Skip to content
  • دسته‌بندی‌ها
  • 0 نخوانده ها: پست‌های جدید برای شما 0
  • جدیدترین پست ها
  • برچسب‌ها
  • سوال‌های درسی و مشاوره‌ای
  • دوره‌های آلاء
  • گروه‌ها
  • راهنمای آلاخونه
    • معرفی آلاخونه
    • سوال‌پرسیدن | انتشار مطالب آموزشی
    • پاسخ‌دادن و مشارکت در تاپیک‌ها
    • استفاده از ابزارهای ادیتور
    • معرفی گروه‌ها
    • لینک‌های دسترسی سریع
پوسته‌ها
  • Light
  • Brite
  • Cerulean
  • Cosmo
  • Flatly
  • Journal
  • Litera
  • Lumen
  • Lux
  • Materia
  • Minty
  • Morph
  • Pulse
  • Sandstone
  • Simplex
  • Sketchy
  • Spacelab
  • United
  • Yeti
  • Zephyr
  • Dark
  • Cyborg
  • Darkly
  • Quartz
  • Slate
  • Solar
  • Superhero
  • Vapor

  • Default (بدون پوسته)
  • بدون پوسته
بستن
Brand Logo

آلاخونه | شبکه اجتماعی دانش آموزی آلاء

  • سوال یا موضوع جدیدی بنویس

  • سوال مشاوره ای
  • سوال زیست
  • سوال ریاضی
  • سوال فیزیک
  • سوال شیمی
  • سایر
  1. خانه
  2. مشاوره تحصیلی
  3. انگيزه
گزارش مطالعه دانشجویی🤓🎓
maryam111M
سلام سلاااام🤩 بچه ها تو این تاپیک میخوایم دانشجوها هم مثل کنکوریا ساعت مطالعه شون رو اعلام کنن ✌ هم انگیزه بشه برای فارغ التحصیلای آلاء تا تو محیط دانشگاه هم دست از تلاشِ آلائی برندارن 💪و هم اینکه کنکوریای با درسایی که دانشجوها میخونن یکم آشنا میشن🤗 پس از امشب استارت این تاپیک رو میزنیم و هرشب میایم و میگیم در طول روز چ درسایی رو خوندیم ،چند ساعت و چیکارا کردیم😁 دعوت میکنم از @فارغ-التحصیلان-آلاء که باهامون همراه بشن🤝 خیلی ممنون از @z-gheibi و @M-ba78 بابت پیشنهاد و همراهیشون❤ راستی از @romisa جانم هم دعوت میکنم بهمون سر بزنه و همراهیمون کنه😍
دانشگاهی
چالش ۲۱ روزه نوشتن to do list📝
maryam111M
Topic thumbnail image
مشاوره تحصیلی
گزارش ساعت مطالعه برای کنکوری ها (تمامی رشته ها)
M
:handshake: سلام خدمت دوستان %(#ff0000)[دوازدهمی]، داخل این تاپیک میتونید ساعت مطالعه روزانتون رو گزارش بدید. طبیعتا همه دوست داریم فعالیت ها تو یه تاپیک باشه و نه پراکنده پس تاپیک تکراری نخواهیم داشت. :date: تاریخ گزارشات رو هم ذکر کنید (مخصوصا اگر گزارش مربوط به ۱ روز قبل میشه). بازیگران این تاپیک شما هستید پس بترکونید :fire: موفق باشید :rose: :heart: :information_source: اگر کنکوری نیستید میتونید از لینک های زیر وارد تاپیک مخصوص خودتون بشید :linked_paperclips: :point_down: :male-student: :female-student: => :keycap_0: :keycap_1: تاپیک مخصوص دهمی ها :male-student: :female-student: => :keycap_2: :keycap_1: تاپیک مخصوص یازدهمی ها @دوازدهم
مشاوره تحصیلی
سوال شیمی ۱۱ مبحث آمید
S.ghrmniS
Topic thumbnail image
شیمی
راه ابریشم الا
M
سلام دوستان وقت بخیر من یازدهم تجربیم باتوجه به اینکه امسال نهایی ها تیر برگزار میشه زمان کمی برای تست دهم و یازدهم هست خواستم بدونم توی دو ماه یا سه ماه میشه دهم یازدهم رو تست زد؟؟ و اینکه راه ابریشم الا رو اینجا کسی داشته؟؟ نظرتون چیه دربارش!
سوال مشاوره ای
شروع از صفر تستی
Kiana 5K
سلام همگی من پایه یازدهم ریاضی هستم و سال ۱۴۰۶ کنکور دارم ، منطقه ۳ هستم، من امسال و سال دهم فقط تونستم در حد امتحانای مدرسه بخونم، و نتونستم خوب و کامل تست کار کنم چون میترسیدم تو امتحان نهایی یهو تستی بنویسم تراز های قلمچیم ما بین ۴۰۰۰ و ۵۰۰۰ هست کتاب تست هم دارم برای پایه یازدهم کلا قلمچی آبی دهم ریاضی و فیزیک و هندسه خیلی سبز یه شیمی جامع نشر الگو هم دارم تورو خدا کمکم کنید دارم از داخل از بین میرم..نمیدونم دارم با زندگیم چیکار میکنم.. معلممون میگه اگه نهایی ۱۹ به بالا بشین برین کنکور حتی ۳۰ درصد بزنین رشته تاپ قبولی من نمیدونم حرف کیو باور کنم
سوال مشاوره ای
پارت گذاری
Zahra2020Z
سلام خدمت دوستان عزیز....خیلی سریع میرم سر اصل مطلب ممکنه خیلیا تو تایم مطالعه از گوشی استفاده نکنن یا خودشون مجازی نداشته باشن و از گوشی خانواده استفاده کنن (مثل من😭)...ولی بعضی وقتا پیش میاد نمیتونی درست مطالعه کنی یا هرچیز دیگه ای من زیاد با آلا آشنایی ندارم حقیقتا ...ولی دوست دارم بعضی وقتا پارت بذارم هرکسی خواست میتونه همراهی کنه
مشاوره تحصیلی
شمارشگر رسیدن به آرزوهامون
macrophage Of nahang 0M
سلام.... هر کدوم از ما اگر در مسیر درست استعدادمون باشیم بدون شک آرزو های داریم چون واسه اونا خلق شدیم... تاحالا نمی‌دونم چقدر واسه آرزو و هدفتون تلاش کردید،منم خیلی....نه ماه شده،و نمی‌دونم چقدر دیگه بهش میرسم شیش ماه یسال دو سال نمیدونم اما بهش میرسم،،،می‌خوام اینجا تعهد ایجاد کنیم نه اینک این الزامه شدن باشه بلکه وقتی سرد شدیم بگیم چقدر اومدیم پسر پس پاشو....،هرشب چقدر براش تلاش میکنی...میتونی درمورد ارزوت بگی یا مثل من نگی فقط وقتی رسیدی بگیش، میتونی به این صورت پست بذاری، اسمشو بگی روزشو و مجموع شمارش ساعتشو از اول تا الان ،شمارشگر از الان ؛
مشاوره تحصیلی
فارسی دوازدهم|سودای عشق
HakoH
سلام مجددا توی درس هفتم سودای عشق وقتی میگیم به رنگ خود گرداند مند و مفعول به چه حالتی هستش؟ میشه خود را به رنگ او گرداند؟ خود مفعول و رنگ متمم اسنادی؟ @ریاضیا @تجربیا @دانش-آموزان-آلاء
ادبیات و زبان فارسی
فارسی دوازدهم|در حقیقت عشق
HakoH
سلام بازم من😂😭 توی بیت در عشق کسی قدم نهد کش جان نیست با جان بودن به عشق در سامان نیست نمیتونم درک و دریافتی از کش داشته باشم نقش متمم گرفته بعد کتابم نوشته که برای او ولی چون من خنگ تر از این حرفام نفهمیدم @دانش-آموزان-آلاء @تجربیا @ریاضیا
ادبیات و زبان فارسی
فارسی دوازدهم|حقیقت عشق
HakoH
توی جمله وجود عاشق از عشق است وجود عاشق گروه نهادی از حرف اضافه و عشق متمم هست اینجا عشق مسند هم میتونن باشه بگیم متمم اسنادی؟ @دانش-آموزان-آلاء @ریاضیا @تجربیا
ادبیات و زبان فارسی
فارسی دوازدهم|سودای عشق
HakoH
صبح بخیر ✨ توی درس هفتم سودای عشق ترک خود بکند اینجا گروه مفتولی ترک خود هستش الان بخوایم روات تر بکنیمش میشه خود را ترک بکند خود م. الیه در حالت اولیه متن ولی در حالت تبدیل یافته خود را ترک بکند این حالت اتفاق نمی افته الان دستور این بخش چی میشه @ریاضیا @تجربیا @دانش-آموزان-آلاء
ادبیات و زبان فارسی
فارسی دوازدهم|نی نامه
HakoH
سلام سلام خانوم خوبین 🦦 توی مصرع لیک کس را دید جان دستور نیست را حرف اضافه هست یا فک اضافه چون هر دو تاش و میشه در نظر گرفت اگه حرف اضافه بگیریم به معنی برای اگه فک اضافه میشه دستور دیدن جان کسی @دانش-آموزان-آلاء @تجربیا @ریاضیا
ادبیات و زبان فارسی
فارسی دوازدهم|حقیقت عشق
HakoH
سلام سلام و توی بخش حقیقت عشق از روحانی و جسمانی طالب کمال اند طالب کمال یکجا مسند هست یا گروه مسندی ؟ @دانش-آموزان-آلاء @تجربیا @ریاضیا
ادبیات و زبان فارسی
دبیر
C
سلام بچه ها دبیرای ماز کدوم بهترن برای هر درس برای دانش اموزی که ضعیفه پشت کنکوری تجربی.
سوال مشاوره ای
سوال حسابان
HakoH
میشه اینو حل کنین نقطه ای روی خط y=2xکه مجموع فاصله های ان تا مبدا و نقطه a(2.4)fvhfv 5 fhan
حسابان
!!!لطفا کمکم کنید!!!
00MUZAN000
سلام دوستان.وقتتون بخیر.بنده تازه با آلا آشنا شدم و هنوز با ساختار آلاخونه آشنایی کامل ندارم.بنابراین اگه دیدین جایی سوتی دادم منو ببخشین.اما خب موضوع اصلی این نیست.دلم میخواست از افراد با تجربه یه راهنمایی ای بگیرم .بنده امسال دهم بودم و خب بخاطر وضعیت کشور و دلایل دیگه امسال نتونستم خوب و کامل برا کنکور دهم رو ببندم.معلمام هم خیلی خوب درس نمیدن و من همه جا دنبال فیلم آموزشی بودم تا با آلا آشنا شدم و خب یکم وضعیتم بهتره.معلما هم آروم درس میدن هم بعضی جاهارو درس نمیدن هم خیلی کم نکته میگن و کلا من امسال به نظرم از مدرسه خیلی کم بازدهی داشتم.خودمم یکم تنبلی کردم نخوندم.میخوام تابستون دهم رو مرور کنم و تست بزنم ولی خب دوتا مشکل برام پیش اومد:1.خیلی برای فیلم آموزشی دیدن و فهمیدن مفاهیم وقت کم دارم (چون تابستون دلم میخواد فقط تست بزنم)2.مدرسمون این آخر سالی داره اذیت میکنه و با یه عالمه امتحان و کلاسای بیخود و برنامه و.... خیلی وقتمو گرفته.تازه الان امتحانای نوبت هم یکم دیگه شروع میشه و برا اونا هم باید بخونم.آزمون های آزمایشی هم که انقد مدرسه بد درس داد که یک افت خیلی شدید داشتم . سردرگم شدم.نمیدونم اولویت هامو چطوری بچینم.برنامه ریزیم چطوری باشه.اول از چی شروع کنم تو این تایم کم.مثلا تا میام درس بخونم نمیدونم از چی شروع کنم.یه ربع فکر میکنم از چی شروع کنم فقط.انگیزم و اعتماد به نفسم به شدت پایینه.خیلی از دست خودم عصبانی و ناراحتم.همه اینا هر روز منو سردرگم تر میکنه.لطفا کسایی که تجربه دارن یه کمک ریزی بهم بکنن.ببخشید وقتتونو گرفتم ممنون میشم کمکم کنید.با تشکر.
سوال مشاوره ای
به بچه های تجربی کمک میکنم
ForuharF
سلام دوستان سعید هستم از سال 99 با آلاخونه آشنا شدم و 1403 کنکور دادم الان دانشجو کارشناسی زیست شناسی سلولی و مولکولی دانشگاه مازندران هستم اگه بچه های تجربی نیاز به کمک داشتن، خوشحال میشم کمک کنم @تجربیا
سوال مشاوره ای
کنکور دوباره حین تحصیل
6
سلام عزیزان .من هنرستانی بودم و در امتحانات نهایی شرکت کردم تا سابقه تحصیلی ایجاد شه برام و کنکور بدم و کنکور هم دادم ولی سراسری قبول نشدم. با شرط معدل اومدم شمسی پور تهران کاردانی و ترم ۲ هستم. اگر بخوام دوباره کنکور ریاضی بدم باید چیکار کنم؟
سوال مشاوره ای
چگونه در دوران دانشجویی درس بخوانیم
RoverR
سلام و درود بر همه دانشجویان آلاخونه دوستان من از وقتی کنکورم تموم شده یک بار هم نشده که واقعا درس بخونم اصلا یادم رفته که درس خوندن چه شکلیه ترم اول هم که کلا مجازی شد امتحاناتمون باعث شد بدتر از درس فاصله بگیرم به قول یه دوستی اون قسمت از مغزم که مربوط به درس خوندنه رو از دست دادم اصلا هم هیچی برام مهم نیست انگار نه انگار قراره من امتحان بدم هیچکدوم از تکالیفم رو هم انجام نمی دم از اول ترم یه ذره هم درس نخوندم تو یه کلاس هم حاضر نبودم ( فیزیکی حاضر بودم ) یعنی گوش نمی دادم راهی برای بازگشت به صراط درس و مشق و تکلیف بهم یاد بدین شما چطوری بالاخره درس خوندین فکر نمی کردم یه روزی درس خوندن انقدر برام دشوار بشه @دانشجویان-درس-خون @دانشجویان-مهندسی @دانشجویان-پزشکی @دانشجویان-پیراپزشکی @f.nalist @هویججج @Maaah @Nilay @_-Psycho-_ @blue @mahdi.ek @Michael-Vey @Hhh-Hh و باقی دانشجویان درس خوان عزیز
دانشگاهی

انگيزه

زمان بندی شده سنجاق شده قفل شده است منتقل شده مشاوره تحصیلی
4.4k دیدگاه‌ها 543 کاربران 374.9k بازدیدها 469 Watching
  • قدیمی‌ترین به جدید‌ترین
  • جدید‌ترین به قدیمی‌ترین
  • بیشترین رای ها
پاسخ
  • پاسخ به عنوان موضوع
وارد شوید تا پست بفرستید
این موضوع پاک شده است. تنها کاربرانِ با حق مدیریت موضوع می‌توانند آن را ببینند.
  • romisaR آفلاین
    romisaR آفلاین
    romisa
    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
    #600

    امیدوارم تکراری نباشه
    learn from yesterday
    live for today
    hope for tomorrow

    بگرداند مرا آنکس که گردون را بگرداند...

    1 پاسخ آخرین پاسخ
    0
    • romisaR آفلاین
      romisaR آفلاین
      romisa
      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
      #601

      stop wasting time
      وقت تلف کردنو متوقف کن

      بگرداند مرا آنکس که گردون را بگرداند...

      1 پاسخ آخرین پاسخ
      0
      • A آفلاین
        A آفلاین
        astmn5975uhfkep
        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
        #602

        یا از خواسته ها و هدف هات جذر بگیر ...
        یا تلاشت رو دو برابر کن...
        فقط وقتی همون عدد زیر رادیکال از زیرش بیرون میاد که به توان فورجه رسیده باشه!!

        1 پاسخ آخرین پاسخ
        0
        • romisaR آفلاین
          romisaR آفلاین
          romisa
          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
          #603

          هرگاه ردپای کسی که آرامشم را گرفته بود دنبال کردم، به خودم رسیدم
          (( آندره ژید))

          بگرداند مرا آنکس که گردون را بگرداند...

          1 پاسخ آخرین پاسخ
          1
          • nastaran78N آفلاین
            nastaran78N آفلاین
            nastaran78
            دانش آموزان آلاء
            نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
            #604

            ویدیو انگیزشی
            هر روز صبح نگا کنید خوابم از کله تون میپره :grinning:
            فول انگیزشی

            هیچ راهی برای دور زدن کار سخت وجود ندارد
            آن را در آغوش بگیر !
            راجر فدرر

            1 پاسخ آخرین پاسخ
            1
            • M.anM آفلاین
              M.anM آفلاین
              M.an
              مدیر
              نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط M.an انجام شده
              #605

              غر زدن یک بازی روانی برای خالی کردن انرژی منفی روی فرد دیگر است! پس به جای غر زدن دنبال پیدا کردن راه‌ حل باشید.
              در زندگی با افرادی مواجه میشوی که هیچ تلاشی نمی‌کنند، اما مدام در حال غر زدن‌اند.
              شاکی‌اند.
              از افرادی که کلام آنها فقط بوی ناامیدی و یأس می‌دهد دور بمان.
              یک سوال مهم:
              اگر واقعا از وضعیت فعلی خود ناراضی هستی، پس چرا "هیچ" تلاشی برای تغییر آن نمی‌کنی؟

              بیا با خودت صادق باش.
              شکایت از وضعیت زندگی یعنی شکرگزاری چندانی نسبت به داشته‌هایت نداری.
              من فردی را میشناسم که حاضر است در مقابل مبلغ قابل توجهی نابینایی‌اش رو با بینایی تو معاوضه کنه!

              اگر مخالف این معامله هستی یعنی هنوز با چشمهایت کار داری.
              پس سعی کن آدم فعال و مثبتی باشی.
              "باور کنید برای هر مشکلی راه‌حلی وجود دارد. راه‌حلی که هنوز به فکر ما نرسیده...

              ویلیام_بتیت
              دانش-آموزان-آلاء

              چیزی که عاشقش هستی رو پیدا کن و بذار بکشتت.

              1 پاسخ آخرین پاسخ
              1
              • M.anM آفلاین
                M.anM آفلاین
                M.an
                مدیر
                نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                #606

                تفاوت بین انسانی که هم اکنون هستید وکسی که قرار است 5سال بعد باشید،در مردمی است که در این مدت با آنها معاشرت کرده و کتابهایی است که در این زمان مطالعه خواهید کرد.

                "جان سی مکسول"

                چیزی که عاشقش هستی رو پیدا کن و بذار بکشتت.

                1 پاسخ آخرین پاسخ
                2
                • M.anM آفلاین
                  M.anM آفلاین
                  M.an
                  مدیر
                  نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                  #607

                  ﺳﺮﻋﺖ ﺁﻫﻮ 90 ﮐﯿﻠﻮﻣﺘﺮ ﺩﺭ ﺳﺎﻋﺖ ﺍﺳﺖ
                  ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐه سرعت شیر 57 کیلومتر در ساعت ﺍﺳﺖ.
                  ﭘﺲ
                  ﭼﻄﻮﺭ ﺁﻫﻮ ﻃﻌﻤﻪ ﯼ شیر می‌شود؟

                  "ﺗﺮﺱ" ﺁﻫﻮ ﺍﺯ ﺷﮑﺎﺭ ﺷﺪﻥ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺑﺮﺍﯼ سنجیدن فاصله خود با شیر مدام به "پشت ﺳﺮ" ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻨﺪ...
                  ﻭ
                  ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ همین سرعتش بسیار کم می‌شود...
                  تا جایی که شیر میتواند به او برسد !
                  یعنی
                  ﺍﮔﺮ ﺁﻫﻮ ﺑﻪ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﺵ ﻧﮕﺎﻩ ﻧﮑﻨﺪ ﻃﻌﻤﻪ ﯼ ﺷﯿﺮ ﻧﻤﯽشود !

                  ﺍﮔﺮ ﺁﻫﻮ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﺧﻮﺩ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ؛ ﻫﻤﺎﻧﮕﻮﻧﻪ ﮐﻪ شیر به نیرویش ایمان دارد؛ ﻫﯿﭽﮕﺎﻩ ﻃﻌﻤﻪ ﯼ ﺷﯿﺮ ﻧﻤﯽﺷﻮﺩ !

                  ﺍﯾﻦ ﻗﺼﻪ ﯼ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﻫﻢ ﻫﺴﺖ...
                  ﺍﮔﺮ
                  ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ایمان نداشته باشیم
                  و
                  در طول زندگی ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﻧﮕﺎﻩ کنیم
                  و
                  به مرور خاطرات ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﯾﻢ...
                  ﻫﻢ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯿﻤﺎﻥ ﻋﻘﺐ میمانیم...
                  ﻭ
                  ﻫﻢ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻣﯽ ﺩﻫﯿﻢ...!

                  ❌➕

                  چیزی که عاشقش هستی رو پیدا کن و بذار بکشتت.

                  1 پاسخ آخرین پاسخ
                  2
                  • M.anM آفلاین
                    M.anM آفلاین
                    M.an
                    مدیر
                    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                    #608

                    تنها یه دلیل وجود دارد که
                    خیلی دیر به خواسته هایتان می رسید:

                    شما بیشتر از آن که به حضور آن چیز و
                    به دست آوردنش فکر کنید به نبودش
                    فکر میکنید.
                    ❌➕

                    دانش-آموزان-آلاء

                    چیزی که عاشقش هستی رو پیدا کن و بذار بکشتت.

                    1 پاسخ آخرین پاسخ
                    3
                    • M.anM آفلاین
                      M.anM آفلاین
                      M.an
                      مدیر
                      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                      #609

                      ✅واگويه ‌چیست؟!

                      ﺁﻫﺴﺘﻪ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﺻﺤﺒﺖ ﮐﺮﺩﻥ ﺭﺍ " ﻭﺍﮔﻮیه" ﻣﯽ ﻧﺎﻣﻨﺪ.

                      ﻭﺍﮔﻮیه ﻫﺎ ﺍﺛﺮﺍﺕ عمیقی ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﻓﺮﺩ ﮔﻮینده ﺩﺍﺭﻧﺪ.
                      ﺩﺭ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ MIT آمریکا مطاﻟﻌﺎﺗﯽ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﻃﯽ ﺁﻥ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪﻧﺪ ، ﺍﮔﺮ ﺷﻤﺎ ﺑﻪﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﻓﻘﻂ یک ﺑﺎﺭ ﺑﮕﻮیید :" ﻓﻼﻥ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﻧﻤﯽﺗﻮﺍنم ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﻡ " ﺑﺎید یک ﻧﻔﺮ ﺩیگر ﻫﻔﺪﻩ ﻣﺮﺗﺒﻪ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺑﮕﻮیدﮐﻪ" ﺷﻤﺎ ﻣﯽﺗﻮﺍنید ﺁﻥ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩهید "
                      ﺗﺎ ﺍﺛﺮ ﻫﻤﺎﻥ یک ﺩﻓﻌﻪ ﺭﺍ ﺧﻨﺜﯽ ﮐﻨﺪ !

                      "ﻣﺮﺍﻗﺐ ﻭﺍﮔﻮیه ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺑﺎشید."

                      نتیجه: ﻗﺪﺭﺕ ﻧﻔﻮﺫ ﮐﻼﻡ ﺷﻤﺎ ﺑﺮﺍﯼ‌ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﻫﻔﺪﻩ ﻣﺮﺗﺒﻪ ﺍﺯ ﻗﺪﺭﺕ ﮐﻼﻡ ﺩیگرﺍﻥ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻗویترﺍﺳﺖ!!
                      ❌➕

                      یادته میگفتم با خودت خوب حرف بزن
                      یادته میگفتم........

                      چیزی که عاشقش هستی رو پیدا کن و بذار بکشتت.

                      1 پاسخ آخرین پاسخ
                      3
                      • M.anM آفلاین
                        M.anM آفلاین
                        M.an
                        مدیر
                        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                        #610

                        فداكارى ، قبل از موفقيت مياد . چقدر حاضرى از راحتى و خوشى هاى لحظه اى و زودگذرت رو فدا كنى تا به اهدافت برسى ؟

                        چیزی که عاشقش هستی رو پیدا کن و بذار بکشتت.

                        1 پاسخ آخرین پاسخ
                        2
                        • M.anM آفلاین
                          M.anM آفلاین
                          M.an
                          مدیر
                          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                          #611

                          تو سرنوشت همه ی ما
                          معجزه ای خاص از طرف خدا تعیین شده
                          که قطعا در زمان خودش اتفاق می افته.
                          یک شخص خاص،
                          یک اتفاق خاص،
                          یا یک موهبت خاص
                          منتظر معجزه ی خود باشید ...!!!

                          چیزی که عاشقش هستی رو پیدا کن و بذار بکشتت.

                          1 پاسخ آخرین پاسخ
                          2
                          • A آفلاین
                            A آفلاین
                            astmn5975uhfkep
                            نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط بهاره انجام شده
                            #612

                            من فاطمه ام یه روزی با ی فاطمه ی دیگه دوست شدم خیییلی دوست خوبی برام بود اون روز تراز کانونم 5800 بود ادامه دادیم با فاطمه تا اینکه من از دی نتم

                            تموم شد واز دنیای مجازی رفتم .همینجوری میخوندم تا اینکه بهمن حال خواهرم بد شد واسفند عمرشو داد به شما من تو این دو ماه هیچی نخوندم صفر صفر...از بعد

                            از عید باشرایطی داغون دوباره شروع کردم ولی عشق خدا وهدفم تو دلم جوونه میزد ...بارها اشک ریختم خسته شدم بریدم ولی بازم ادامه دادم سه ماه مونده

                            بود به کنکور همه ی عزممو جزم کردم روزی 18 ساعت میخوندم به خستگیام توجهی نکردم همه ی وجودم هدفم بود تااینکه روزی که نتیجه کنکورم اومد ومن شده

                            بودم 32 .وقتی اشک مادرمو دیدم وقتی اشک پدرمو دیدم وقتی خودم از ذوق صدمتر ازرو زمین پریدم همه ی خستگیام رفت.رفقا بخدا میشه با سه ماه حتی

                            دورقمی آورد الان خیلی ازدانشجوهای کلاسمون هم میگن ما سه ماه آخر کمر همت بستیم وبکوب خوندیم هم اتاقی من دندون دانشگاه تهران میخونه میگه

                            فاطمه دلم میخواد به همه کنکوریا بگم سه ماه به کوب خوندن واقعا کافیه!!

                            دوستای خوب من همه ی وجودتونو بذارین این سه ماه پای هدفتون طوری که یه ثانیه هم حس نکنین خسته این.بذارین همه ی این خستگی ها با نتیجه کنکور

                            یادتون بره بذارین این لذتو که با افتخار جلوی دانشکده مورد علاقتون وایستادین ومیگین تونستم آره تونستم حس کنین.من ازمنطقه محرومم یه روستای کوچیک

                            ولی تونستم رفیق من تو هم میتونی رفیق صبر داشته باش تا اینجا اومدی این سه ماهو هم با تموم قدرت پیش برو باتموم وجودت به خدا اعتماد داشته باش با

                            تموم وجودت تلاش کن با تک تک سلولات تلاش کن رفیق من

                            اوایل حس میکردم فقط من سه ماه آخر خوندم ولی الان خیلیا رو میتونم براتون مثال بزنم از همکلاسیام که فقط سه ماه رو بکوب خوندن وپزشکی دانشگاه تهران

                            قبول شدن تو هم میتونی اول باور کن که با سه ماه میتونی بعدم شروع کن باتموم وجودت خوندن!!

                            رفیق وقتی هرچی داری رو بذاری پای هدفت مطمئن باش که میتونی به هدفت برسی !!!برای تک تکتون دعا میکنم

                            فاطمه.دانشجوی ترم 2پزشکی

                            اینم ی چندتا سوال و جواب از خانم دکتر ک مطمئنم جواب خیلیا هس

                            اگه میتونید توضیح بدید 3 ماه اخر دقیقا چیکارایی کردین و از چه منابعی استفاده کردین و کلا تجربیاتتون؟!!

                            من از بعد ار عید شروع کردم به خوندن روزی 18 ساعت هم میخوندم از 4صبح تا 12.5 شب.اول نشستم همه ی مبحثای رو نوشتم واولیت بندی کردم با

                            aوbوc.زیستمو اینجوری خوندم (روز اول فصل اول رو خوندم روز دوم فصل اول وفصل دوم رو میخوندم روز سوم فصل دوم وسوم رو میخوندم همینجوری تا آخر ولی

                            روز دوم که فصل اول ودوم رو خوندم تستای فصل اول رو هم زدم روز سوم که فصل دوم سوم رو خوندم تستای فصل دوم رو زدم همینجوری تا آخر تا پایه ام تموم

                            شد...انگار دودور خوندن با یه دور تست رو خوندم بعدم رفتم سراغ پیش دو اینجا فصل فصل خوندم مسلط شدم برای اینکه قاطی نکنم سه فصل آخرو وقتی مثلا

                            کاهوی دریای میخوندم یه برگه کنارم بود وهرچی به نظرم مهم میومد رو تو برگه مینوشتم بعد نکات این برگه هارو باهم مقایسه میکردم به نظرم خیلی کمکم کرد

                            بعدم یک هفته وقت گذاشتم رو زنتیک جمعیت وفصل اول پیش )وقتی تموم شد وخیالم راحت شد دوباره شروع کردم روزی سه فصل مرور میکردم)برا زیست

                            نشرالگو کار کردم..

                            برای ریاضی فیزیک هم یه مبحثایی رو قبلش نیمه نیمه کار کرده بودم یه قسمتایی رو هم اصن کار نکرده بودم اونایی که نیمه کار کرده بودم رو گذاشتم bانایی که

                            اصن کار نکرده بودم رو گذاشتم c.اینجوری میخوندم که یه روز یه مبحث bازریاضی با یک مبحثcاز فیزیک روز بعد برعکس!بعضی مبحثا یه هفته طول میکشید ولی مثلا

                            دنباله مثلثات مجانب حد رو یه روزه که 4 ساعت میخوندم تموم میکردم .برای ریاضی کتاب قطور تختیه سیاه رو خوندم زیاد بود ولی خیلی کتابش خوب بود!!برای

                            فیزیک هم گاج نقره ای کار کردم البته همه ی تستاشو نرسیدم بخونم.برای شیمی هم اول دومو خوندم بعدم پیش یک هرشب 7 تا تست مسئله شیمی میزدم تا

                            خود شب کنکور.برای شیمی تک تک تستای مبتکران رو تحلیل میکردم اوایل خیلی طول میکشید دی وی دی های آفبا رو هم برای شیمی داشتم خیلی کمکم کرد

                            من شیمی 75 زدم. برای دینی هم چون قبلا یه دور خونده بودم هرروز یه درس رو دوره میکردم وتستاشو روز بعد میزدم .برای زیان هم از درس آخر پیش شروع

                            کردم واومدم جلو اوایل یک شب ردینگ میخوندم یک شب کلوز از روی کتاب ونترسیم از متن کیاسالار ولی آخرا هر دورو هرشب میخوندم چون سرعتم رفته بود بالا..

                            ادبیات هم از اردیبهشت هرروز 5 شخصیت از تاریخ ادبیات میخوندم تا خود کنکور.از کتاب املا ولغت هامون سبطی هم واقعا استفاده کردیم خیلی کتابش عالیه املا

                            ولغت رو از روی اون میخوندم حجمش خیلی کمه.زبان فارسی هم تکواژ وشمارش رو گذاشتم کنار بقیه مبحثارو کار کردم تا آخر اردیبهشت هفته ای یه مبحث جمعه

                            ها میخوندم از کتاب 5 مبحث.آرایه وقرابت هم فقط خرداد ماه یه روز درمیون نیم ساعت کار کردم .عربی فروردین فقط ترجمه خوندم از اردیبهشت دی وی دی گاج

                            آقای ماهینی رو برای قواعد دیدم دو درس میخوندم قواعد بعدش روز بعد 50 تا تست ازاون دو درس میزدم تا آخر رادیبهشت تموم شد از نشرالگو تست عربی زدم

                            حجمش خیلی زیاده ولی من فقط تستای 50 تاییشو زدم.خرداد که کنکور عمومی رو حل میکردم اینابرام دوره شد چندبار!!

                            کلا کیفیت مطالعتم 100 بود تمرکزم خیلی زیاد بود صدبار به خودم میگفتم فقط همین یه بار این مبحثو میخام بخونم واسه همین اون یه بار همه ی تلاشم این بود که

                            واقعا همشو بگیرم

                            امیدوارمم براتون مفید باشه

                            موفق باشید
                            کیفیت مطالعتم 100 بود تمرکزم خیلی زیاد بود صدبار به خودم میگفتم فقط همین یه بار این مبحثو میخام بخونم واسه همین اون یه بار همه ی تلاشم این بود که واقعا همشو بگیرم" این این این ، همش همینه ... رمز موفقیت

                            بینه دوستات بودن کسایی ک تو سه ماه از صفر شروع کردن و ب اینجا رسیدن؟
                            راستش از صفر تو کلاس ما واقعا نمیدونم هست یانه ولی آرزو رو میشناسم که داروی دانشگامون میخونه ودوستشم که 200 شد وپزشکی نیم سال دوم بهشتی

                            میخونه رو میدونم که ترازشون 4500 بوده ولی با سه ماه خوندن داروی دانشگاه تهران قبول شده.

                            بچه ها روزی که شروع کردم به این فکر نکردم که سه ماه وقت دارم به این فکر نکردم که حجم نخونده هام خیلی زیاده فقط به این فکر کردم که من راه وچاره ای جز

                            اینکه به هدفم برسم ندارم هیچی رو نمیدیدم جز هدفم.دوتا صحنه رو همیشه جلوی چشمام روزی که نتیجه ام میاد روزی که جلوی در ورودی دانشگام ..ما فقط دوتا

                            فرزند بودیم خواهرم که از من بزرگ تربود ومن .با خواهرم خیلی صمیمی بودم روزی که رفت تا یک هفته نمیتونستم حرف بزنم لال شده بودم همه میگفتن فاطمه

                            بدون ساجده نابود میشه میدونین بچه ها خیلی شبا اشک ریختم ولی ادامه دادم خیلیا بهم گفتن نمیتونی ولی ادامه دادم .منتظر نبودم کسی بهم بگه میتونی منتظر

                            نبودم کسی از آرزوهام واسم بگه فقط میخوندم ساعتها پشت سر هم همون اول که به خدا توکل کردم وشروع کردم با خودم عهد بستم همه ی توانمو بذارم

                            وگذاشتم .روزی که نتیجه ام اومد پدرم کارناممو بهمه نشون میداد میگفت ببین دخترم دورقمی شده ببین فاطمه من پزشک میشه .بچه ها بخدا لذتی دداره اشک

                            شوق خانواده وخودت که هیچ لذتی جاشو نمگیره ولی بها داره این سه ماه باید بهاشو بپردازی!!ا

                            آره بچه ها با همه وجودتون این سه ماه رو بخونین.وقتی هدفی داشته باشی باور کن هیچی نمیتونه مانعت بشه بلکه همچی دست به دست هم میده تا تو به

                            هدفت برسی خدا خودش گفته لایکلف نفسا الا وسعها ما هیچکدوم ازبنده هامونو بیشترازتوانشون تکلیف نمیکنیم پس نا امید نباش ببین خدا داره تورو میبینه که

                            داری تلاش میکنه تو تک تک ثانیه هات هست میخواد بهت بگه بنده من ادامه بده تو میتونی به آرزوهات برسی.بچه ها کنکور اول راهه این سه ماه سختی کشیدن

                            باعث میشه وقتی مجبورباشی دوشب واسه امتحان آناتومی بیدارباشی دیگه سختت نیس وتو محکم محکمی!!باید همه ی تلاشتو بکنی خدا اولت میکنه باور کن

                            ببین امسال رتبه 15منطقه 3 دانشگاه تهران قبول نشد ولی منکه 32بودم قبول شدم .میخام بهت بگم تو همه ی تلاشتو بکن خدا اولت میکنه خدا حواسش به همچی

                            هست!!براتون دعا میکنم دوستای گلم

                            sobhawnS S بهارهب Orkide yasO اکالیپتوسا 5 پاسخ آخرین پاسخ
                            11
                            • A astmn5975uhfkep

                              من فاطمه ام یه روزی با ی فاطمه ی دیگه دوست شدم خیییلی دوست خوبی برام بود اون روز تراز کانونم 5800 بود ادامه دادیم با فاطمه تا اینکه من از دی نتم

                              تموم شد واز دنیای مجازی رفتم .همینجوری میخوندم تا اینکه بهمن حال خواهرم بد شد واسفند عمرشو داد به شما من تو این دو ماه هیچی نخوندم صفر صفر...از بعد

                              از عید باشرایطی داغون دوباره شروع کردم ولی عشق خدا وهدفم تو دلم جوونه میزد ...بارها اشک ریختم خسته شدم بریدم ولی بازم ادامه دادم سه ماه مونده

                              بود به کنکور همه ی عزممو جزم کردم روزی 18 ساعت میخوندم به خستگیام توجهی نکردم همه ی وجودم هدفم بود تااینکه روزی که نتیجه کنکورم اومد ومن شده

                              بودم 32 .وقتی اشک مادرمو دیدم وقتی اشک پدرمو دیدم وقتی خودم از ذوق صدمتر ازرو زمین پریدم همه ی خستگیام رفت.رفقا بخدا میشه با سه ماه حتی

                              دورقمی آورد الان خیلی ازدانشجوهای کلاسمون هم میگن ما سه ماه آخر کمر همت بستیم وبکوب خوندیم هم اتاقی من دندون دانشگاه تهران میخونه میگه

                              فاطمه دلم میخواد به همه کنکوریا بگم سه ماه به کوب خوندن واقعا کافیه!!

                              دوستای خوب من همه ی وجودتونو بذارین این سه ماه پای هدفتون طوری که یه ثانیه هم حس نکنین خسته این.بذارین همه ی این خستگی ها با نتیجه کنکور

                              یادتون بره بذارین این لذتو که با افتخار جلوی دانشکده مورد علاقتون وایستادین ومیگین تونستم آره تونستم حس کنین.من ازمنطقه محرومم یه روستای کوچیک

                              ولی تونستم رفیق من تو هم میتونی رفیق صبر داشته باش تا اینجا اومدی این سه ماهو هم با تموم قدرت پیش برو باتموم وجودت به خدا اعتماد داشته باش با

                              تموم وجودت تلاش کن با تک تک سلولات تلاش کن رفیق من

                              اوایل حس میکردم فقط من سه ماه آخر خوندم ولی الان خیلیا رو میتونم براتون مثال بزنم از همکلاسیام که فقط سه ماه رو بکوب خوندن وپزشکی دانشگاه تهران

                              قبول شدن تو هم میتونی اول باور کن که با سه ماه میتونی بعدم شروع کن باتموم وجودت خوندن!!

                              رفیق وقتی هرچی داری رو بذاری پای هدفت مطمئن باش که میتونی به هدفت برسی !!!برای تک تکتون دعا میکنم

                              فاطمه.دانشجوی ترم 2پزشکی

                              اینم ی چندتا سوال و جواب از خانم دکتر ک مطمئنم جواب خیلیا هس

                              اگه میتونید توضیح بدید 3 ماه اخر دقیقا چیکارایی کردین و از چه منابعی استفاده کردین و کلا تجربیاتتون؟!!

                              من از بعد ار عید شروع کردم به خوندن روزی 18 ساعت هم میخوندم از 4صبح تا 12.5 شب.اول نشستم همه ی مبحثای رو نوشتم واولیت بندی کردم با

                              aوbوc.زیستمو اینجوری خوندم (روز اول فصل اول رو خوندم روز دوم فصل اول وفصل دوم رو میخوندم روز سوم فصل دوم وسوم رو میخوندم همینجوری تا آخر ولی

                              روز دوم که فصل اول ودوم رو خوندم تستای فصل اول رو هم زدم روز سوم که فصل دوم سوم رو خوندم تستای فصل دوم رو زدم همینجوری تا آخر تا پایه ام تموم

                              شد...انگار دودور خوندن با یه دور تست رو خوندم بعدم رفتم سراغ پیش دو اینجا فصل فصل خوندم مسلط شدم برای اینکه قاطی نکنم سه فصل آخرو وقتی مثلا

                              کاهوی دریای میخوندم یه برگه کنارم بود وهرچی به نظرم مهم میومد رو تو برگه مینوشتم بعد نکات این برگه هارو باهم مقایسه میکردم به نظرم خیلی کمکم کرد

                              بعدم یک هفته وقت گذاشتم رو زنتیک جمعیت وفصل اول پیش )وقتی تموم شد وخیالم راحت شد دوباره شروع کردم روزی سه فصل مرور میکردم)برا زیست

                              نشرالگو کار کردم..

                              برای ریاضی فیزیک هم یه مبحثایی رو قبلش نیمه نیمه کار کرده بودم یه قسمتایی رو هم اصن کار نکرده بودم اونایی که نیمه کار کرده بودم رو گذاشتم bانایی که

                              اصن کار نکرده بودم رو گذاشتم c.اینجوری میخوندم که یه روز یه مبحث bازریاضی با یک مبحثcاز فیزیک روز بعد برعکس!بعضی مبحثا یه هفته طول میکشید ولی مثلا

                              دنباله مثلثات مجانب حد رو یه روزه که 4 ساعت میخوندم تموم میکردم .برای ریاضی کتاب قطور تختیه سیاه رو خوندم زیاد بود ولی خیلی کتابش خوب بود!!برای

                              فیزیک هم گاج نقره ای کار کردم البته همه ی تستاشو نرسیدم بخونم.برای شیمی هم اول دومو خوندم بعدم پیش یک هرشب 7 تا تست مسئله شیمی میزدم تا

                              خود شب کنکور.برای شیمی تک تک تستای مبتکران رو تحلیل میکردم اوایل خیلی طول میکشید دی وی دی های آفبا رو هم برای شیمی داشتم خیلی کمکم کرد

                              من شیمی 75 زدم. برای دینی هم چون قبلا یه دور خونده بودم هرروز یه درس رو دوره میکردم وتستاشو روز بعد میزدم .برای زیان هم از درس آخر پیش شروع

                              کردم واومدم جلو اوایل یک شب ردینگ میخوندم یک شب کلوز از روی کتاب ونترسیم از متن کیاسالار ولی آخرا هر دورو هرشب میخوندم چون سرعتم رفته بود بالا..

                              ادبیات هم از اردیبهشت هرروز 5 شخصیت از تاریخ ادبیات میخوندم تا خود کنکور.از کتاب املا ولغت هامون سبطی هم واقعا استفاده کردیم خیلی کتابش عالیه املا

                              ولغت رو از روی اون میخوندم حجمش خیلی کمه.زبان فارسی هم تکواژ وشمارش رو گذاشتم کنار بقیه مبحثارو کار کردم تا آخر اردیبهشت هفته ای یه مبحث جمعه

                              ها میخوندم از کتاب 5 مبحث.آرایه وقرابت هم فقط خرداد ماه یه روز درمیون نیم ساعت کار کردم .عربی فروردین فقط ترجمه خوندم از اردیبهشت دی وی دی گاج

                              آقای ماهینی رو برای قواعد دیدم دو درس میخوندم قواعد بعدش روز بعد 50 تا تست ازاون دو درس میزدم تا آخر رادیبهشت تموم شد از نشرالگو تست عربی زدم

                              حجمش خیلی زیاده ولی من فقط تستای 50 تاییشو زدم.خرداد که کنکور عمومی رو حل میکردم اینابرام دوره شد چندبار!!

                              کلا کیفیت مطالعتم 100 بود تمرکزم خیلی زیاد بود صدبار به خودم میگفتم فقط همین یه بار این مبحثو میخام بخونم واسه همین اون یه بار همه ی تلاشم این بود که

                              واقعا همشو بگیرم

                              امیدوارمم براتون مفید باشه

                              موفق باشید
                              کیفیت مطالعتم 100 بود تمرکزم خیلی زیاد بود صدبار به خودم میگفتم فقط همین یه بار این مبحثو میخام بخونم واسه همین اون یه بار همه ی تلاشم این بود که واقعا همشو بگیرم" این این این ، همش همینه ... رمز موفقیت

                              بینه دوستات بودن کسایی ک تو سه ماه از صفر شروع کردن و ب اینجا رسیدن؟
                              راستش از صفر تو کلاس ما واقعا نمیدونم هست یانه ولی آرزو رو میشناسم که داروی دانشگامون میخونه ودوستشم که 200 شد وپزشکی نیم سال دوم بهشتی

                              میخونه رو میدونم که ترازشون 4500 بوده ولی با سه ماه خوندن داروی دانشگاه تهران قبول شده.

                              بچه ها روزی که شروع کردم به این فکر نکردم که سه ماه وقت دارم به این فکر نکردم که حجم نخونده هام خیلی زیاده فقط به این فکر کردم که من راه وچاره ای جز

                              اینکه به هدفم برسم ندارم هیچی رو نمیدیدم جز هدفم.دوتا صحنه رو همیشه جلوی چشمام روزی که نتیجه ام میاد روزی که جلوی در ورودی دانشگام ..ما فقط دوتا

                              فرزند بودیم خواهرم که از من بزرگ تربود ومن .با خواهرم خیلی صمیمی بودم روزی که رفت تا یک هفته نمیتونستم حرف بزنم لال شده بودم همه میگفتن فاطمه

                              بدون ساجده نابود میشه میدونین بچه ها خیلی شبا اشک ریختم ولی ادامه دادم خیلیا بهم گفتن نمیتونی ولی ادامه دادم .منتظر نبودم کسی بهم بگه میتونی منتظر

                              نبودم کسی از آرزوهام واسم بگه فقط میخوندم ساعتها پشت سر هم همون اول که به خدا توکل کردم وشروع کردم با خودم عهد بستم همه ی توانمو بذارم

                              وگذاشتم .روزی که نتیجه ام اومد پدرم کارناممو بهمه نشون میداد میگفت ببین دخترم دورقمی شده ببین فاطمه من پزشک میشه .بچه ها بخدا لذتی دداره اشک

                              شوق خانواده وخودت که هیچ لذتی جاشو نمگیره ولی بها داره این سه ماه باید بهاشو بپردازی!!ا

                              آره بچه ها با همه وجودتون این سه ماه رو بخونین.وقتی هدفی داشته باشی باور کن هیچی نمیتونه مانعت بشه بلکه همچی دست به دست هم میده تا تو به

                              هدفت برسی خدا خودش گفته لایکلف نفسا الا وسعها ما هیچکدوم ازبنده هامونو بیشترازتوانشون تکلیف نمیکنیم پس نا امید نباش ببین خدا داره تورو میبینه که

                              داری تلاش میکنه تو تک تک ثانیه هات هست میخواد بهت بگه بنده من ادامه بده تو میتونی به آرزوهات برسی.بچه ها کنکور اول راهه این سه ماه سختی کشیدن

                              باعث میشه وقتی مجبورباشی دوشب واسه امتحان آناتومی بیدارباشی دیگه سختت نیس وتو محکم محکمی!!باید همه ی تلاشتو بکنی خدا اولت میکنه باور کن

                              ببین امسال رتبه 15منطقه 3 دانشگاه تهران قبول نشد ولی منکه 32بودم قبول شدم .میخام بهت بگم تو همه ی تلاشتو بکن خدا اولت میکنه خدا حواسش به همچی

                              هست!!براتون دعا میکنم دوستای گلم

                              sobhawnS آفلاین
                              sobhawnS آفلاین
                              sobhawn
                              نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط بهاره انجام شده
                              #613

                              @javadm328 در انگيزه گفته است:

                              من فاطمه ام یه روزی با ی فاطمه ی دیگه دوست شدم خیییلی دوست خوبی برام بود اون روز تراز کانونم 5800 بود ادامه دادیم با فاطمه تا اینکه من از دی نتم

                              تموم شد واز دنیای مجازی رفتم .همینجوری میخوندم تا اینکه بهمن حال خواهرم بد شد واسفند عمرشو داد به شما من تو این دو ماه هیچی نخوندم صفر صفر...از بعد

                              از عید باشرایطی داغون دوباره شروع کردم ولی عشق خدا وهدفم تو دلم جوونه میزد ...بارها اشک ریختم خسته شدم بریدم ولی بازم ادامه دادم سه ماه مونده

                              بود به کنکور همه ی عزممو جزم کردم روزی 18 ساعت میخوندم به خستگیام توجهی نکردم همه ی وجودم هدفم بود تااینکه روزی که نتیجه کنکورم اومد ومن شده

                              بودم 32 .وقتی اشک مادرمو دیدم وقتی اشک پدرمو دیدم وقتی خودم از ذوق صدمتر ازرو زمین پریدم همه ی خستگیام رفت.رفقا بخدا میشه با سه ماه حتی

                              دورقمی آورد الان خیلی ازدانشجوهای کلاسمون هم میگن ما سه ماه آخر کمر همت بستیم وبکوب خوندیم هم اتاقی من دندون دانشگاه تهران میخونه میگه

                              فاطمه دلم میخواد به همه کنکوریا بگم سه ماه به کوب خوندن واقعا کافیه!!

                              دوستای خوب من همه ی وجودتونو بذارین این سه ماه پای هدفتون طوری که یه ثانیه هم حس نکنین خسته این.بذارین همه ی این خستگی ها با نتیجه کنکور

                              یادتون بره بذارین این لذتو که با افتخار جلوی دانشکده مورد علاقتون وایستادین ومیگین تونستم آره تونستم حس کنین.من ازمنطقه محرومم یه روستای کوچیک

                              ولی تونستم رفیق من تو هم میتونی رفیق صبر داشته باش تا اینجا اومدی این سه ماهو هم با تموم قدرت پیش برو باتموم وجودت به خدا اعتماد داشته باش با

                              تموم وجودت تلاش کن با تک تک سلولات تلاش کن رفیق من

                              اوایل حس میکردم فقط من سه ماه آخر خوندم ولی الان خیلیا رو میتونم براتون مثال بزنم از همکلاسیام که فقط سه ماه رو بکوب خوندن وپزشکی دانشگاه تهران

                              قبول شدن تو هم میتونی اول باور کن که با سه ماه میتونی بعدم شروع کن باتموم وجودت خوندن!!

                              رفیق وقتی هرچی داری رو بذاری پای هدفت مطمئن باش که میتونی به هدفت برسی !!!برای تک تکتون دعا میکنم

                              فاطمه.دانشجوی ترم 2پزشکی

                              اینم ی چندتا سوال و جواب از خانم دکتر ک مطمئنم جواب خیلیا هس

                              اگه میتونید توضیح بدید 3 ماه اخر دقیقا چیکارایی کردین و از چه منابعی استفاده کردین و کلا تجربیاتتون؟!!

                              من از بعد ار عید شروع کردم به خوندن روزی 18 ساعت هم میخوندم از 4صبح تا 12.5 شب.اول نشستم همه ی مبحثای رو نوشتم واولیت بندی کردم با

                              aوbوc.زیستمو اینجوری خوندم (روز اول فصل اول رو خوندم روز دوم فصل اول وفصل دوم رو میخوندم روز سوم فصل دوم وسوم رو میخوندم همینجوری تا آخر ولی

                              روز دوم که فصل اول ودوم رو خوندم تستای فصل اول رو هم زدم روز سوم که فصل دوم سوم رو خوندم تستای فصل دوم رو زدم همینجوری تا آخر تا پایه ام تموم

                              شد...انگار دودور خوندن با یه دور تست رو خوندم بعدم رفتم سراغ پیش دو اینجا فصل فصل خوندم مسلط شدم برای اینکه قاطی نکنم سه فصل آخرو وقتی مثلا

                              کاهوی دریای میخوندم یه برگه کنارم بود وهرچی به نظرم مهم میومد رو تو برگه مینوشتم بعد نکات این برگه هارو باهم مقایسه میکردم به نظرم خیلی کمکم کرد

                              بعدم یک هفته وقت گذاشتم رو زنتیک جمعیت وفصل اول پیش )وقتی تموم شد وخیالم راحت شد دوباره شروع کردم روزی سه فصل مرور میکردم)برا زیست

                              نشرالگو کار کردم..

                              برای ریاضی فیزیک هم یه مبحثایی رو قبلش نیمه نیمه کار کرده بودم یه قسمتایی رو هم اصن کار نکرده بودم اونایی که نیمه کار کرده بودم رو گذاشتم bانایی که

                              اصن کار نکرده بودم رو گذاشتم c.اینجوری میخوندم که یه روز یه مبحث bازریاضی با یک مبحثcاز فیزیک روز بعد برعکس!بعضی مبحثا یه هفته طول میکشید ولی مثلا

                              دنباله مثلثات مجانب حد رو یه روزه که 4 ساعت میخوندم تموم میکردم .برای ریاضی کتاب قطور تختیه سیاه رو خوندم زیاد بود ولی خیلی کتابش خوب بود!!برای

                              فیزیک هم گاج نقره ای کار کردم البته همه ی تستاشو نرسیدم بخونم.برای شیمی هم اول دومو خوندم بعدم پیش یک هرشب 7 تا تست مسئله شیمی میزدم تا

                              خود شب کنکور.برای شیمی تک تک تستای مبتکران رو تحلیل میکردم اوایل خیلی طول میکشید دی وی دی های آفبا رو هم برای شیمی داشتم خیلی کمکم کرد

                              من شیمی 75 زدم. برای دینی هم چون قبلا یه دور خونده بودم هرروز یه درس رو دوره میکردم وتستاشو روز بعد میزدم .برای زیان هم از درس آخر پیش شروع

                              کردم واومدم جلو اوایل یک شب ردینگ میخوندم یک شب کلوز از روی کتاب ونترسیم از متن کیاسالار ولی آخرا هر دورو هرشب میخوندم چون سرعتم رفته بود بالا..

                              ادبیات هم از اردیبهشت هرروز 5 شخصیت از تاریخ ادبیات میخوندم تا خود کنکور.از کتاب املا ولغت هامون سبطی هم واقعا استفاده کردیم خیلی کتابش عالیه املا

                              ولغت رو از روی اون میخوندم حجمش خیلی کمه.زبان فارسی هم تکواژ وشمارش رو گذاشتم کنار بقیه مبحثارو کار کردم تا آخر اردیبهشت هفته ای یه مبحث جمعه

                              ها میخوندم از کتاب 5 مبحث.آرایه وقرابت هم فقط خرداد ماه یه روز درمیون نیم ساعت کار کردم .عربی فروردین فقط ترجمه خوندم از اردیبهشت دی وی دی گاج

                              آقای ماهینی رو برای قواعد دیدم دو درس میخوندم قواعد بعدش روز بعد 50 تا تست ازاون دو درس میزدم تا آخر رادیبهشت تموم شد از نشرالگو تست عربی زدم

                              حجمش خیلی زیاده ولی من فقط تستای 50 تاییشو زدم.خرداد که کنکور عمومی رو حل میکردم اینابرام دوره شد چندبار!!

                              کلا کیفیت مطالعتم 100 بود تمرکزم خیلی زیاد بود صدبار به خودم میگفتم فقط همین یه بار این مبحثو میخام بخونم واسه همین اون یه بار همه ی تلاشم این بود که

                              واقعا همشو بگیرم

                              امیدوارمم براتون مفید باشه

                              موفق باشید
                              کیفیت مطالعتم 100 بود تمرکزم خیلی زیاد بود صدبار به خودم میگفتم فقط همین یه بار این مبحثو میخام بخونم واسه همین اون یه بار همه ی تلاشم این بود که واقعا همشو بگیرم" این این این ، همش همینه ... رمز موفقیت

                              بینه دوستات بودن کسایی ک تو سه ماه از صفر شروع کردن و ب اینجا رسیدن؟
                              راستش از صفر تو کلاس ما واقعا نمیدونم هست یانه ولی آرزو رو میشناسم که داروی دانشگامون میخونه ودوستشم که 200 شد وپزشکی نیم سال دوم بهشتی

                              میخونه رو میدونم که ترازشون 4500 بوده ولی با سه ماه خوندن داروی دانشگاه تهران قبول شده.

                              بچه ها روزی که شروع کردم به این فکر نکردم که سه ماه وقت دارم به این فکر نکردم که حجم نخونده هام خیلی زیاده فقط به این فکر کردم که من راه وچاره ای جز

                              اینکه به هدفم برسم ندارم هیچی رو نمیدیدم جز هدفم.دوتا صحنه رو همیشه جلوی چشمام روزی که نتیجه ام میاد روزی که جلوی در ورودی دانشگام ..ما فقط دوتا

                              فرزند بودیم خواهرم که از من بزرگ تربود ومن .با خواهرم خیلی صمیمی بودم روزی که رفت تا یک هفته نمیتونستم حرف بزنم لال شده بودم همه میگفتن فاطمه

                              بدون ساجده نابود میشه میدونین بچه ها خیلی شبا اشک ریختم ولی ادامه دادم خیلیا بهم گفتن نمیتونی ولی ادامه دادم .منتظر نبودم کسی بهم بگه میتونی منتظر

                              نبودم کسی از آرزوهام واسم بگه فقط میخوندم ساعتها پشت سر هم همون اول که به خدا توکل کردم وشروع کردم با خودم عهد بستم همه ی توانمو بذارم

                              وگذاشتم .روزی که نتیجه ام اومد پدرم کارناممو بهمه نشون میداد میگفت ببین دخترم دورقمی شده ببین فاطمه من پزشک میشه .بچه ها بخدا لذتی دداره اشک

                              شوق خانواده وخودت که هیچ لذتی جاشو نمگیره ولی بها داره این سه ماه باید بهاشو بپردازی!!ا

                              آره بچه ها با همه وجودتون این سه ماه رو بخونین.وقتی هدفی داشته باشی باور کن هیچی نمیتونه مانعت بشه بلکه همچی دست به دست هم میده تا تو به

                              هدفت برسی خدا خودش گفته لایکلف نفسا الا وسعها ما هیچکدوم ازبنده هامونو بیشترازتوانشون تکلیف نمیکنیم پس نا امید نباش ببین خدا داره تورو میبینه که

                              داری تلاش میکنه تو تک تک ثانیه هات هست میخواد بهت بگه بنده من ادامه بده تو میتونی به آرزوهات برسی.بچه ها کنکور اول راهه این سه ماه سختی کشیدن

                              باعث میشه وقتی مجبورباشی دوشب واسه امتحان آناتومی بیدارباشی دیگه سختت نیس وتو محکم محکمی!!باید همه ی تلاشتو بکنی خدا اولت میکنه باور کن

                              ببین امسال رتبه 15منطقه 3 دانشگاه تهران قبول نشد ولی منکه 32بودم قبول شدم .میخام بهت بگم تو همه ی تلاشتو بکن خدا اولت میکنه خدا حواسش به همچی

                              هست!!براتون دعا میکنم دوستای گلم
                              ...........................................

                              فوق العاده بود !!!

                              https://forum.alaatv.com/user/sobhawn/topics

                              1 پاسخ آخرین پاسخ
                              5
                              • banooB آفلاین
                                banooB آفلاین
                                banoo
                                نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط banoo انجام شده
                                #614

                                کاش میتونستم وویس ایمان خان سرورپور عزیز رو بزارم اینجا
                                چه خووبه که هست
                                بچه ها برین گوش بدین بهش
                                انگار ذهنمو خونده بود
                                چه خووبه این مرد♥

                                گر از یادم رود عالم
                                تو از یادم
                                نخواهی رفت

                                #شهریار

                                M.anM 1 پاسخ آخرین پاسخ
                                2
                                • banooB banoo

                                  کاش میتونستم وویس ایمان خان سرورپور عزیز رو بزارم اینجا
                                  چه خووبه که هست
                                  بچه ها برین گوش بدین بهش
                                  انگار ذهنمو خونده بود
                                  چه خووبه این مرد♥

                                  M.anM آفلاین
                                  M.anM آفلاین
                                  M.an
                                  مدیر
                                  نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                  #615

                                  banoo
                                  (:

                                  چیزی که عاشقش هستی رو پیدا کن و بذار بکشتت.

                                  1 پاسخ آخرین پاسخ
                                  1
                                  • A astmn5975uhfkep

                                    من فاطمه ام یه روزی با ی فاطمه ی دیگه دوست شدم خیییلی دوست خوبی برام بود اون روز تراز کانونم 5800 بود ادامه دادیم با فاطمه تا اینکه من از دی نتم

                                    تموم شد واز دنیای مجازی رفتم .همینجوری میخوندم تا اینکه بهمن حال خواهرم بد شد واسفند عمرشو داد به شما من تو این دو ماه هیچی نخوندم صفر صفر...از بعد

                                    از عید باشرایطی داغون دوباره شروع کردم ولی عشق خدا وهدفم تو دلم جوونه میزد ...بارها اشک ریختم خسته شدم بریدم ولی بازم ادامه دادم سه ماه مونده

                                    بود به کنکور همه ی عزممو جزم کردم روزی 18 ساعت میخوندم به خستگیام توجهی نکردم همه ی وجودم هدفم بود تااینکه روزی که نتیجه کنکورم اومد ومن شده

                                    بودم 32 .وقتی اشک مادرمو دیدم وقتی اشک پدرمو دیدم وقتی خودم از ذوق صدمتر ازرو زمین پریدم همه ی خستگیام رفت.رفقا بخدا میشه با سه ماه حتی

                                    دورقمی آورد الان خیلی ازدانشجوهای کلاسمون هم میگن ما سه ماه آخر کمر همت بستیم وبکوب خوندیم هم اتاقی من دندون دانشگاه تهران میخونه میگه

                                    فاطمه دلم میخواد به همه کنکوریا بگم سه ماه به کوب خوندن واقعا کافیه!!

                                    دوستای خوب من همه ی وجودتونو بذارین این سه ماه پای هدفتون طوری که یه ثانیه هم حس نکنین خسته این.بذارین همه ی این خستگی ها با نتیجه کنکور

                                    یادتون بره بذارین این لذتو که با افتخار جلوی دانشکده مورد علاقتون وایستادین ومیگین تونستم آره تونستم حس کنین.من ازمنطقه محرومم یه روستای کوچیک

                                    ولی تونستم رفیق من تو هم میتونی رفیق صبر داشته باش تا اینجا اومدی این سه ماهو هم با تموم قدرت پیش برو باتموم وجودت به خدا اعتماد داشته باش با

                                    تموم وجودت تلاش کن با تک تک سلولات تلاش کن رفیق من

                                    اوایل حس میکردم فقط من سه ماه آخر خوندم ولی الان خیلیا رو میتونم براتون مثال بزنم از همکلاسیام که فقط سه ماه رو بکوب خوندن وپزشکی دانشگاه تهران

                                    قبول شدن تو هم میتونی اول باور کن که با سه ماه میتونی بعدم شروع کن باتموم وجودت خوندن!!

                                    رفیق وقتی هرچی داری رو بذاری پای هدفت مطمئن باش که میتونی به هدفت برسی !!!برای تک تکتون دعا میکنم

                                    فاطمه.دانشجوی ترم 2پزشکی

                                    اینم ی چندتا سوال و جواب از خانم دکتر ک مطمئنم جواب خیلیا هس

                                    اگه میتونید توضیح بدید 3 ماه اخر دقیقا چیکارایی کردین و از چه منابعی استفاده کردین و کلا تجربیاتتون؟!!

                                    من از بعد ار عید شروع کردم به خوندن روزی 18 ساعت هم میخوندم از 4صبح تا 12.5 شب.اول نشستم همه ی مبحثای رو نوشتم واولیت بندی کردم با

                                    aوbوc.زیستمو اینجوری خوندم (روز اول فصل اول رو خوندم روز دوم فصل اول وفصل دوم رو میخوندم روز سوم فصل دوم وسوم رو میخوندم همینجوری تا آخر ولی

                                    روز دوم که فصل اول ودوم رو خوندم تستای فصل اول رو هم زدم روز سوم که فصل دوم سوم رو خوندم تستای فصل دوم رو زدم همینجوری تا آخر تا پایه ام تموم

                                    شد...انگار دودور خوندن با یه دور تست رو خوندم بعدم رفتم سراغ پیش دو اینجا فصل فصل خوندم مسلط شدم برای اینکه قاطی نکنم سه فصل آخرو وقتی مثلا

                                    کاهوی دریای میخوندم یه برگه کنارم بود وهرچی به نظرم مهم میومد رو تو برگه مینوشتم بعد نکات این برگه هارو باهم مقایسه میکردم به نظرم خیلی کمکم کرد

                                    بعدم یک هفته وقت گذاشتم رو زنتیک جمعیت وفصل اول پیش )وقتی تموم شد وخیالم راحت شد دوباره شروع کردم روزی سه فصل مرور میکردم)برا زیست

                                    نشرالگو کار کردم..

                                    برای ریاضی فیزیک هم یه مبحثایی رو قبلش نیمه نیمه کار کرده بودم یه قسمتایی رو هم اصن کار نکرده بودم اونایی که نیمه کار کرده بودم رو گذاشتم bانایی که

                                    اصن کار نکرده بودم رو گذاشتم c.اینجوری میخوندم که یه روز یه مبحث bازریاضی با یک مبحثcاز فیزیک روز بعد برعکس!بعضی مبحثا یه هفته طول میکشید ولی مثلا

                                    دنباله مثلثات مجانب حد رو یه روزه که 4 ساعت میخوندم تموم میکردم .برای ریاضی کتاب قطور تختیه سیاه رو خوندم زیاد بود ولی خیلی کتابش خوب بود!!برای

                                    فیزیک هم گاج نقره ای کار کردم البته همه ی تستاشو نرسیدم بخونم.برای شیمی هم اول دومو خوندم بعدم پیش یک هرشب 7 تا تست مسئله شیمی میزدم تا

                                    خود شب کنکور.برای شیمی تک تک تستای مبتکران رو تحلیل میکردم اوایل خیلی طول میکشید دی وی دی های آفبا رو هم برای شیمی داشتم خیلی کمکم کرد

                                    من شیمی 75 زدم. برای دینی هم چون قبلا یه دور خونده بودم هرروز یه درس رو دوره میکردم وتستاشو روز بعد میزدم .برای زیان هم از درس آخر پیش شروع

                                    کردم واومدم جلو اوایل یک شب ردینگ میخوندم یک شب کلوز از روی کتاب ونترسیم از متن کیاسالار ولی آخرا هر دورو هرشب میخوندم چون سرعتم رفته بود بالا..

                                    ادبیات هم از اردیبهشت هرروز 5 شخصیت از تاریخ ادبیات میخوندم تا خود کنکور.از کتاب املا ولغت هامون سبطی هم واقعا استفاده کردیم خیلی کتابش عالیه املا

                                    ولغت رو از روی اون میخوندم حجمش خیلی کمه.زبان فارسی هم تکواژ وشمارش رو گذاشتم کنار بقیه مبحثارو کار کردم تا آخر اردیبهشت هفته ای یه مبحث جمعه

                                    ها میخوندم از کتاب 5 مبحث.آرایه وقرابت هم فقط خرداد ماه یه روز درمیون نیم ساعت کار کردم .عربی فروردین فقط ترجمه خوندم از اردیبهشت دی وی دی گاج

                                    آقای ماهینی رو برای قواعد دیدم دو درس میخوندم قواعد بعدش روز بعد 50 تا تست ازاون دو درس میزدم تا آخر رادیبهشت تموم شد از نشرالگو تست عربی زدم

                                    حجمش خیلی زیاده ولی من فقط تستای 50 تاییشو زدم.خرداد که کنکور عمومی رو حل میکردم اینابرام دوره شد چندبار!!

                                    کلا کیفیت مطالعتم 100 بود تمرکزم خیلی زیاد بود صدبار به خودم میگفتم فقط همین یه بار این مبحثو میخام بخونم واسه همین اون یه بار همه ی تلاشم این بود که

                                    واقعا همشو بگیرم

                                    امیدوارمم براتون مفید باشه

                                    موفق باشید
                                    کیفیت مطالعتم 100 بود تمرکزم خیلی زیاد بود صدبار به خودم میگفتم فقط همین یه بار این مبحثو میخام بخونم واسه همین اون یه بار همه ی تلاشم این بود که واقعا همشو بگیرم" این این این ، همش همینه ... رمز موفقیت

                                    بینه دوستات بودن کسایی ک تو سه ماه از صفر شروع کردن و ب اینجا رسیدن؟
                                    راستش از صفر تو کلاس ما واقعا نمیدونم هست یانه ولی آرزو رو میشناسم که داروی دانشگامون میخونه ودوستشم که 200 شد وپزشکی نیم سال دوم بهشتی

                                    میخونه رو میدونم که ترازشون 4500 بوده ولی با سه ماه خوندن داروی دانشگاه تهران قبول شده.

                                    بچه ها روزی که شروع کردم به این فکر نکردم که سه ماه وقت دارم به این فکر نکردم که حجم نخونده هام خیلی زیاده فقط به این فکر کردم که من راه وچاره ای جز

                                    اینکه به هدفم برسم ندارم هیچی رو نمیدیدم جز هدفم.دوتا صحنه رو همیشه جلوی چشمام روزی که نتیجه ام میاد روزی که جلوی در ورودی دانشگام ..ما فقط دوتا

                                    فرزند بودیم خواهرم که از من بزرگ تربود ومن .با خواهرم خیلی صمیمی بودم روزی که رفت تا یک هفته نمیتونستم حرف بزنم لال شده بودم همه میگفتن فاطمه

                                    بدون ساجده نابود میشه میدونین بچه ها خیلی شبا اشک ریختم ولی ادامه دادم خیلیا بهم گفتن نمیتونی ولی ادامه دادم .منتظر نبودم کسی بهم بگه میتونی منتظر

                                    نبودم کسی از آرزوهام واسم بگه فقط میخوندم ساعتها پشت سر هم همون اول که به خدا توکل کردم وشروع کردم با خودم عهد بستم همه ی توانمو بذارم

                                    وگذاشتم .روزی که نتیجه ام اومد پدرم کارناممو بهمه نشون میداد میگفت ببین دخترم دورقمی شده ببین فاطمه من پزشک میشه .بچه ها بخدا لذتی دداره اشک

                                    شوق خانواده وخودت که هیچ لذتی جاشو نمگیره ولی بها داره این سه ماه باید بهاشو بپردازی!!ا

                                    آره بچه ها با همه وجودتون این سه ماه رو بخونین.وقتی هدفی داشته باشی باور کن هیچی نمیتونه مانعت بشه بلکه همچی دست به دست هم میده تا تو به

                                    هدفت برسی خدا خودش گفته لایکلف نفسا الا وسعها ما هیچکدوم ازبنده هامونو بیشترازتوانشون تکلیف نمیکنیم پس نا امید نباش ببین خدا داره تورو میبینه که

                                    داری تلاش میکنه تو تک تک ثانیه هات هست میخواد بهت بگه بنده من ادامه بده تو میتونی به آرزوهات برسی.بچه ها کنکور اول راهه این سه ماه سختی کشیدن

                                    باعث میشه وقتی مجبورباشی دوشب واسه امتحان آناتومی بیدارباشی دیگه سختت نیس وتو محکم محکمی!!باید همه ی تلاشتو بکنی خدا اولت میکنه باور کن

                                    ببین امسال رتبه 15منطقه 3 دانشگاه تهران قبول نشد ولی منکه 32بودم قبول شدم .میخام بهت بگم تو همه ی تلاشتو بکن خدا اولت میکنه خدا حواسش به همچی

                                    هست!!براتون دعا میکنم دوستای گلم

                                    S آفلاین
                                    S آفلاین
                                    salehe
                                    دانش آموزان آلاء
                                    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط بهاره انجام شده
                                    #616

                                    @javadm328 در انگيزه گفته است:

                                    من فاطمه ام یه روزی با ی فاطمه ی دیگه دوست شدم خیییلی دوست خوبی برام بود اون روز تراز کانونم 5800 بود ادامه دادیم با فاطمه تا اینکه من از دی نتم

                                    تموم شد واز دنیای مجازی رفتم .همینجوری میخوندم تا اینکه بهمن حال خواهرم بد شد واسفند عمرشو داد به شما من تو این دو ماه هیچی نخوندم صفر صفر...از بعد

                                    از عید باشرایطی داغون دوباره شروع کردم ولی عشق خدا وهدفم تو دلم جوونه میزد ...بارها اشک ریختم خسته شدم بریدم ولی بازم ادامه دادم سه ماه مونده

                                    بود به کنکور همه ی عزممو جزم کردم روزی 18 ساعت میخوندم به خستگیام توجهی نکردم همه ی وجودم هدفم بود تااینکه روزی که نتیجه کنکورم اومد ومن شده

                                    بودم 32 .وقتی اشک مادرمو دیدم وقتی اشک پدرمو دیدم وقتی خودم از ذوق صدمتر ازرو زمین پریدم همه ی خستگیام رفت.رفقا بخدا میشه با سه ماه حتی

                                    دورقمی آورد الان خیلی ازدانشجوهای کلاسمون هم میگن ما سه ماه آخر کمر همت بستیم وبکوب خوندیم هم اتاقی من دندون دانشگاه تهران میخونه میگه

                                    فاطمه دلم میخواد به همه کنکوریا بگم سه ماه به کوب خوندن واقعا کافیه!!

                                    دوستای خوب من همه ی وجودتونو بذارین این سه ماه پای هدفتون طوری که یه ثانیه هم حس نکنین خسته این.بذارین همه ی این خستگی ها با نتیجه کنکور

                                    یادتون بره بذارین این لذتو که با افتخار جلوی دانشکده مورد علاقتون وایستادین ومیگین تونستم آره تونستم حس کنین.من ازمنطقه محرومم یه روستای کوچیک

                                    ولی تونستم رفیق من تو هم میتونی رفیق صبر داشته باش تا اینجا اومدی این سه ماهو هم با تموم قدرت پیش برو باتموم وجودت به خدا اعتماد داشته باش با

                                    تموم وجودت تلاش کن با تک تک سلولات تلاش کن رفیق من

                                    اوایل حس میکردم فقط من سه ماه آخر خوندم ولی الان خیلیا رو میتونم براتون مثال بزنم از همکلاسیام که فقط سه ماه رو بکوب خوندن وپزشکی دانشگاه تهران

                                    قبول شدن تو هم میتونی اول باور کن که با سه ماه میتونی بعدم شروع کن باتموم وجودت خوندن!!

                                    رفیق وقتی هرچی داری رو بذاری پای هدفت مطمئن باش که میتونی به هدفت برسی !!!برای تک تکتون دعا میکنم

                                    فاطمه.دانشجوی ترم 2پزشکی

                                    اینم ی چندتا سوال و جواب از خانم دکتر ک مطمئنم جواب خیلیا هس

                                    اگه میتونید توضیح بدید 3 ماه اخر دقیقا چیکارایی کردین و از چه منابعی استفاده کردین و کلا تجربیاتتون؟!!

                                    من از بعد ار عید شروع کردم به خوندن روزی 18 ساعت هم میخوندم از 4صبح تا 12.5 شب.اول نشستم همه ی مبحثای رو نوشتم واولیت بندی کردم با

                                    aوbوc.زیستمو اینجوری خوندم (روز اول فصل اول رو خوندم روز دوم فصل اول وفصل دوم رو میخوندم روز سوم فصل دوم وسوم رو میخوندم همینجوری تا آخر ولی

                                    روز دوم که فصل اول ودوم رو خوندم تستای فصل اول رو هم زدم روز سوم که فصل دوم سوم رو خوندم تستای فصل دوم رو زدم همینجوری تا آخر تا پایه ام تموم

                                    شد...انگار دودور خوندن با یه دور تست رو خوندم بعدم رفتم سراغ پیش دو اینجا فصل فصل خوندم مسلط شدم برای اینکه قاطی نکنم سه فصل آخرو وقتی مثلا

                                    کاهوی دریای میخوندم یه برگه کنارم بود وهرچی به نظرم مهم میومد رو تو برگه مینوشتم بعد نکات این برگه هارو باهم مقایسه میکردم به نظرم خیلی کمکم کرد

                                    بعدم یک هفته وقت گذاشتم رو زنتیک جمعیت وفصل اول پیش )وقتی تموم شد وخیالم راحت شد دوباره شروع کردم روزی سه فصل مرور میکردم)برا زیست

                                    نشرالگو کار کردم..

                                    برای ریاضی فیزیک هم یه مبحثایی رو قبلش نیمه نیمه کار کرده بودم یه قسمتایی رو هم اصن کار نکرده بودم اونایی که نیمه کار کرده بودم رو گذاشتم bانایی که

                                    اصن کار نکرده بودم رو گذاشتم c.اینجوری میخوندم که یه روز یه مبحث bازریاضی با یک مبحثcاز فیزیک روز بعد برعکس!بعضی مبحثا یه هفته طول میکشید ولی مثلا

                                    دنباله مثلثات مجانب حد رو یه روزه که 4 ساعت میخوندم تموم میکردم .برای ریاضی کتاب قطور تختیه سیاه رو خوندم زیاد بود ولی خیلی کتابش خوب بود!!برای

                                    فیزیک هم گاج نقره ای کار کردم البته همه ی تستاشو نرسیدم بخونم.برای شیمی هم اول دومو خوندم بعدم پیش یک هرشب 7 تا تست مسئله شیمی میزدم تا

                                    خود شب کنکور.برای شیمی تک تک تستای مبتکران رو تحلیل میکردم اوایل خیلی طول میکشید دی وی دی های آفبا رو هم برای شیمی داشتم خیلی کمکم کرد

                                    من شیمی 75 زدم. برای دینی هم چون قبلا یه دور خونده بودم هرروز یه درس رو دوره میکردم وتستاشو روز بعد میزدم .برای زیان هم از درس آخر پیش شروع

                                    کردم واومدم جلو اوایل یک شب ردینگ میخوندم یک شب کلوز از روی کتاب ونترسیم از متن کیاسالار ولی آخرا هر دورو هرشب میخوندم چون سرعتم رفته بود بالا..

                                    ادبیات هم از اردیبهشت هرروز 5 شخصیت از تاریخ ادبیات میخوندم تا خود کنکور.از کتاب املا ولغت هامون سبطی هم واقعا استفاده کردیم خیلی کتابش عالیه املا

                                    ولغت رو از روی اون میخوندم حجمش خیلی کمه.زبان فارسی هم تکواژ وشمارش رو گذاشتم کنار بقیه مبحثارو کار کردم تا آخر اردیبهشت هفته ای یه مبحث جمعه

                                    ها میخوندم از کتاب 5 مبحث.آرایه وقرابت هم فقط خرداد ماه یه روز درمیون نیم ساعت کار کردم .عربی فروردین فقط ترجمه خوندم از اردیبهشت دی وی دی گاج

                                    آقای ماهینی رو برای قواعد دیدم دو درس میخوندم قواعد بعدش روز بعد 50 تا تست ازاون دو درس میزدم تا آخر رادیبهشت تموم شد از نشرالگو تست عربی زدم

                                    حجمش خیلی زیاده ولی من فقط تستای 50 تاییشو زدم.خرداد که کنکور عمومی رو حل میکردم اینابرام دوره شد چندبار!!

                                    کلا کیفیت مطالعتم 100 بود تمرکزم خیلی زیاد بود صدبار به خودم میگفتم فقط همین یه بار این مبحثو میخام بخونم واسه همین اون یه بار همه ی تلاشم این بود که

                                    واقعا همشو بگیرم

                                    امیدوارمم براتون مفید باشه

                                    موفق باشید
                                    کیفیت مطالعتم 100 بود تمرکزم خیلی زیاد بود صدبار به خودم میگفتم فقط همین یه بار این مبحثو میخام بخونم واسه همین اون یه بار همه ی تلاشم این بود که واقعا همشو بگیرم" این این این ، همش همینه ... رمز موفقیت

                                    بینه دوستات بودن کسایی ک تو سه ماه از صفر شروع کردن و ب اینجا رسیدن؟
                                    راستش از صفر تو کلاس ما واقعا نمیدونم هست یانه ولی آرزو رو میشناسم که داروی دانشگامون میخونه ودوستشم که 200 شد وپزشکی نیم سال دوم بهشتی

                                    میخونه رو میدونم که ترازشون 4500 بوده ولی با سه ماه خوندن داروی دانشگاه تهران قبول شده.

                                    بچه ها روزی که شروع کردم به این فکر نکردم که سه ماه وقت دارم به این فکر نکردم که حجم نخونده هام خیلی زیاده فقط به این فکر کردم که من راه وچاره ای جز

                                    اینکه به هدفم برسم ندارم هیچی رو نمیدیدم جز هدفم.دوتا صحنه رو همیشه جلوی چشمام روزی که نتیجه ام میاد روزی که جلوی در ورودی دانشگام ..ما فقط دوتا

                                    فرزند بودیم خواهرم که از من بزرگ تربود ومن .با خواهرم خیلی صمیمی بودم روزی که رفت تا یک هفته نمیتونستم حرف بزنم لال شده بودم همه میگفتن فاطمه

                                    بدون ساجده نابود میشه میدونین بچه ها خیلی شبا اشک ریختم ولی ادامه دادم خیلیا بهم گفتن نمیتونی ولی ادامه دادم .منتظر نبودم کسی بهم بگه میتونی منتظر

                                    نبودم کسی از آرزوهام واسم بگه فقط میخوندم ساعتها پشت سر هم همون اول که به خدا توکل کردم وشروع کردم با خودم عهد بستم همه ی توانمو بذارم

                                    وگذاشتم .روزی که نتیجه ام اومد پدرم کارناممو بهمه نشون میداد میگفت ببین دخترم دورقمی شده ببین فاطمه من پزشک میشه .بچه ها بخدا لذتی دداره اشک

                                    شوق خانواده وخودت که هیچ لذتی جاشو نمگیره ولی بها داره این سه ماه باید بهاشو بپردازی!!ا

                                    آره بچه ها با همه وجودتون این سه ماه رو بخونین.وقتی هدفی داشته باشی باور کن هیچی نمیتونه مانعت بشه بلکه همچی دست به دست هم میده تا تو به

                                    هدفت برسی خدا خودش گفته لایکلف نفسا الا وسعها ما هیچکدوم ازبنده هامونو بیشترازتوانشون تکلیف نمیکنیم پس نا امید نباش ببین خدا داره تورو میبینه که

                                    داری تلاش میکنه تو تک تک ثانیه هات هست میخواد بهت بگه بنده من ادامه بده تو میتونی به آرزوهات برسی.بچه ها کنکور اول راهه این سه ماه سختی کشیدن

                                    باعث میشه وقتی مجبورباشی دوشب واسه امتحان آناتومی بیدارباشی دیگه سختت نیس وتو محکم محکمی!!باید همه ی تلاشتو بکنی خدا اولت میکنه باور کن

                                    ببین امسال رتبه 15منطقه 3 دانشگاه تهران قبول نشد ولی منکه 32بودم قبول شدم .میخام بهت بگم تو همه ی تلاشتو بکن خدا اولت میکنه خدا حواسش به همچی

                                    هست!!براتون دعا میکنم دوستای گلم
                                    ....................

                                    عالی بود
                                    هیچی نمیتونست منو اروم کنه
                                    با خوندن این متن خیلی اروم و امیدوار شدم
                                    ممنون

                                    M 1 پاسخ آخرین پاسخ
                                    0
                                    • A astmn5975uhfkep

                                      من فاطمه ام یه روزی با ی فاطمه ی دیگه دوست شدم خیییلی دوست خوبی برام بود اون روز تراز کانونم 5800 بود ادامه دادیم با فاطمه تا اینکه من از دی نتم

                                      تموم شد واز دنیای مجازی رفتم .همینجوری میخوندم تا اینکه بهمن حال خواهرم بد شد واسفند عمرشو داد به شما من تو این دو ماه هیچی نخوندم صفر صفر...از بعد

                                      از عید باشرایطی داغون دوباره شروع کردم ولی عشق خدا وهدفم تو دلم جوونه میزد ...بارها اشک ریختم خسته شدم بریدم ولی بازم ادامه دادم سه ماه مونده

                                      بود به کنکور همه ی عزممو جزم کردم روزی 18 ساعت میخوندم به خستگیام توجهی نکردم همه ی وجودم هدفم بود تااینکه روزی که نتیجه کنکورم اومد ومن شده

                                      بودم 32 .وقتی اشک مادرمو دیدم وقتی اشک پدرمو دیدم وقتی خودم از ذوق صدمتر ازرو زمین پریدم همه ی خستگیام رفت.رفقا بخدا میشه با سه ماه حتی

                                      دورقمی آورد الان خیلی ازدانشجوهای کلاسمون هم میگن ما سه ماه آخر کمر همت بستیم وبکوب خوندیم هم اتاقی من دندون دانشگاه تهران میخونه میگه

                                      فاطمه دلم میخواد به همه کنکوریا بگم سه ماه به کوب خوندن واقعا کافیه!!

                                      دوستای خوب من همه ی وجودتونو بذارین این سه ماه پای هدفتون طوری که یه ثانیه هم حس نکنین خسته این.بذارین همه ی این خستگی ها با نتیجه کنکور

                                      یادتون بره بذارین این لذتو که با افتخار جلوی دانشکده مورد علاقتون وایستادین ومیگین تونستم آره تونستم حس کنین.من ازمنطقه محرومم یه روستای کوچیک

                                      ولی تونستم رفیق من تو هم میتونی رفیق صبر داشته باش تا اینجا اومدی این سه ماهو هم با تموم قدرت پیش برو باتموم وجودت به خدا اعتماد داشته باش با

                                      تموم وجودت تلاش کن با تک تک سلولات تلاش کن رفیق من

                                      اوایل حس میکردم فقط من سه ماه آخر خوندم ولی الان خیلیا رو میتونم براتون مثال بزنم از همکلاسیام که فقط سه ماه رو بکوب خوندن وپزشکی دانشگاه تهران

                                      قبول شدن تو هم میتونی اول باور کن که با سه ماه میتونی بعدم شروع کن باتموم وجودت خوندن!!

                                      رفیق وقتی هرچی داری رو بذاری پای هدفت مطمئن باش که میتونی به هدفت برسی !!!برای تک تکتون دعا میکنم

                                      فاطمه.دانشجوی ترم 2پزشکی

                                      اینم ی چندتا سوال و جواب از خانم دکتر ک مطمئنم جواب خیلیا هس

                                      اگه میتونید توضیح بدید 3 ماه اخر دقیقا چیکارایی کردین و از چه منابعی استفاده کردین و کلا تجربیاتتون؟!!

                                      من از بعد ار عید شروع کردم به خوندن روزی 18 ساعت هم میخوندم از 4صبح تا 12.5 شب.اول نشستم همه ی مبحثای رو نوشتم واولیت بندی کردم با

                                      aوbوc.زیستمو اینجوری خوندم (روز اول فصل اول رو خوندم روز دوم فصل اول وفصل دوم رو میخوندم روز سوم فصل دوم وسوم رو میخوندم همینجوری تا آخر ولی

                                      روز دوم که فصل اول ودوم رو خوندم تستای فصل اول رو هم زدم روز سوم که فصل دوم سوم رو خوندم تستای فصل دوم رو زدم همینجوری تا آخر تا پایه ام تموم

                                      شد...انگار دودور خوندن با یه دور تست رو خوندم بعدم رفتم سراغ پیش دو اینجا فصل فصل خوندم مسلط شدم برای اینکه قاطی نکنم سه فصل آخرو وقتی مثلا

                                      کاهوی دریای میخوندم یه برگه کنارم بود وهرچی به نظرم مهم میومد رو تو برگه مینوشتم بعد نکات این برگه هارو باهم مقایسه میکردم به نظرم خیلی کمکم کرد

                                      بعدم یک هفته وقت گذاشتم رو زنتیک جمعیت وفصل اول پیش )وقتی تموم شد وخیالم راحت شد دوباره شروع کردم روزی سه فصل مرور میکردم)برا زیست

                                      نشرالگو کار کردم..

                                      برای ریاضی فیزیک هم یه مبحثایی رو قبلش نیمه نیمه کار کرده بودم یه قسمتایی رو هم اصن کار نکرده بودم اونایی که نیمه کار کرده بودم رو گذاشتم bانایی که

                                      اصن کار نکرده بودم رو گذاشتم c.اینجوری میخوندم که یه روز یه مبحث bازریاضی با یک مبحثcاز فیزیک روز بعد برعکس!بعضی مبحثا یه هفته طول میکشید ولی مثلا

                                      دنباله مثلثات مجانب حد رو یه روزه که 4 ساعت میخوندم تموم میکردم .برای ریاضی کتاب قطور تختیه سیاه رو خوندم زیاد بود ولی خیلی کتابش خوب بود!!برای

                                      فیزیک هم گاج نقره ای کار کردم البته همه ی تستاشو نرسیدم بخونم.برای شیمی هم اول دومو خوندم بعدم پیش یک هرشب 7 تا تست مسئله شیمی میزدم تا

                                      خود شب کنکور.برای شیمی تک تک تستای مبتکران رو تحلیل میکردم اوایل خیلی طول میکشید دی وی دی های آفبا رو هم برای شیمی داشتم خیلی کمکم کرد

                                      من شیمی 75 زدم. برای دینی هم چون قبلا یه دور خونده بودم هرروز یه درس رو دوره میکردم وتستاشو روز بعد میزدم .برای زیان هم از درس آخر پیش شروع

                                      کردم واومدم جلو اوایل یک شب ردینگ میخوندم یک شب کلوز از روی کتاب ونترسیم از متن کیاسالار ولی آخرا هر دورو هرشب میخوندم چون سرعتم رفته بود بالا..

                                      ادبیات هم از اردیبهشت هرروز 5 شخصیت از تاریخ ادبیات میخوندم تا خود کنکور.از کتاب املا ولغت هامون سبطی هم واقعا استفاده کردیم خیلی کتابش عالیه املا

                                      ولغت رو از روی اون میخوندم حجمش خیلی کمه.زبان فارسی هم تکواژ وشمارش رو گذاشتم کنار بقیه مبحثارو کار کردم تا آخر اردیبهشت هفته ای یه مبحث جمعه

                                      ها میخوندم از کتاب 5 مبحث.آرایه وقرابت هم فقط خرداد ماه یه روز درمیون نیم ساعت کار کردم .عربی فروردین فقط ترجمه خوندم از اردیبهشت دی وی دی گاج

                                      آقای ماهینی رو برای قواعد دیدم دو درس میخوندم قواعد بعدش روز بعد 50 تا تست ازاون دو درس میزدم تا آخر رادیبهشت تموم شد از نشرالگو تست عربی زدم

                                      حجمش خیلی زیاده ولی من فقط تستای 50 تاییشو زدم.خرداد که کنکور عمومی رو حل میکردم اینابرام دوره شد چندبار!!

                                      کلا کیفیت مطالعتم 100 بود تمرکزم خیلی زیاد بود صدبار به خودم میگفتم فقط همین یه بار این مبحثو میخام بخونم واسه همین اون یه بار همه ی تلاشم این بود که

                                      واقعا همشو بگیرم

                                      امیدوارمم براتون مفید باشه

                                      موفق باشید
                                      کیفیت مطالعتم 100 بود تمرکزم خیلی زیاد بود صدبار به خودم میگفتم فقط همین یه بار این مبحثو میخام بخونم واسه همین اون یه بار همه ی تلاشم این بود که واقعا همشو بگیرم" این این این ، همش همینه ... رمز موفقیت

                                      بینه دوستات بودن کسایی ک تو سه ماه از صفر شروع کردن و ب اینجا رسیدن؟
                                      راستش از صفر تو کلاس ما واقعا نمیدونم هست یانه ولی آرزو رو میشناسم که داروی دانشگامون میخونه ودوستشم که 200 شد وپزشکی نیم سال دوم بهشتی

                                      میخونه رو میدونم که ترازشون 4500 بوده ولی با سه ماه خوندن داروی دانشگاه تهران قبول شده.

                                      بچه ها روزی که شروع کردم به این فکر نکردم که سه ماه وقت دارم به این فکر نکردم که حجم نخونده هام خیلی زیاده فقط به این فکر کردم که من راه وچاره ای جز

                                      اینکه به هدفم برسم ندارم هیچی رو نمیدیدم جز هدفم.دوتا صحنه رو همیشه جلوی چشمام روزی که نتیجه ام میاد روزی که جلوی در ورودی دانشگام ..ما فقط دوتا

                                      فرزند بودیم خواهرم که از من بزرگ تربود ومن .با خواهرم خیلی صمیمی بودم روزی که رفت تا یک هفته نمیتونستم حرف بزنم لال شده بودم همه میگفتن فاطمه

                                      بدون ساجده نابود میشه میدونین بچه ها خیلی شبا اشک ریختم ولی ادامه دادم خیلیا بهم گفتن نمیتونی ولی ادامه دادم .منتظر نبودم کسی بهم بگه میتونی منتظر

                                      نبودم کسی از آرزوهام واسم بگه فقط میخوندم ساعتها پشت سر هم همون اول که به خدا توکل کردم وشروع کردم با خودم عهد بستم همه ی توانمو بذارم

                                      وگذاشتم .روزی که نتیجه ام اومد پدرم کارناممو بهمه نشون میداد میگفت ببین دخترم دورقمی شده ببین فاطمه من پزشک میشه .بچه ها بخدا لذتی دداره اشک

                                      شوق خانواده وخودت که هیچ لذتی جاشو نمگیره ولی بها داره این سه ماه باید بهاشو بپردازی!!ا

                                      آره بچه ها با همه وجودتون این سه ماه رو بخونین.وقتی هدفی داشته باشی باور کن هیچی نمیتونه مانعت بشه بلکه همچی دست به دست هم میده تا تو به

                                      هدفت برسی خدا خودش گفته لایکلف نفسا الا وسعها ما هیچکدوم ازبنده هامونو بیشترازتوانشون تکلیف نمیکنیم پس نا امید نباش ببین خدا داره تورو میبینه که

                                      داری تلاش میکنه تو تک تک ثانیه هات هست میخواد بهت بگه بنده من ادامه بده تو میتونی به آرزوهات برسی.بچه ها کنکور اول راهه این سه ماه سختی کشیدن

                                      باعث میشه وقتی مجبورباشی دوشب واسه امتحان آناتومی بیدارباشی دیگه سختت نیس وتو محکم محکمی!!باید همه ی تلاشتو بکنی خدا اولت میکنه باور کن

                                      ببین امسال رتبه 15منطقه 3 دانشگاه تهران قبول نشد ولی منکه 32بودم قبول شدم .میخام بهت بگم تو همه ی تلاشتو بکن خدا اولت میکنه خدا حواسش به همچی

                                      هست!!براتون دعا میکنم دوستای گلم

                                      بهارهب آفلاین
                                      بهارهب آفلاین
                                      بهاره
                                      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط بهاره انجام شده
                                      #617

                                      @javadm328 سلام
                                      قرار دادن لینک حاوی محتوای سایت های غیر مرتبط با آلاء ممنوعه
                                      پست شما ویرایش شد

                                      Nothing really matters :)

                                      1 پاسخ آخرین پاسخ
                                      0
                                      • banooB آفلاین
                                        banooB آفلاین
                                        banoo
                                        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                        #618

                                        #پست_مهندس_سرورپور

                                        نیمی از نگرانی ها و اضطراب های ما مربوط به نظر دیگران است، ما باید این خار را از بدن خود بیرون بکشیم.
                                        نظر دیگران تصوری خام یا یک وهم است که هر لحظه می‌تواند تغییر کند.
                                        نظر دیگران به نخی بند است و ما را برده ی آنان می کند. برده ی نظراتشان و بدتر، برده ‌ی آنچه وانمود می‌ کنند به نظرشان می‌ رسد.

                                        #اروین_یالوم
                                        (( تمام پوزخند ها به لبخند تبديل ميشن وقتي تو ادامه ميدي ميرسي و ميدرخشي رفيق...
                                        #ايمان_سرورپور ))

                                        گر از یادم رود عالم
                                        تو از یادم
                                        نخواهی رفت

                                        #شهریار

                                        1 پاسخ آخرین پاسخ
                                        5
                                        • R.MaryamR آفلاین
                                          R.MaryamR آفلاین
                                          R.Maryam
                                          دانش آموزان آلاء
                                          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط R.Maryam انجام شده
                                          #619

                                          گاهی زین به پشت،گاهی پشت به زین،گاهی محکم وایسا،گاهی سرجات بشین،گاهی گرمِ گرم،گاهی سردِسرد،گاهی راه بیا،گاهی بروبرنگرد،گاهی خیلی تند،گاهیم برعکس،گاهی مهربون،گاهی یکمی مکث،گاهی بترسون،گاهیم بترس،گاهی به هرسازی که زدن برقص،همه دنبال اینن ازت جاتو بگیرن،اگه میدون بدی میان و جاتو میگیرن،کسی فکرتو نیستو پاشوحقتو بگیر،پای حرفت وایسا،یکمی مردونه بمیر،سر "نه" گفتن،داد بزن همه بفهمن،اصن بذار دلخورشن،بذاربترسن،توکه خاکی بودی دیدی همه لهت کردن،چقده هل دادی آخرشم ولت کردن
                                          این شعر خیلی باحاله ولی من چیزی ازش نفهمیدم :grinning:

                                          در دنیایی که تمام خوبی ها بایک بدی فراموش می شود
                                          حق بده که عاقلانه زندگی کنم نه عاشقانه

                                          1 پاسخ آخرین پاسخ
                                          3
                                          پاسخ
                                          • پاسخ به عنوان موضوع
                                          وارد شوید تا پست بفرستید
                                          • قدیمی‌ترین به جدید‌ترین
                                          • جدید‌ترین به قدیمی‌ترین
                                          • بیشترین رای ها


                                          • 1
                                          • 2
                                          • 201
                                          • 202
                                          • 203
                                          • 204
                                          • 205
                                          • 217
                                          • 218
                                          • درون آمدن

                                          • حساب کاربری ندارید؟ نام‌نویسی

                                          • برای جستجو وارد شوید و یا ثبت نام کنید
                                          • اولین پست
                                            آخرین پست
                                          0
                                          • دسته‌بندی‌ها
                                          • نخوانده ها: پست‌های جدید برای شما 0
                                          • جدیدترین پست ها
                                          • برچسب‌ها
                                          • سوال‌های درسی و مشاوره‌ای
                                          • دوره‌های آلاء
                                          • گروه‌ها
                                          • راهنمای آلاخونه
                                            • معرفی آلاخونه
                                            • سوال‌پرسیدن | انتشار مطالب آموزشی
                                            • پاسخ‌دادن و مشارکت در تاپیک‌ها
                                            • استفاده از ابزارهای ادیتور
                                            • معرفی گروه‌ها
                                            • لینک‌های دسترسی سریع