گپ خونه کنکوری ها
-
نوشتهشده در ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴، ۱۱:۵۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@raha74;10325 said:
همونwhat خودمون
اها گرفتم ....
-
نوشتهشده در ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴، ۱۲:۱۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@lovesick;10333 said:
اها گرفتم ....
:topsy_turvy::topsy_turvy::black_eyed::black_eyed:
-
نوشتهشده در ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴، ۱۲:۲۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده
تو کوچه دختره داشت بهم فرمون میداد
میگه دنده عقب بیا جلو !!!!
هر چی زور زدم نفهمیدم باید چکار کنم .پیاده شدم فرار کردم
-
نوشتهشده در ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴، ۱۲:۲۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
ایوووووووووووول باحال بود
-
-
- updated - - -
-
:pirate::pirate:
-
-
- updated - - -
-
میگم برادر استقلال اومد بالا یا ن
-
-
نوشتهشده در ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴، ۱۳:۲۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@raha74;10339 said:
ایوووووووووووول باحال بود
-
-
- updated - - -
-
:pirate::pirate:
-
-
- updated - - -
-
میگم برادر استقلال اومد بالا یا ن
خخخخخ استقلال
-
-
نوشتهشده در ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴، ۱۳:۴۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده
هررررررررررر هرررررر خندیدم/////از خداتم باشه.............پرسپلیسی های لنگی ههههههههه
-
نوشتهشده در ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴، ۱۶:۳۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
دشمنی که صادقانه کینه ورزی کند را ترجیح میدهم به دوستی که مخفیانه تحقیرم کند.
-
-
- updated - - -
-
دوستانم میرنجانندم مدام...
از دشمنان،چیزی در خاطرم نیست.-
-
- updated - - -
-
گاهی وقت ها از کنار غصه ها باید رد شد وگفت:
...."میک میک"....!!!! -
-
نوشتهشده در ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴، ۱۶:۴۲ آخرین ویرایش توسط انجام شده
یه وقت هایی خودمو بغل میکنم ومیگم:
غصه نخور دیوونه!!!
من که باهاتم.... -
نوشتهشده در ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴، ۱۶:۵۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده
ديگه خر تر از اين هس :102:
-
نوشتهشده در ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴، ۱۷:۵۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
aysan;10385 said:
گاهی وقت ها از کنار غصه ها باید رد شد وگفت:
...."میک میک"....!!!!درسته بايد از كنار غصه ها رد شد و گفت ميگ ميگ
دريغ از اين كه نمیفهمیم که غصه ها بالا سرت وایسادن و میگن انگوری انگوری ... !
:2: -
نوشتهشده در ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴، ۱۸:۰۲ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@ehsan72;10392 said:
درسته بايد از كنار غصه ها رد شد و گفت ميگ ميگ
دريغ از اين كه نمیفهمیم که غصه ها بالا سرت وایسادن و میگن انگوری انگوری ... !:2:
به نکته ظریفی اشاره کردی
-
نوشتهشده در ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴، ۱۸:۳۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده
اگه نشد دوباره امتحان کن...
****
-
-
- updated - - -
-
اول دکتر چند تا سوزن میزنه تو لثه تون ، بعد اون مته رو میگیره دستش...
بعضی وقتا از شدت درد دسته های صندلی رو محکم فشار میدیم و اشک تو چشمامون جمع میشه ..
چرا نمیزنین تو گوشش ؟ چرا داد و هوار نمی کنید ؟ این همه درد رو تحمل کردید ، این همه سوزن و آمپول و مته و انبر و ... خب اعتراض کنید بهش ! چرا اعتراض نمی کنید ؟
تازه میخوایم بیایم بیرون میگیم : آقای دکتر ببخشید وقت بعدی کی هستش ؟!نمی خوای خدا رو اندازه " دندانپزشک " قبول داشته باشی..؟؟
به دکتر اعتراض نمی کنیم چون می دونیم این درد فلسفه داره و منجر به بهبود میشه ، میدونیم یه حکمتی داره ، خب خدا هم حکیمه، اصلا قبلا هم به دکتر می گفتند حکیم. یعنی کارهای او از روی حکمت است.وقتی درد و رنجی رو تو زندگی ما فرستاد ، ازش تشکر کنیم ، بگیم نوبت بعدی کی هستش ؟ رنج بعدی ؟
مدرک خدا رو قبول نداری... ؟!
اون خیــلی وقته خداست... -
-
نوشتهشده در ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴، ۱۸:۳۶ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@ehsan72;10392 said:
درسته بايد از كنار غصه ها رد شد و گفت ميگ ميگ
دريغ از اين كه نمیفهمیم که غصه ها بالا سرت وایسادن و میگن انگوری انگوری ... !:2:
بعله ...خیلی باحال بود...عاشقشم انگوری منگوری...
-
نوشتهشده در ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۴، ۸:۵۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
واي خدا
كلاس جمع بندي آقاي ناصح زاده:love_heart::love_heart::love_heart::love_heart::love_heart::love_heart::love_heart:
مرسي آلا:53::53::53::53::53::53::53::53: -
نوشتهشده در ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۴، ۹:۱۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@ehsan72;10441 said:
واي خدا
كلاس جمع بندي آقاي ناصح زاده:love_heart::love_heart::love_heart::love_heart::love_heart::love_heart::love_heart:
مرسي آلا:53::53::53::53::53::53::53::53:اقای ناصح زاده چه درسیو اموزش میدن
-
نوشتهشده در ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۴، ۱۰:۰۲ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@raha74;10444 said:
اقای ناصح زاده چه درسیو اموزش میدن
عربي
كسي كه عربي صفر منو به بالاي 70 رسوند
:53: -
نوشتهشده در ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۴، ۱۰:۰۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
بابا ایول............
-
-
- updated - - -
-
بابا ایول............
-
-
نوشتهشده در ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۴، ۱۲:۵۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
استادم گفت : زندگي را تعريف کن...
گفتم..زندگي تعريف کردني نيست...
ناراحت شد و نمره ام را صفر داد...
سالها بعد که او را ديدم که پير شده بود و عصا به دست راه مي رفت ...
جلو رفتم و گفتم : زندگي را تعريف کن،ارام خنديد و گفت نمره ات بيست...
زندگي را بايد زيست!!!...
گفتم اون موقع بايد بيست ميدادي مشروط نشم.يه لگد زدم انداختمش تو جوب فرار کردم -
نوشتهشده در ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۴، ۱۳:۰۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده
جدیدا موقع وب گردی چقد باید با احتیاط موس رو بچرخونیم!!!
لامصب سایتا مین گذاری شده ن, خدانکنه اتفاقی کلیک کنی!
شونصدتا پیج دیگه باز میشه!
یکیشون هم همیشه عاجزانه خواهش داره اگه زیر 18 هستی پیجو ببندی!!!
ینی چی خو؟ -
نوشتهشده در ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۴، ۱۳:۰۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@s.khaste;10456 said:
جدیدا موقع وب گردی چقد باید با احتیاط موس رو بچرخونیم!!!
لامصب سایتا مین گذاری شده ن, خدانکنه اتفاقی کلیک کنی!
شونصدتا پیج دیگه باز میشه!
یکیشون هم همیشه عاجزانه خواهش داره اگه زیر 18 هستی پیجو ببندی!!!
ینی چی خو؟مشکل دارن بدل نگیر