم بگم. همین موضوع کتاب رو خیلی مشکل داشتم. از همون اوایل که سطح پایینی بودم هم اکثر کتاب داستان هایی که وجود داشت و معرفی میکردند رو نمی پسندیدم. چون هیچکدوم با علاقه ام جور نبود. داستان رو می خوندم و خندم میگرفت! پس اصلاً از منابع آموزشی کتاب داستان طور استفاده نکردم! .. ولی، دو سال پیش یهو یادم اومد که چندین سال قبل فیلم های هری پاتر رو دیدم و خوشم اومده بود. رفتم سراغش. سرچ کردم، اطلاعات بیشتری کسب کردم. اما اعه، یافتم که کتاب داره! (نمیدونستم از قبل). منم که یه پاترهد دیوونه! دیدم هیچ فرصتی بهتر از این نیست که اولین کتاب داستانی که می خونم، اونی باشه که دوسش دارم و علاقه مه. ماشاالله به اندازه کافی هم طولانی بود که مدت زیادی ازم وقت بگیره.
خلاصه اینکه، واسه انتخاب کتاب، موزیک، تمرین و هرچیزی که به انگلیسی باشه؛ مهمترین شخص خودتی. ببینی علاقه ات چیه و سلیقه ات چیه، تو همون زمینه کتاب و ... بیابی. شاید طول بکشه و مدت زیادی سردرگم باشی، اما ارزششو داره.
اواسط کتابای هری پاتر که رسید، سطح زبان کتابش افزایش یافت و سخت شد برام، ولی چون علاقه ام بود تا آخر رفتم. الان شاید نصف وکب انگلیسیم از هری پاتره! ...