هرچی تو دلته بریز بیرون 3
-
@naviddd-danaa در هرچی تو دلته بریز بیرون 3 گفته است:
revival یه استامینوفن بخور
نیمساعت بخواب
بوخور اکالیپتوس هم مفیده با دوش
این حجم از خستگیت در بیادخستم مثل استامینوفن که همه خودنش تا حال خودشون خوب شه:/
هیچکی به درد ریختن اسید معدش روش فک نکرد:/همه فکر درد خودشون بودن ک خوب شه:/
اون تجزیه کردن تا حال خودشون رو خوب کنن:/revival
بیخیالی طی کن چاره ای نیس
-
@rhilda من وقتی که فکر می کنم شیعه امامی هستم که به مورچه هم ظلم نمی کنه و یه خدا که همیشه با منه حتی اگه گناه بکنم وجودم پر از شادی میشه.مشکل مال سخته .قبول دارم
mohammadhosseun مشکل ما همین احساس رابطه ی فابریکی باخداس و اینکه خدای بقیه و دیگر ملت ها نیس
و البته خدا هم اونقدر خودشو معطل ماها نمیکنه -
من برم.شبتون پر از شادی.فی امان الله
-
revival
بیخیالی طی کن چاره ای نیس
-
mohammadhosseun مشکل ما همین احساس رابطه ی فابریکی باخداس و اینکه خدای بقیه و دیگر ملت ها نیس
و البته خدا هم اونقدر خودشو معطل ماها نمیکنه@naviddd-danaa خدا حتی با آمرکایی هم مهربونه .کی گفته خدا فقط مال مسلموناست
-
@rhilda من وقتی که فکر می کنم شیعه امامی هستم که به مورچه هم ظلم نمی کنه و یه خدا که همیشه با منه حتی اگه گناه بکنم وجودم پر از شادی میشه.مشکل مال سخته .قبول دارم
mohammadhosseun دراینکه خدا خیلی مهربونه شکی نیس هرچی میکشیم از ادمای دورو ظالم که ادعای خدایی دارن من یجوری زندگیم میگذره ولی پرن دور ادم ادمای مظلوم که هیچی از زندگی نفهمیدن اخرشم به بدترین شکل ممکن باید تسلیم مرگ بشن ادم اینارو میبینه از سنگ که نیس اونقدر خوشی کمی هم که واسمون میمونه زهر مار میشه
-
کاش مفهومی به اسم
زمانوجود نداشت -
@rhilda در هرچی تو دلته بریز بیرون 3 گفته است:
revival
بیخیالی طی کن چاره ای نیس
خسته ام مثل طی هایی که دمشون رو هی میگیرن بزور با سرشون باید زیرپای بقیه رو تمیز کنن:/
revival اینقدر گفتی خستم خسته شدم
-
کاش مفهومی به اسم
زمانوجود نداشت -
این تهوع که مرا هست تو را خواهد کشت
آنچه من خوردهام از حدِ خودم بیشتر است
میرود بمبِ دلم فاجعه آغاز کند
هر کسی دورتر است،عاقبتاندیشتر است -
دیگ مغزم نمیکشه /:
-
hoho اسم اکانتتون منو یاد هوهو خان باد مهربان میندازه : )
-
4_5767051299296118163.mp3 مهدی احمدوندم انگاری کنکور داره همش غمگین میخونه
-
hoho
من سوالم پُرِ پرسیدن و بیهیچ جواب
مردهشورِ شب و روزِ من و این حالِ خراب
دل به دریاچهی حافظ زدم از ترسِ سراب
کس چو حافظ نکشید از رُخِ اندیشه نقاب
تا سرِ زلفِ سخن را به قلم شانه زدند -
hoho
من سوالم پُرِ پرسیدن و بیهیچ جواب
مردهشورِ شب و روزِ من و این حالِ خراب
دل به دریاچهی حافظ زدم از ترسِ سراب
کس چو حافظ نکشید از رُخِ اندیشه نقاب
تا سرِ زلفِ سخن را به قلم شانه زدند