هرچی تو دلته بریز بیرون 5
-
@Zahra-Zahraii در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
@سجاد-ذوالفقاری ناراحت چرا
تلنگر خوبی بود اتفاقا...
ممنونخواهش میکنم
-
@سجاد-ذوالفقاری
یکی باید به من بده
خالی خالی امGharibe Gomnam در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
@سجاد-ذوالفقاری
یکی باید به من بده
خالی خالی ام -
@سجاد-ذوالفقاری
اینو ول کن
مثائل رو کجای دلم بذارم -
@سجاد-ذوالفقاری
اینو ول کن
مثائل رو کجای دلم بذارم -
@سجاد-ذوالفقاری
شبت ماه -
زشت نیست حالا تاپیک ترین های ۱۴۰۰ رو دیدم🥲🥲
-
atena abolhasani در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
zeinab dehghani
خب با نام و یاد خدا شروع میکنم
این یکی نمیدونم قراره چطوری پیش بره... فقط امیدوارم فاجعه نشه
(از این نظر که دارم تند تند تایپ میکنم)
درمورد متن بلند....
خب پس حله
توهم با نوشتن متن بلند مشکل نداریمن یکم حساس شدم شاید رودروایسی گیر کردی
و خب با توجه به تعریفی که کردی، مثل اینکه تو سابقت تو نوشتن متن های بلند از من بیشترم هست .... چون من زیاد برای کسی نمینویسم، بیشتر واسه خودم از این متنا مینویسم
( چون برام مهمه برا کسی بفرستم که حتما بخونش و خب کمتر کسی پیدا میشه دیگه....)
جمله ای که درمورد روال نوشته بودم عالی بود؟
قابل نداشت
ولی درمورد بگذریم رفتم موشکافی کردم ... اولین کسی که این کلمه رو تو این مکالمه ی بسی جذاب بکار برده من بودم
خب باید اعتراف کنم خیلی بکار میاد مخصوصا وقتی میخوای موضوع بحثو عوض کنی.فکر کنم منتظر بودی پنجشنبه بیام...
خب آدمیزاده دیگه ... قرار نیست برنامش طبق برنامه پیش بره
قراره برنامش انعطاف پذیر باشه
پ.ن: فکر کنم بخاطر همین توهم نگفتی دقیقا کی استراحت میکنی... منم دقت کردم تو این هفته اتفاقا پنجشنبه کلی کار داشتماون جمله ای که گفتی دید منم متفاوته... میشه یکم بیشتر توضیح بدی؟
من چطوری نگاه میکنم؟
اینک یبار دیگه یکی از دوستان نزدیکم هم بهم گفته بود ولی میخوام دقیق منظور تورو بدونم️
درمورد این هفته...خب این هفته خوب بود... از این نظر که پیوسته بود .
ولی خب میخوام یکم ساعت مطالعمو بالا ببرم و این یکی از چالشای هفته ی بعدم محسوب میشهپ.ن آخری : نمیدونم چقدر طول کشید و اصلا نمیدونم چقدر نوشتم!
ولی میدونم جواب خیلیاشو ندادم ....
اون جمله آخری توجهم رو جلب کرد
بسم الله الرحمن ارحیم...
واقعن ببین ایول داری که همونموقع سریع رفتی تایپ کردی و جواب دادی..
اینقدر دلم میخواست اون کلاس رو نداشتم اونموقع و میموندم وباهات حرف میزدم،که نگوووووووووووو!
بگذریم که این چند روز هم نتونستم زودتربیام..
خب درمورد متن بلند گفتی که برات مهمه که کسی بخوندتش!
نتیجه:آی ام هیر
بگذریم از اینکه رفتی موشکافی کردی و طومارای قبلی رو دوباره گشتی
آره د قیقن این که بخام بصورت دقیق برنامم مشخص باشه که استراحتام کی هست،معلوم نیست!
یعنی حقیقتش اون زمان هایی ک کاردارم معلومه..اماهیچ تضمینی بابت زمان هایِ خالیم نیست...یهو میبینی میخوره و باز کاری پیش میادآخه
دید توهم متفاوته خب!
نمیدونم اون دوستِ نزدیکت (که خیلی آدم خوشبختی هست که دوستِ نزدیک تو هست)ازچه لحاظی این حرف رو گفته!
وخب اگه بخوام توضیح بدم که از چه نظر متفاوتی؛خیلی طول میکشه!
چون از همه نظر قابل بحثه..
وتبدیل میشه به ابر طومار
اینجور خلاصه و چکیده بگم که فقط کافیه یه نگاه بندازی به آدمایی که هم سن و سال خودت هستن و شرایط مشابهی باهات دارن وبعد بصورت واقع بینانه عملکرد اونا و عملکرد خودت رو بسنجی...اونجا متوجه یِ تفاوتِ خودت میشی..بنظرِ من حالتی هسی که اگه آتنایِ سی و هشت ساله برگرده و به آتنایِ هیجده هیفده ساله نگاه کنه؛به خودش ایول میگه بابت قدم هایی که برداشته!
همینکه نوعِ حرف زدنت(هرچندتویِ مجازی)نوعِ برخوردت و اینا مثل بقیه نیست و بنظرِمن خیلی خودت هستی،یعنی متفاوت بودن...متفاوت بودنی که تمایز داره نه توجه!
یا گاهن دید و نگاهی که داری..
(اینا رو میگم چون وظیمه که خبردارت کنم از خوبی و معرکه بودنِ درونت و تو هم اهل غرور نیستی...بلکه اینجوری که حتی بیشتر هم تلاش میکنی)
بگذریم
نوشتی که اون هفتت خوب بود از این نظر که پیوسته بود...واین هفته چالشت اینه که میخای ساعت مطالعت رو بالا ببری..بهم بگو که انجامش دادی؟!حسو حالت درمورد این کار؟؟
خب به تهش رسیدیم...
آره سرموقع فرستادی و من حض کردم از این سرعت عمل
من این هفته رفته بودم جایی و یه چیزی که دیدم و یادت افتادم این بود که این نوشته رو دیدم(برحسب اون سری شعری که هم تو نوشتی و هم من همون هفته رویِ تختم نوشته بودم!)
" خدایا!
چه یافت آنکه تو را گم کرد!؟
وچه گم کرد آنکه تو را یافت؟! "
zeinab dehghani در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
بسم الله الرحمن ارحیم...
واقعن ببین ایول داری که همونموقع سریع رفتی تایپ کردی و جواب دادی..
اینقدر دلم میخواست اون کلاس رو نداشتم اونموقع و میموندم وباهات حرف میزدم،که نگوووووووووووو!
بگذریم که این چند روز هم نتونستم زودتربیام..
خب درمورد متن بلند گفتی که برات مهمه که کسی بخوندتش!
نتیجه:آی ام هیر
بگذریم از اینکه رفتی موشکافی کردی و طومارای قبلی رو دوباره گشتی
آره د قیقن این که بخام بصورت دقیق برنامم مشخص باشه که استراحتام کی هست،معلوم نیست!
یعنی حقیقتش اون زمان هایی ک کاردارم معلومه..اماهیچ تضمینی بابت زمان هایِ خالیم نیست...یهو میبینی میخوره و باز کاری پیش میادآخه
دید توهم متفاوته خب!
نمیدونم اون دوستِ نزدیکت (که خیلی آدم خوشبختی هست که دوستِ نزدیک تو هست)ازچه لحاظی این حرف رو گفته!
وخب اگه بخوام توضیح بدم که از چه نظر متفاوتی؛خیلی طول میکشه!
چون از همه نظر قابل بحثه..
وتبدیل میشه به ابر طومار
اینجور خلاصه و چکیده بگم که فقط کافیه یه نگاه بندازی به آدمایی که هم سن و سال خودت هستن و شرایط مشابهی باهات دارن وبعد بصورت واقع بینانه عملکرد اونا و عملکرد خودت رو بسنجی...اونجا متوجه یِ تفاوتِ خودت میشی..بنظرِ من حالتی هسی که اگه آتنایِ سی و هشت ساله برگرده و به آتنایِ هیجده هیفده ساله نگاه کنه؛به خودش ایول میگه بابت قدم هایی که برداشته!
همینکه نوعِ حرف زدنت(هرچندتویِ مجازی)نوعِ برخوردت و اینا مثل بقیه نیست و بنظرِمن خیلی خودت هستی،یعنی متفاوت بودن...متفاوت بودنی که تمایز داره نه توجه!
یا گاهن دید و نگاهی که داری..
(اینا رو میگم چون وظیمه که خبردارت کنم از خوبی و معرکه بودنِ درونت و تو هم اهل غرور نیستی...بلکه اینجوری که حتی بیشتر هم تلاش میکنی)
بگذریم
نوشتی که اون هفتت خوب بود از این نظر که پیوسته بود...واین هفته چالشت اینه که میخای ساعت مطالعت رو بالا ببری..بهم بگو که انجامش دادی؟!حسو حالت درمورد این کار؟؟
خب به تهش رسیدیم...
آره سرموقع فرستادی و من حض کردم از این سرعت عمل
من این هفته رفته بودم جایی و یه چیزی که دیدم و یادت افتادم این بود که این نوشته رو دیدم(برحسب اون سری شعری که هم تو نوشتی و هم من همون هفته رویِ تختم نوشته بودم!)
" خدایا!
چه یافت آنکه تو را گم کرد!؟
وچه گم کرد آنکه تو را یافت؟! "
چه یافت آنکه تورا گم کرد!؟
و چه گم کرد آنکه تورا یافت؟!وای زینب
اول اینکه سلام
دوم اینکه عاشق شعرت شدم
خیلی خیلی زیاد اصلا نمیتونم بگم چقدر
در عینِ سادگیش کلی حرف داره برای گفتن....
ولی اصل ماجرا اینه که تو با دیدنش یاد من افتادی...
بگذزیم که خیلی وقته جواب شعر هاتو ندادم...
و خب شعر جدیدیم تو دست و بالم نیست
ولی یک بیت از مولانا هست که خیلی دوسش دارم
میگه:
تو چو تیغ ذوالفقاری، تن تو غلاف چوبین...
اگر این غلاف بشکست تو شکسته دل چرایی؟؟درمورد کلاسی که داشتی... فدای سرت... من از این مدل صحبتمون خیلی لذت میبرم
و اصلا نمیدونم کی قراره دوباره دوتامون آنلاین شیم
اگه دقت کرده باشی ، من حدود یک ساعت قبل از اینکه تو بیای اومده بودم...بگذریم
آره رفتم موشکافی کردموخب باید اعتراف کنم بار اولم نبود ، بار آخرم هم نبود... و اصلا هم نمیدونم آخرین باری که میخوام دوباره این طومار هارو بخونم کی باشه !
ولی حواسم هست اونقدری نخونمشون که برام عادی بشندرمورد هماهنگ...
فقط میتونم بگم ما خیلی خوبیم
همینازم پرسیده بودی هفتم چطور بود،
و خب باید بگم رسیدم به بخش مرور، نه اینکه کل درسا رو تموم کرده باشم... اینطوری که دارم برای آزمون ۷ فروردین (جمع بندی پایه ) میخونم و خب پایه رو قبلا خوندم، چه امسال یا خب بعضیاشون رو سال های قبل .... و الان رسیدم به مرور وباید اعتراف کنم که سخت تر از درس خوندن معمولیه
از یه طرف حوصله نداری مرور کنی میری سراغ تست، از یه طرفم وقتی میری سراغ تست میفهمی باید یدور دیگه مرور کنی
ولی خب کاریش نمیشه کرد اینم یه بخشی از کنکوره دیگه.
نمیدونم تو سال کنکورت به این برخوردی یا نه .
پ.ن : نه ساعتشو بیشتر نکردم هنوز...
شیم آن می
️
و خب تو از خودت بهم بگو.... از آخرین باری که گفتی میگذره....
الان که طومار منو میخونی چه حسی داری؟؟ امیدوارم در یک خوشحالی وصف نشدنی باشی !
از اونایی که حتی نمیدونی دلیلش چیه ولی یهویی میاد سراغت !️
بگذریم باز
زینبِ جان !
اول اینکه نظر لطفته بابت تعریفی که کردی....
تفاوت نه توجه بلکه تمایز !
اصلا مبهوت شدم با خوندنش
هرچند اگه یکم بیشتر باهم صمیمی بودیم، اصلا راحتت نمیذاشتم
و منظور تک تک کلمه ها رو ازت میپرسیدمولی اگه تو اینطور تعریف کردی...، یعنی تو اونقدررر قشنگ هستی که از کسی که حتی ندیدیش هم اینطوری تعریف کنی!
هرچی گفتی از خوبی های خودت بود !
تو دوست داشتی اینویژگی های منو ببینی که کاملا شخصیت دوستداشتنیِ تورو میرسونه️
هربار که میخونمش از اول ذوق میکنم اصلا
و باید بگم یکم هم دندونام ریخت
چطوری متوجه شدی مغرور نیستم یا مثلا خیلی خودم هستم!
حقا که در حیرتم
دمت گرم دختر️
پ. ن : الان تو همین دقیقه، ساعت ۶:۵۷ ؛ دارم طومارتو بالا پایین میکنم که چیزی جا ننداخته باشم، دیدم در پاسخ به اینکه نوشتم کسی طومارامو نمیخونه نوشتی آیم هیر
خب پس این طوماررررررِ بزرگ تقدیم به تو
آر یو ستیل هیر؟
موفق باشی زینبی -
خب بازم یروز دیگه....
و تودلیِ خلوتِ آروم...
وقتی خلوت تر میشه بیشتر دوستش دارم
هرچند که قبلا شاید بیشتر سر میزدم بهش
و خب الانم باید برم
که امروز کلی کار دارم....
️
-
از این به بعد میام همه شو پی وی تو میفرستم
گروه هم ببینمت میفرستم
@Infinitie-A ..........................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................@mitra-ism-rahmani
-
سلام
-
@سمیه-صادقلو در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
@سجاد-ذوالفقاری
🪚🪚تهاجمی نشونت بدم اون سرش ناپیدا
@سجاد-ذوالفقاری
-
Alireza Varamanzar
مرسی
تولد خودتم پیشاپیش مبارک@Zahra-Hamrang مرسیی🥳
-
سلام
pouya hosein pour سلام
-
نوشته بود اگه تنبلی یه رشته المپیکی بود، من نفر ۴ام میشدم که اون ۲تا پله رو نرم بالا برای گرفتن مدال.
این کسیه که من بهش احترام میزارم.
این کسیه که باهاش به درک متقابل میرسیم.
این کسیه که عمیقاً به همه چیز فکر میکنه.》یونس《
"تویت" -
@yasin-sheibak پاح 1135km از هم فاصله داریم!
البته از منجیل و رشت فاصلمون کمتره.
ولی به هرحال نمیشه.
ببینم امسال کجا قبول میشم تو هم دوسال دیگه کنکور دادی بیا اونجا@First اووووو داش نمی ارزه یک دوئل
تهران هم قبول شی باز یک راهی هست -
تو سریال أفتر لایف یه فکت رو به اشتراک گذاشتن که میتونم به یکی از سریالای حق بهش رتبه بالای 90 بدم با اینکه مشکلاتی باهاش دارم ولی در کل خیلی رو حقیقت زندگی بهش پرداخته شده،یه نمه هم کمدی طنز تلخ توش داره
وای که چقد سریال خونم افتادههمونجا تونی میگه که:
بذارید یه حقیقتی رو براتون روشن کنم، ذات آدما هیچ وقت تغییر نمیکنه؛ ممکنه یاد بگیرن چطوری پنهونش کنن یا چطوری کنترلش کنن اما تغییر هرگز!
ذات قابل تغییر نیست و این دست خود فرد نیست،نوع ذات تنها چیزی است که اگه ازش خوشت بیاد دیگه تمومه و تا پایان عمرت باهات میمونه تورو میسازه نه اینکه تو اونو بسازی!
وگرنه خدا تو درون همه ما گرایش به خوبی و بدی رو گذاشته این افراد هستن که ذاتشونو انتخاب میکنن.حکایت خیلیاست که هرچقدر هم به پاشون بریزی بازم ذاتشون تغییر نمیکنه...
و در آخر...
واقعیت زندگی ما با برداشتی که دیگران از آن دارند زمین تا آسمان متفاوت است.
الیزابت استروت