شــآدکــَــده ی جــوکــیـســـــم



  • خبرنگار از حاج خانمه پرسید چند تا بچه دارید؟ الآن چیکاره هستند؟
    گفت: پنج تا دارم دو تاشون اسیر شدند، سه تاشون مفقود الاثر
    خبرنگاره با کلّی ذوق گفت: توی کدوم منطقه عملیاتی؟
    حاج خانم گفت: توی عملیات زندگی! دو تا بچه هام دخترند، شوهر کردند و اسیر شدند.
    سه تاشونم پسرند
    زن گرفتند و مفقود الاثرند😐😂


  • همیار

    بابام بهم گفت چرا بو سيگار ميدی؟؟ 😕
    گفتم چون سيگار كشيدم چون بيكارم چون افسردم :((
    بغلم كرد سرمو گذاشتم رو شونش
    با زانو زد تو شكمم.... 😂 😂


  • همیار

    ‏عزیزی که هی عکس دوست پسرت رو میذاری استوری مینویسی “این دنیای منه”...
    این سومین دنیات تو دو ماه گذشته اس!!! 😐
    داری منظومه شمسی درست میکنی؟ 😐 😂


  • دانش آموزان آلاء

    امروز برای اولین بار دیدم تو ماشین عروس دوتا دختر نشسته بودن
    بعد از کلی دقت فهمیدم
    اونی که کلیپس نداره دوماده😂😐



  • مامان به بچش میگه
    اگه‌ فردا امتحان مردود‌بشی دیگه پسر من نیستی. . . 😐

    فردا بچشو تو کوچه میبینه میگه
    امتحان چه خبر؟
    بچش میگه ببخشید شما؟!😂 😂😂


  • همیار

    ‏با پخش مسابقه اعجوبه های شبکه3 وارد فاز جدیدی از
    "خاک تو سرت بچه های مردمو نگاه کن"
    و "یاد بگیر نصف توعه" شدیم 😐 😂


  • همیار

    اون پسرایی رو دیدید که بند کفش نامزدشونو میبندن؟
    .
    .
    .
    .
    حتی شمایی که همچین صحنه ای رو دیدید هم حال به هم زنید 😂 😂


  • همیار

    واقعا کلاغ ها چه ملاکی دارن برای ازدواج کردن؟
    فکر کن ! یکی میاد خواستگاریت که نه قیافه داره نه هیکل.
    هم مثل زغال سیاهه ، هم دزده هم خبرچین 😂


  • همیار

    حتی منم که سربازی نرفتم یبار زدم تو گوش فرمانده 😂 😐


  • همیار

    به دوست دخترم گفتم بیا بریم بیرون دلم گرفته...
    گفت با اونی که دلت براش گرفته برو بیرون...
    .
    .
    .
    .
    .
    عجب گیری کردیم از دست این دخترا
    خب اون کار داشت به تو گفتم دیگه 😂 😂


  • همیار

    بابابزرگ به نوه اش میگه سه روزه نرفتی مدرسه بیا برو قایم شو معلمت اومده دنبالت....

    .
    .
    .
    .

    میگه تو برو قایم شو
    چون من بهش گفتم تومردی 😂 😂 😂



  • یه روز دو تا گوجه داشتن از خیابون رد میشدن...یهو یه کیوی رو میبینن...
    گوجه1:اون کیه؟؟
    گوجه2:پسر ممد آقاس.از سربازی برگشته...😂


  • همیار

    ‏پسری که همه خریدای خونه رو داوطلبانه انجام میده سیگاریه 😂 😐


  • همیار

    ‏کاش مرتضی پاشایی آدرس استودیو اون دنیارو 😕
    به فخر دوعالم خانوم هایده هم بده 😐
    شاید یه ترک ضبط کرد روحمون تازه شد 😂 😂


  • همیار

    من اگه سیندرلا بودم
    مادر شاهزاده می‌گفت این که نمیتونه کفششو جمع کنه فردا چطور میخواد زندگی کنه 😐
    شاهزاده هم نمیگرفتدم و تا ابد حمالی می‌کردم 😕 😂


  • همیار

    خانوم آخ جانااااااااا باز شد مرسیییییییییییییییییییییییی


  • ناظم

    mriaw
    مژده ای دل که مسیحا نفسی می‌آید

    که ز انفاس خوشش بوی کسی می‌آید

    از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش

    زده‌ام فالی و فریادرسی می‌آید😍😂❤

    طنز بود دیگ خودش نه؟



  • این پست پاک شده!


  • این پست پاک شده!


  • ‏گرونی بنزین برای بعضیا سودمنده چون قبلا هر ده کیلومتر که پیاده میرفتن هزار تومن به نفعشون بود، حالا 3 هزار تومن.



  • یارو از تیر میره بالا از مرداد میاد پایین:/😑 😑 😑 😂



  • دوتا گوجه میخورن به هم میشن رب گوجه 😂😂😂



  • یه مرد میخوره به نرده برمیگرده 😂😂😂😂



  • sandiiii هرهر هر 😂😂😂رودم روت اینا چیه ملت زوری میخدن به اینا



  • دختره داشت از خیابان رد می شد،
    دید مردم یه جا جمع شدند. فهمید تصادف شده
    برای اینکه از ماجرا سر در بیاره با صدایی بلند گفت: برید کنار برید کنار من همسرشم😊
    وقتی مردم راه را باز می کنن می بیند وسط جاده یک الاغ افتاده و مرده😂😂



  • البته یه بنده خدایی عاقبت به خیری رو اینجوری تعریف می‌کرد.
    می گفت روز قیامت ازم میپرسند
    نماز می خوندی؟ میگم «خیر»
    روزه می گرفتی؟ میگم خیر
    حج رفتی؟ «خیر»
    خمس و زکات چی؟ بازم میگم «خیر»
    خلاصه پاکِ پاک میرم پیش خدا.
    از فرشته ها میپرسم آخرش چی؟ منو بهشت میبرید؟
    اونام با لبخند میگند: «خیر»😁😁
    و اونجاس که من عاقبت به «خیر» میشم😂😂



  • بابام‌ زنگ زده وزارت اطلاعات،
    میگه طوطیم گمشده
    ماموره میگه خب به ما چه؟

    بابام‌ میگه خواستم بدونین اگه پیداش کردین
    هر چی درباره نظام میگه
    اعتقادات شخصی خودشه 😂😂😂



  • یه نفر رف زنگ زد رادیو گفت به آمریکا بگین اگه تهران رو با خاک هم یکسان کنه ما ذره‌ای عقب نمی‌شینیم، مجری گفت آفرین به شجاعت شما، از کجا تماس می‌گیرین؟ گفت شیراز😂😂😂



  • مادربزرگمو بردم دکتر چشم، دکتر به مادربزرگم گفت: چشمات نزدیک‌بین شده. میتونی با یه عمل درستش کنی. ۴میلیون هزینه‌ی عملشه !

    مادربزرگم گفت: ننه چه کاریه آخه ۴ میلیون بدم؟ دو قدم میرم جلوتر، از نزدیک می‌بینم 😂



  • زنی به مشاور خانواده گفت:
    من و همسرم زندگی کم نظیری داریم ؛
    همه حسرت زندگی ما رو میخورند.
    سراسر محبّت, شادی, توجّه, گذشت و هماهنگی.
    امّا سؤالی از شوهرم پرسیدم که جواب او مرا سخت نگران کرده است.
    پرسیدم اگر من و مادرت در دریا همزمان در حال غرق شدن باشیم,
    چه کسی را نجات خواهی داد؟
    و او بیدرنگ جواب داد: معلوم است, مادرم را ؛
    چون مرا زاییده و بزرگ کرده و زحمتهای زیادی برایم کشیده!
    از آن روز تا حالا خیلی عصبی و ناراحتم به من بگویید چکار کنم؟

    مشاور جواب داد:
    شنا یاد بگیر! 😂😂😂



  • 🔴خاطره جالبی از علامه محمد تقی جعفری درباره یکی از دوستانشان!

    یکی از دوستانم که به زیارت مشهد رفته بود، به امام رضا(ع) گفت:
    یا امام رضا(ع)، دلم میخواد تو این زیارت خودمو از نظر شما بشناسم که چه جور منو میبینی! نشونه اش هم این باشه که تا وارد صحنت شدم از اولین حرف اولین کسی که با من حرف میزنه، من پیامتو بگیرم...
    وارد صحن که شدیم، خانممو گم کردم، اینور بگرد، انور بگرد؛ یه دفعه دیدم داره میره، خودمو رسوندم بهش و از پشت سر صداش زدم، که کجایی خانم...؟
    روشو که برگردوند، دیدم زن من نیست، بلافاصله بهم گفت: "خیلی خری"!!
    حالا منم مات و مبهوت شده بودم که امام رضا(ع) عجب رک حرف میزنه!!
    همین جور که نگاش میکردم و تو فکر بودم، فکر کرد دست بردار نیستم، دوباره گفت: " هم خودت خری، هم هفت جد و آبادت"!!!😒😐

    علامه میگفتن؛ این داستان رو برای شهید مطهری تعریف کردم، ایشان تا بیست دقیقه میخندید...😂😂😂😂



  • روزی حکیمی با ملانصرالدین قراری داشت تا با هم به مناظره بنشینند.
    هنگامی که حکیم به خانه ملا رسید او را در خانه نیافت و بسیار خشمگین شد.
    تکه گچی برداشت و بر دَرِ خانه ملا نوشت: (نادان_احمق)
    ملانصرالدین به خانه آمد و این نوشته را دید و با شتاب به منزل حکیم رفت و به او گفت:
    قرار ملاقات را فراموش کرده بودم ، مرا ببخشید.
    تا به منزل آمدم و اسم شما را بر در منزل دیدم به یاد ملاقات‌مان افتادم...😂😂😂



  • دیروز رفتم شلوار بخرم یکی برداشتم خیلی تنگ بود
    فروشنده گفت چند بار بپوشی جا باز میکنه،
    یکی دیگه برداشتم خیلی گشاد بود
    گفت چند بار بشوریش آب میره جمع میشه🤔

    خدا خیرشون بده شلوار هوشمند ساختن😂😂😂



  • ﯾﻪ ﮔﺪﺍﯾﯽ ﺩﻡ ﺗﺮﻣﯿﻨﺎﻝ ﻫﺴﺖ ﭼﻬﺎﺭ ﺳﺎﻟﻪ ﻣﯿﺒﯿﻨﻤﺶ
    ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯿﮕﻪ ﮐﺮﺍﯾﻪ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﺑﺮﻩ ﺗﺎ ﺷﻬﺮﺵ!😐

    حساب کردم اگر پیاده راه افتاده بود الان میتونست تو بارسلونای اسپانیا باشه😂😂😂



  • بزرگترین شکست زندگیم توی دانشگاه بود😎

    سر جلسه امتحان استاد اومد بالاسرم بهش گفتم استاد تو رو خدا یه کمکی کنید!☺☺☺

    استاد یه لبخند زد بعد دست کرد توی جیب شلوارش یه پونصد تومنی گذاشت روی برگه ام😂😂😂

    یعنی شکستی که اون روز تو زندگیم خوردم، هیتلر از متفقین نخورده بود 😔😂😂😂


وارد شوید تا پست بفرستید