هرچی تو دلته بریز بیرون 5
-
SiliS در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
Sachli در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
چقدر جالب که من با زلزله امروز بیدار شدم
بعد فکرکردم دارمخواب میبینم دوباره خوابیدم

آره

۴.۹ ریشتر بوده گویا

Sachli در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
SiliS در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
Sachli در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
چقدر جالب که من با زلزله امروز بیدار شدم
بعد فکرکردم دارمخواب میبینم دوباره خوابیدم

آره

۴.۹ ریشتر بوده گویا

ماشالا
-
Sachli در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
Mehrsa 14 کلا بچه سالمی بود تا با من و سارا آشنا شد


من هنوزم سالمم
نکنیدSiliS در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
Sachli در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
Mehrsa 14 کلا بچه سالمی بود تا با من و سارا آشنا شد


من هنوزم سالمم
نکنید

-
Sachli در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
Mehrsa 14 کلا بچه سالمی بود تا با من و سارا آشنا شد


من هنوزم سالمم
نکنید -
Sachli در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
Narges_ نمیخونیمش تا شب امتحان مجبورشیم با گریه بخونیمش
هویت و سلامت خود را چگونه می خوانید ؟
من:پرستو بابایی میدونیم که میجویی


-
Narges_
شانس داشتم اون موقع یازدهم مجازی بود هیچ وقت لای تاریخو باز نکردم -
دارم الزایمر میگیرم

-
-
Narges_
آره شدید:)
پرستو بابایی منم میخوام::::(
-
Narges_
شانس داشتم اون موقع یازدهم مجازی بود هیچ وقت لای تاریخو باز نکردم -
خوابمان گرفت
-
پرستو بابایی میدونیم که میجویی


Narges_ در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
پرستو بابایی میدونیم که میجویی


بیخیال بابا ،از سر جلسه برگشتم با ۳ تا از دوستام چک کردم هر ۳ تامون گفتیم ۲۰
برگشته نمره ها رو فرستاده هر سه تامون ۱۸شدیم

-
شب همگی بخیر
🤍 -
Mehrsa 14 در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
SiliS
اینا مثلا منظورشون منم
Mehrsa 14 در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
SiliS
اینا مثلا منظورشون منم
عههههههههههه

-
پرستو بابایی منم میخوام::::(
Narges_
صبر کن ببینم -
Narges_ در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
پرستو بابایی میدونیم که میجویی


بیخیال بابا ،از سر جلسه برگشتم با ۳ تا از دوستام چک کردم هر ۳ تامون گفتیم ۲۰
برگشته نمره ها رو فرستاده هر سه تامون ۱۸شدیم

پرستو بابایی یه دور دیگه بخونی میشه ۲۰

-
یادمه سال شیشم که بودم به شدت زلزله های کرمان زیاد و شدیدو پشت سرهم بود
بعد من باب همین کلاسارو تو حیاط مدرسه برگذار میکردن
صندلیارو گرد دورهم میچیدیم معلم مینشست وسط درس میداد
هواام اکثرا بارونی و ابری بود اون روزا
از محدود خاطره های مدرسه است که اونقدر دلچسب برام که یادم نمیره حسشو
-
Narges_
صبر کن ببینمپرستو بابایی چیو؟
-
Mehrsa 14 در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
SiliS
اینا مثلا منظورشون منم
Mehrsa 14 در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
SiliS
اینا مثلا منظورشون منم
عههههههههههه

شعردانه

|

