هوا دلگير است، درها بسته،سرها در گريبان، دستها پنهان، نفسها ابر است و، دلها خسته و غمگين، زمين دلمرده است و، سقف آسمان کوتاه، خورشید و ماه غبارآلوده است و ، راه ها یخ بسته.
(زمستان، این پیرمردِ خسته و رنجور )در راه است.می آید تا به بهانه سرمایش، با آغوشهایِ گرم، جبران کنیم کمبود عاطفه اهالی این دیار را.می آید تا با نگاه هایِ گرم، جبران کنیم سردیِ رفتار این اهالی را..
زمستان فصل عناصر اتر و هواست؛ زمانی برای بازگشت به درون، سکون و آرامش. اکنون هنگام تجدید قوای روح و نظم و ترتیب بخشیدن به ذهن پریشان و بهم ریخته ی پاییزی ست.
(یادمان باشد با آمدن زمستان ،اجاق خاطره ها را روشن بگذاریم تا دچار سردی فاصله هانشویم . . ....)





