هرچی تو دلته بریز بیرون 5
-
نوشتهشده در ۱ اسفند ۱۴۰۲، ۱۳:۲۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده
۳۵صفحه تا پایان زندگیِ پرتلاطمشون...
-
نوشتهشده در ۱ اسفند ۱۴۰۲، ۱۳:۲۴ آخرین ویرایش توسط __Aqua انجام شده
@ariii
دستم خورد فالو انفالو کردم . چیزی نیس
️
-
@Ay در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
و منی که هنوز پیشروی دارم تا وسطای اسفند
من تا خود اردیبهشت
نوشتهشده در ۱ اسفند ۱۴۰۲، ۱۳:۲۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده@ariii
من هر چی بیشترم فکر میکنم بیشتر به این میرسم که عقبمولی منم تازه تا عید تموم میشه پیشرویم.
-
یادش بخیر یه تست دارم از مغناطیس
هر کی میگه مغناطیس آسونه
بش نشون میدم -
@نویسنده-کوچولو
دیدی چقدر آزمون فرزام سوالاشون باحال بود؟ -
نوشتهشده در ۱ اسفند ۱۴۰۲، ۱۳:۳۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده
چیزی که از انتن به مرکز واکنش منتقل میشه انرژی بود یا الکترون؟
-
نوشتهشده در ۱ اسفند ۱۴۰۲، ۱۳:۳۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده
امروز یه هفت هشت ساعتی خوابیدم
یکی از لذت بخش ترین روزهای زندگی بود امروز -
نوشتهشده در ۱ اسفند ۱۴۰۲، ۱۳:۳۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
خدایااااااااا
فصل آخر گسسته
فصل آخر هندسه
دو فصل آخر فیزیک۳
و هنوزم تازه باید مباحث قبلی اینارو تست بزنم چون ناقصن !
۴ تا فصل دوازدهم رو هنوزم تستاشو شروع نکردم هیچی !!!
اول اسفندم شده
واییییی خداااا ، الان یه حسی بدی دارم هر چیم مبحث جمع کردم یادم رفته ، اصلا باورم نمیشه شده اسفنننند
بعد برای عمومیا عالی! ادبیات تا درس ده فقط ! دینی تا درس ۶ ، سلامت تا ۸:// عربی هم درس آخر و نصف ۳ ،
نمیدونم بشینم کل عمومیارو ببندم خیالم راحت بشه حالت همایش حداقل نهایی رو دارم یا بیشتر تست بزنم برای این مباحث
تا خود اردیبهشتممم تازه من دارم تست میزنم و مباحثم موندههههه
اسفند نمیتونم تموم کنم خیلی استرسم این روزا بیشتر شده
درست و حسابی نمیتونم تا آخر اسفند جمع بندی کنم اگه درست و حسابی باشه میره تا فروردین واییییی ، اسم اسفند اومده اصلا با خودش ترس اوردههه -
نوشتهشده در ۱ اسفند ۱۴۰۲، ۱۳:۳۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
پارسال به پیشنهاد یکی از دوستام خریدمش
اونم چون ۵۰درصد تخفیف داشت وخیلی تعریفشو کرد
هیچ تمایلی بهش نداشتم
گفتم حتما خوبه که اینقد تعریفشو میکنه
میخرم
شاید آدم شدم و متمایل شدم به خوندنش
داشته باشمش
خلاصه
نصفشو خوندم
اصلااا نتونستم اون حجم از تلاطم رو درک کنم!
یادمه از یکی از صفحاتش عکس گرفتم فرستادم براش
و با عصبانیت پرسیدم :فرق اینا با اونا چیه؟!همهشون یکین!!
و طبق معمول گفت: باید صبر کنید
️
شخصیتشون(صفحات اول فقط...) خیلی شبیهِ اون موقعِ من بود...
با این تفاوت که با اون تفکر دست و پا شکسته(برداشت من بود)
کوتاه نمیومدن...
اونم با اون همه شکنجه...
با آخرین صفحاتش گریه کردم و آخراش دیگه برام مسخره بود
نتونستم بقیهشو بخونم و گوشه کتابخونهام خاک خورد تا همین چندروز...
ولی الآن...
علارغم اینکه به این نوع نوشتن علاقه ندارم و واقعا برام خسته کننده است
شخصیتشون برام جالب شد...
و واسه کشف فکر و مسیرشون
۲۷۰صفحه خوندم
️
-
نوشتهشده در ۱ اسفند ۱۴۰۲، ۱۳:۴۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده
دلم نمیاد فصل آخرشو با این خستگی بخونم...
دوست دارم لحظه به لحظه و کلمه به کلمهشو لمس کنم... -
نوشتهشده در ۱ اسفند ۱۴۰۲، ۱۳:۴۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده
استاد هماتولوژیمون
جلسه اول
از در نیومده داخل:بچه ها هر جلسه شفاهی میپرسم
#احسنت -
نوشتهشده در ۱ اسفند ۱۴۰۲، ۱۳:۴۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
من ممنونم که بخاطر اون باهام به هم زدی
ممنونم که تو رفتی فقط حالمو به هم زدی
ممنونم که شناختی منو که زیادیام برات
ممنونم... -
نوشتهشده در ۱ اسفند ۱۴۰۲، ۱۳:۴۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
ولی از اینا بگذریم
گوشی کل زندگیِ منو اداره میکرد
اگه به جاش کتاب بخونم
هفتهای یکی تموم میشه -
نوشتهشده در ۱ اسفند ۱۴۰۲، ۱۳:۴۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
هر ره دیگر بود مسدود جز راه رذالت
-
نوشتهشده در ۱ اسفند ۱۴۰۲، ۱۳:۴۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
هنر عشق فراموشی عمر است، ولی
خلق را طاقت پیمودن این صحرا نیست
فاضل نظری -
نوشتهشده در ۱ اسفند ۱۴۰۲، ۱۳:۴۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
سرخند از این غصه سفیدان چمن
-
نوشتهشده در ۱ اسفند ۱۴۰۲، ۱۳:۵۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده
برای جاودان بودن
واسه عاشق دیگه راهی
به جز دل کندن از جون نیست