مفهوم
-
سلام
میشه این بیت هارو واسم تحلیل کنین؟آنکه می جوید نظر در صورت خوبان خطاست
دو همین صورت همی بیند ز معنی غافل استهمه کس را مگر این ذوق نباشد که مراست
کانچه من می نگرم بر دگری ظاهر نیستآیا اینا به این دارن که باید به باطن نگاه کرد ظاهر ول کرد؟
-
M Mr. Wick marked this topic as a question on
-
سلام
میشه این بیت هارو واسم تحلیل کنین؟آنکه می جوید نظر در صورت خوبان خطاست
دو همین صورت همی بیند ز معنی غافل استهمه کس را مگر این ذوق نباشد که مراست
کانچه من می نگرم بر دگری ظاهر نیستآیا اینا به این دارن که باید به باطن نگاه کرد ظاهر ول کرد؟
@Mr-Wick
- «نظر»، کدام نظر؟
از دیدگاه عرفا و صوفیان دو نوع «نظر» داریم. نظری از روی شهوت و هوس و نظری برای تامل کردن. تامل در آفرینش، خدا، علم و یا حتی لذت بردن عادی از آفرینش خدا.
دومی مورد تایید صوفیان و عرفا بوده.این نوع «نظر» رو نفی نمی کردند و اتفاقاً مایه به کمال رسیدن انسان می دونستند. که به آثار شعرای هم عصرشون (سعدی و مولوی و حافظ و ...) هم رسیده. این میشه همون «نظربازی» که تا حالا تو اشعار باهاش برخورد کردید (البته نمی خوام بگم «نظربازی» تو همه اشعار، به صورت عارفانه و صوفیانه به کار رفته).
ولی به هر حال، به خاطر فضای صوفیانه و عارفانه ایام زندگی شعرا، تاثیر این مفاهیم بر اشعارشون رو باید در نظر بگیریم.
یک مثال از عرفا بزنم.غزالی گفته بود:« اگر کسی از زیبایی آنگونه لذت بیابد که از نظر در سبزه و آب روان لذت می برد نشانهی آن است که شهوت در وی فروکش کرده است و بر این تقدیر «نظر» بر او مباح است اما اگر لذت دیگری می یابد که مبدأ حرکت شهوت تواند شد نظر بر وی حرام.» پس خود این نظربازی شمشیر دو لبه هم هست. یعنی شرط و شروطی داره.
کلاس درس تصوف و عرفان مون تموم شد. برگردیم سر ابیات. ابیات رو از گنجور آوردم. کمی متفاوت با اونیه که تو نوشتی.
۱. آن که میگوید نظر در صورت خوبان خطاست / او همین صورت همیبیند ز معنی غافلست
شیخ جواب اعتراض افراد و اندیشهای رو که میگه نگاه کردن به زیبارویان خطا است رو داده. گفته این «نظر» ما مثل نظر شما که فقط ظاهربین هستید نیست. ما مثل شما از باطن و کمالِ جمال (که میرسه به خدا) غافل نیستیم. ما برخلاف شما در این نظر، حواسمون به معنی هم هست ...
هم مفهوم با همین بحث، یه جا دیگه شیخ گفته:
گمان مبر که صورت او عقل من بِبُرد/ عقل من آن ببرد که صورتنگار اوست (صورتنگارِ او=آفریننده، خدا)
گر دیگران به منظر زیبا نظر کنند/ ما را نظر به قدرت پروردگار اوست (یعنی از زیبایی زمینی به درگاه حق رسیدن. روش عرفا)
۲. همه کس را مگر این ذوق نباشد که مرا/کان چه من مینگرم بر دگری ظاهر نیست
شیخ گفته: هر کسی ذوق من را ندارد. پس نمی تونند آنچه را که من می بینم، ببینند.
چرا؟مگر شیخ چه میبینه؟ شیخ از دیدگاه عرفان صحبت کرده و گفته (مثل بیت قبلی) همه کس، آنها، فقط به ظاهر توجه دارند. دل پاک و نگاه پاک ما را ندارند. پس آنچه که ما با نگاه و دل پاک می بینم رو نمی بینند. چیز دیگری می بینند ...
مصرعی از حافظ هم اینجا تناسب داره.«در نظربازی ما بیخبران حیرانند». این «بیخبران» در شعر حافظ همونی هست که تو این ابیاتْ سعدی جوابشون رو داده و تفسیر کردم. کسانی که حواسشون به جنبه عارفانه و «معنی» نیست. ظاهربین هستند و به همین خاطر از سعدی و حافظ حیرانند ... -
-
سلام
میشه این بیت هارو واسم تحلیل کنین؟آنکه می جوید نظر در صورت خوبان خطاست
دو همین صورت همی بیند ز معنی غافل استهمه کس را مگر این ذوق نباشد که مراست
کانچه من می نگرم بر دگری ظاهر نیستآیا اینا به این دارن که باید به باطن نگاه کرد ظاهر ول کرد؟
@Mr-Wick
- «نظر»، کدام نظر؟
از دیدگاه عرفا و صوفیان دو نوع «نظر» داریم. نظری از روی شهوت و هوس و نظری برای تامل کردن. تامل در آفرینش، خدا، علم و یا حتی لذت بردن عادی از آفرینش خدا.
دومی مورد تایید صوفیان و عرفا بوده.این نوع «نظر» رو نفی نمی کردند و اتفاقاً مایه به کمال رسیدن انسان می دونستند. که به آثار شعرای هم عصرشون (سعدی و مولوی و حافظ و ...) هم رسیده. این میشه همون «نظربازی» که تا حالا تو اشعار باهاش برخورد کردید (البته نمی خوام بگم «نظربازی» تو همه اشعار، به صورت عارفانه و صوفیانه به کار رفته).
ولی به هر حال، به خاطر فضای صوفیانه و عارفانه ایام زندگی شعرا، تاثیر این مفاهیم بر اشعارشون رو باید در نظر بگیریم.
یک مثال از عرفا بزنم.غزالی گفته بود:« اگر کسی از زیبایی آنگونه لذت بیابد که از نظر در سبزه و آب روان لذت می برد نشانهی آن است که شهوت در وی فروکش کرده است و بر این تقدیر «نظر» بر او مباح است اما اگر لذت دیگری می یابد که مبدأ حرکت شهوت تواند شد نظر بر وی حرام.» پس خود این نظربازی شمشیر دو لبه هم هست. یعنی شرط و شروطی داره.
کلاس درس تصوف و عرفان مون تموم شد. برگردیم سر ابیات. ابیات رو از گنجور آوردم. کمی متفاوت با اونیه که تو نوشتی.
۱. آن که میگوید نظر در صورت خوبان خطاست / او همین صورت همیبیند ز معنی غافلست
شیخ جواب اعتراض افراد و اندیشهای رو که میگه نگاه کردن به زیبارویان خطا است رو داده. گفته این «نظر» ما مثل نظر شما که فقط ظاهربین هستید نیست. ما مثل شما از باطن و کمالِ جمال (که میرسه به خدا) غافل نیستیم. ما برخلاف شما در این نظر، حواسمون به معنی هم هست ...
هم مفهوم با همین بحث، یه جا دیگه شیخ گفته:
گمان مبر که صورت او عقل من بِبُرد/ عقل من آن ببرد که صورتنگار اوست (صورتنگارِ او=آفریننده، خدا)
گر دیگران به منظر زیبا نظر کنند/ ما را نظر به قدرت پروردگار اوست (یعنی از زیبایی زمینی به درگاه حق رسیدن. روش عرفا)
۲. همه کس را مگر این ذوق نباشد که مرا/کان چه من مینگرم بر دگری ظاهر نیست
شیخ گفته: هر کسی ذوق من را ندارد. پس نمی تونند آنچه را که من می بینم، ببینند.
چرا؟مگر شیخ چه میبینه؟ شیخ از دیدگاه عرفان صحبت کرده و گفته (مثل بیت قبلی) همه کس، آنها، فقط به ظاهر توجه دارند. دل پاک و نگاه پاک ما را ندارند. پس آنچه که ما با نگاه و دل پاک می بینم رو نمی بینند. چیز دیگری می بینند ...
مصرعی از حافظ هم اینجا تناسب داره.«در نظربازی ما بیخبران حیرانند». این «بیخبران» در شعر حافظ همونی هست که تو این ابیاتْ سعدی جوابشون رو داده و تفسیر کردم. کسانی که حواسشون به جنبه عارفانه و «معنی» نیست. ظاهربین هستند و به همین خاطر از سعدی و حافظ حیرانند ... -
@Mr-Wick
- «نظر»، کدام نظر؟
از دیدگاه عرفا و صوفیان دو نوع «نظر» داریم. نظری از روی شهوت و هوس و نظری برای تامل کردن. تامل در آفرینش، خدا، علم و یا حتی لذت بردن عادی از آفرینش خدا.
دومی مورد تایید صوفیان و عرفا بوده.این نوع «نظر» رو نفی نمی کردند و اتفاقاً مایه به کمال رسیدن انسان می دونستند. که به آثار شعرای هم عصرشون (سعدی و مولوی و حافظ و ...) هم رسیده. این میشه همون «نظربازی» که تا حالا تو اشعار باهاش برخورد کردید (البته نمی خوام بگم «نظربازی» تو همه اشعار، به صورت عارفانه و صوفیانه به کار رفته).
ولی به هر حال، به خاطر فضای صوفیانه و عارفانه ایام زندگی شعرا، تاثیر این مفاهیم بر اشعارشون رو باید در نظر بگیریم.
یک مثال از عرفا بزنم.غزالی گفته بود:« اگر کسی از زیبایی آنگونه لذت بیابد که از نظر در سبزه و آب روان لذت می برد نشانهی آن است که شهوت در وی فروکش کرده است و بر این تقدیر «نظر» بر او مباح است اما اگر لذت دیگری می یابد که مبدأ حرکت شهوت تواند شد نظر بر وی حرام.» پس خود این نظربازی شمشیر دو لبه هم هست. یعنی شرط و شروطی داره.
کلاس درس تصوف و عرفان مون تموم شد. برگردیم سر ابیات. ابیات رو از گنجور آوردم. کمی متفاوت با اونیه که تو نوشتی.
۱. آن که میگوید نظر در صورت خوبان خطاست / او همین صورت همیبیند ز معنی غافلست
شیخ جواب اعتراض افراد و اندیشهای رو که میگه نگاه کردن به زیبارویان خطا است رو داده. گفته این «نظر» ما مثل نظر شما که فقط ظاهربین هستید نیست. ما مثل شما از باطن و کمالِ جمال (که میرسه به خدا) غافل نیستیم. ما برخلاف شما در این نظر، حواسمون به معنی هم هست ...
هم مفهوم با همین بحث، یه جا دیگه شیخ گفته:
گمان مبر که صورت او عقل من بِبُرد/ عقل من آن ببرد که صورتنگار اوست (صورتنگارِ او=آفریننده، خدا)
گر دیگران به منظر زیبا نظر کنند/ ما را نظر به قدرت پروردگار اوست (یعنی از زیبایی زمینی به درگاه حق رسیدن. روش عرفا)
۲. همه کس را مگر این ذوق نباشد که مرا/کان چه من مینگرم بر دگری ظاهر نیست
شیخ گفته: هر کسی ذوق من را ندارد. پس نمی تونند آنچه را که من می بینم، ببینند.
چرا؟مگر شیخ چه میبینه؟ شیخ از دیدگاه عرفان صحبت کرده و گفته (مثل بیت قبلی) همه کس، آنها، فقط به ظاهر توجه دارند. دل پاک و نگاه پاک ما را ندارند. پس آنچه که ما با نگاه و دل پاک می بینم رو نمی بینند. چیز دیگری می بینند ...
مصرعی از حافظ هم اینجا تناسب داره.«در نظربازی ما بیخبران حیرانند». این «بیخبران» در شعر حافظ همونی هست که تو این ابیاتْ سعدی جوابشون رو داده و تفسیر کردم. کسانی که حواسشون به جنبه عارفانه و «معنی» نیست. ظاهربین هستند و به همین خاطر از سعدی و حافظ حیرانند ...@Amin-Forouzan
جامع و کامل و اصن اوف😂♥👌🏻
دستت درد نکنه♥
یه تشکر سفت و سخت♥🙌🏻🥺 -
M Mr. Wick has marked this topic as solved on
-
@Mr-Wick
- «نظر»، کدام نظر؟
از دیدگاه عرفا و صوفیان دو نوع «نظر» داریم. نظری از روی شهوت و هوس و نظری برای تامل کردن. تامل در آفرینش، خدا، علم و یا حتی لذت بردن عادی از آفرینش خدا.
دومی مورد تایید صوفیان و عرفا بوده.این نوع «نظر» رو نفی نمی کردند و اتفاقاً مایه به کمال رسیدن انسان می دونستند. که به آثار شعرای هم عصرشون (سعدی و مولوی و حافظ و ...) هم رسیده. این میشه همون «نظربازی» که تا حالا تو اشعار باهاش برخورد کردید (البته نمی خوام بگم «نظربازی» تو همه اشعار، به صورت عارفانه و صوفیانه به کار رفته).
ولی به هر حال، به خاطر فضای صوفیانه و عارفانه ایام زندگی شعرا، تاثیر این مفاهیم بر اشعارشون رو باید در نظر بگیریم.
یک مثال از عرفا بزنم.غزالی گفته بود:« اگر کسی از زیبایی آنگونه لذت بیابد که از نظر در سبزه و آب روان لذت می برد نشانهی آن است که شهوت در وی فروکش کرده است و بر این تقدیر «نظر» بر او مباح است اما اگر لذت دیگری می یابد که مبدأ حرکت شهوت تواند شد نظر بر وی حرام.» پس خود این نظربازی شمشیر دو لبه هم هست. یعنی شرط و شروطی داره.
کلاس درس تصوف و عرفان مون تموم شد. برگردیم سر ابیات. ابیات رو از گنجور آوردم. کمی متفاوت با اونیه که تو نوشتی.
۱. آن که میگوید نظر در صورت خوبان خطاست / او همین صورت همیبیند ز معنی غافلست
شیخ جواب اعتراض افراد و اندیشهای رو که میگه نگاه کردن به زیبارویان خطا است رو داده. گفته این «نظر» ما مثل نظر شما که فقط ظاهربین هستید نیست. ما مثل شما از باطن و کمالِ جمال (که میرسه به خدا) غافل نیستیم. ما برخلاف شما در این نظر، حواسمون به معنی هم هست ...
هم مفهوم با همین بحث، یه جا دیگه شیخ گفته:
گمان مبر که صورت او عقل من بِبُرد/ عقل من آن ببرد که صورتنگار اوست (صورتنگارِ او=آفریننده، خدا)
گر دیگران به منظر زیبا نظر کنند/ ما را نظر به قدرت پروردگار اوست (یعنی از زیبایی زمینی به درگاه حق رسیدن. روش عرفا)
۲. همه کس را مگر این ذوق نباشد که مرا/کان چه من مینگرم بر دگری ظاهر نیست
شیخ گفته: هر کسی ذوق من را ندارد. پس نمی تونند آنچه را که من می بینم، ببینند.
چرا؟مگر شیخ چه میبینه؟ شیخ از دیدگاه عرفان صحبت کرده و گفته (مثل بیت قبلی) همه کس، آنها، فقط به ظاهر توجه دارند. دل پاک و نگاه پاک ما را ندارند. پس آنچه که ما با نگاه و دل پاک می بینم رو نمی بینند. چیز دیگری می بینند ...
مصرعی از حافظ هم اینجا تناسب داره.«در نظربازی ما بیخبران حیرانند». این «بیخبران» در شعر حافظ همونی هست که تو این ابیاتْ سعدی جوابشون رو داده و تفسیر کردم. کسانی که حواسشون به جنبه عارفانه و «معنی» نیست. ظاهربین هستند و به همین خاطر از سعدی و حافظ حیرانند ...@Amin-Forouzan
خیلی ممنونم از وقتی که گذاشتین و شرمنده کردین بنده رو
ممنونم،لطف کردین❤️

