قرابت
-
-
اول و آخر به وجود صفات، هست كن و نيست كن كائنات
هوالاول والآخر ابتدا و انتها خداست چه در بحث وجود و هستي چه در صفات و چيستي ( فكر كنم شما فلسفه نداشتين هستي و چيستي رو ندونين ، هستي يعني بودن و وجود داشتن يه چيز، چيستي يعني ماهيت يك چيز كه اون چيز چگونه چيزي هست كه اينجا از صفات اينو فهميدم) و مصرع بعدي ميگه كسي كه كل موجودات رو به وجود آورده و ميتونه كل موجودات رو هم از بين ببره تويي( همون الله نورالسماوات والارض😅 -
باران كه در لطافت طبعش خلاف نيست، در باغ لاله رويد و در شوره زار خس
همون بارون با اينكه ذاتش لطيفه اگه توي باغ بباره لاله درمياد اگه توي شوره زار بباره خس و خاشاك(بارون مطمئنا چيز خوبيه ، خلاف نيست شبيه بر منكرش لعنت ولي اگه شوره زار باشه كلا ذاتش درست نيست😐 انتظاري هم نميره كه شوره زار بخواد لاله بده) -
وليكن خداوند بالا و پست به عصيان در رزق بر كس نبست
بالا و پست رو نميدونم دقيقا چطوري معني كنم شايد همون كه و مه باشه به معني همگان
خدا از روي عصيان و خشم در روزي كسي رو نبست هركسي هرچقدرم بد باشه باز خداي مهربون روزيشو ميرسونه ولي خب نه به اندازه ي بنده هاي خوبش😉 -
روزي ز خزانه ي كسي خواه كاو را نبود مكاس هرگز
معني مكاسو دقيق نميدونم ولي مفهومش ميشه از كسي روزي بخواه كه مثلا فقير نميشه و اينا





