هرچی تو دلته بریز بیرون 5
-
فارغ التحصیلان آلاءنوشتهشده در ۲۹ بهمن ۱۴۰۱، ۲۲:۰۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
تو که نازنده بالا دلربایی
تو که بی سرمه چشمون سرمهسایی -
فارغ التحصیلان آلاءنوشتهشده در ۲۹ بهمن ۱۴۰۱، ۲۲:۰۴ آخرین ویرایش توسط Matin Mousavi 1 انجام شده
من نداستم از اول که تو بی مهر و وفایی
عهد نابستن از آن به که ببندی و نپاییدوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم
باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی -
نوشتهشده در ۲۹ بهمن ۱۴۰۱، ۲۲:۰۶ آخرین ویرایش توسط انجام شده
مثل یه مرد به ماجرا نگاه کنیم
مهم نیست پس
نزدیکی هم سخته
عصاره ام کشیده شد
حالا هم تو بد وضعیه
تجربه است دیگر همیشه تو فکرمه -
نوشتهشده در ۲۹ بهمن ۱۴۰۱، ۲۲:۴۶ آخرین ویرایش توسط انجام شده
خداصبر بده بهم:/
-
Sachli باتشکر از شما
نوشتهشده در ۲۹ بهمن ۱۴۰۱، ۲۲:۴۹ آخرین ویرایش توسط Sachli انجام شده@Infinitie-A خواهش میکنم
-
نوشتهشده در ۲۹ بهمن ۱۴۰۱، ۲۲:۵۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده
بی غمِ عشقِ تو صد حیف ز عمری که گذشت!
بیش از این کاش گرفتارِ غمت میبودم... -
نوشتهشده در ۲۹ بهمن ۱۴۰۱، ۲۲:۵۵ آخرین ویرایش توسط Sachli انجام شده
میگم خوبی میگی مرسی، تا اینجاش حله
ولی اینکه دلم میخواد در جوابت بگم خواهش میکنم، خوب نیست -
نوشتهشده در ۲۹ بهمن ۱۴۰۱، ۲۳:۰۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده
بجای اینکارا یه دقه میگرفتی تموم میشد میرفت خب:/
-
نوشتهشده در ۲۹ بهمن ۱۴۰۱، ۲۳:۵۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
دلیلی نداشتا ولی خب منم دیگه:/
-
Gharibe Gomnam در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
عه استاد ثابتی موهاشو کوتاه کرد
در جریانی دیگه که استاد ثابتی موهاشو کوتاه نکرده دیگه؟
نوشتهشده در ۳۰ بهمن ۱۴۰۱، ۰:۳۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده@Señorita
اره
همون نفر اول فهمیدم
ولی واقعا جای سواله واسم که چرا؟ -
نوشتهشده در ۳۰ بهمن ۱۴۰۱، ۱:۵۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
این چنین زیر و زبر عالم نمیماند مدام
مینِشاند چرخ هر کس را به جایِ خویشتن -
وسط تست های گیاهی این آهنگه چیه مدام تو ذهنم پلی میشه
-
دانشجویان درس خون دانشجویان پیراپزشکینوشتهشده در ۳۰ بهمن ۱۴۰۱، ۳:۱۸ آخرین ویرایش توسط پرستو بابایی انجام شده
اینا میخوان از چشمام تو رو بندازنت نمیدونن چشامی
نمیدونن تو باشی نباشی بازم توی دلم باهامیتو هم اشک تو چشمای من شدی هم دلیل خنده هامی
-
نوشتهشده در ۳۰ بهمن ۱۴۰۱، ۳:۴۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده
توی ترینای پارسال یه لقبایی بهتون دادم
که اصلا یادم نمیاد سر چه اتفاقی اینو بهتون گفتم -
نوشتهشده در ۳۰ بهمن ۱۴۰۱، ۴:۲۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
این اندازه ای که من در زمینهخواب، خودشناسی دارم
هیچ کس نداره
واسه همین نیم ساعت ۴۵دقیقه کمبود خواب
امروز سر کلاس به فنا میرم... -
نوشتهشده در ۳۰ بهمن ۱۴۰۱، ۴:۲۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
همهی حرفاش راست و درست و رک و بی رودرواسی بود...
ولی من توانایی این حجم از تخریب رو نداشتم
و اولین بار بود که گفتن حقیقت اینقد اذیتم کرد...
طوری که گفتم دیگه نمیتونم گوش بدم
بقیهش بعدا... -
نوشتهشده در ۳۰ بهمن ۱۴۰۱، ۴:۲۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
ولی...
نمیدونم... -
نوشتهشده در ۳۰ بهمن ۱۴۰۱، ۴:۲۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
زهراا
درسته
ولی اونم گفته بود
این چی؟
#حقیقت تلخ... -
نوشتهشده در ۳۰ بهمن ۱۴۰۱، ۴:۳۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده
برم آماده شم...
-
نوشتهشده در ۳۰ بهمن ۱۴۰۱، ۵:۵۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
عکس یه روزگیشو دیدم
چقد ناز بود