کافــه میـــم♡
-
خدایا
عاشق ارامش وجودتم
-
این پست پاک شده!
-
آدمی بودن غم انگیز است.
وقتی هوای آسمان
به سرت بزند و
بال نداشته باشی... -
نگران نیستم
همه چیز درست می شود
آب ریخته روی زمین جمع نه
اما خشک می شود
قلب شکسته خوب نه
اما ترمیم می شود;
و هنوز هم می توان در گلدان شکسته
گل کاشت!!! :)) -
اللهم صل علی محمد و آل محمد وآل محمد..
۹/۹/۹۹
در ۹ و ۹ دقیقه و ۹ ثانیه صبح و شب
بیاید همه با هم از ته دلموون..
دعا کنیم..در تعجیل فرج آقاا..
برای مدینه فاضله ای که انتظارشو میکشیم..
برا سلامتی همه مریضا..
وصال و بهم پیوستگی همه عشاق حقیقی و راستین..
خلاصه که ارتعاشات ذهنمونو تنظیم کنیم روی بهترین فرکانس..
اللهم عجل الولیک الفرج
آمین..یا علی
-
جاده ای که به عشق می رسد آن قدر باریک است که دو نفر هرگز نمی توانند با هم روی آن راه بروند،
بلکه باید دو روح در یک بدن شوند تا به نهایت عشق برسند..
واین کاریست ک حصارمیان مارانابودمیکند..تاب بی نهایت عشق برسیم️
️
️
رویا رحمانی -
-
-
-
-
-
-
-
توی زندگیت از قانون بالن استفاده کن
و تمام چیزهای به درد نخور ذهنتو
دور بریز ...
تا اوج بگیری -
هیسس! ساکت! خوابیده. هر چی نباشه کلی راه اومده تا اینجا، این مسیر تموم نشدنی سر درد رو اگه فاکتور بگیری انتظار رو که نمیتونی پاک کنی. آره، انتظار. گفتی مگه صورت مسئله است پاکش کنم؟ ! گفتم آره؛ انتظار صورت مسئله است، همیشه بوده و هست، تو هیچوقت نمیفهمی برای چی منتظری. مگه تهش چیه؟ ! مگه قراره اون گلی که ازش تعریف میکرد برای تو باشه! یا شاید، یا شاید مجوز نگاه های ساعتی بدون پلک! دقیقا همون موقع هایی که دوست داری همچین زل بزنی به چشاش، که شاید مال تو شه. میدونی، همیشه بهم گفتی دروغگو! اما من هیچوقت بهت گوش ندادم، گفتم برو بابا! تو چی حالیته آخه! اما چند وقتیه با خودم میگم، ای آقا! این بنده خدا هم دروغ نمیگفتا! راست میگفت وقتی بعد تریپ روشنفکری ما، بعد اینکه دماغ خوکی میگفتیم عشق خود خودخواهیه چون میخوای روح و روانت ارضا شه، بهمون میگفت دروغگو. الان دیگه باور کردم نظامی یه جنایتکاره! خو تو که داشتی کتاب مینوشتی چرا آخه اسم عاشق ترین شخصیت داستان رو یادت رفت؟ ! اگه به تعریف من از عشق باشه، میخوام مثل فرهاد خودخواه باشم، دیدی که مرد ولی نذاشت روح و روانش حرفی بزنن. راستی من! بیدارش نکن، بذار خواب خسرو رو ببینه.
Briitss
-
سه
چهار
هب!
نه
نمیشه
نه پاک میشه
نه میشه شبیهشو ساخت
نارنجی و قرمز افراها
با رگه های زرد رو
فقط همون روز داشتن
الان دیگه درختا
پشت دلاشون
زدن ناموجود!
میگن تو این اوضاع کسادی بازار مهربونی
نباس رو احساسات آدما سرمایه گذاری کرد
گفتی بگو
گفتم آخه میگن حرف دل آدما مخاطب نداره
گفتی مگه جرمه؟ بگو
گفتم دوست دارم
لبخند زدی و گفتی باشه
.
الان خیلی وقته از اون خیلی وقتا میگذره
همون خیلی وقتایی که با خنده هامون میشمردیمش
مجرم اینجا
زیر همون افرا
روی همون نیمکت
توی همون پارک
نشسته
یادت میکنه
صدات میزنه
هر بار بلند تر میگه هب، شاید که بازی رو بتونه ببره
گرچه میدونه
توی اون حراجی پاییزه درخت ها
یه دلی ارزون فروخته شد
بی سود
بی یاد
باختBrittss