هرچی تو دلته بریز بیرون 5
-
نوشتهشده در ۲۸ مهر ۱۴۰۱، ۱۹:۵۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
ینی هر دفعه که رگ خواب و میبینم ،به اندازه دفعه اول حرص میخورم!
-
@N-n-good آره
️
ببین ۵نفرمون باهم مشکلی نداریم
هرکی دنبال کارا و برنامه های خودشه
ولی اون یه نفر تمام اصول و برنامه ریزیهای ما رو به هم میریزه
مثلا همین یخچال
ما طبقه بندی کرده بودیم
وسایلشو گذاشته تو طبقات بقیه
بقیهام چون طبقهی خودشون جا نبوده گذاشتن بقیهی جاها
اون وسایلی که تو طبقات بقیه گذاشته بوده رو استفاده کرده و تموم شدن رفته
حالا امشب دعوا کرده که چرا رعایت نمیکنید
یه سری وسایل بچه هام انداخت بیرون
حداقل با لحن درست دعوا کن لعنتی
غذا رو ما ۵نفر نوبتی میگیریم
ایشون تو صف نمیان
ظرفا با ایشونه که اونم میگه من قابلمه نمیشورم
بابا منم بدم میاد از این کار ولی مجبوریم دیگه
و و و
وای اعصابم خورد شد
️
زهرا بنده خدا 2 آروم باش به خودت مسلط باش
-
نوشتهشده در ۲۸ مهر ۱۴۰۱، ۱۹:۵۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
دلم میخواد مغز و چشمو در بیارم با اسید بشورم....
-
نوشتهشده در ۲۸ مهر ۱۴۰۱، ۱۹:۵۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
این همه واسش زحمت کشیدم ولی الان پیداش نمی کنم
دقیقا کجایی لعنتی؟!
️
-
اِنزِوا در اِزدِحام
سهم ما بود(: -
زهرا بنده خدا 2 و خیلی ها می فهمن ولی نمی خوان قبول کنن و بپذیرن گاهی هم واقعا نمی تونن
نوشتهشده در ۲۸ مهر ۱۴۰۱، ۲۰:۰۲ آخرین ویرایش توسط انجام شده@Elham650
نمیدونم واقعا نمیدونم...
ولی کاش برنامه رو می فهمید بعدش تصمیم میگرفت... -
زهرا بنده خدا 2 آروم باش به خودت مسلط باش
نوشتهشده در ۲۸ مهر ۱۴۰۱، ۲۰:۰۲ آخرین ویرایش توسط انجام شده@N-n-good سعی میکنم
الان اوضاع آرومه خداروشکر -
@N-n-good سعی میکنم
الان اوضاع آرومه خداروشکرزهرا بنده خدا 2 خب خوبه
خدارو شکر -
نوشتهشده در ۲۸ مهر ۱۴۰۱، ۲۰:۲۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده
این چن روز اونقد عجیب بوده
ک مثِ
"لام" میونِ هرچی "بلا"عه گرفتار شدم
هوعفففففف -
نوشتهشده در ۲۸ مهر ۱۴۰۱، ۲۰:۲۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده
پیدا شد
خدا رو شکر.. -
نوشتهشده در ۲۸ مهر ۱۴۰۱، ۲۰:۲۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده
ولی خب
حتی تو این وضعیتم خدارو شکر میکنم ک وضعیت بدتر از این نشده -
وااااااای
چراااااااا
امشببببببب
تموووووم
نمیشهههههه -
نوشتهشده در ۲۸ مهر ۱۴۰۱، ۲۰:۲۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
سلام به دوستان خوبم
-
این چن روز اونقد عجیب بوده
ک مثِ
"لام" میونِ هرچی "بلا"عه گرفتار شدم
هوعففففففنوشتهشده در ۲۸ مهر ۱۴۰۱، ۲۰:۲۷ آخرین ویرایش توسط انجام شدهramses kabir بلا چاو بلا چاووو چااو چاووو
-
نوشتهشده در ۲۸ مهر ۱۴۰۱، ۲۰:۲۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@Sara-Alamdari سخت نگیر
میگذره:)) -
نوشتهشده در ۲۸ مهر ۱۴۰۱، ۲۰:۳۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده
یا همه با هم یا همه تنها
با بلا چاو چاو چاااو
میپریم از خواب:))))
چقدر خوبه این آهنگه -
_Sajjad_ نیاز نیست سخت بگیرم
سخت هست ولی آره خب میگذره و کاری هم از دستم بر نمیاد -
نوشتهشده در ۲۸ مهر ۱۴۰۱، ۲۰:۳۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده
یادش بخیر
چقدر اینجا ماجرا داشتیم
خیلی از قدیمیا رفتن
نیستن
خیلیام فک کنم یه چیز محو فقط ازم یادشون باشه:) -
نوشتهشده در ۲۸ مهر ۱۴۰۱، ۲۰:۳۲ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@Sara-Alamdari موقع انزوا، فقط به این منزوی بودنه فکر نکن، همین
به روت نیار وجود داره
کار خودتو پر انگیزه پیش ببر، هرچند سخت
همین:)
راه دیگه ای نمیشناسم
و فکر کنم بهترین راه هم همین باشه -
بوی گاز کل ساختمون رو برداشته