هرچی تودلته بریز بیرون۶
-
دیگه واقعا شب بخیر
شب بخیر دیجینوشتهشده در ۲۰ مهر ۱۴۰۳، ۲۲:۴۸ آخرین ویرایش توسط Ramos9248 انجام شدهپرستو بابایی شبت بی غم
-
پرستو بابایی شبت بی غم
@AmirBarsam
چه قشنگ🥲
همین بر گرده سمت خودت>> -
شب بخیر جهاد
پرستو بابایی
شبت بخیر.
من هر کار کردم خوابم نمی بره
حدود نیم ساعت چشمام بستم هیچی -
ادیت خورد
-
نوشتهشده در ۲۰ مهر ۱۴۰۳، ۲۲:۴۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
حرف زدن بعضی وقتا هم خوب نیست
چون حرف میزنی به جا اینکه طرف مقابل رو محکوم کنی خودت مقصر شناخته میشی و اونموقعهس که دیگه نمیدونی چی بگی -
پرستو بابایی
شبت بخیر.
من هر کار کردم خوابم نمی بره
حدود نیم ساعت چشمام بستم هیچیjahad_121
از ذوقه
منم از ۱۲ می خوام بخوابم -
ادیت خورد
نوشتهشده در ۲۰ مهر ۱۴۰۳، ۲۲:۴۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده -
@AmirBarsam
چه قشنگ🥲
همین بر گرده سمت خودت>>نوشتهشده در ۲۰ مهر ۱۴۰۳، ۲۲:۵۰ آخرین ویرایش توسط انجام شدهپرستو بابایی ممنون
مهم اینه قبل ادیت دیدیش -
صبح 10 ونیم هم باید مدرسه باشم
تازه قبلش باید شیرینی فروشی هم برم
اگر معلم شیمیم صبح باشه
️
-
moBn در هرچی تودلته بریز بیرون۶ گفته است:
نقطه همون که گوسفند سبز درست میکرد؟
نه من نهایتا بتونم گوسفند سبز را نقاشی کنم...
نوشتهشده در ۲۰ مهر ۱۴۰۳، ۲۲:۵۰ آخرین ویرایش توسط انجام شدهنقطه در هرچی تودلته بریز بیرون۶ گفته است:
moBn در هرچی تودلته بریز بیرون۶ گفته است:
نقطه همون که گوسفند سبز درست میکرد؟
نه من نهایتا بتونم گوسفند سبز را نقاشی کنم...
بابا مگه میترا نیستی؟
️
-
می ترسم بخوابم خواب بمونم نخوابم
که
هیچی -
نوشتهشده در ۲۰ مهر ۱۴۰۳، ۲۲:۵۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده
کاش منم خوشحال بودم از نتیجهم
-
نوشتهشده در ۲۰ مهر ۱۴۰۳، ۲۲:۵۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده
خودم کردم که لعنت بر خودم باد
-
نوشتهشده در ۲۰ مهر ۱۴۰۳، ۲۲:۵۲ آخرین ویرایش توسط انجام شده
من، تکه تکه از دست رفتم در روز روز زندگانیام
-
jahad_121
از ذوقه
منم از ۱۲ می خوام بخوابماین دیگه خیلی اثرش قوی بود
با اینکه هنوز نمی تونم باور کنم که واقعا باید برمبه قولی یک شب های از شک ها قبلی اومدن نتایج و مراحل سختی که گذشت
خوابمون نمی برد
یک امشب از خوشحالی -
@AmirBarsam
نتیجه بهتری برای خوشحالی پیش رو دارید
که ارزش داره -
jahad_121 ممنونم ازتون ، امیدوارم اینطور باشه
نمیدونم شاید دارم اتمام حجت میکنم که دیگه تا آخرش جاده خاکی نزنم@AmirBarsam
حتما می تونید
باور داشته باشید و تا اخر تلاش کنید -
نوشتهشده در ۲۰ مهر ۱۴۰۳، ۲۲:۵۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
به جای انتظار واسه اومدن باید رفتنو بلد شد، وقتی رفتنو بلد باشی دیگه مهم نیست تو چه جغرافیایی باشی، کمتر قلبت سنگینی میکنه...
شایدم حق با اون بود، یه وقتا باید رفت تا اومدنی بیاد