هرچی تو دلته بریز بیرون 3
-
بچه ها دارم میمیرم
-
@Hïïss در هرچی تو دلته بریز بیرون 3 گفته است:
فااطمه در هرچی تو دلته بریز بیرون 3 گفته است:
@Hïïss در هرچی تو دلته بریز بیرون 3 گفته است:
فااطمه در هرچی تو دلته بریز بیرون 3 گفته است:
@ماندانا80 در هرچی تو دلته بریز بیرون 3 گفته است:
فااطمه سلام.بلهههه متوجهم.من عاشق مامانجونمم.ولی مامانبزرگم اذیت میکنه اگه یک روز بیای میبینی
نه اصلا قصدم قضاوت و اینا نبود
چون پدربزرگمو چند روزیه ک از دست دادم و مادربزرگمم چندسال پیش از دست دادم با اینکه هیچ بی احترامی به هیچکدومشون نکردم ولی بازم ته دلم هست ک ای کاش برگردن و من بتونم ببشتر باهاشون وقت بگذرونم بشینیم با باباجونم بیشتر حرف بزنیم در مورد مسائل مختلف نظرشونو بدونم و... ولی متاسفانه نمیشه


برای همینه ک میگمچی بدتر از یه محال؟
محالی که از هر محالی محال تره
دلم لک زده برا بودن پدربزرگم..
سخته پارسال با روحیهاش رفتم کنکور دادم،امسال باید مشکیش تنم باشه..درسته یه محاله و بدترین چیز این که تو برزخ خودت گیر کنی و حتی پذیرش نبودن کسی ک خیلی برات با ارزش بوده برات سخت و غیرقابل تحمل باشه.
خدارحمتشون کنه پدربزرگتو جاشون بهشت باشهعذابه مطلقه
مادربزرگم میگه چرا دیگه نمیای خونمون..الان کنکور رو بهونه میکنم بعد چیکار کنم؟!
جای جای اون خونه خاطرس..جای خالی تختش بدترین چماق دنیاست
خدا همه رفتگان رو بیامرزه پدربزرگ عزیز شما روهم
بله حق داری شرایط خوبی نیست اصلا واقعا اذیت کننده است

سلامت باشی -
بچه ها دارم میمیرم
سما اسمانی دور از جون
چیشده
سلام -
بخدا دیگه خسته شدم از بطرف فشار خانواده مسخره کردن فامیل اونم نزدیک نامزدم خانوادشم بخدا دیگه نمیکشم پشت کنکورم از لجم نخوندم آخه نامزدم ی حرفایی زد از لج نخوندم الانم همه تحت فشارم گذاشتن باید بهترین رتبه بشمو.....
-
شبتون خوش من میرم بخابم @Hïïss فااطمه
@Mahed امیدوارم مشکلتون حل شه
سما اسمانی انشالله حالت خوب شه -
شبتون خوش من میرم بخابم @Hïïss فااطمه
@Mahed امیدوارم مشکلتون حل شه
سما اسمانی انشالله حالت خوب شهققنوس ممنون خانومی تا بوده همین بوده خیلی بدبختم
-
بخدا دیگه خسته شدم از بطرف فشار خانواده مسخره کردن فامیل اونم نزدیک نامزدم خانوادشم بخدا دیگه نمیکشم پشت کنکورم از لجم نخوندم آخه نامزدم ی حرفایی زد از لج نخوندم الانم همه تحت فشارم گذاشتن باید بهترین رتبه بشمو.....
سما اسمانی در هرچی تو دلته بریز بیرون 3 گفته است:
بخدا دیگه خسته شدم از بطرف فشار خانواده مسخره کردن فامیل اونم نزدیک نامزدم خانوادشم بخدا دیگه نمیکشم پشت کنکورم از لجم نخوندم آخه نامزدم ی حرفایی زد از لج نخوندم الانم همه تحت فشارم گذاشتن باید بهترین رتبه بشمو.....
لج با کی،این اینده خودته عزیزم..
چه میشه گفت؟قضیه همون رطب و منع رطبِ
انشالله که حالت خوب میشه،خودت اذیت نکن -
این پست پاک شده!
-
یه پسره از بچه های دانشکده استوریمو ریپلای کرده
نوشته : ببخشید که ریپلای میکنم بخدا نتونستم خودمو کنترل کنم ... دوساعته
عجب
مثل اینکه خیلی ترسناکم
-
بهاره در هرچی تو دلته بریز بیرون 3 گفته است:
یه پسره از بچه های دانشکده استوریمو ریپلای کرده
نوشته : ببخشید که ریپلای میکنم بخدا نتونستم خودمو کنترل کنم ... دوساعته
عجب
مثل اینکه خیلی ترسناکم
یکی دیگه استوریمو ریپلای کرد رفتم دیدم نوشته ببخشید توروخدا دستم خورد معذرت میخوام
الله اکبر
من چی بگم آخهبهاره در هرچی تو دلته بریز بیرون 3 گفته است:
بهاره در هرچی تو دلته بریز بیرون 3 گفته است:
یه پسره از بچه های دانشکده استوریمو ریپلای کرده
نوشته : ببخشید که ریپلای میکنم بخدا نتونستم خودمو کنترل کنم ... دوساعته
عجب
مثل اینکه خیلی ترسناکم
یکی دیگه استوریمو ریپلای کرد رفتم دیدم نوشته ببخشید توروخدا دستم خورد معذرت میخوام
الله اکبر
من چی بگم آخهاین یکی خودش عدس شده

-
این پست پاک شده!
سما اسمانی در [هرچی تو دلته
آی آی این حرفا چیه..
میگن باس جنگید
اونقدری که حتی دیگه نای اینو نداشته باشی غذا بخوری چه برسه به فکر اینکه..
نق و غر چیزیو حل نمیکنه
اگه پشیمونی بسم الله
هیچکی جز خودت نمیتونه کمکت کنه
*
شبت بخیر -
حرف از مادربزرگ شد یاد مادر بزرگ خودم افتادم
کم کم داره فراموشی میگیره اونروز صبح رفتم پیشش بیدار شده میگه :دخترارو فرستادم شیر بدوشن تو هم گوسفندا رو ببر منم نهار میزارم
(مادربزرگم قبلا عشایر بودن)
منم دیدم تو حال خودشه رفتم گوسفندا رو ببرم -
حرف از مادربزرگ شد یاد مادر بزرگ خودم افتادم
کم کم داره فراموشی میگیره اونروز صبح رفتم پیشش بیدار شده میگه :دخترارو فرستادم شیر بدوشن تو هم گوسفندا رو ببر منم نهار میزارم
(مادربزرگم قبلا عشایر بودن)
منم دیدم تو حال خودشه رفتم گوسفندا رو ببرمZrex در هرچی تو دلته بریز بیرون 3 گفته است:
حرف از مادربزرگ شد یاد مادر بزرگ خودم افتادم
کم کم داره فراموشی میگیره اونروز صبح رفتم پیشش بیدار شده میگه :دخترارو فرستادم شیر بدوشن تو هم گوسفندا رو ببر منم نهار میزارم
(مادربزرگم قبلا عشایر بودن)
منم دیدم تو حال خودشه رفتم گوسفندا رو ببرمچه کار خوبی
در این مواقع و این شرایط باید با حرفهاشون کنار بیای و بپذیریشون -
کتابا دن براون رو خوندی ؟
Zrex -
کتابا دن براون رو خوندی ؟
Zrex
ردپا



️
️




