هرچی تو دلته بریز بیرون 5
-
یکسال گذشت با همه قشنگیاش و سختیاش
خنده ها و گریه ها
تو این روزای سخت به یک سال پیش و این روزا فکر میکنم
روزایی که قشنگترین بود
روزای وصال...
من سخت از دست میدم
زود به داشته هام وابسته میشم
نمیدونم چی دارم مینویسم ذهنم خیلی اشفتست
داره بارون میباره
وقتی خوشحالم بارون خوشحالترم میکنه و وقتی غمگینم غمگینتر
و در هر دو صورت دوسش دارمو قشنگه
پاییزم دوست دارم چون فصل وصاله
پارسال این موقع پابوس امام رضا بودیم و بهم رسیدیم و زیر سایشون زندگیمونو شروع کردیم
چه زود گذشت....@m-hmt
هنوز خیلی اتفاق قشنگ مونده تا بیفته 🥺 -
@Dr-Toxic من میترکم اینجوری که
نوشتهشده در ۲۶ آذر ۱۴۰۱، ۲۰:۰۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده@Zhra8393 از بس به ما گفتن مرد گریه نمی کنه اینطوری شدیم
یادمه یه ناظم سگ داشتیم
سر یه موضوعی منو با 3 تا از دوستام زد
هرکی گریش در میومد ولش میکرد
منو زد من گریه نکردمهی زد من انگار نه انگار
پ ن :عصرش به بابام گفتم بابام گریه شو در اورد
-
یکسال گذشت با همه قشنگیاش و سختیاش
خنده ها و گریه ها
تو این روزای سخت به یک سال پیش و این روزا فکر میکنم
روزایی که قشنگترین بود
روزای وصال...
من سخت از دست میدم
زود به داشته هام وابسته میشم
نمیدونم چی دارم مینویسم ذهنم خیلی اشفتست
داره بارون میباره
وقتی خوشحالم بارون خوشحالترم میکنه و وقتی غمگینم غمگینتر
و در هر دو صورت دوسش دارمو قشنگه
پاییزم دوست دارم چون فصل وصاله
پارسال این موقع پابوس امام رضا بودیم و بهم رسیدیم و زیر سایشون زندگیمونو شروع کردیم
چه زود گذشت....نوشتهشده در ۲۶ آذر ۱۴۰۱، ۲۰:۰۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده@m-hmt زندگی ادامه داره...
روزای قشنگتر میان
اتفاقای بهتر رقممیخورن -
@Dr-Toxic در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
ATY هیچ وقت قدرمو ندونستی اوف بر تو
بله بله هرکس لایق مهر و محبت شما نیس
شرم بر من
-
نوشتهشده در ۲۶ آذر ۱۴۰۱، ۲۰:۰۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
من اینجوری بودم که اون فقط سرم بلند بلند داد میزد
من چون بزرگتر ازم بود نمیتونستم چیزی بهش بگم و
مثل اون جواب بدم
بعد اینقد اون عصبانیت جمع شد که گریم گرفت -
نوشتهشده در ۲۶ آذر ۱۴۰۱، ۲۰:۰۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
-
@Zhra8393 از بس به ما گفتن مرد گریه نمی کنه اینطوری شدیم
یادمه یه ناظم سگ داشتیم
سر یه موضوعی منو با 3 تا از دوستام زد
هرکی گریش در میومد ولش میکرد
منو زد من گریه نکردمهی زد من انگار نه انگار
پ ن :عصرش به بابام گفتم بابام گریه شو در اورد
نوشتهشده در ۲۶ آذر ۱۴۰۱، ۲۰:۰۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده@Dr-Toxic
مقاومید -
@Zhra8393 از بس به ما گفتن مرد گریه نمی کنه اینطوری شدیم
یادمه یه ناظم سگ داشتیم
سر یه موضوعی منو با 3 تا از دوستام زد
هرکی گریش در میومد ولش میکرد
منو زد من گریه نکردمهی زد من انگار نه انگار
پ ن :عصرش به بابام گفتم بابام گریه شو در اورد
نوشتهشده در ۲۶ آذر ۱۴۰۱، ۲۰:۱۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده@Dr-Toxic
دردتون نمیومد؟! -
نوشتهشده در ۲۶ آذر ۱۴۰۱، ۲۰:۱۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@0Farzam0 بله زندگی ادامه داره
-
@Venus655 در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
کی تو دعوا گریه اش می گیره؟
من نمیدونم چرا هر وقت جدی میشم و اونجایی که نباید بخندم خنده ام می گیره
ولی خب دیدم بعضیا گریه شون می گیرهوایی گریه توی دعوا سمه منم گاهی اینجوری میشم خیلی بدهه
️
️
-
-
@m-hmt زندگی ادامه داره...
روزای قشنگتر میان
اتفاقای بهتر رقممیخورننوشتهشده در ۲۶ آذر ۱۴۰۱، ۲۰:۱۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده@Zhra8393 منتظرشون نمینونم رقمشون میزنم....
روزای قشنگ ساختنین -
نوشتهشده در ۲۶ آذر ۱۴۰۱، ۲۰:۱۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده
ولی فقط تو حرف زدن اسونه
-
@Dr-Toxic
مقاومیدنوشتهشده در ۲۶ آذر ۱۴۰۱، ۲۰:۱۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده@Zhra8393 مقاومت سختیس
اصلا پسرا به گریه بی صدا معروفن
از اینا که اشک خالی میاد بدون صدا و اینا -
نوشتهشده در ۲۶ آذر ۱۴۰۱، ۲۰:۱۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@m-hmt بله
-
نوشتهشده در ۲۶ آذر ۱۴۰۱، ۲۰:۱۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@Dr-Toxic نه بابا این چه حرفیه
فهمیدم متوجه نشدید
ایشالا که بهتر باشین -
این پست پاک شده!
-
@m-hmt
دقیقا مث این حرف انگیزشی ها میمونه
هیچکس خبر نداره تودل یکی چی میگذره
ولی باید کارمون امیددادن باشه -
نوشتهشده در ۲۶ آذر ۱۴۰۱، ۲۰:۱۲ آخرین ویرایش توسط Dr.Toxic انجام شده
@ooo چرا میومد ولی خب گریه نمی کردم یعنی مقاومت می کردم همش 11 یا 10 سالم بود
راستی بخاطر اون شب .......
عصبی بودم یهو از کوره در رفتم
فراموشش کنیم -
نوشتهشده در ۲۶ آذر ۱۴۰۱، ۲۰:۱۲ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@Dr-Toxic در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
ATY هزاران هزار شرم
اون خونه صورتی با اون لوازم اشپزخونه میدونی ارزو چن تا ادمه نا شکر