هرچی تو دلته بریز بیرون 3
-
نوشتهشده در ۵ تیر ۱۳۹۸، ۱۵:۳۶ آخرین ویرایش توسط انجام شده
۱۰۰۰سال پیش وقتی کسی حرفی میزد که مخالف اندیشه های یسریا بود و طرفدار پیدا میکرد یجوری میخواستن یارو رو خفه کنن که گندش در نیاد
الان این مسئله بصورت مدرن در منفی دادن یسریا نمود پیدا کردهحاجی هفتا مثبت با منفی تو چیزی ازش کم نمیشه
برو تا گندش در نیومده -
نوشتهشده در ۵ تیر ۱۳۹۸، ۱۵:۳۶ آخرین ویرایش توسط انجام شده
دارم لیست دوستامو خط خطی میکنم نفر بعدی کیه ؟
-
Sarina در هرچی تو دلته بریز بیرون 3 گفته است:
دارم لیست دوستامو خط خطی میکنم نفر بعدی کیه ؟
کیارو تا حالا خط زدین بگین بقیه رو حدس بزنیم
-
ما میتونیم خیلی چیزارو نبخشیم
درسته؟!
منم جای تو تاحالا قرار گرفتم
ولی خب چی میتونستم بگم؟
چشامو بستم
گفتم :
دردیده ی من اندر آ وز چشم من بنگر مرا زیرا برون از دیده ها منزلگهی بگزیده ام -
نوشتهشده در ۵ تیر ۱۳۹۸، ۱۵:۳۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
مرگ توی رگش داشت زندگی می کرد
که روی گردنش از قبل ردّ چاقو بود -
نوشتهشده در ۵ تیر ۱۳۹۸، ۱۵:۴۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده
اکالیپتوس در هرچی تو دلته بریز بیرون 3 گفته است:
مرگ توی رگش داشت زندگی می کرد
که روی گردنش از قبل ردّ چاقو بودشمام موهاتو بکن تو
-
Sarina در هرچی تو دلته بریز بیرون 3 گفته است:
دارم لیست دوستامو خط خطی میکنم نفر بعدی کیه ؟
کیارو تا حالا خط زدین بگین بقیه رو حدس بزنیم
-
خیلیا
خیلیا
حتی اونایی که فک کردم فرق دارن با بقیه
تقریبا داره کاغذم سوراخ میشه چون یه دونه خط نزدم روشون دارم با تمام توهماتم خدافظی میکنم تا محو شم
Doyle -
بنظرم دارین زیاده روی میکنین
یکم از مجازی دور باشین بهتره براتون
البته به من ربطی نداره هااSarina
-
بنظرم دارین زیاده روی میکنین
یکم از مجازی دور باشین بهتره براتون
البته به من ربطی نداره هااSarina
-
moein در هرچی تو دلته بریز بیرون 3 گفته است:
Doyle الان خطت میزنه دوست عزیز سخن مگوی اگر میخوای در امنیت بمونی
ما ا از همه جا خط خورده ایم
-
بح بح توصیه
بگو بگو تشنه ی این توصیه هام
برم مشکلمو با مزاحما شخصی حل کنم؟
برم بخوابم؟
برم آداب معاشرت یاد بگیرم برگردم؟
برم یاد بگیرم انجمن جای بچه ها نیست؟
بگو خودت
Doyle -
moein در هرچی تو دلته بریز بیرون 3 گفته است:
Doyle الان خطت میزنه دوست عزیز سخن مگوی اگر میخوای در امنیت بمونی
ما ا از همه جا خط خورده ایم
-
moein
گردو خاک ...
-
نوشتهشده در ۵ تیر ۱۳۹۸، ۱۵:۴۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
من نه مدیرم نه ادمینم نه ناظم
بعضی وقتا حس میکنم چشماتو میبندی خودت رو فقط میبینی!
اگه حب و علاقه ی قلبیم به آلاء و بچه های اینجا نبود واقعا می رفتم! اما دوست دارم بمونم !
این یه امر اختیاریه
که ما ببینیم چجوری میخواییم باشیم.
حاشیه داشته باشیم یا نه
هرچیزی رو به خودمون بگیریم یا نه.
حالا تا صب اون برگه رو خط خطی کن
اتیشش بده اصلا
ذهنت رو میخوای چیکار کنی؟
اسماشون که نقش بسته روی ذهنت رو چیکار میکنی؟
حس میکنم خودت نمیخوای یسری چیزا رو فراموش کنی.
همین.روزت به خیر باشه