Skip to content
  • دسته‌بندی‌ها
  • 0 نخوانده ها: پست‌های جدید برای شما 0
  • جدیدترین پست ها
  • برچسب‌ها
  • سوال‌های درسی و مشاوره‌ای
  • دوره‌های آلاء
  • گروه‌ها
  • راهنمای آلاخونه
    • معرفی آلاخونه
    • سوال‌پرسیدن | انتشار مطالب آموزشی
    • پاسخ‌دادن و مشارکت در تاپیک‌ها
    • استفاده از ابزارهای ادیتور
    • معرفی گروه‌ها
    • لینک‌های دسترسی سریع
پوسته‌ها
  • Light
  • Brite
  • Cerulean
  • Cosmo
  • Flatly
  • Journal
  • Litera
  • Lumen
  • Lux
  • Materia
  • Minty
  • Morph
  • Pulse
  • Sandstone
  • Simplex
  • Sketchy
  • Spacelab
  • United
  • Yeti
  • Zephyr
  • Dark
  • Cyborg
  • Darkly
  • Quartz
  • Slate
  • Solar
  • Superhero
  • Vapor

  • Default (بدون پوسته)
  • بدون پوسته
بستن
Brand Logo

آلاخونه

  • سوال یا موضوع جدیدی بنویس

  • سوال مشاوره ای
  • سوال زیست
  • سوال ریاضی
  • سوال فیزیک
  • سوال شیمی
  • سایر
Rezvan.E.AR

Rezvan.E.A

@Rezvan.E.A
تجربی دانش آموزان آلاء
درباره‌‌ی من
دیدگاه‌ها
173
موضوع ها
21
Shares
0
گروه‌ها
3
دنبال‌کننده‌ها
7
دنبال‌شونده‌ها
4

دیدگاه‌ها

تازه‌ها بهترین Controversial

  • خاطره بازی🎈
    Rezvan.E.AR Rezvan.E.A

    بچه که بودم هنوز پوشک می‌شدم. خیلی دوست داشتم گوش آدما رو بگیرم و باهاش بازی کنم. خلاصه که گوش بابام در امان نبود از دست من.

    پدر بزرگ خدا بیامرزم سرتیپ ارتشی بود و زندگیش حسابی برنامه و نظم داشت انقدری که بچه‌هاش وقتی پدربزگم می‌اومد بلند می‌شدن به احترامش و خلاصه خونه‌شم پادگانی بود برای خودش.

    نزدیک عروسی خاله‌م بود. اون زمان جهیزیه رو به گفته‌ی مامانم نصف بیشترش رو خودشون می‌دوختن.
    منم که فوضول همش وسط چرخ خیاطی بودم پدربزرگم میگه خب بابا اول بچه رو خواب کن بعد بشین بدوز.
    مامانمم بهش میگه این شیطون اصلا نمی‌خوابه و فوضولی بهش اجازه نمیده.
    خلاصه که پدربزرگم مسول خوابوندن من میشه و من رو کنار خودش می‌خوابونه و قصه میگه. منم با گوشش بازی می‌گردم.

    مامانم میگه یه دفعه دیدیم بابام داد زد و زد به پوشکت و داد زد برو تو خوابت نمی‌بیره. پاش و برو.

    بعد مامانم ازش میپرسه چی شده بابا؟
    پدربزرگم جواب میده: ببین گوشمو. باباش رو در آورد. هی با گوشم بازی کرد گفتم الان می‌خوابه الان می‌خوابه یه دفعه دیدم گوشم رو بقچه کرده داره فشار میده و لهش میکنه.
    مامانمم میگه گوش باباش تا چه مساحتی قرمز بوده و کبود.

    خدایش من مسول بر هم زدن عقاید مردم نسبت به بچه ها بودم...

    بحث آزاد

  • خاطره بازی🎈
    Rezvan.E.AR Rezvan.E.A

    من توی املا افتضاح بودم.
    کلاس هفتم که رفتم هیچ وقت یادم نمیره اولین املایی بود که معلمون گرفت چون فامیلیم الف داشت برگه‌ی من اولین برگه بود. داشت تصحیح می‌کرد که یوهو دیدم میگه یه لحظه بیا. رفتم کنار میزش گفت این چیه؟؟( این بود. " به سیاری") هر چی تلاش کردم بخونم نشد و گفتم فکر کنم به سیاری باشه خانم. گفت خوشم میاد خودتم نمی‌دونی. من توی املا گفتم بسیاری حالا تو چی نوشتی رو نمی‌دونم. خلاصه من اونسال سوژه‌ی املا بودم. همیشه املای 20 نمره‌ای رو منفی 22 میشدم. آخه هر غلط یه نمره و هر نقطه و دندونه و سرکش نیم نمره بود و مال من همه چی اشتباه بود. انقدری که برگه‌ی من رو بعد از تصحیح بلند می‌کرد تا اگه کسی می‌تونه بازم ایراد پیدا کنه یه نمره بهش بده و یادمه یه بارم چهارتا از بچه‌ها هر کدوم پنج نمره گرفتن به خاطر پیدا کردن ایراد توی املای من.

    بحث آزاد

  • خاطره بازی🎈
    Rezvan.E.AR Rezvan.E.A

    من که بچه بودم یادمه یه مدت زیاد برقا می‌رفت. مامانم اینام تصمیم گرفتن ما رو ببرن پارک تا هم بازی کنیم هم تخلیه شیم. شب که اومدیم خونه بخوابیم.

    پارک نزدیک خونمون تاب نداشت و سرسره‌شم همیشه‌ی خدا شلوغ بود. مامانم اینا نشسته بودن روی صندلی و دادش کوچولوم بغلشون بود. منم روی این زنجیرا هست که دور باغچه‌ها گذاشتن و به دوتا پایه‌ی سبز وصله؟! نشستم و شروع کردم به تاب خودن. هرچی مامانم گفت بس کن مامان جان. بی‌خیال این نرده و زنجیر بشو برو با بقیه بازی کن گوش نکردم تا اینکه....

    یه دفعه حسابی شتاب گرفتم و از نظر خودم داشتم پرواز می‌کردم که سر و ته شدم و سرم از پشت خورد به جدول لبه‌ی باغچه و کلی تیغ گلا رفت تو سرم. بابام بدو بدو پشت سرم رو چسبوند به تنش و رفتیم بیمارستان و خلاصه بخیه و...

    از اون به بعد مامانم پشت دستش رو داغ کرد من رو ببره پارک هر شب تو تاریکی می‌موندیم اما از خونه بیرون نمی‌رفتیم.

    بحث آزاد

  • خاطره بازی🎈
    Rezvan.E.AR Rezvan.E.A

    خوندم بچه‌ها از سریالای جومونگ و... گفتن یاد یه خاطره افتادم.

    فکر کنم چهار پنج سالم بود جومونگ رو پخش می‌کرد شایدم بچه‌تر. قسمتای آخرش بود اگه اشتباه نکنم که جومونگ رو هوا بلند میشه و نیم ساعت بعد فرود میاد زمین. منم که عاشق هیجان(انگار نه انگار دخترم. یعنی ته خطر بودم برای خودم) خلاصه که مامان بابام یه لحظه من رو تنها می‌ذارن و منم سعی می‌کنم از این مبل بپرم روی مبل روبه‌روایش تا مثل جومونگ بشم.

    چشمتون روز بد نبینه هرچی می‌پریدم روی مبل روبه‌رویی نمی‌افتادم. به سختی دوتا مبل رو به هم نزدیک می‌کردم تا بشه پردید. خلاصه که یه دفعه پریدم و افتادم دقیقا جلوی مبلمون و رفتم زیرش. از این مبلای تاج دار بود و منم که با شتاب افتادم پیشونیم با چه ضخم بزرگی برید.

    انقدری که مامانم من رو می‌بینه فکر می‌کنه مغزم زده بیرون و غش می‌کنه. طفلکی مامانم پیر شد تا من بزگ شدم

    بحث آزاد

  • خاطره بازی🎈
    Rezvan.E.AR Rezvan.E.A

    من بچه که بودم بهم می‌گفتن ننه گمو گور. آخه هر وقت چیزی گم میشد تا اسم من رو صدا می‌زدن براشون می‌آوردم. عزیزان فامیلم فکر می‌کردن من خودم قایم کردم در حالی که از بس فضول بودم و هر سوراخ سومبه‌ای که تو هر خونه‌ای بود می‌گشتم جای همه چیز رو می‌دونستم. البته حافظه‌ی قویی هم داشتم.
    هر بار که می‌رفتم خونه‌ی مادر بزرگم مامانم کلی نصیحت می‌کرد دختر خوبی باش. شیطونی نکن. فوضولی نکن. بلایی سر خودت نیار تا بیام. منم هر کاری می‌کردم بعد مامانم که می‌اومد خودم رو خوب جلوه می‌دادم اما چشمتون روز بد نبینه همین که پامون رو می‌ذاشتیم خونه تا مامانم می‌خواست ازم تعریف کنه که چه خوبه دختر خوبی شدی خاله‌هام زنگ می‌زدن که خواهر از این ننه گموگور بپرس فلان چیز کجاس. خلاصه دوباره در نقش مجرم ظاهر می‌شدم.

    بحث آزاد

  • نخندید سرتون میاد :|
    Rezvan.E.AR Rezvan.E.A

    سلام دوستان
    نیازی نیست خط رو به نام خودتون داشته باشید. من خطی به نام خودم ندارم ولی کد سوابقم رو گرفتم.(البته برای اونایی که پشت کنکورین این راه جواب میده)
    اول از همه قسمت نقش، بدون سیم کارت رو انتخاب کنید.
    بعدش اون پایین ثبت نام رو بزنید.
    Screenshot_۲۰۲۳۰۴۰۴_۲۲۰۲۲۲.jpg
    وقتی واردد شدید اطلاعاتتون رو وارد کنید و حتما دقت کنید گزینه‌ی دریافت پیامک رو انتخاب کرده باشید چون در غیر اون صورت نمیاره.
    Screenshot_۲۰۲۳۰۴۰۴_۲۲۰۲۴۳.jpg
    بعدش دیگه کد احراز هویت رو وارد می‌کنید و صفحه‌ی رمز ورود میاد بالا.
    Screenshot_20230404_220026_com.huawei.browser.jpg
    فقط باید حواستون باشه برای انتخاب رمز، هر رمزی بزنید ایراد می‌گیره مگر اینکه نکات نهفته رو رعایت کنید. حواستون باشه رمزتون باید هم حروف انگلیسی بزرگ هم کوچیک رو داشته باشه و حتما هم از @ استفاده کنید عدد رو هم که باید داشته باشه...

    سوال مشاوره ای

  • چالش 20 حقیقت
    Rezvan.E.AR Rezvan.E.A

    سلام.
    ممنون از دعوتتون Gharibe Gomnam
    1_ رضوان هستم.
    2_ دوستام بهم می‌گفتن خودشیفته. زیادی اعتماد به نفس دارم
    3_ به شدت نظم و قانون مندی برام مهمه و حساسم روی تمیزی.
    4_ خیلی اهل دوست و رفیق نیستم
    5_ اطرافیان بهم میگن صدای جالبی دارم
    6_ اعصاب قویی ندارم
    7_ به شدت سخت پسندم
    8_ یه دنده‌ام
    9_ حرمت بزرگتر از مهمترین عقاید زندگیمه
    10_ عاشق امام زمانمم
    11_ به شدت کم تحرکم
    12_ نویسندگی رو دوست دارم
    13_ خطاطی با قلم یکی از لذتامه
    14_ اعتقادات مذهبیم برام خیلی مهمه
    15_ گاها فعالیت مبلغی دین و سوالات بچه‌ها توی سن کم رو انجام میدم
    16_ عاشق کوچواوهام
    17_ افتخار می‌کنم که شیعه‌ی امام علیم(علیه السلام)
    19_ زیاد سعی می‌کنم خودسازی کنم.
    20_ زیاد پیش میاد الکی شاد باشم و سعیم اینه بدترین اتفاقاتم طنز ببینم(مثل مامانم) تا از زندگیم لذت ببریم.

    سردرد گرفتم. چقدر سخت بود:astonished_face: :disappointed_face: :crying_face:

    سلام. دعوت می‌کنم از شما z Gheibi

    غیر درسی

  • بیضی
    Rezvan.E.AR Rezvan.E.A

    سلام دوست عزیز
    06ef5b24-e223-494c-9267-a08dca1fb1d3-image.png
    توی این شکل، جایی که b رو مشخص کردید اشتباهه. نصف وتر کانونی('MF) برابر با b نمیشه. مقدارش از b کمتره و برابر توان دویb تقسیم بر دو a میشه.
    6f83f14b-599a-4b64-9332-bdc1a8e57334-image.png
    توی این شکل، جای c رو درست مشخص کردید ولی a رو اشتباه معلوم کردید. OM برابر a نیست!!!

    هندسه

  • اَلا یا اَیُّهَا السّاقی اَدِرْ کَأسَاً و ناوِلْها که سوال آسان نمود اوّل ولی افتاد مشکل‌ها
    Rezvan.E.AR Rezvan.E.A

    Amir Khosromanesh
    سلام بزرگوار
    photo_2023-01-03_21-11-06.jpg

    فیزیک

  • شمارش
    Rezvan.E.AR Rezvan.E.A

    سلام
    ممنون میشم اگه جواب دوتا سوال زیر رو بدید
    13.JPG 12.JPG

    حل سوال زیرم می‌خواستم بدونم درسته؟؟
    Capture.JPG

    همیار
    ریاضیا
    تجربیا

    ریاضی تجربی

  • شمارش بدون شمردن
    Rezvan.E.AR Rezvan.E.A

    همیار

    ریاضی تجربی

  • شمارش
    Rezvan.E.AR Rezvan.E.A

    Kourosh Mousavi
    ممنون بزرگوار

    ریاضی تجربی

  • نامعادله
    Rezvan.E.AR Rezvan.E.A

    Kourosh Mousavi
    ممنون بزرگوار

    ریاضی تجربی

  • شمارش بدون شمردن
    Rezvan.E.AR Rezvan.E.A

    تجربیا
    ریاضیا

    ریاضی تجربی

  • شمارش
    Rezvan.E.AR Rezvan.E.A

    تجربیا
    ریاضیا

    ریاضی تجربی

  • شمارش بدون شمردن
    Rezvan.E.AR Rezvan.E.A

    سلام
    ممنون میشم اگه لطف کنید و این دوتا سوال رو توضیح بدید. این مدل مسئله ها رو نمیدونم باید چطور حل کنم.
    14.JPG 13.JPG

    ریاضی تجربی

  • شمارش
    Rezvan.E.AR Rezvan.E.A

    سلام
    جوابی که به دست میارم توی گزینه‌ها نیست. من اشتباه می‌کنم یا سوال؟؟؟
    12.JPG

    ریاضی تجربی

  • نامعادله
    Rezvan.E.AR Rezvan.E.A

    سلام
    جواب تست زیر بی‌شمار میشه آیا؟؟!!
    Capture.JPG
    تجربیا
    ریاضیا

    ریاضی تجربی

  • سوال شیمی
    Rezvan.E.AR Rezvan.E.A

    @jahad-128
    خب دقیقا با این اوصاف باید بشه گزینه ی 2 ولی جوابش میشه گزینه ی سه یعننی عدد چهار که خب من اصلا نمی فهمم عدد چهار از کجا اومده :(

    شیمی

  • سوال شیمی
    Rezvan.E.AR Rezvan.E.A

    سلام دوستان
    متوجه سوال زیر نمیشم. ممنون میشم اگه کسی توضیحش بده
    11.JPG Capture.JPG

    شیمی
  • 1 / 1
  • درون آمدن

  • حساب کاربری ندارید؟ نام‌نویسی

  • برای جستجو وارد شوید و یا ثبت نام کنید
  • اولین پست
    آخرین پست
0
  • دسته‌بندی‌ها
  • نخوانده ها: پست‌های جدید برای شما 0
  • جدیدترین پست ها
  • برچسب‌ها
  • سوال‌های درسی و مشاوره‌ای
  • دوره‌های آلاء
  • گروه‌ها
  • راهنمای آلاخونه
    • معرفی آلاخونه
    • سوال‌پرسیدن | انتشار مطالب آموزشی
    • پاسخ‌دادن و مشارکت در تاپیک‌ها
    • استفاده از ابزارهای ادیتور
    • معرفی گروه‌ها
    • لینک‌های دسترسی سریع