سلام.شاید شما هم از اون دسته از افرادی باشید که ساعت مطالعه بسیار بالایی داشته باشید اما نتایج شما اصلا در حد و اندازه مطالعتون نیست. چرا؟ مشکل هوش شماست؟ آیا منابع شما مشکل دارند؟ آیا بازم باید بیشتر بخونید؟
بزارید درمورد خودم توضیح بدم. سال قبل که آزمون آزمایشی میدادم ، ترازم رو یه رنجی ثابت بود. چه زیاد درس میخوندم چه متوسط.تا اینکه 2 هفته ساعت مطالعم پایین اومد اما گمون میکنم کیفیت درس خوندنم بالا رفت. و بالاترین تراز آزمون های آزمایشیم رو دیدم. این برای من فوق العاده بود. اوایل فکر میکردم ساعت مطالعه بالا باعث شده ذهنم خسته بشه ولی بعدا فهمیدم که کیفیت مطالعه عامل اصلیه.
تحقیقاتی انجام شده که میگه هیچ انسانی نمیتونه بیشتر از 4 ساعت کار مفید در روز انجام بده. یعنی بعد از چهار ساعت هر چقدر بیشتر کار کنید بازده شما خیلی افت میکنه. مثلا اگه بعد از 4 ساعت 8 ساعت دیگه کار کنید شاید به اندازه نیم ساعت کار مفید انجام بدید.(بازده فوق العاده پایین).
خب ما کنکوری ها چیکار کنیم؟ روزی 4 ساعت بخونیم؟ نه ابدا. منظور من از این مثال فقط این بود که برتری کیفیت رو بر کمیت نشون بدم.
پیشنهاد میکنم صبح ها که بیدار میشید و مطالعه رو شروع میکنید با درسی شروع کنید که تمرکز بالایی لازم داره و اهمیت بیشتری برای شما داره.برای یکی که ریاضیش ضعیفه ریاضی اهمیت بیشتری داره و برای کسی که زیستش مشکل داره زیست اهمیت بیشتری براش داره.
سعی کنید مطالعتون رو باکس بندی کنید(اهل کتابا میدونن که اینا اصلش پومودوره ولی خب ترجیح دادم به جای اینکه توضیح بدم پومودور چیه بگم باکس) . مثلا درس های اختصاصی هر باکسش 80-90 دقیقه و عمومی ها 60 دقیقه.
وقتی یک باکس رو شروع میکنید و کورنومتر رو میزنید دیگه اصلا نباید وقفه ای ایجاد کنید. گلاب به روتون اگه نیاز به سرویس بهداشتی هم داشتید باید تحمل کنید تا باکس تموم بشه. بین با کس ها میتونید برای خودتون استراحت های 15 دقیقه ای بگذارید.
سعی کنید یک برنامه به اسم برنامه ی "هر شب" برای خودتون داشته باشید.برای مثال هر شب 1 درک مطلب عربی 1 درک مطلب انگلیسی 5 تست آرایه 5 تست قرابت بزنید(حتی میتونید یک درس اختصاصی هم در برنامه هرشبتون بزارید من فقط مثال زدم).سعی کنید به هیچ عنوان برنامه ی هر شبتون رو قطع نکنید حتی یه روز. اینکار باعث میشه در مدت زمان طولانی نتایج فوق العاده عالی بگیرید جوری که بعد از گذشت چند ماه(نه بعد از بشکن زدن ) پیشرفت خودتون رو به وضوح احساس میکنید.
این مطلب رو خودم نوشتم و سعی میکنم از این به بعد بیشتر تجربیاتم رو به اشتراک بگذارم.
انسانیا تجربیا ریاضیا دانش-آموزان-آلاء دانش-آموزان-نظام-قدیم-آلا دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا
Laynad
دیدگاهها
-
چرا با اینکه خرخونم نتیجه ای نمیگیرم؟(ارائه راه حل و بررسی موضوع) -
چرا کلیپ انگیزشی مزخرفه؟(پشت پرده کمپ دوپامین یا کوکائین)پیش نویس : عنوان رو نمیتونم ویرایش کنم اما اون واژه کمپ نیست و کمپینه که من اشتباه تایپ کردم.
سلام.حتما شما هم حداقل یکبار براتون پیش وامده که کلیپ های انگیزشی رو نگاه کنید و انگیزه ی کاذب چند دقیقه ای بگیرید. اما چرا من اعتقاد دارد که اینا مزخرف محضه؟ چرا اعتقاد دارم که اینا باعث میشه که بیشتر و بیشتر بدبخت بشی؟ ادامه متن رو بخون تا بهت بگم چرا.
ما مغز احساسی و مغز منطقی داریم. دیدن مکرر فیلم های انگیزشی باعث میشه که مغز منطقی ما یواش یواش خاموش بشه و مغز احساسی غالب بشه. وقتی کلیپ انگیزشی رو نگاه میکنید به شما میگه که چرا نتونی بیل گیتس بشی؟ چرا نتونی اینشتین بشی؟ تو چیت از اینا کمتره؟ و تو احساس خوبی بهت دست میده که وااااای یعنی منم میتونم اینشتین بشم؟
کلیپ انگیزشی بهت میگه که میتونی اما من میگم که نمیتونی. چرا؟ چون تو اینشتین نیستی تو خودتی. تو خانوادت فرق میکنه جامعه ای که توش زندگی میکنی فرق میکنه قیافت ، هوشت و خیلی عوامل دیگه که نشون میده تو ابدا نمیتونی اینشتین باشی.
اما آیا من میخوام بگم که تو هیچ وقت موفق نمیشی؟ نه ابدا. منظورم اینه که کلیپ انگیزشی باعث میشه ذهنت احساسی تصمیم بگیره و سعی کنی دقیقا کار هایی که اینشتین کرده رو انجام بدی ام خب شرایط تو با شرایط اون یکی نیست.
خب چیکار کنیم؟ چطوری به هدفمون برسیم؟ باید از اهرم های قدرت استفاده کنیم.3 تا اهرم قدرت وجود داره. زمان ، مهارت و پول. بزارید مثال هام رو کنکوری تر کنم. فرض کنید شما آدم پولداری هستید که میتونید مدرسه های فوق العاده عالی که بهترین دبیر ها و امکانات رو دارند ثبت نام کنید. اینجا شما از اهرم پول استفاده کردید و درواقع با این کار میتونید سریع تر پیشرفت کنید. اما اگه پول نداشتید چی؟ میتونید از اهرم زمان استفاده کنید. مثلا به جای پرداهت هزینه های زیاد کلاس ها. کتاب های کمک درسی خوبی بگیرید و بارها و بارها اونهارو تمرین کنید.(استفاده از زمان).
درواقع چه از اهرم پول استفاده کنید چه از اهرم زمان در حقیقت شما مهارت رو کسب میکنید و با کسب مهارت میتونید برای خودتون زمان بیشتری بخرید یا پول بیشتری دربیارید(البته در حوزه کنکور پول بیشتر معنا نداره).
اینطوری هست که لذت ماندگار خلق میشه. این روش و استفاده از اهرم های قدرت کاملا نیازه به اراده و سعی و کوشش داره . اما اگه به دیدن کلیپ های انگیزشی ادامه بدید عملگرایی شما بسیار کاهش پیدا میکنه وشما معتاد به دیدن این کلیپ ها میشید. درست مثل معتاد مواد مخدر وقتی که روزی این کلیپ هارو نبینید حالتون بد میشه. به جای عمل بیشتر کلیپ بیشتری میبیند و همینطور در این باتلاق فرو میرید.
امیدوارم این مطلب براتون مفید بوده باشه.
انسانیا تجربیا ریاضیا دانش-آموزان-نظام-قدیم-آلا دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا -
بهترین روش برای یادگیری لغات انگلیسی(معرفی سایت)سلام. شاید شما هم مثل من دنبال یه روش خوب برای یادگیری واژگان بودید و خوندن واژه ها و حفظ کردنشون به صورت طوطی وار براتون خسته کننده بوده باشه. یه سایت بهتون معرفی میکنم که به راحتی میتونید 504 لغت اصلی انگلیسی(مفید برای کنکور سراسری) و لغات تافل و آیلتس و ... رو یادبگیرید.
Memrise.com
میتونید توصیحات مربوط به روش کار با این سایت رو از لینک زیر بخونید:
https://sadra.blog/بهترین-روش-یادگیری-زبان-انگلیسی/ -
به آلا وفا داریمسیدمحمد مهدی حسن زاده
سلام دوست عزیز. به نظرم خیلی تند رفتی.شما اصلا این موسسه های دیگه رفتی که داری بهشون میگی فیک؟ آیا پولی بودن یک موسسه باید باعث بشه که بهش بگیم فیک و بدرد نخور؟ -
واسه شیمی و عربی چی پیشنهاد میکنین؟برای شیمی اگه حوصله و اعصاب مناسبی دارید میکرو خیلی خوبه. تستاش سطحش بالاست.
-
اعلام برنامه بسیار مهم@M-an سلام. لطفا شیمی آقای صنیعی باشن. بهترین دبیر شیمی آلا ایشون هستند.
درضم میدونستید هر چقدر دیر تر برنامه هاتون رو اعلام کنید ممکنه بچه های بیشتری برن و کلاس های موسسات دیگه رو ثبت نام کنن؟ -
آمار کنکور تجربی 97یاد حرف های آقای حسینی میفتم. :
هر سال تعداد کسایی که منفی میزنن افزایش پیدا میکنه...
منفی یعنی چی؟ یعنی اینکه طرف نفهمیده هیچ... بد فهمیده... یعنی اگه نفهمیده بود بهتر بود.
26 درصد واطلبا زیست شناسی رو منفی زدن .. یعنی چی واقعا؟ -
English timeهر چند تا تست که میتونید هر شب بزارید ، بزارید.
با وویس تحلیل کنید هم که دیگه عالی میشه. ولی فقط زیاد طولانی نباشه -
باشگاه 5 صبحی هاکافیه به خودتون بگید که فردا صبح یه ساعت مشخص میخواهید بیدار بشید. خیلی وقت ها یک ساعت زود تر هم بیدار میشید. امتحانش مجانیه. برای من که جواب داد.
-
اشتیاق حاصل از جَو یا علاقه درونی؟چگونه زندگی، شغل و تحصیل واقعیمان را پیدا کنیم؟
اگر هنوز به دنبال شور و اشتیاقت هستی. باید بگویم راه را اشتباه میروی. بگذار راحت بگویم اگر هنوز به دنبال چیزی هستی که شوق داری اصلا شوق آتشین. یعنی به هیچی نرسیدهای.
اگر هنوز به چیزی نرسیدهای. ولی همچنان به دنبال شوق و اشتیاقت هستی. مسیر را اشتباه آمدی. حقیقت همینست. کسی برای شوق و اشتیاق شما پولی نمیدهد. کسی برایش مهم نیست چقدر آتشین شوق داری. آیا کاری انجام میدهی؟ برایشان مشکلی حل میکنی؟
حتی خودت. چه مشکلی از زندگی خودت را حل میکنی؟
حتما برایت سوال شده که این آدمای موفق که شوق و اشتیاق داشتند چطور پس بالا رفتند؟
صبر کن. آرام باش. شما نکتهٔ آنها را نگرفتی. و هنوز شوق و اشتیاقت در جو است. آنها به دنبال جو و شور و اشتیاق نرفتند. آنها دنبال چیزی رفتند که در وجودشان بود. چیزی که میلرزاندشان. اینجا بود که شوق به وجود آمد. در حقیقت آنها با شوق پیش رفتند. نه برای شوق.
اشتیاق آنها چه فرقی داشت؟ آنها اشتیاق را در انجام کاری یافتند. نه انجام کاری را در اشتیاقشان. این حرفهای بیهوده مربیان جدید دنیا که جز حرف زدن کاری ندارند را بریزیم دور. زندگی موفقها را مطالعه کنیم. خواهیم دید که چطور یک چیزی را پیدا کردهاند و به دنبالش رفتهاند.
فرق اشتیاق با دوست داشتن
شوق و اشتیاق یا شور بر اثر جو بوجود میآید. یعنی شما جوگیر میشوی. اصلا این چیز بدی نیست. روش استفادهاش میتواند مضر باشد.اما دوست داشتن درونیست. شما چیزی را دوست دارید. حالا به چندین دلیل. گاهی به دلیل خاطره خوب از انجام کاری. گاهی تجربه خوب. گاهی حتی بیدلیل. اما در اثر جو نیست.
اشتیاق با تجربه و حال و هوای ما به شدت بالا و پایین میشود. اما علاقه و دوست داشتن بسیار سخت تغییر میکند. و معمولا هنگامی تغییر میکند که یا اتفاق بسیار شدید بدی بیافتد. یا به مرور موریانههای بدی بدنه علاقه شما را خورده باشند.
خودت را در موقعیتی تصور کن که کنار مخاطب خاصت هستی. میخواهی باهاش صحبتهای خصوصی کنی و مطلب مهمی را بگویی. اما ناگهان متوجه ناراحتیاش میشوی. برخورد خوبی ندارد و دلت را آزرده میکند.
تو حرفت را نمیزنی. مدل رفتارت را کمی تغییر میدهی. شاید کمی باهم خشک برخورد کنید. و جو سنگین میشود. اما دوستش داری.
شوق و اشتیاق شما برای برقرار ارتباط و صحبت کور شد. اما علاقه شما کاسته نشد. اصلا هیچ ربطی به علاقه شما نداشت. فقط بخاطر جو رفتار خود را عوض میکنید. شاید خشک شوید شاید عاقلانه برخورد کنید و به دنبال حل مشکل برآیید. اما میدانید آن که کنارش هستید با همهٔ بداخلاقی که نشان داد همان است که قلبتان برایش میتپد.
این تفاوت شور و اشتیاق است با دوست داشتن.
بگذارید یک مثال دیگری بزنم
تصور کن علاقهمند به سبک خاصی از موسیقی هستی. یک روز حوصله نداری و میخواهی سبک دیگری گوش کنی. اصلا شور و شوقی برای گوش دادن به آن سبک را نداری. اما آیا واقعا دیگر آن سبک را دوست نداری؟
میبینی تفاوت علاقه و شور و اشتیاق اینطور است.
پس بجای اینکه به دنبال جو باشی. در کاری که استعداد و علاقه داری جوگیر شو.
چطور این علاقه را کشف کنی؟
شاید ناراحت کننده باشد اما بسیار سوال مسخرهای است. و این تقصیر ما نیست. تقصیر رسانهها، سیستم آموزشی و … است. اینجا هم عدهای فرصت طلب از این ضعف ما استفاده میکنند.گرچه تقصیر ما نبوده اما این مسئولیت ماست که اینطور نمانیم. تقصیر ماست اگر باز به همین اشتباه ادامه دهیم.
خیلی سادهست. ما به چه علاقهداریم و در چه استعداد داریم. کاملا درون خودمان است. میدانم تبلیغ و جوهای جدید خزعبلات به خورد ما میدهند. اما باور کنید دست ماست. کافی به درون خودمان بنگریم. خلوتی کنیم. مطمئن باشید پیدا میکنید. اگر هم واقعا نمیدانید چه کنید. این راه حل را انجام دهید.
یک کاغذ بردارید. دو قسمت کنید. بالای سمت راست بنویسید: «چیزهایی که دوست دارم» و بالای سمت چپ بنویسید: «هدیههای درونی که دارم».
حالا هرچه، از کار تا تحصیل و سبک زندگی که دوست داری داشته باشی سمت راست بنویس. کاغذ کم آوردی کاغذ بعدی. علایقت را خالی کن. ممکن برخیهاش شور و جو باشد و تو ندانی. اما مهم نیست. بنویس. در نهایت میفهمی کدامها علاقه و کدام جو هستند.
بعد بیا سمت چپ و هدیههای وجودیت را بنویس. از تواناییهایی که داری. از روی دست راه رفتن تا توانایی و درک سختترین مسایل ریاضی. از استعدادهایت بنویس. ممکن است صدای خوبت باشد ممکن است نقاشی زیبا کشیدن باشد. از دویدن خوبت تا نفوذ در دلها و دست پخت خوبت. هرچه استعداد و توانایی داری بنویس.
دلیل اینکه این ستون را هدیه گذاشتم همین است. تا هم استعدادهایت را پوشش دهی هم توانایی. هر هدیهای که خدا، آفرینش و یا هرچه که میخواهی صدایش کنی در وجودت قرار دادهاست. اینها را بنویس.
وقتی تمام شد. قدری استراحت کن. شاید بهتر باشد یک روز بگذاری کنار باشد. اما بیشتر از یک روز نشود. شاید هم یک ساعت برایت کافی باشد.
بعد برگرد و نگاه کن. ببین اینهایی که دوستداری کدامشان واقعا علاقه بوده و کدامشان جوگیر شدی. بعد شوق و اشتیاقت را خط بزن. شوق و اشتیاق یک حس زودگذر که میتوانی در هرچیزی برای خودت به وجود بیاری. همان کاری که رسانهها و خیلی از این جو دهندهها تا الان باهات انجام دادند. تو را به چیزی سوق دادند که اصلا برات مهم نبوده و فکر میکنی که دوستش داری. اینجا مشخص خواهد شد.
حالا وجه مشترک هدیههات با علاقهمندیات مشخص است. اینها چیزهای هستند که هم یک هدیه درونی در رابطه با آنها داری و هم علاقه داری. اینجاست که شوق درست شکل میگیرد. اینها چیزهایی هستند که میتوانی دنبالشان بروی.
مثلا اگر دست پخت خوبی داری. خب یک آشپزخانه یا یک رستوران محلی است که پیشرفت میکنی. میتوانی همین الان کارت را شروع کنی. از کم شروع کن و بیشتر یادبگیر و پیشرفت کن.
اگر در تدریس توانایی. یک زمینه از علاقهات را دنبال کن و آن را تدریس کن.
خیلی سخت نیست. مسیر اینطور است. خیلی ساده شد نه؟
حالا یک سوال پیش میآید. خیلی از افراد مخصوصا مشاهیر برای رسیدن به چیزی با شوق کار میکردند. بلاخره شوق باید داشت یا نه؟
قبلش هم گفتم. شوق چیز خوبیست اگر درست استفاده نشود مضر میشود. وقتی شما برای چیزی که علاقهنداری شوق داشته باشی یعنی جایی از کار میلنگد. اینها برای چیزی که دوست داشتند و میخواستند تلاش کردند. با اشتیاق به سمتش رفتند و تلاش کردند.
بگذارید داستان یکی از مشاهیر دنیا را باهم نگاهی کنیم. من ایرانی مثال نزدم چون خیلی وارد نیستم یعنی از مشاهیر هم عصر ما جز عده کمی بقیه به جاهای تاریک میرسیم. بعدم من مطالعه خاصی روی زندگی آنها نداشتم. البته بجز کارآفرینها. اما در مشاهیر منظورم سلبریتیها ترجیحا کسی مثال میزنم که در کل دنیا مشهور باشد. اینطوری ملموستر است.
زندگی آرنولد شوارتزنگر را تاحالا خواندی؟
ترمیناتور، کماندو، غارتگر و … فیلمهای معروف او هستند. فرمانداری کالیفرنیا. قهرمان بدنسازی و تناسب اندام جهان. مطمئنا از نظر خیلیها انسان موفقی است.شوق و اشتیاق بسیاری برای همه اینها داشت. الان هم در یوتیوب کلیپهای خودش مثل له کردن هرچیزی توسط تانک شخصی آرنولد را گذاشته. اولین بار که دیدم برام جالب بود. آرنلود الان ۷۱ سال سن دارد (۱۳۹۷ خورشیدی). ولی ورزش بدنسازی را انجام میدهد. تیراندازی میکند. وقتی نگاه کردم با خودم مقایسه کردم دیدم. پسر من دارم راهی میرم که فکر میکنم دوست دارم. شوق و جو بسیار داشتم. برای چیزهایی که فقط جو بود.
آرنولد عاشق بدنسازی بود. عاشق بازیگری. و هرکاری که کرد دوست داشت. شوق و اشتیاقش بر اساس علاقهاش به وجود میآمد. میخواست چیزی باشد نه پولدار. تلاش کرد. توی یکی از ویدیوهاش میگفت من وقتی بچه بود از اتریش میخواست به آمریکا بیاد. درست در دو دهه رکود بعد از جنگ جهانی دوم به دنیا آمده بود. ولی بجای شوقش، علاقهاش را دنبال کرد. برعکس ما آن زمان رسانهها خیلی قوی کار نکرده بودند. ابلههای موفقیت نما همه جا به لطف شبکههای اجتماعی نبودند. که به ما پولدار شو پولدار شو تزریق کنند. یا رسانهها و سیستم آموزشی بگویند، پول اخه، اهه، بده زشته و … .
توی دوگانگی قرار داریم. کمتر کسی میگوید دنبال علاقه درونیات باش. دنبال هدیهات برو.
آرنولد وقتی وارد آمریکا شدمدرسه میرفت و بعد تا عصر کارگر ساختمان بود. باشگاه بدنسازی ورزش میکرد. ساعت ۸ تا ۱۲ شب کلاس بازیگری و یک مدت حذف لهجه میرفت. به قول خودش ۶ ساعت میخوابید. بقیهاش را کار میکرد. مدرسه، کار، ورزش، کلاس. به امید صبح دولتش نشسته بود. مثل خیلیها.
برای همین به خیلی چیزهایی رسید که آرزوی خیلیهاست.
بله شوق و اشتیاق در راستای خواستههایشان و هدیههای درونیشان دارند. تلاش برای علایق و تواناییهاشون. نه برای اینکه صرفا شوق انجام چیزی را داشته باشند. شوق یک احساس که بعدها به وجود خواهد آمد.
دنبال اشتیاقت نباش، دنبال هدیه و تواناییهایت برو.
منبع : http://zistanplus.com/دنبال-استعداد-و-تواناییات-برو،-نه-دن/
-
دوست درسیmaryam_a
به قول یه دبیری وقتی یه نفر کنکور امسال تموم نشده به فکر کنکور سال دیگست یاد بچگیام میفتم که وقتی وسط بازی میفهمیدم که دارم میبازم بازی رو تموم میکردم و ادامه نمیدادم. اما یادتون باشه اگه از الان نا امید بشید و برا 1400 بخونید مطمئن باشید دیگه جر زدن رو یاد گرفتید و شاید سال دیگه تصمیم بگیرید 1401 کنکور بدید. -
غول فیزیک باش@MM-zahed
@گل-یاس
ممنون فهمیدم. -
هنگام تنهایی@ایمورتال منم این مشکل رو دارم و فکر کنم به خاطر اینه که اونقدر که پدر مادرمون به موفقیتمون اهمیت میدن خودمون اهمیت نمیدیم و وقتی نیستن سریع میخواییم دست از درس خوندن برداریم.
-
به آلا وفا داریم2 تا انتقاد نسبت به آلا:
1-چرا برای بعضی دروس از چند دبیر استفاده شده؟ بهتر نبود یک دبیر تدریس کنه اما دبیری که انتخاب میکنید با کیفیت باشه؟
2-چرا به درس های رایگان مثل همایش ها اهمیت داده نمیشه؟ مثلا درس ریاضی آقای ثابتی بعضی قسمت تدریس نشده مثلا دنباله ها یا هندسه و ... اما تو راه ابریشم به طور کامل تدریس شده.درس ادبیات نظام جدید واقعا کمبود احساس میشه. یا درس شیمی آقای صنیعی که تدریس بهتری نسبت به دبیر های دیگه شیمی دارن ناقصه. -
شیمی کدوم استاد؟Hesam Mohammadi در شیمی کدوم استاد؟ گفته است:
Laynad ببخشید شما میدونید کتاب پایه برای شیمی کدوم بهتره
سلام. راستیتش برای شیمی (شایدم برای همه درسا) تا حدودی (نه کاملا)انتخاب کتاب سلیقه ای هستش. مثلا شیمی میکرو و مبتکران رو شخصا استفاده میکنم و هردو عالی هستند. اما مبتکران درسنامه های کامل تری داره و تست های بیشتری هم داره. اما میکرو درسنامه هاش جمع و جور تر هستش ولی درسنامه های میکرو هم کامل کامله. اگه هر کدوم از این دو تا کتاب رو گرفتید یه کتاب ساده تر مثل آبی قلمچی هم بگیرید تا تست استاندارد و زماندار بزنید. چون تستای(مخصوصا محاسبات و در برخی مواقع شمارشی های میکرو) این دو کتاب رو اگه بتونید در زمان کمتر از استاندارد (یا شایدم استاندارد) بزنید بهتره از الان دنبال یه عکس خوب برای اپلود کردن تو سایت سنجش باشید چون قراره جزو 10 نفر برتر باشین.
-
غول فیزیک باش@نجف-زاده پایه دهم:slightly_smiling_face:
-
سوال از وضعیت درسیآفتاب اوناکه الان دارن آزمونشونو تحلیل میکنن.
-
ادبیات نظام جدید:نشر دریافت یا الگو یا ادبیات موضوعی؟نشر دریافت رو انتخاب کن و بخونش. تو این شش ماه میتونستی یکی از این کتاب هارو تموم کنی و الان میتونستی کتاب دوم رو هم بخری. چشم به هم بزنی 6 ماه دیگه هم گذشته...
-
ترازبه نظر من همون قدر که خوندن و سطح علمی تاثیر داره توانایی مدیریت زمان و استرس هم مهمه. امروز اولین آزمون من بود ترازم شد 5600 زیاد نخونده بودم تقریبا روزی دو ساعت در هفته اما دیروز 5 ساعتی خوندم. همین زیاد نخوندن هم باعث شد زیاد استرس نداشته باشم و راحت آزمون بدم. ولی دقیقا یه چیزی رو فهمیدم اونم اینکه که هر چقدر که روی درسی وقت بزارید صد در صد همونقدر هم نتیجه میگیرید.
معلم دینی ما هر جلسه میپرسه و من هم هر هفته دینی میخوندم اما از درس مهمی مثل فیزیک غافل شده بودم و این شد که دینی میشه 100 و فیزیک 25. اونم تو مبحث های ابتدایی مثل تبدیل یکا و اندازه گیری.
اگر هم زمان گذاشتید و نتیجه نگرفتید شاید روش خوندنتون غلط باشه نمیدونم. خودتون باید تشخیص بدید.
موفق باشید. -
ادبیات و زبان فارسی ، اشکالسلام .صورت تست از ما تشبیه میخواد. درسته که بیت اول استعاره داره اما استعاره هم نوعی تشبیه است میگی نیست این تعریف رو در موردش بخون : "در واقع میتوان گفت استعاره همان تشبیه است که مشبه یا مشبهٌبه آن حذف شده باشد."
پس با توجه به اینکه صورت سوال درمورد تشبیه پرسیده ما اینجا استعاره رو تشبیه درنظر میگیریم.
yasamanbanu