هرچی تو دلته بریز بیرون 3
-
@melika-s در هرچی تو دلته بریز بیرون 3 گفته است:
@fatemeh_banoo چه عشقیه دنی :smiling_face_with_heart-eyes: ببوسش از طرف من
این دفعه ببینمش چشممم ❤😍😍😍✋
-
@melika-s عروسی دوستمه هم خوشحالم هم دلم نمیخاد برمفکرم پیش کنکوره
از اینورم باید لباس سنتی کوردی بپوشم برای بار اول معذبم -
ققنوس به نظرم برو. ی شبه.. ممکنه دوستت ناراحت بشه.. میتونی دیرتر بری زودتر برگردی .. :smiling_face: وای چه باحال من لباس کردی میدوستم:smiling_face_with_heart-eyes: راستی کنکور 98 ای یا 99 ؟
-
@melika-s اره خودش توی این همه کاری ک داره دوره افتاده برا من لباس قرمز پیدا کرده ب پایین تر از قرمز رضایت نمیده میداد سرمه ای میپوشیدم ک سرسنگین تره
-

کتاب در جستجوی معنا از دکتر فرانکل حتما بخونید حتما تحت هر شرایطی ک شده بهترین کتابیه ک هر انسانی باید بخونه -
dlrm
منم مثل تو از هرچی میترسم میرم تو دلش 😐😂 نمونش طوطی خالم
اسمش دنیه سبزه و خیلی ناز و خوشگل ولی من خیلی ازش میترسیدم 😐😐😐
پسر خالم هم کلی اذیتم میکرد از طریق دنی 😐تا این که ی ندا در درونم گفت : فاطمه 😐 تاکی ترس و واهمه ؟!😐 ( هم قافیه شد ) 😂😂😂
بعد گفتم میرم بهش دست میزنم فوقش انگشتمو قطع میکنه 😐
وای دلارام اول بهش تخمه دادم خیلی ناز و گوگولی نگاهم کرد و تخمه رو گرفت
بعد اروم دستمو بردم سمت سرش 😐😐 داشتم میمردم از استرس .😐😂
اروم نوازشش کردم اونم هیچ کاری نکرد 😐😐 کم کم اومد نشست رو دستم حتی انقدر خوب نوازشش کردم که خوابید تو بغلم 😐😐 حالا مگه من دیگه ول میکردم😂😂 خالم میگفت فاطمه ولش کن دیگه 😐😂
ولی خیلی خوب بود . خوشحال بودم که به ترسم غلبه کردم 😂😐برای پات خیلی نگران شدم 😔 حتما یا برو دکتر یا با زرده تخم مرغ ببند 😍😔
dlrm
dlrm
بیا سع بار تگت کردم که ببینی ها 😍😍😍😂😐❤@fatemeh_banoo در هرچی تو دلته بریز بیرون 3 گفته است:
dlrm
منم مثل تو از هرچی میترسم میرم تو دلش 😐😂 نمونش طوطی خالم
اسمش دنیه سبزه و خیلی ناز و خوشگل ولی من خیلی ازش میترسیدم 😐😐😐
پسر خالم هم کلی اذیتم میکرد از طریق دنی 😐تا این که ی ندا در درونم گفت : فاطمه 😐 تاکی ترس و واهمه ؟!😐 ( هم قافیه شد ) 😂😂😂
بعد گفتم میرم بهش دست میزنم فوقش انگشتمو قطع میکنه 😐
وای دلارام اول بهش تخمه دادم خیلی ناز و گوگولی نگاهم کرد و تخمه رو گرفت
بعد اروم دستمو بردم سمت سرش 😐😐 داشتم میمردم از استرس .😐😂
اروم نوازشش کردم اونم هیچ کاری نکرد 😐😐 کم کم اومد نشست رو دستم حتی انقدر خوب نوازشش کردم که خوابید تو بغلم 😐😐 حالا مگه من دیگه ول میکردم😂😂 خالم میگفت فاطمه ولش کن دیگه 😐😂
ولی خیلی خوب بود . خوشحال بودم که به ترسم غلبه کردم 😂😐برای پات خیلی نگران شدم 😔 حتما یا برو دکتر یا با زرده تخم مرغ ببند 😍😔
dlrm
dlrm
بیا سع بار تگت کردم که ببینی ها 😍😍😍😂😐❤:face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy: سلام شجاع
سلام دلیر
سلام فاطمه فاطمه است
:face_with_tears_of_joy: سلام شمشیر برنده:face_with_tears_of_joy:
سلام قهرمان:face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy:
اسم طوطی دایی من میتو بود :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy: MITOO
:face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy: خیلیییی خوب بود خیلی:face_with_tears_of_joy:
یه طوطی گرفتم برا خودم
یه بچه طوطی کوچولوی خیلی کوچولو
بعد نمیدونم خدا بجای عقل در من چی قرار داده:face_with_tears_of_joy:
این بدنش گرم بود و اینا هنوز پر درنیاورده بود:face_with_tears_of_joy: بعد حس کردم تب داره بردمش جلو کولر:face_with_tears_of_joy: نمیدونم چرااین کارو کردم واقعا:face_with_tears_of_joy: مرد:frowning_face: :face_with_tears_of_joy:
دیگه اصا من که قید حیوون خونگی رو زدم -_-:frowning_face:



کپی اینه پارچش
مرسی
ولی یجورع معذبم خیلی لباسه هم سنگینه همش سنگه