Skip to content
  • دسته‌بندی‌ها
  • 0 نخوانده ها: پست‌های جدید برای شما 0
  • جدیدترین پست ها
  • برچسب‌ها
  • سوال‌های درسی و مشاوره‌ای
  • دوره‌های آلاء
  • گروه‌ها
  • راهنمای آلاخونه
    • معرفی آلاخونه
    • سوال‌پرسیدن | انتشار مطالب آموزشی
    • پاسخ‌دادن و مشارکت در تاپیک‌ها
    • استفاده از ابزارهای ادیتور
    • معرفی گروه‌ها
    • لینک‌های دسترسی سریع
پوسته‌ها
  • Light
  • Brite
  • Cerulean
  • Cosmo
  • Flatly
  • Journal
  • Litera
  • Lumen
  • Lux
  • Materia
  • Minty
  • Morph
  • Pulse
  • Sandstone
  • Simplex
  • Sketchy
  • Spacelab
  • United
  • Yeti
  • Zephyr
  • Dark
  • Cyborg
  • Darkly
  • Quartz
  • Slate
  • Solar
  • Superhero
  • Vapor

  • Default (بدون پوسته)
  • بدون پوسته
بستن
Brand Logo

آلاخونه | شبکه اجتماعی دانش آموزی آلاء

  • سوال یا موضوع جدیدی بنویس

  • سوال مشاوره ای
  • سوال زیست
  • سوال ریاضی
  • سوال فیزیک
  • سوال شیمی
  • سایر
  1. خانه
  2. دانشگاهی
  3. گزارش مطالعه دانشجویی🤓🎓
چالش ۲۱ روزه نوشتن to do list📝
maryam111M
Topic thumbnail image
مشاوره تحصیلی
گزارش مطالعه دانشجویی🤓🎓
maryam111M
سلام سلاااام🤩 بچه ها تو این تاپیک میخوایم دانشجوها هم مثل کنکوریا ساعت مطالعه شون رو اعلام کنن ✌ هم انگیزه بشه برای فارغ التحصیلای آلاء تا تو محیط دانشگاه هم دست از تلاشِ آلائی برندارن 💪و هم اینکه کنکوریای با درسایی که دانشجوها میخونن یکم آشنا میشن🤗 پس از امشب استارت این تاپیک رو میزنیم و هرشب میایم و میگیم در طول روز چ درسایی رو خوندیم ،چند ساعت و چیکارا کردیم😁 دعوت میکنم از @فارغ-التحصیلان-آلاء که باهامون همراه بشن🤝 خیلی ممنون از @z-gheibi و @M-ba78 بابت پیشنهاد و همراهیشون❤ راستی از @romisa جانم هم دعوت میکنم بهمون سر بزنه و همراهیمون کنه😍
دانشگاهی
طبق معمول
آب هویج نعشهآ
طبق معمول من فرجه ها رو خراب کردم یه هفته فرصت دارم 14 شهریور ویروس و فارما دارم 15 شهریور ژنتیک 17 شهریور پاتولوژی برنامه ام اینه که 4 روز ، روزی 50 صفحه ژنتیک بخونم یکشنبه تموم میشه 200 از 270 ویروس رو تا بکشنبه 80 درصدش رو تموم کنم درسنامه پروگنوز 10 از 14 و تستاش🥲 دوشنبه جبرانیه*برای ویروس * ترجیحا تست سه شنبه فارما رو شروع میکنم جمعه مرور ویروس و فارما تکلیف ویروس هم تا قبل از شروع امتحانا انجام بدم
سوال مشاوره ای
تست از کجا بیارم؟
fatemeh_168F
دوستان یه منبع میخوام برای تست زدن میخوام تست های خیلی خوب و استاندارد باشه و اسون هم نباشه خلاصه که خودتونم راضی باشید ازش
سوال مشاوره ای
حرکات لوله گوارش
دوپامیند
دوستان شبکه یاخته عصبی موجود در لایه های ماهیچه و زیر مخاط در حلق ، ابتدای مری و بنداره خارجی مخرج وجود نداره. چرا؟ چون این قسمت ها دارای ماهیچه اسکلتی هستند که فاقد شبکه عصبی اند ؛ اون ماهیچه صاف بود که شبکه عصبی داشت. خب اینا به کنار. حرکات کرمی از حلق شروع میشن. به عبارتی در کتاب تست بیان شده که حرکات کرمی و قطعه هر ۲ در اثر تحریک یاخته های عصبی دیواره لوله به وجود میان. ولی ما که توی حلق شبکه عصبی نداریم که بخواد یاخته هاش تحریک شه . چون یاخته هاش اسکلتی ان. پس‌ چطوری حرکات کرمی که از حلق شروع میشن و در اثر تحریک یاخته های عصبی ایجادن؟ میشه اینو برام روشن کنید ممنونتونم @دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا @دانش-آموزان-آلاء
زیست شناسی
کافه پولونیا2(تبادل نظر برا درس خوندن)
fatemeh_168F
سلاممممممم بچه ها شما چجوری درس میخونید ؟
سوال مشاوره ای
یک منبع برای ریاضی
دوپامیند
بچه ها اگه یه منبع فقط برای ریاضی کار کنیم درصد بالایی نمیگیرم تو کنکور؟ من ای کیو کار میکنم. رو همین یکی تمرکز کنم کمه؟ چون امروز شنیدم میگن یه منبع کافی نیست برا درصد بالا وقت ندارم آخه برا چند منبعی شدن😐💔 @دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا @دانش-آموزان-آلاء
سوال مشاوره ای
ازمون تیز هوشان
fatemeh_168F
دوستانی که در امتحان تیز هوشان نهم به دهم شرکت کردند میشه بگید ازمون چجوریه و چقد باید برای تیزهوشان وقت گذاشت و از چه منابع و تست هایی استفاده کرد که بتونه باعث قبولی من بشه؟؟؟ من واقعا به این مشاوره نیاز دارم لطفا بهم کمک کنید مرسیییییییییی
سوال مشاوره ای
شمارشگر رسیدن به آرزوهامون
macrophage Of nahang 0M
سلام.... هر کدوم از ما اگر در مسیر درست استعدادمون باشیم بدون شک آرزو های داریم چون واسه اونا خلق شدیم... تاحالا نمی‌دونم چقدر واسه آرزو و هدفتون تلاش کردید،منم خیلی....نه ماه شده،و نمی‌دونم چقدر دیگه بهش میرسم شیش ماه یسال دو سال نمیدونم اما بهش میرسم،،،می‌خوام اینجا تعهد ایجاد کنیم نه اینک این الزامه شدن باشه بلکه وقتی سرد شدیم بگیم چقدر اومدیم پسر پس پاشو....،هرشب چقدر براش تلاش میکنی...میتونی درمورد ارزوت بگی یا مثل من نگی فقط وقتی رسیدی بگیش، میتونی به این صورت پست بذاری، اسمشو بگی روزشو و مجموع شمارش ساعتشو از اول تا الان ،شمارشگر از الان ؛
مشاوره تحصیلی
ماز
fatemeh_168F
سلام میگم که ماز از کی برم خوبه؟ برای قبولی تیزهوشان موثره؟ کسی هست که شرکت کرده و نتیجه گرفته باشه؟ ممنون میشم اونایی که رفتن بهم مشاوره بدن
سوال مشاوره ای
برا تست و امتحانا چه کتابایی میخرید؟
fatemeh_168F
سلامی دوباره دوستان برای متوسطه اول کتابای پیشتاز خیلی سبز خوبه ؟؟؟
مشاوره تحصیلی
چطوری تست میزنید؟
00muzan000
سلام دوستان.خوبید یا نه؟امیدورام زندگیتون پر معنی باشه. یه سوالی برام پیش اومده بود.من رشتم تجربیه.میخوام این تابستون یه عالمه تست از دهم بزنم چون تو طول سال نزدم. بعد یه مشکلی پیش اومد:من پارسال برا نمونه تیزهوشان کتاب 32 استانو خریده بودم.توش پر آزمونه اگه نمدونید.بعد من اومدم از اول که خریدمش رو کتاب تستارو زدم و نوشتم خلاصه روش جوابا و... . بعد نزدیکای آزمون نمونه تیزهوشان میخواستم بیام آزمونای اولشو دوباره بزنم که دیدم اَی داد بیداد.کتاب سیاهه باید پاک کنم.خلاصه هر روز با بی حوصلگی فقط پاک میکردم و وقتمو میگرفت. بعد الان موندم که تو کتاب تستایی که دارم آیا گزینه هارو بزنم؟تحلیل بنویسم براشون؟نکته ای چیزی بنویسم؟یا سفید نگه دارم کتابو برا دوازدهم. آخه دیدم خیلیا میان رو کتاباشون نکته مینویسن و... .سردرگمم یکم.بعد موندم اصلا دوازدهم وقت میشه دوباره به دهم سر زد و تست زد یا نه.کتابامم از اول سال هیچی توشون ننوشتم بخاطر این دیدگاهم.تستاشو بعضیاشونو که زدم تو یه برگه دیگه و کلا جدا.بعد اینجوری خیلی شبیه سازم نمیشه چون تو کنکور رو خود تستا حل میکنی.خودمم خیلی دوست دارم تستارو روشون حل کنم و نکته توشون بنویسم ولی میترسم مث پارسال بشم خدای نکرده.خلاصه که گفتم بیام سراغ شما.از تجاربتون کمک بگیرم. نظرتون چیه؟ بعد یه بحث دیگه هم هست علامت گذاشتن برا تستا.اینم نمدونم که چه علامتایی باید کنار تستایی که زدم بزارم.بعد هر کدوم معنیش چی باشه و تستاش چطوری باشن و چطوری مرور کنم باهاشون تستارو.تو اینم راهنماییم میکنین؟ سوال آخرمم اینه که من با اینکه تجربی ام ولی علاوه بر پزشکی علاقه زیادی به برنامه نویسی دارم.یه دوره هم دارم که نسبتا طولانی هست از پایتون.زبان هم خیلی مهمه و میخوام برا دوران دانشگاه انشاالله کلمه زیادی بلد باشم به مشکل نخورم.این دوتا رو میخواستم بدونم تو تابستونا میشه خوند؟زبان یه کتابی دارم 1100 واژه که باید بدانید.کتاب خوبیه دوست دارم حداقل یکمشو بلد باشم.پایتونم خیلی مهم نیست ولی اگه بشه خیلی خوبه.نمیخوام که کاملم یاد بگیرم یکم میخوام به یاد گذشته که کد میزدم دوباره کد بزنم.اصلا تو این دوسال برا اینا وقت هست؟تو زمانای استراحتم هم باید بخونم اینارو نه؟ تو تابستون روزانه چقد باید بخونم از نظر خودتون؟من الان میتونم روزی 10 ساعت بخونم.یه بار از8 تا 1 و یه بارم از 5 تا 10.انقد کافیه؟کمش کنم یا بیشتر؟خودم مفاهیمو نسبتا بلدم فقط باید مرور کنم و تست بیشتر بزنم. برای دو سال دیگه هم ماز رو دارم که خودش برنامه زیاد داره. ببخشید زیاد شد .عذر خواهم واقعا.ولی ممنون میشم یه کمک ریز بهم بکنین. با تشکر دانشجویان-پزشکی دانشجویان-پیراپزشکی دانشجویان-درس-خون تجربیا
سوال مشاوره ای
ماز یا قلمچی؟
X
سلام بچه ها وقت بخیر من ورودی یازدهمم میخوام ازمون آزمایشی ثبت نام کنم یجا میگن ازمون های قلمچی به کنکور شبیه تر اند یجای دیگه نوشته بودن که آزمون های ماز استاندارد تر اند و... حقیقتش نمیدونم کدوم آزمون ازمایشی رو برم بین این دوتا گیر کردم اگر میشه منو راهنمایی کنید ممنونم💖
سوال مشاوره ای
تیزهوشان
fatemeh_168F
لام من یه دختر کلاس هشتمیم و تازه وارد اینجا شدم راستش هدفم معدل بیست و قبولی تیزهوشانه در رشته تجربی ولی خبببب چ عرض کنم بعضی ها میگن نرو تجربی نرو تیزهوشان فلان میشی بهمان میشی ولی اینو میدونم که عقیده دیگران نباید برام مهم باشه هااااااا ولی خب یدفه دلم هررررییی خالی شد که من نباید برم تیزهوشان و اینها و الان ازاونایی که در تیزهوشان دهم قبول شدن خواهش میکنم بیان بهم کمک کنن و منو به عنوان شاگردتتون بدونید و بگید ک چجوری میخوندید چقد وقت میزاشتید چ ازمونایی رو حل میکردید و چه کتابایی رو تهیه میکردید واینهااااا با تشکرررر مرسی که راهنماییم میکنیدددد ماچ به کلتون
سوال مشاوره ای
مدرسه غیر حضوری
دوپامیند
دوستان من دوازدهمی هستم و میخوام امسال مدرسه نرم چون واقعا معلما افتضاااحن اینطوری بگم که دانشجوی بهداشت انصرافی ، معلم ریاضیمون بود بعد امسال گفتم غیر حضوری بخونم که تایم بیشتری برا خوندن داشته باشم و اون ۶ ساعت سیو شه ولی میترسم از اینکه عقب بمونم از بقیه یا نمیدونم از اینکه دوستام نیستن و قراره تنهایی بخونم میترسم میشه اگه تجربه ای دارید بگید لطفا بنظرتون غ حضوری مفید تر نیستش؟ اگه تنبلی کنم خونه نخونم چی؟؟ وای
سوال مشاوره ای
تیزهوشان
زهره طاهریز
سلام من پارسال به دلایلی نتونستم تو ازمون ورودی تیزهوشان شرکت کنم الان میرم دهم رشتمم تجربیه و تو یه مدرسه دولتی درس میخونم وقتی فهمیدم تقریبا همه رتبه های برتر کنکور تو مدارس سمپاد درس خونده بودن خیلی پشیمون شدم که چرا شرکت نکردم و شانسمو امتحان نکردم حالا نمیدونم ازمون میان پایه تیزهوشان دهم به یازدهم برگزار میشه یانه و برای شرکت تو این ازمون باید چه کتابایی بخونم و سوال دیگه ای داشتم اینه که مدارس نمونه دولتی بهترهن یا تیزهوشان؟؟ دوستان لطفا اگه اطلاع یا تجربه ای از ازمون میان پایه ای دهم به یازدهم سمپاد دارین لطف کنین و منو راهنماییم کنین 🙏
سوال مشاوره ای
فقط برای خودم!
HakoH
این تاپیک برای دل خودمه چون 1405 کنکور دارم خواستم بعد از این 2 سال که کنکور دارم تلاشمو بکنم اگه صعنتی شریف در اومدم که هیچ در نیومدم برم بمیرم من از سگ کمترم اگه شریف در نیام... پ.ن ممنون میشم بعد دوسال یه ریپی بزنی و بهم تبریک بگی ک.ه سگ شدم یا قبول شدم !
مشاوره تحصیلی
محاسبات
دوپامیند
سلام سلام ببخشید دوباره سوال دارم . من این معادله رو به ۲ روش حل کردم و جواب ها مختلف شدن. روش اول اومدم طبق اولویت ضرب از پرانتز شروع کردم . بعد پرانتز که جوابش دراومد عدد پشت رو زینتش کردم روش دوم اومدم اول عدد پشت پرانتز رو ضرب کردم تو عدد جلویی. سپس کل جواب رو در پرانتز بعدی (حلم رو ببینید متوجه میشید) بعد جوابا مختلف شد. چرا؟ جواب درس سوال روش دومی بود ولی مگه ما نباید اول پرانتز رو حساب کنیم. بعد ضرب؟ مگه پرانتز اولویت نبود؟ چرا همچین شد؟
ریاضی تجربی
Q محاسباتی
دوپامیند
سلام بچه ها توی اینجا چرا ۳ تا ۴/۳ پی باهم خط زد؟! نهایت ۲ تا ۴/۳ پی رو میشد از بالا و پایین ساده کرد و خط زد. مگه غیر اینه؟ په چرا یارو اون یکی هم ساده کرد! اون یکی با چی ساده میشه؟ اصن مگه میشه؟
فیزیک
Q خجالت آور ریاضی:|
دوپامیند
دوستان میشه بگید وقتی این یارو رفت توی قدرمطلق ، چرا جای رادیکال ۲۱ و عدد ۱ جابه جا و چرا قرینه شدن؟ اگه قرار به قرینه شدن بود چرا مخرج ‌که ۲ هست قرینه نشد؟!
سوال مشاوره ای

گزارش مطالعه دانشجویی🤓🎓

زمان بندی شده سنجاق شده قفل شده است منتقل شده دانشگاهی
دانشگاهساعت مطالعهفارغ التحصیل
1.0k دیدگاه‌ها 90 کاربران 68.6k بازدیدها 87 Watching
  • قدیمی‌ترین به جدید‌ترین
  • جدید‌ترین به قدیمی‌ترین
  • بیشترین رای ها
پاسخ
  • پاسخ به عنوان موضوع
وارد شوید تا پست بفرستید
این موضوع پاک شده است. تنها کاربرانِ با حق مدیریت موضوع می‌توانند آن را ببینند.
  • maryam111M آفلاین
    maryam111M آفلاین
    maryam111
    فارغ التحصیلان آلاء
    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط maryam111 انجام شده
    #73

    سلام سلااام
    خب ما تو کارآموزی بهداشتمون ۳ روز باید میرفتیم آزمایشگاه مرکزی👀
    اونجا چون ما پرستاری میخوندیم فقط میتونستیم تو بخش خونگیری کار کنیم ولی بچه های علوم آز میتونستن برن لیبل و بخش های مختلف آزمایشگاه
    روز اولی که رفتیم کلی گشتیم که ببینیم استاد کیه و کجاست ولی خب اصلا استادی در کار نبود😐
    بهمون گفتن برید کنار کسایی که دارن نمونه میگیرن وایستید بهشون کمک کنید اگر هم تونستید خودتون خون بگیرید
    وارد سالن شدیم ۱۰ تا صندلی گذاشته بودن برای نمونه گیری و غلغلههه 😑 خیلییی شلوغ بود
    به خاطر اینکه آزمایش های ناشتایی و قند و چربی و... رو تا ساعت ۱۱ میگیرن، از ساعت ۷ تا ۱۰ خیلی شلوغه آزمایشگاه و بعدش دیگه خلوت میشه و تقریبا هیچکاری نیست
    رفتم دیدم ده تا از پرسنل نشستن و دارن خون میگیرن حالا من مونده بودم که میون این همه خوشگل کیو انتخاب کنم🤔😂
    یه خانمی دیدم جوون بود با خودم گفتم این حتما خوبه قیافه اش هم میخوره مهربون باشه.. جوونم که هست حتما درک میکنه و کار میده دستم انجام بدم🧐
    خلاصه که رفتم جلو و از پشت پرده پلاستیکی (که برای کرونا زده بودن) خودمو معرفی کردم، یه سری تکون داد به نشانه اینکه بیا اینو پرده وایستا
    حالا من هی میام جلو که منو ببینه یادش نره اینجا وایستادم اونم هی پشت سر هم خونا رو میگیره و هیچی نمیگه😐 انقدرم عصبی بود😑💔 یهو برگشت گفت هیچی گرفتی تا حالا؟(خون منظورش بود) گفتم آره چند نمونه تو بیمارستان گرفتم ... ذوق کردم گفتم حتما دیگه میخواد کار بده دستم.. ولی نه بازم خبری نشد😐 ساعت ۸ و نیم بود یهو پاشد رفت/:
    دیدم عه همشون پاشدن دارن میرن😐 از یکی پرسنل پرسیدم ببخشید دارید کجا میرید؟😂 گفت شیفت عوض شده و همکارای دیگه باید بیان... هر یک ساعت یکبار شیفت هاشون در گردش بود
    خلاصه یه نفر دیگه اومد و شروع کرد به خونگیری.. یکم باهام حرف زد و درباره نحوه خونگیری بهم توضیح داد و یکم لوله ها رو گفت منم گیرش آورده بودم و تا میتونستم سوال پرسیدم ازش😁😂 ولی بازم خیلی اجازه نداد من کار کنم و فقط دو سه تا خون گرفتم
    روز دوم وقتی رفتم دیدم همه صندلیا دانشجو کنارش ولیستاده و من و دوستم هیچکس نبود کنارش وایستیم
    ماهم رفتیم بخش نمونه گیری اطفاال که بچه های زیر ۶ سال اونجا بودن... یه آقایی اونجا نشسته بود و خون میگرفت و خیلی هم شوخ طبع بود و خوب با بچه ها ارتباط برقرار میکرد .. خیلی حرفه ای بود و سریع کار میکرد.. کلا رگ دو گروه از افراد رو که بتونی بگیری دیگه رگ بگیر ماهری هستی😂 یکی اطفال که رگ های ریز و ضعیفی دارن و یکی هم سالمندا (چون رگ هاشون به شدت شکننده است و تا نیدل وارد رگشون میشه رگ تغییر جهت میده و گم میشه)
    وقتی برگشتم دیدم عهه یکی از دانشجوهای علوم آز که میشناسمش نشسته رو صندلی
    با کلی ذوق رفتم پیشش و کلی بهم نکته یاد داد از لیبل ها و مقدار خونی که باید تو لوله بریزیم و ... چندتا نمونه هم داد من گرفتم و بسی ذوقیدم و حس استقلال بهم دست داده بود😌😂
    وقتی میخواست بره گفت ببین من دارم میرم تو بعد من بشین اینجا که کسی جاتو نگیره و شروع کن به خون گرفتن کسی هم کار به کارت نداشته باشه ... منم خوشحااال گفتم آخ جون پس امروز دیگه کلی نمونه میگیرم و با مردم ارتباط برقرار میکنم ... آقا چشمتون روز بد نبینه😑 نشستم رو صندلی لوله آزمایش های طرف رو ازش گرفتم گارو رو بستم رفتم که بگیرمممم یهو یکی از پرسنل اومد گفت شما پرستاری؟ گفتم بله گفت شما نمیتونی تنهایی بشینی خون بگیری فقط علوم آزمایشگاهیا میتونن😐 گفتم ینی بلند شم؟ شما بگیرید؟ گفت بله بلند شو
    با حالت مظلومانه ای گفتم آخه دیگه گارو بستم لوله ها رو هم گذاشتم.. میشه سرنگ رو باز کنم بدم دستتون؟🥺 خندید گفت باشه باز کن سرنگو بده😂 البته بد اخلاق نبود و چند تا نمونه داد من گرفتم😁 ولی خودش با یه سرعتی کار میکرد اصن عجیییب..
    روز سوم وقتی رفتم کنار یکی پرسنل وایستادم بهم گفت ببین لیبل کمک میخوان برو اونجا منم که اصلا خوشم نمیومد از این کار😶 برم اونجا وایستم لیبل بزنم رو لوله ها فقط؟😒
    باالجبار رفتم اونجا و با خودم گفتم مریم میدونی چیه؟! هروقت این اتفاق افتاد یه کاری کن که کار نکردنت رو ترجیح بدن😌 با ریلکسی تمااام و با آرامش لیبل میزدم و خودشون هی میدیدن داره آروم کار پیش میره و وقت تلف میشه ازم میگرفتن خودشون لیبل میزدن🤣🤣 آخه بلدم نبودم میگفتن یه سری لیبل ها رو باید بالای لوله بزنی یه سریا پایین ... و یه سری اصطلاحات علوم آزمایشگاهی میگفتن که من بلد نبودم چیه😐
    خلاصه که خیلی ریز و نرم از اون کنار اومدم بیرون و رفتم به نمونه گیری پیوستم😂
    اون روز دیگه قشنگ راه افتاده بودیم و پرسنلم راحت تر کار دستمون میدادن و هر کدوم ۵۰ تا نمونه گرفتیم و ذوق کنان و بای بای گویان آزمایشگاه مرکزی را ترک کردیم😄👋

    ما را دگر حوصله شرح حال نیست...🤞

    1 پاسخ آخرین پاسخ
    16
    • AbanA آفلاین
      AbanA آفلاین
      Aban
      فارغ التحصیلان آلاء
      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
      #74

      به نام خدا
      سلاام شبتون به خیر☘️
      امروز3ساعت روانشناسی خوندم برا امتحان هفته دیگه، انقدر حجمش بالاس که خدا کنه تمومش کنم چون استاد گفتن سوالات مفهومیه🥲🥲
      پ.ن:وقتی گزارشاتونو میبینم دلم پر میزنه برا اینکه حضوری سر کلاسا باشم ولی مثل اینکه ما ترم دیگه هم مجازی هستیم🥲

      1 پاسخ آخرین پاسخ
      9
      • maryam111M آفلاین
        maryam111M آفلاین
        maryam111
        فارغ التحصیلان آلاء
        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط maryam111 انجام شده
        #75

        20220115_160614.jpg
        امتحانات یکی پس از دیگری
        ۱۰ جلسه فارما
        ۲۳ جلسه ژنتیک و ایمونو
        کسی بگه از اول ترم درس میخوندی که الان انقدر اذیت نمیشدی با هندزفریم خفش میکنم(:
        ۲ ماه ترم رو هر روز پشت سر هم کارآموزی بودم و از میانترم به بعد هیچی نخوندم تقریبا💔
        فقط دیدم چند روزه نیومدم
        گفتم بیام از این زاویه یه سلامی عرض کنم و برم
        خدافظ(_:

        ما را دگر حوصله شرح حال نیست...🤞

        1 پاسخ آخرین پاسخ
        13
        • maryam111M maryam111

          من اومدمممم😁
          دفاع مقدس
          ۲ واحد درس عمومیه که تو همه رشته باید پاس بشه
          معمولا بهتون میگن واسه افزایش معدل خوبه و جزء واحدای اصلیتون نیست برنداشتین هم عیب نداره
          اما در نهایت باید بردارید و بگذرونید🖐😐
          دوتا تکلیف داشت یکیش باید خلاصه یه کتابو راجب جنگ تحمیلی مینوشتیم و یکی دیگه هم عکس ۳ تا نقشه داده بود و گفته بود تحلیلشون کنید که مربوط به این بود که عراق میخواسته به مردم القا کنه که زمین های خوزستان حق عراقه که باید از ایران بازپس گرفته بشه
          همینطور یه جمله درباره طارق عزیز(سیاستمدار عراقی) که درباره طرح تجزیه ایران بزرگ به ۵ ایران کوچک گفته بود:۵ ایران کوچک بهتر از یک ایران بزرگ است رو خوندم
          حالا بماند از فحاشی ها و غارت هایی که در زمان جنگ تحمیلی اتفاق افتاده...
          زبان عمومی
          یه تکلیف داشت که معنی کلیی کلمه رو یاد گرفتم از مبحث prefix
          آقا این کلمه هاش سخت و ریز و تخصصی بود اگه زبان عمومی اینه تخصصی چیه😪
          مفاهیم پایه
          مبحث درباره مرگ بود
          خیلی دلم گرفت وقتی داشتم اینو میخوندم
          فکر کن یه نفر رو از چند روز قبل با دستای خودت آماده اش کنی واسه اینکه بفرستیش اون دنیا ....
          خیلی سخته دردناکه دلگیره
          آخراش دیگه بغضم گرفته بود
          درباره اقدامات قبل از مرگ
          اینکه تا لحظه آخر باید بهش مورفین بزنی که درد نکشه(داروهای دیگه هم هست اما استاتدارد طلایی مورفینه)
          پای وصیتش بشینی
          خانواده اش رو بیاری پیشش برای بار آخر که خداحافظی کنن
          اگر دستبند bnr داشت واسه احیا دیگه نباید خیلی خودمونو تو دردسر بندازیم
          دستبند bnr دستبندیه که با رضایت شخصی بیمار براش وصل میشه مثلا میگه دیگه خسته شدم از بس احیام کردین و غیره بذارید برم دیگه(باتوجه به شرایط خاص البته) اینجا دستبند رو وصل میکنن و به این معنیه که وقتی دفعه بعد کد خورد دیگه واسه سی پی آر نمیخواد یک ساعت و اندی تلاش کنیم
          و کلی چیزای این شکلی قبل از مرگ داره
          بعد از مرگ
          باید همه دستگاها رو ازش قطع کنیم البته فکر کنم مریضایی که قراره پزشکی قانونی برن هر گونه کاتتری که بهشون وصله رو باید از دو سانت بالاتر قیچی کنیم
          بعد دست و پای متوفی رو میبندیم و بعدم با پارچه سفید به قولی شکلات پیچش میکنیم و تحویل سردخونه میدیم
          همه اشیائی که همراه متوفی بوده رو صورت جلسه میکنیم و تحویل عضو درجه دو خانواده میدیم
          و کلی کارای دیگه که باید انجام بشه
          من با هیچ قسمتی از رشتم مشکلی ندارم اما اسم مرگ که میاد حالم یه طوری میشه
          نکته طلایی اثر مر‌کب
          تو فصل ۳ میگه اگر من با خوردن یک شیرینی همون لحظه به وزنم ۱۰ کیلو اضافه میشد دیگه اون شیرینی رو نمیخوردم
          هر روز که خوندم یه نکته ازش میگم شما هم یاد بگیرید ولی وقتی سرتون خلوت تر شد خودتون بخونیدش عالیه🙃
          شبتون خوش🙌
          پ.ن:بازم داشتم گزارش مینوشتم وسطش خوابم برد

          jahad_121J آفلاین
          jahad_121J آفلاین
          jahad_121
          فارغ التحصیلان آلاء
          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
          #76

          maryam111 سلام خیلی گزارش هاتون خوبه میشه بازم بزارید
          🌷🌷🙏🏻🤩

          786

          maryam111M 1 پاسخ آخرین پاسخ
          4
          • jahad_121J jahad_121

            maryam111 سلام خیلی گزارش هاتون خوبه میشه بازم بزارید
            🌷🌷🙏🏻🤩

            maryam111M آفلاین
            maryam111M آفلاین
            maryam111
            فارغ التحصیلان آلاء
            نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
            #77

            @jahad-128 سلام
            خوشحالم که دوست داشتید😍
            حتما ترمم شروع بشه براتون مینویسم بازم

            ما را دگر حوصله شرح حال نیست...🤞

            1 پاسخ آخرین پاسخ
            5
            • maryam111M آفلاین
              maryam111M آفلاین
              maryam111
              فارغ التحصیلان آلاء
              نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط maryam111 انجام شده
              #78

              سلااااام
              من دوباره اومدممم😎
              ترم ۴ شروع شد
              کارآموزی بزرگسالان ۲ هم شروع شد/:
              قراره هر روز خاطره اون روز کارآموزی رو براتون بگم تا شما هم با فضای کارهای بیمارستانی و از جمله پرستاری آشنا بشید
              اگر دوست داشتید حتما بهم بگید😍
              خب روز اول کارآموزی باید میرفتیم بخش داخلی ۱، بعد از پرس و جو کردن و کلی راه رفتن تو بخش ها ( درجریانید که من همیشه روز اولی که میرم بیمارستان صدوقی گم میشم🙄) بالاخره بخش رو پیدا کردیم
              رفتیم داخل و دیدیم عههه آب سرد کننن ( از شما چه پنهون این بیمارستان آب سرد کناش خرابه/: و ما تا یه آب سردکن درست میبینیم فریاد شوق سرداده و فرصت را غنیمت میشمریم، ماسک ها را پایین زده و آب میقولیم😌)
              بعد استاد اومد و داشت با سرپرستار بخش هماهنگ میکرد که به ناگاه جمله ای شنیدیم که نباید😑
              +در جریان هستید که این بخش کلا بخش کویید شده؟؟
              ما: 😳 😐
              استاد: 😕
              آب قولده شده: 😁😎
              خب پس مریضای گوارش کجان؟ رفتن بخش قلب/:
              آخه اصلا مشخص نبود بخش کوییده.. نه رو در نوشته بودن نه در رو بسته بود نه پرستارا پوشش آنچنانی داشتن..
              خلاصه که ما هم متعجب و پشیمان از کرده‌ی خود پشت سر استاد به راه افتادیم و رسیدیم به بخش قلب..🚶‍♀️
              اول سرپرستار بخش قلب برامون توضیح داد که این بخش بیماراش خیلی در رفت و آمدن، ۹۰ درصد میان پذیرش میشن، ازشون آی وی میگیریم و آزمایش بعد میفرستیم برن آنژیوگرافی بعدش هم ترخیص میشن
              یه تعداد کمی هم درحد ۵_۶ نفر مریض گوارشی داریم
              به خاطر همین هم بخش کوچیکی بود و خیلی تخت های زیادی نداشت مثل بخش جراحی که ۴۰ تا تخت بود
              بعدم استاد راجب کیس های روتین بخش گوارش توضیح داد و رفتیم سر کارا
              بیماری که وارد بخش میشه و قراره پذیرش بشه یه سری اقدامات روتین واسش انجام میدیم:
              اول فرم assessment اش رو پر میکنیم.. ینی فرمی که مشخصات بیمار، سوابق دارویی، وضعیت سیستم های بدن، و خیلی چیزای دیگه رو داره که از بیمار یا همراهش میپرسیم و تو اون فرم مینویسیم
              در مرحله بعد آی وی میگیریم برای بزرگسالان با آنژیوکت صورتی😌
              بعد یه سری آزمایش خون کلی شامل CBC، ESRو ... رو میگیریم و میفرستیم آزمایشگاه
              چون این بخش بخش قلبه اگر مریض تو هفته اخیر نوار قلب نگرفته بود یه نوار قلب هم ازش میگیریم
              برای دو سه تا بیمار این کارا رو انجام دادیم ضمن اینکه استاد هم بالا سرمون بود و درباره کارایی که انجام میدادیم توضیح میداد
              رفتیم بالا سر یه آقای تقریبا ۷۰ ساله
              قرار بود فرم ارزیابی رو پر کنیم
              پرسیدیم اسمت چیه
              کامل و دقیق اسمش رو گفت فلانی هستم کوچک و خاک پای یک یک شما عزیزان 🥲 ینی ما هممون همونجا غش😂
              بعد گفتیم با پای خودت اومدی بیمارستان؟
              گفت بله دیگه با چی میخواستم بیام پس؟ من با این پاها هنوز کوه هم میرم بیمارستان که چیزی نیست😎😂
              ازش پرسیدیم همراه داری؟
              گفت همراه بله دارم.. فقط خدا🥺🥲
              اصلا خیلی با نمک بود😅😅
              خلاصه که این کارا رو در طول روز انجام دادیم
              بعدم باقی وقتمون رو که مثلا تایم رست بود طبق معمول به بخش گردی اختصاص دادیم
              راحت همه جای بیمارستان سر میزدیم و چون روپوش سفید داشتیم کسی هم کار به کارمون نداشت
              حتی رفتیم آی سیو😌😂 معمولا بخش های ویژه یا درشون رمز داره یا آیفون داره که هرکس رو شناختن در رو باز کنن
              ما دو تا آقا رو دیدیم که زنگ زدن در باز شد ما هم دوان دوان به سمت در رفته و وارد آی سیو شدیم و به مریضا سر زدیم😄
              خلاصه که بله
              بخش گردی هم جذابیت خودش رو داره
              سرتون رو درد نیارم این از روز اول😆🖐
              ۷ اسفند ۱۴۰۰

              ما را دگر حوصله شرح حال نیست...🤞

              jahad_121J 1 پاسخ آخرین پاسخ
              14
              • maryam111M maryam111

                سلااااام
                من دوباره اومدممم😎
                ترم ۴ شروع شد
                کارآموزی بزرگسالان ۲ هم شروع شد/:
                قراره هر روز خاطره اون روز کارآموزی رو براتون بگم تا شما هم با فضای کارهای بیمارستانی و از جمله پرستاری آشنا بشید
                اگر دوست داشتید حتما بهم بگید😍
                خب روز اول کارآموزی باید میرفتیم بخش داخلی ۱، بعد از پرس و جو کردن و کلی راه رفتن تو بخش ها ( درجریانید که من همیشه روز اولی که میرم بیمارستان صدوقی گم میشم🙄) بالاخره بخش رو پیدا کردیم
                رفتیم داخل و دیدیم عههه آب سرد کننن ( از شما چه پنهون این بیمارستان آب سرد کناش خرابه/: و ما تا یه آب سردکن درست میبینیم فریاد شوق سرداده و فرصت را غنیمت میشمریم، ماسک ها را پایین زده و آب میقولیم😌)
                بعد استاد اومد و داشت با سرپرستار بخش هماهنگ میکرد که به ناگاه جمله ای شنیدیم که نباید😑
                +در جریان هستید که این بخش کلا بخش کویید شده؟؟
                ما: 😳 😐
                استاد: 😕
                آب قولده شده: 😁😎
                خب پس مریضای گوارش کجان؟ رفتن بخش قلب/:
                آخه اصلا مشخص نبود بخش کوییده.. نه رو در نوشته بودن نه در رو بسته بود نه پرستارا پوشش آنچنانی داشتن..
                خلاصه که ما هم متعجب و پشیمان از کرده‌ی خود پشت سر استاد به راه افتادیم و رسیدیم به بخش قلب..🚶‍♀️
                اول سرپرستار بخش قلب برامون توضیح داد که این بخش بیماراش خیلی در رفت و آمدن، ۹۰ درصد میان پذیرش میشن، ازشون آی وی میگیریم و آزمایش بعد میفرستیم برن آنژیوگرافی بعدش هم ترخیص میشن
                یه تعداد کمی هم درحد ۵_۶ نفر مریض گوارشی داریم
                به خاطر همین هم بخش کوچیکی بود و خیلی تخت های زیادی نداشت مثل بخش جراحی که ۴۰ تا تخت بود
                بعدم استاد راجب کیس های روتین بخش گوارش توضیح داد و رفتیم سر کارا
                بیماری که وارد بخش میشه و قراره پذیرش بشه یه سری اقدامات روتین واسش انجام میدیم:
                اول فرم assessment اش رو پر میکنیم.. ینی فرمی که مشخصات بیمار، سوابق دارویی، وضعیت سیستم های بدن، و خیلی چیزای دیگه رو داره که از بیمار یا همراهش میپرسیم و تو اون فرم مینویسیم
                در مرحله بعد آی وی میگیریم برای بزرگسالان با آنژیوکت صورتی😌
                بعد یه سری آزمایش خون کلی شامل CBC، ESRو ... رو میگیریم و میفرستیم آزمایشگاه
                چون این بخش بخش قلبه اگر مریض تو هفته اخیر نوار قلب نگرفته بود یه نوار قلب هم ازش میگیریم
                برای دو سه تا بیمار این کارا رو انجام دادیم ضمن اینکه استاد هم بالا سرمون بود و درباره کارایی که انجام میدادیم توضیح میداد
                رفتیم بالا سر یه آقای تقریبا ۷۰ ساله
                قرار بود فرم ارزیابی رو پر کنیم
                پرسیدیم اسمت چیه
                کامل و دقیق اسمش رو گفت فلانی هستم کوچک و خاک پای یک یک شما عزیزان 🥲 ینی ما هممون همونجا غش😂
                بعد گفتیم با پای خودت اومدی بیمارستان؟
                گفت بله دیگه با چی میخواستم بیام پس؟ من با این پاها هنوز کوه هم میرم بیمارستان که چیزی نیست😎😂
                ازش پرسیدیم همراه داری؟
                گفت همراه بله دارم.. فقط خدا🥺🥲
                اصلا خیلی با نمک بود😅😅
                خلاصه که این کارا رو در طول روز انجام دادیم
                بعدم باقی وقتمون رو که مثلا تایم رست بود طبق معمول به بخش گردی اختصاص دادیم
                راحت همه جای بیمارستان سر میزدیم و چون روپوش سفید داشتیم کسی هم کار به کارمون نداشت
                حتی رفتیم آی سیو😌😂 معمولا بخش های ویژه یا درشون رمز داره یا آیفون داره که هرکس رو شناختن در رو باز کنن
                ما دو تا آقا رو دیدیم که زنگ زدن در باز شد ما هم دوان دوان به سمت در رفته و وارد آی سیو شدیم و به مریضا سر زدیم😄
                خلاصه که بله
                بخش گردی هم جذابیت خودش رو داره
                سرتون رو درد نیارم این از روز اول😆🖐
                ۷ اسفند ۱۴۰۰

                jahad_121J آفلاین
                jahad_121J آفلاین
                jahad_121
                فارغ التحصیلان آلاء
                نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                #79

                maryam111 خیلی خوب بود 🤩

                786

                1 پاسخ آخرین پاسخ
                2
                • maryam111M maryam111 forked this topic on
                • خانومِ_دوست_داشتنیخ آفلاین
                  خانومِ_دوست_داشتنیخ آفلاین
                  خانومِ_دوست_داشتنی
                  نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                  #80

                  ۱۰ جلسه فارما

                  انقدر از دانشجوهای پزشکی و پیرا درباره فارماکولوژی شنیدم ، به شدت منتظر اینم نوبت منم بشه بیام از چندشیات فارما خوندن بگم..!
                  اون روز بالآخره میرسه دیگهـ : ) :orange_heart:

                  maryam111M 1 پاسخ آخرین پاسخ
                  2
                  • خانومِ_دوست_داشتنیخ خانومِ_دوست_داشتنی

                    ۱۰ جلسه فارما

                    انقدر از دانشجوهای پزشکی و پیرا درباره فارماکولوژی شنیدم ، به شدت منتظر اینم نوبت منم بشه بیام از چندشیات فارما خوندن بگم..!
                    اون روز بالآخره میرسه دیگهـ : ) :orange_heart:

                    maryam111M آفلاین
                    maryam111M آفلاین
                    maryam111
                    فارغ التحصیلان آلاء
                    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                    #81

                    خانومِ_دوست_داشتنی حتما میرسه😍

                    ما را دگر حوصله شرح حال نیست...🤞

                    1 پاسخ آخرین پاسخ
                    1
                    • OpalO آفلاین
                      OpalO آفلاین
                      Opal
                      فارغ التحصیلان آلاء
                      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                      #82
                      این پست پاک شده!
                      1 پاسخ آخرین پاسخ
                      0
                      • maryam111M maryam111

                        سلام سلاااام🤩
                        بچه ها تو این تاپیک میخوایم دانشجوها هم مثل کنکوریا ساعت مطالعه شون رو اعلام کنن ✌
                        هم انگیزه بشه برای فارغ التحصیلای آلاء تا تو محیط دانشگاه هم دست از تلاشِ آلائی برندارن 💪و هم اینکه کنکوریای با درسایی که دانشجوها میخونن یکم آشنا میشن🤗
                        پس از امشب استارت این تاپیک رو میزنیم و هرشب میایم و میگیم در طول روز چ درسایی رو خوندیم ،چند ساعت و چیکارا کردیم😁
                        دعوت میکنم از فارغ-التحصیلان-آلاء که باهامون همراه بشن🤝
                        خیلی ممنون از z Gheibi و @M-ba78 بابت پیشنهاد و همراهیشون❤
                        راستی از romisa جانم هم دعوت میکنم بهمون سر بزنه و همراهیمون کنه😍

                        Michael VeyM آفلاین
                        Michael VeyM آفلاین
                        Michael Vey
                        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                        #83

                        maryam111 میدونم خیلی وقته کسی اینجا نیومده و چیزی ننوشته.. ولی میشه نیمه دوم سال 1402 تو یکی از اون دانشگاهایی ک دلم میخواد (شیراز یا تبریز یا اصفهان) در حال درس خوندن باشم و اینجا رو بترکونم با گزارشام؟ :*

                        ناتینگ برای گفتن

                        maryam111M Michael VeyM 3 پاسخ آخرین پاسخ
                        11
                        • Michael VeyM Michael Vey

                          maryam111 میدونم خیلی وقته کسی اینجا نیومده و چیزی ننوشته.. ولی میشه نیمه دوم سال 1402 تو یکی از اون دانشگاهایی ک دلم میخواد (شیراز یا تبریز یا اصفهان) در حال درس خوندن باشم و اینجا رو بترکونم با گزارشام؟ :*

                          maryam111M آفلاین
                          maryam111M آفلاین
                          maryam111
                          فارغ التحصیلان آلاء
                          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط maryam111 انجام شده
                          #84

                          Michael Vey حتما میشه چرا نشه😍
                          ما هم خیلی خوشحال میشیم
                          منم الان کلی گزارش دارم و کلی حرف دارم برای گفتن ولی اصلا وقت نمیکنم بیام بنویسمشون و داره دلم میسوزه🥲
                          به محض تموم شدن این ترم حتما میام از داستاناش میگم واستون 🙂

                          ما را دگر حوصله شرح حال نیست...🤞

                          Michael VeyM 1 پاسخ آخرین پاسخ
                          5
                          • Michael VeyM Michael Vey

                            maryam111 میدونم خیلی وقته کسی اینجا نیومده و چیزی ننوشته.. ولی میشه نیمه دوم سال 1402 تو یکی از اون دانشگاهایی ک دلم میخواد (شیراز یا تبریز یا اصفهان) در حال درس خوندن باشم و اینجا رو بترکونم با گزارشام؟ :*

                            Michael VeyM آفلاین
                            Michael VeyM آفلاین
                            Michael Vey
                            نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                            #85

                            Michael Vey اون ایموجی بوس چیه تو پیامم... اونو من نزاشتم....

                            ناتینگ برای گفتن

                            1 پاسخ آخرین پاسخ
                            0
                            • maryam111M maryam111

                              Michael Vey حتما میشه چرا نشه😍
                              ما هم خیلی خوشحال میشیم
                              منم الان کلی گزارش دارم و کلی حرف دارم برای گفتن ولی اصلا وقت نمیکنم بیام بنویسمشون و داره دلم میسوزه🥲
                              به محض تموم شدن این ترم حتما میام از داستاناش میگم واستون 🙂

                              Michael VeyM آفلاین
                              Michael VeyM آفلاین
                              Michael Vey
                              نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                              #86

                              maryam111 من قشنگ میتونم گزارشامو پیش بینی کنم: هچی امروز انیمه فلانو شروع کردم خععلی باحال بود شماهم ببینین.. ی چن تا مانگاهم کشیدم عکسشو میزارم اینجا. سر کلاس فلانم یکی فلان کارو کرد ما پاااره شدیم. اوه راستی وسط این کارام بعنوان تفریح ی ربع درسم خوندم *خندهه

                              *وی خودش میداند دانشگاه در این حدم مسخره بازی نیست و تقریبا مثل چی باید درس بخواند ولی میخواهد دلش را خوش کند که بعد کنکور فقط تفریحه...

                              ناتینگ برای گفتن

                              monirsM 1 پاسخ آخرین پاسخ
                              6
                              • Michael VeyM Michael Vey

                                maryam111 من قشنگ میتونم گزارشامو پیش بینی کنم: هچی امروز انیمه فلانو شروع کردم خععلی باحال بود شماهم ببینین.. ی چن تا مانگاهم کشیدم عکسشو میزارم اینجا. سر کلاس فلانم یکی فلان کارو کرد ما پاااره شدیم. اوه راستی وسط این کارام بعنوان تفریح ی ربع درسم خوندم *خندهه

                                *وی خودش میداند دانشگاه در این حدم مسخره بازی نیست و تقریبا مثل چی باید درس بخواند ولی میخواهد دلش را خوش کند که بعد کنکور فقط تفریحه...

                                monirsM آفلاین
                                monirsM آفلاین
                                monirs
                                نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                #87

                                Michael Vey در گزارش مطالعه دانشجویی🤓🎓 گفته است:

                                maryam111 من قشنگ میتونم گزارشامو پیش بینی کنم: هچی امروز انیمه فلانو شروع کردم خععلی باحال بود شماهم ببینین.. ی چن تا مانگاهم کشیدم عکسشو میزارم اینجا. سر کلاس فلانم یکی فلان کارو کرد ما پاااره شدیم. اوه راستی وسط این کارام بعنوان تفریح ی ربع درسم خوندم *خندهه

                                *وی خودش میداند دانشگاه در این حدم مسخره بازی نیست و تقریبا مثل چی باید درس بخواند ولی میخواهد دلش را خوش کند که بعد کنکور فقط تفریحه...

                                یه جورایی فقط تفریحه :)

                                شتاب کن؛

                                که «تو» را قُدْرَتیستْـ در اسرار...

                                Michael VeyM 1 پاسخ آخرین پاسخ
                                2
                                • monirsM monirs

                                  Michael Vey در گزارش مطالعه دانشجویی🤓🎓 گفته است:

                                  maryam111 من قشنگ میتونم گزارشامو پیش بینی کنم: هچی امروز انیمه فلانو شروع کردم خععلی باحال بود شماهم ببینین.. ی چن تا مانگاهم کشیدم عکسشو میزارم اینجا. سر کلاس فلانم یکی فلان کارو کرد ما پاااره شدیم. اوه راستی وسط این کارام بعنوان تفریح ی ربع درسم خوندم *خندهه

                                  *وی خودش میداند دانشگاه در این حدم مسخره بازی نیست و تقریبا مثل چی باید درس بخواند ولی میخواهد دلش را خوش کند که بعد کنکور فقط تفریحه...

                                  یه جورایی فقط تفریحه :)

                                  Michael VeyM آفلاین
                                  Michael VeyM آفلاین
                                  Michael Vey
                                  نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                  #88

                                  monirs راسسسس میگیییی:*** اخششششش

                                  ناتینگ برای گفتن

                                  1 پاسخ آخرین پاسخ
                                  1
                                  • OpalO آفلاین
                                    OpalO آفلاین
                                    Opal
                                    فارغ التحصیلان آلاء
                                    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط Opal انجام شده
                                    #89

                                    سلام.... اجازه هست بیام؟؟؟
                                    یادم رفت چطوری تاپیکو شروع میکردم👀
                                    بعد از صد سال برگشتم بالاخره گزارش بدم... البته برای اولین بار😶🍃
                                    ماشاءالله انقدر کارهامون فشرده بود که وقت نمیکردم بیام انجمن(دوست نداشتم وقتی تمرکز ندارم بیام بخش درسی)
                                    میخوام به عنوان اولین گزارش از اولین تجربه‌ام در بیمارستان بگم...

                                    خوب از کجا شروع کنم...😅

                                    روز اولی که رفتم بخش اصلا باورم نمیشد قراره برم بالای سر بیمار واقعی و باهاش حرف بزنم... مثلا بگم جراحی داشتین؟ بابا (اینجوری آقایان بزرگ تر رو صدا میکنیم معمولا) میخوام فشارتو بگیرم...

                                    بعد از جلسه یک که فقط آموزش بود از روز دوم علاوه بر آموزش تخت های بخش رو بین ما تقسیم کردن که بریم علائم حیاتی شون رو چک کنیم.

                                    پشت در تمرین میکردیم که چی بگیم و با یه نفس عمیق می‌رفتیم توی اتاق 😬🙃
                                    آخه بیماره دیگه مولاژ نیست که 😂
                                    البته اعتماد به نفس داشته باشی و با بیمار حرف بزنی ، درمورد کاری که می‌کنی توضیج بدی، حالش رو بپرسی و... اعتماد و همکاری بیمار بیشتر می‌شه.

                                    اوایل پرستارا ازمون میپرسیدم میتونید کارهای ساده مثل عوض کردن سرم هارو انجام بدید و ما میگفتیم نههه بابا ما ترم دو ایم....

                                    بعد که به استاد میگفتن حتی پانسمان عوض کنن یا نمونه بگیرن میگفت آره میتونن😎
                                    و قیافه ما وقتی بالای سر یه بیمار گفت که شما دفعه بعد پانسمان بیمار رو میتونین عوض کنین 😳

                                    بیمار: OK 😊
                                    ما: 😲😦 ?WHO ME
                                    البته من که اعتماد به سقف دارم خیالیم نبود😂

                                    فکر نکنین استاد میذاشت بدون اینکه مطمئن باشه ما میتونیم ، دست به چیزی بزنیم بیشتر وقت ها هم فقط کمک استاد بودیم و کار اصلی رو خودش می‌کرد ولی اگه میدید بلدی میداد دستت.

                                    این کار استاد رو دوست داشتم چون باعث میشد اعتماد به نفس بدست بیاری... مثلا وقتی به دوستم گفت که خودت برو لازم نیست من بالای سرت باشم برای فلان کار... هرچند کار آسون مثل دارو زدن به سرم باشه ولی وقتی میگه خودت میتونی حس خوبی بهت میده😄

                                    ما کلی روی دست همدیگه آنژیوکت زدن تمرین کردیم ولی روی بیمار نه و باید نگاه می‌کردیم تا یاد بگیریم... البته یه بار استاد بهم اجازه داد😄😋

                                    بیمار هم فداکارانه میگفت بزن یاد بگیری😄
                                    منم گفتم بلدم نگران نباشید😎😂(وی داشت از استرس و هیجان می‌مرد و باورش نمشد استاد جلوی بیمار بگه بیا تو IV بگیر) ‌

                                    دیگه...

                                    کلی آزمایش گرفتیم و فرستادیم
                                    چند تا پانسمان رو با کمک استاد عوض کردیم
                                    سرم ها و آنژیوکت‌ها رو چک کردیم
                                    عللائم رو چارت کردیم...
                                    کلا هرکاری که استاد و پرستارا و سال بالایی ها و اینترن ها میخواستن انجام بدن ما دنبالشون می‌رفتیم یاد بگیریم😁

                                    حرفای پرستارا با همراه بیمار رو یواشکی گوش میدادیم ببینیم چجوری باید جواب بدیم که تو شرایط ناراحتی آروم بشن و ...

                                    کلا از هرچیزی میخواستیم مطلب بکشیم بیرون...😄😅

                                    اتفاق که زیاده
                                    از سوتی‌هایی که بالای سر بیمار دادیم تا وقتایی که ابهت‌مون جلوی همراه بیمار می‌ریخت وقتی میگفتیم سال اولیم🤣( نکنین اینکارو از دانشجو ها نپرسین سال چندمن گناه داریم کلی تمرین کردیم که حرفه ای به نظر بیایم...😅)

                                    یا اینکه همه ازمون آدرس بخش‌هارو می‌پرسیدن و ما...😶🤐

                                    حس می‌کنم همینقدر بسه فعلا(بنده هیچ گونه سابقه گزارش نویسی نداشته و واقعا نمیدونم چطوری همینقدر رو نوشتم!)

                                    اینم از اولین تجربیات من از کارآموزی که هنوز یه جلسه اش مونده و ببینیم چی پیش میاد.

                                    راستی

                                    maryam111 در گزارش مطالعه دانشجویی🤓🎓 گفته است:

                                    فکر کنم ترومایی بود چون دوتا دستش تو آتل بود و آنژیوکت وصل شده بود به پاش
                                    خلاصه که دارو رو گرفت
                                    رفتم بالا سر یه مریض دیگه و همین دارو رو زدم بهش
                                    آقا داشتم دارو رو پوش میکردم که یهو دارو پاشید بیرون و ریخت تو صورتم و چشمام
                                    هیچی دیگه استاد همون دانشجو ترم ۷ اونطرف بود صداش کردم بیا که کفلینی شدم دیگه اومد کار رو تحویل گرفت من رفتم دست و صورتم رو شستم

                                    مریم این برای یکی از بچه های ما هم پیش اومد. البته تو تمرین بود و اون بنده خدا آب مقطری شد.😅😄

                                    الان که گزارش هاتو میخونم بهتر می‌تونم تصور کنم.
                                    مثل اون بیماری که همکاری نمیکرد😅

                                    بذارین بقیه رو بعدا تعریف کنم...
                                    فعلا خداحافظ 👋

                                    Michael VeyM maryam111M 2 پاسخ آخرین پاسخ
                                    10
                                    • OpalO Opal

                                      سلام.... اجازه هست بیام؟؟؟
                                      یادم رفت چطوری تاپیکو شروع میکردم👀
                                      بعد از صد سال برگشتم بالاخره گزارش بدم... البته برای اولین بار😶🍃
                                      ماشاءالله انقدر کارهامون فشرده بود که وقت نمیکردم بیام انجمن(دوست نداشتم وقتی تمرکز ندارم بیام بخش درسی)
                                      میخوام به عنوان اولین گزارش از اولین تجربه‌ام در بیمارستان بگم...

                                      خوب از کجا شروع کنم...😅

                                      روز اولی که رفتم بخش اصلا باورم نمیشد قراره برم بالای سر بیمار واقعی و باهاش حرف بزنم... مثلا بگم جراحی داشتین؟ بابا (اینجوری آقایان بزرگ تر رو صدا میکنیم معمولا) میخوام فشارتو بگیرم...

                                      بعد از جلسه یک که فقط آموزش بود از روز دوم علاوه بر آموزش تخت های بخش رو بین ما تقسیم کردن که بریم علائم حیاتی شون رو چک کنیم.

                                      پشت در تمرین میکردیم که چی بگیم و با یه نفس عمیق می‌رفتیم توی اتاق 😬🙃
                                      آخه بیماره دیگه مولاژ نیست که 😂
                                      البته اعتماد به نفس داشته باشی و با بیمار حرف بزنی ، درمورد کاری که می‌کنی توضیج بدی، حالش رو بپرسی و... اعتماد و همکاری بیمار بیشتر می‌شه.

                                      اوایل پرستارا ازمون میپرسیدم میتونید کارهای ساده مثل عوض کردن سرم هارو انجام بدید و ما میگفتیم نههه بابا ما ترم دو ایم....

                                      بعد که به استاد میگفتن حتی پانسمان عوض کنن یا نمونه بگیرن میگفت آره میتونن😎
                                      و قیافه ما وقتی بالای سر یه بیمار گفت که شما دفعه بعد پانسمان بیمار رو میتونین عوض کنین 😳

                                      بیمار: OK 😊
                                      ما: 😲😦 ?WHO ME
                                      البته من که اعتماد به سقف دارم خیالیم نبود😂

                                      فکر نکنین استاد میذاشت بدون اینکه مطمئن باشه ما میتونیم ، دست به چیزی بزنیم بیشتر وقت ها هم فقط کمک استاد بودیم و کار اصلی رو خودش می‌کرد ولی اگه میدید بلدی میداد دستت.

                                      این کار استاد رو دوست داشتم چون باعث میشد اعتماد به نفس بدست بیاری... مثلا وقتی به دوستم گفت که خودت برو لازم نیست من بالای سرت باشم برای فلان کار... هرچند کار آسون مثل دارو زدن به سرم باشه ولی وقتی میگه خودت میتونی حس خوبی بهت میده😄

                                      ما کلی روی دست همدیگه آنژیوکت زدن تمرین کردیم ولی روی بیمار نه و باید نگاه می‌کردیم تا یاد بگیریم... البته یه بار استاد بهم اجازه داد😄😋

                                      بیمار هم فداکارانه میگفت بزن یاد بگیری😄
                                      منم گفتم بلدم نگران نباشید😎😂(وی داشت از استرس و هیجان می‌مرد و باورش نمشد استاد جلوی بیمار بگه بیا تو IV بگیر) ‌

                                      دیگه...

                                      کلی آزمایش گرفتیم و فرستادیم
                                      چند تا پانسمان رو با کمک استاد عوض کردیم
                                      سرم ها و آنژیوکت‌ها رو چک کردیم
                                      عللائم رو چارت کردیم...
                                      کلا هرکاری که استاد و پرستارا و سال بالایی ها و اینترن ها میخواستن انجام بدن ما دنبالشون می‌رفتیم یاد بگیریم😁

                                      حرفای پرستارا با همراه بیمار رو یواشکی گوش میدادیم ببینیم چجوری باید جواب بدیم که تو شرایط ناراحتی آروم بشن و ...

                                      کلا از هرچیزی میخواستیم مطلب بکشیم بیرون...😄😅

                                      اتفاق که زیاده
                                      از سوتی‌هایی که بالای سر بیمار دادیم تا وقتایی که ابهت‌مون جلوی همراه بیمار می‌ریخت وقتی میگفتیم سال اولیم🤣( نکنین اینکارو از دانشجو ها نپرسین سال چندمن گناه داریم کلی تمرین کردیم که حرفه ای به نظر بیایم...😅)

                                      یا اینکه همه ازمون آدرس بخش‌هارو می‌پرسیدن و ما...😶🤐

                                      حس می‌کنم همینقدر بسه فعلا(بنده هیچ گونه سابقه گزارش نویسی نداشته و واقعا نمیدونم چطوری همینقدر رو نوشتم!)

                                      اینم از اولین تجربیات من از کارآموزی که هنوز یه جلسه اش مونده و ببینیم چی پیش میاد.

                                      راستی

                                      maryam111 در گزارش مطالعه دانشجویی🤓🎓 گفته است:

                                      فکر کنم ترومایی بود چون دوتا دستش تو آتل بود و آنژیوکت وصل شده بود به پاش
                                      خلاصه که دارو رو گرفت
                                      رفتم بالا سر یه مریض دیگه و همین دارو رو زدم بهش
                                      آقا داشتم دارو رو پوش میکردم که یهو دارو پاشید بیرون و ریخت تو صورتم و چشمام
                                      هیچی دیگه استاد همون دانشجو ترم ۷ اونطرف بود صداش کردم بیا که کفلینی شدم دیگه اومد کار رو تحویل گرفت من رفتم دست و صورتم رو شستم

                                      مریم این برای یکی از بچه های ما هم پیش اومد. البته تو تمرین بود و اون بنده خدا آب مقطری شد.😅😄

                                      الان که گزارش هاتو میخونم بهتر می‌تونم تصور کنم.
                                      مثل اون بیماری که همکاری نمیکرد😅

                                      بذارین بقیه رو بعدا تعریف کنم...
                                      فعلا خداحافظ 👋

                                      Michael VeyM آفلاین
                                      Michael VeyM آفلاین
                                      Michael Vey
                                      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                      #90

                                      @Kosar-Mortazavi ولی خدایی بیماراهم چه فداکاریی میکننا😂 کمتر کسی حاضر میشه خودشو دست دانشجوها بسپره😂

                                      ناتینگ برای گفتن

                                      OpalO 1 پاسخ آخرین پاسخ
                                      1
                                      • OpalO Opal

                                        سلام.... اجازه هست بیام؟؟؟
                                        یادم رفت چطوری تاپیکو شروع میکردم👀
                                        بعد از صد سال برگشتم بالاخره گزارش بدم... البته برای اولین بار😶🍃
                                        ماشاءالله انقدر کارهامون فشرده بود که وقت نمیکردم بیام انجمن(دوست نداشتم وقتی تمرکز ندارم بیام بخش درسی)
                                        میخوام به عنوان اولین گزارش از اولین تجربه‌ام در بیمارستان بگم...

                                        خوب از کجا شروع کنم...😅

                                        روز اولی که رفتم بخش اصلا باورم نمیشد قراره برم بالای سر بیمار واقعی و باهاش حرف بزنم... مثلا بگم جراحی داشتین؟ بابا (اینجوری آقایان بزرگ تر رو صدا میکنیم معمولا) میخوام فشارتو بگیرم...

                                        بعد از جلسه یک که فقط آموزش بود از روز دوم علاوه بر آموزش تخت های بخش رو بین ما تقسیم کردن که بریم علائم حیاتی شون رو چک کنیم.

                                        پشت در تمرین میکردیم که چی بگیم و با یه نفس عمیق می‌رفتیم توی اتاق 😬🙃
                                        آخه بیماره دیگه مولاژ نیست که 😂
                                        البته اعتماد به نفس داشته باشی و با بیمار حرف بزنی ، درمورد کاری که می‌کنی توضیج بدی، حالش رو بپرسی و... اعتماد و همکاری بیمار بیشتر می‌شه.

                                        اوایل پرستارا ازمون میپرسیدم میتونید کارهای ساده مثل عوض کردن سرم هارو انجام بدید و ما میگفتیم نههه بابا ما ترم دو ایم....

                                        بعد که به استاد میگفتن حتی پانسمان عوض کنن یا نمونه بگیرن میگفت آره میتونن😎
                                        و قیافه ما وقتی بالای سر یه بیمار گفت که شما دفعه بعد پانسمان بیمار رو میتونین عوض کنین 😳

                                        بیمار: OK 😊
                                        ما: 😲😦 ?WHO ME
                                        البته من که اعتماد به سقف دارم خیالیم نبود😂

                                        فکر نکنین استاد میذاشت بدون اینکه مطمئن باشه ما میتونیم ، دست به چیزی بزنیم بیشتر وقت ها هم فقط کمک استاد بودیم و کار اصلی رو خودش می‌کرد ولی اگه میدید بلدی میداد دستت.

                                        این کار استاد رو دوست داشتم چون باعث میشد اعتماد به نفس بدست بیاری... مثلا وقتی به دوستم گفت که خودت برو لازم نیست من بالای سرت باشم برای فلان کار... هرچند کار آسون مثل دارو زدن به سرم باشه ولی وقتی میگه خودت میتونی حس خوبی بهت میده😄

                                        ما کلی روی دست همدیگه آنژیوکت زدن تمرین کردیم ولی روی بیمار نه و باید نگاه می‌کردیم تا یاد بگیریم... البته یه بار استاد بهم اجازه داد😄😋

                                        بیمار هم فداکارانه میگفت بزن یاد بگیری😄
                                        منم گفتم بلدم نگران نباشید😎😂(وی داشت از استرس و هیجان می‌مرد و باورش نمشد استاد جلوی بیمار بگه بیا تو IV بگیر) ‌

                                        دیگه...

                                        کلی آزمایش گرفتیم و فرستادیم
                                        چند تا پانسمان رو با کمک استاد عوض کردیم
                                        سرم ها و آنژیوکت‌ها رو چک کردیم
                                        عللائم رو چارت کردیم...
                                        کلا هرکاری که استاد و پرستارا و سال بالایی ها و اینترن ها میخواستن انجام بدن ما دنبالشون می‌رفتیم یاد بگیریم😁

                                        حرفای پرستارا با همراه بیمار رو یواشکی گوش میدادیم ببینیم چجوری باید جواب بدیم که تو شرایط ناراحتی آروم بشن و ...

                                        کلا از هرچیزی میخواستیم مطلب بکشیم بیرون...😄😅

                                        اتفاق که زیاده
                                        از سوتی‌هایی که بالای سر بیمار دادیم تا وقتایی که ابهت‌مون جلوی همراه بیمار می‌ریخت وقتی میگفتیم سال اولیم🤣( نکنین اینکارو از دانشجو ها نپرسین سال چندمن گناه داریم کلی تمرین کردیم که حرفه ای به نظر بیایم...😅)

                                        یا اینکه همه ازمون آدرس بخش‌هارو می‌پرسیدن و ما...😶🤐

                                        حس می‌کنم همینقدر بسه فعلا(بنده هیچ گونه سابقه گزارش نویسی نداشته و واقعا نمیدونم چطوری همینقدر رو نوشتم!)

                                        اینم از اولین تجربیات من از کارآموزی که هنوز یه جلسه اش مونده و ببینیم چی پیش میاد.

                                        راستی

                                        maryam111 در گزارش مطالعه دانشجویی🤓🎓 گفته است:

                                        فکر کنم ترومایی بود چون دوتا دستش تو آتل بود و آنژیوکت وصل شده بود به پاش
                                        خلاصه که دارو رو گرفت
                                        رفتم بالا سر یه مریض دیگه و همین دارو رو زدم بهش
                                        آقا داشتم دارو رو پوش میکردم که یهو دارو پاشید بیرون و ریخت تو صورتم و چشمام
                                        هیچی دیگه استاد همون دانشجو ترم ۷ اونطرف بود صداش کردم بیا که کفلینی شدم دیگه اومد کار رو تحویل گرفت من رفتم دست و صورتم رو شستم

                                        مریم این برای یکی از بچه های ما هم پیش اومد. البته تو تمرین بود و اون بنده خدا آب مقطری شد.😅😄

                                        الان که گزارش هاتو میخونم بهتر می‌تونم تصور کنم.
                                        مثل اون بیماری که همکاری نمیکرد😅

                                        بذارین بقیه رو بعدا تعریف کنم...
                                        فعلا خداحافظ 👋

                                        maryam111M آفلاین
                                        maryam111M آفلاین
                                        maryam111
                                        فارغ التحصیلان آلاء
                                        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط maryam111 انجام شده
                                        #91

                                        @Kosar-Mortazavi سلام کوثر جان
                                        عالی بووود😍
                                        همیشه بالاسر بیمار که میرید باید با اعتماد به نفس عمل کنید
                                        و اینکه نترسید از کاری که بلد نیستید
                                        اون کار اگه اونقدر خطرناک باشه که مشکلی برای بیمار ایجاد کنه اصلا پرستارا و استادتون نمیدن دست دانشجو انجام بده
                                        البته حتی همین کوچیکترین کارها مثل سرم وصل کردن و پانسمان رو هم باید حواستون باشه دقیق و بی‌نقص انجام بدید چون میتونن خطرساز باشن..
                                        خیلی خوشحال شدم مرسی که اومدی تاپیک رو احیا کردی😅💙

                                        ما را دگر حوصله شرح حال نیست...🤞

                                        OpalO 1 پاسخ آخرین پاسخ
                                        3
                                        • Michael VeyM Michael Vey

                                          @Kosar-Mortazavi ولی خدایی بیماراهم چه فداکاریی میکننا😂 کمتر کسی حاضر میشه خودشو دست دانشجوها بسپره😂

                                          OpalO آفلاین
                                          OpalO آفلاین
                                          Opal
                                          فارغ التحصیلان آلاء
                                          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                          #92

                                          Michael Vey
                                          آره خیلی ها هم اجازه نمیدن. 😅
                                          ولی مریم درست میگه ما حتی کارهایی که به ظاهر ساده هستن رو هم خیلی با دقت انجام میدیم، و هر چیز کوچیکی که سوال داشته باشیم رو میپرسیم.

                                          Michael VeyM 1 پاسخ آخرین پاسخ
                                          3
                                          پاسخ
                                          • پاسخ به عنوان موضوع
                                          وارد شوید تا پست بفرستید
                                          • قدیمی‌ترین به جدید‌ترین
                                          • جدید‌ترین به قدیمی‌ترین
                                          • بیشترین رای ها


                                          • 1
                                          • 2
                                          • 3
                                          • 4
                                          • 5
                                          • 6
                                          • 7
                                          • 50
                                          • 51
                                          • درون آمدن

                                          • حساب کاربری ندارید؟ نام‌نویسی

                                          • برای جستجو وارد شوید و یا ثبت نام کنید
                                          • اولین پست
                                            آخرین پست
                                          0
                                          • دسته‌بندی‌ها
                                          • نخوانده ها: پست‌های جدید برای شما 0
                                          • جدیدترین پست ها
                                          • برچسب‌ها
                                          • سوال‌های درسی و مشاوره‌ای
                                          • دوره‌های آلاء
                                          • گروه‌ها
                                          • راهنمای آلاخونه
                                            • معرفی آلاخونه
                                            • سوال‌پرسیدن | انتشار مطالب آموزشی
                                            • پاسخ‌دادن و مشارکت در تاپیک‌ها
                                            • استفاده از ابزارهای ادیتور
                                            • معرفی گروه‌ها
                                            • لینک‌های دسترسی سریع