هرچی تو دلته بریز بیرون 3
-
آسمان ِ آبی در هرچی تو دلته بریز بیرون 3 گفته است:
romisa پسرا رو میزدن دخترا رو که فک نکنم کسی جرئت کنه بزنه تو مدرسه:face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy:
مدیر ما با دست تنظیم میکرد
روز یک مهر چنان زده بود صورت طرف
دهنش پر خون شد
روز بعد پرونده زیر بغل
سر صف گفت خودم دیروز دستم درد گرفت:neutral_face:romisa یااخدا نه بابا مدرسه ما ته ته تنبیهشون این بود بگن ناخونات بلنده ناخون گیرو بدن دستت خودت بری تو دفتر بگیری:face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy:
-
romisa یااخدا نه بابا مدرسه ما ته ته تنبیهشون این بود بگن ناخونات بلنده ناخون گیرو بدن دستت خودت بری تو دفتر بگیری:face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy:
آسمان ِ آبی این دیگه بدتر تخریب شخصیت😂
-
romisa یااخدا نه بابا مدرسه ما ته ته تنبیهشون این بود بگن ناخونات بلنده ناخون گیرو بدن دستت خودت بری تو دفتر بگیری:face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy:
آسمان ِ آبی من هیچوقت نگرفتم :/
#پارتم قوی بود ..کاریم نداشتن😐😂 -
یه معلم ریاضی داشتیم خیلی بی حال و کسل بود
وقتی میومد سرکلاس انگار چشاش بسته بود O_o
نگا نمیکرد ب میز و صندلیه با یه حالت عقب رفت میرفت مینشست
مام اومدیم رب انار ریختیم رو صندلی،روشم نایلون گذاشتیم معلوم نباشه ((اگه مینشست تباه میشد چند بار امتحان کرده بودیم خودمون :| ))
اومد جلو در کلاس،مام منتظر بودیم بره بشینه
گفت : بَرید کلاسِ بغلی،اینجا گرمَه :|
ما موندیم و رب انار و میز کثیف و مدیری که مامانم بود اونموقع :#
تاوانشو من دادم :crying_cat_face: -
romisa یااخدا نه بابا مدرسه ما ته ته تنبیهشون این بود بگن ناخونات بلنده ناخون گیرو بدن دستت خودت بری تو دفتر بگیری:face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy:
آسمان ِ آبی در هرچی تو دلته بریز بیرون 3 گفته است:
romisa یااخدا نه بابا مدرسه ما ته ته تنبیهشون این بود بگن ناخونات بلنده ناخون گیرو بدن دستت خودت بری تو دفتر بگیری:face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy:
مدرسه ما اسفند میذاشت بچه ها ناخوناشونو بذارن بلند شه
فقط اسفند اونم به خاطر عید
ولی از اونطرف 15 فروردین چک میکرد کوتا باشه -
یه معلم ریاضی داشتیم خیلی بی حال و کسل بود
وقتی میومد سرکلاس انگار چشاش بسته بود O_o
نگا نمیکرد ب میز و صندلیه با یه حالت عقب رفت میرفت مینشست
مام اومدیم رب انار ریختیم رو صندلی،روشم نایلون گذاشتیم معلوم نباشه ((اگه مینشست تباه میشد چند بار امتحان کرده بودیم خودمون :| ))
اومد جلو در کلاس،مام منتظر بودیم بره بشینه
گفت : بَرید کلاسِ بغلی،اینجا گرمَه :|
ما موندیم و رب انار و میز کثیف و مدیری که مامانم بود اونموقع :#
تاوانشو من دادم :crying_cat_face: -
آسمان ِ آبی این دیگه بدتر تخریب شخصیت😂
@i-sorna نه این چیزا واسه ما تخریب شخصیت نبود:face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy:
-
آسمان ِ آبی در هرچی تو دلته بریز بیرون 3 گفته است:
romisa یااخدا نه بابا مدرسه ما ته ته تنبیهشون این بود بگن ناخونات بلنده ناخون گیرو بدن دستت خودت بری تو دفتر بگیری:face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy:
مدرسه ما اسفند میذاشت بچه ها ناخوناشونو بذارن بلند شه
فقط اسفند اونم به خاطر عید
ولی از اونطرف 15 فروردین چک میکرد کوتا باشه -
یادمه یه بار ناظم گفت تو همه برگه تاخیر هامو تموم کردی
گف فردا هفت نیم مدرسه ای
منم گفتم چشم
فرداش ساعت هفت ربع بیدار شدم خخخ -
این پست پاک شده!
-
آسمان ِ آبی در هرچی تو دلته بریز بیرون 3 گفته است:
romisa یااخدا نه بابا مدرسه ما ته ته تنبیهشون این بود بگن ناخونات بلنده ناخون گیرو بدن دستت خودت بری تو دفتر بگیری:face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy:
مدرسه ما اسفند میذاشت بچه ها ناخوناشونو بذارن بلند شه
فقط اسفند اونم به خاطر عید
ولی از اونطرف 15 فروردین چک میکرد کوتا باشهromisa در هرچی تو دلته بریز بیرون 3 گفته است:
آسمان ِ آبی در هرچی تو دلته بریز بیرون 3 گفته است:
romisa یااخدا نه بابا مدرسه ما ته ته تنبیهشون این بود بگن ناخونات بلنده ناخون گیرو بدن دستت خودت بری تو دفتر بگیری:face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy:
مدرسه ما اسفند میذاشت بچه ها ناخوناشونو بذارن بلند شه
فقط اسفند اونم به خاطر عید
ولی از اونطرف 15 فروردین چک میکرد کوتا باشهمن سر صف ناخن اینارو چک میکردم :#😐😂


