هرچی تو دلته بریز بیرون 5
-
خب اعتراف میکنم یه ذره ترسیدم و جا زدم
-
@Felli داره
-
@Felli
داستان واقعی از حکمت خدا!چند روز پیش سفری با اسنپ داشتم.
(بعنوان مسافر).
آونروز خیلی بدشانسی آورده بودم و ناراحت بودم، آخه باطری و زاپاس ماشینم رو دزد برده بود.راننده حدودا 40 سال داشت و آرامش عجیبی داشت و باعث شد باهاش حرف بزنم و از بدشانسیم بگم.
هیچی نگفت و فقط گوش میکرد.
صحبتم تموم که شد گفت یه قضیهای رو برات تعریف میکنم مربوط به زمانی هست که دلار 19 تومنی 12 شده بود.
گفتم بفرمایید.
برام خیلی جالب بود و برای شما از زبان راننده مینویسم.یه مسافری بود هم سن و سال خودم، حدودا 40 ساله. خیلی عصبانی بود.
وقتی داخل ماشین نشست بدون اینکه جواب سلام منو بده گفت: چرا انقدر همکاراتون ......(یه فحشی داد) هستند.
از شدت عصبانیت چشماش گشاد و قرمز شده بود.
گفتم چطور شده، مسافر گفت:
8 بار درخواست دادم و رانندهها گفتن یک دقیقه دیگر میرسند و بعد لغو کردند.
من بهش گفتم حتما حکمتی داشته و خودتو ناراحت نکن.این جمله بیشتر عصبانیش کرد و گفت حکمت کیلو چنده و این چیزا چیه کردن تو مختون و با گوشیش تماس گرفت.
مدام پشت گوشی دعوا میکرد و حرص میخورد.( بازاری بود و کلی ضرر کرده بود).
حین صحبت با تلفن ایست قلبی کرد و من زدم بغل و کنار خیابون خوابوندمش و احیاش کردم.
سن خطرناکی هست و معمولا همه تو این سن فوت میکنن.
چون تا به بیمارستان یا اورژانس برسن طول میکشه.من پرستار بخش مغز و اعصاب بیمارستان ..... هستم و مسافر نمیدونست.
خطر برطرف شد و بردمش بیمارستان کرایه هم که هیچی!!!
دو هفته بعد برای تشکر با من تماس گرفت و خواست حضوری بیاد پیشم.
من اونموقع شیفت بودم و بیمارستان بودم.
تازه اونموقع فهمید که من سرپرستار بخشم.
اومد و تشکر کرد و کرایه رو همراه یه کتاب کادو شده به من داد.
گفتم دیدی حکمتی داشته.
خدا خواسته اون 8 همکار لغو کنن که سوار ماشین من بشی و نمیری.
تو فکر رفت و لبخند زد.
من اونموقع به شدت 4 میلیون تومن پول لازم داشتم و هیچ کسی نبود به من قرض بده.
رفتم خونه و کادو مسافر رو باز کردم.
تو صفحه اول کتاب یک سکه تمام چسبونده بود!حکمت خدا دو طرفه بود.
هم اون مسافر زنده موند و من هم سکه رو 4 میلیون و چهارصد هزار تومن فروختم و مشکلم حل شد.
همیشه بدشانسی بد شانسی نیست.
ما از آینده و حکمت خدا خبر نداریم.
اینارو راننده برای من تعریف کرد و من دیگه بابت دزدی باطری و زاپاسم ناراحتیمو فراموش کردم.من هم به حکمت خدا فکر کردم!
#کپی
-
@Felli داره
amir jafari
خدا میفرماید چرا بجای من حرف میزنی بنده ام؟ -
این پست پاک شده!
-
نه کسی هست برا دردودل کردن
نه برا کسی تعریف کنی درکت میکنه
نه خودت میتونه یه فکری به حالت بکنی
نه میتونی زمانو جلو ببری
به قول استاد چیذری مثل قاشق تو عسل موندم -
@Felli معلم ریاضی کلاس هشتممون میگفت کاو بر وزن گاو برای کوژ هم یه چیز خودتون پیدا کنید
-
نه کسی هست برا دردودل کردن
نه برا کسی تعریف کنی درکت میکنه
نه خودت میتونه یه فکری به حالت بکنی
نه میتونی زمانو جلو ببری
به قول استاد چیذری مثل قاشق تو عسل موندم@Felli
یادمه بچه بودم تو جمع یکی صدام کرد
بزرگه جمع بود یکم نگام کرد
بم گفت میخوای چیکاره شی بش گفتم فضانورد
گفت پول رو زمینه دنبالش تو فضا نگرد
تو درسات رو قبول شو فضا مضا پیشکشت
با 2 تا جمله میخواست آرزوهام هیچ بشه
میخواستم که آب شم برم زیر زمین
یاس -
@Felli
یادمه بچه بودم تو جمع یکی صدام کرد
بزرگه جمع بود یکم نگام کرد
بم گفت میخوای چیکاره شی بش گفتم فضانورد
گفت پول رو زمینه دنبالش تو فضا نگرد
تو درسات رو قبول شو فضا مضا پیشکشت
با 2 تا جمله میخواست آرزوهام هیچ بشه
میخواستم که آب شم برم زیر زمین
یاس -
تو به عاشقونه خوندن منو عادت دادی
تو با خوبیات آخه منو خجالت دادی
چی بگم هر چی بگم از خوبیات کم گفتم
با تو از شادی و بی تو همش از غم گفتم
بگو چه فایده داره که تو خوبیو ولی
من به سرزمین دلتنگی تو تبعیدم
تو چیکار کردی که من از همه دنیا بریدم
تو چیکار کردی که من از همه دنیا بریدم