هرچی تودلته بریز بیرون۶
-
️
️
️
-
رفتم درمانگاه علائمم و گفتم
چند تا سوال پرسید یکیش این بود که حالت تهوع داری ؟
اون موقع نداشتم گفتم نه
گفت زیاد مهم نیست و چند تا قرص مسکن و امپول داد
بعد برای اینکه خیال بابامو راحت کنه گفت اینایی که ازش پرسیدم مثل تب مثل حالت تهوع و... مهم و نشانه های خطره
حالا اومدم از دکتر و حالت تهوع دارمنوشتهشده در ۱۱ آذر ۱۴۰۳، ۱۸:۴۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده@jahad-20
بهت پیشنهاد میکنم دوباره بری دکتر -
که
تو هم
همچو
من
از خویش
نداری
خبری️
-
دلم ی ترکیه شیطون بلا میخاد
-
رفتم درمانگاه علائمم و گفتم
چند تا سوال پرسید یکیش این بود که حالت تهوع داری ؟
اون موقع نداشتم گفتم نه
گفت زیاد مهم نیست و چند تا قرص مسکن و امپول داد
بعد برای اینکه خیال بابامو راحت کنه گفت اینایی که ازش پرسیدم مثل تب مثل حالت تهوع و... مهم و نشانه های خطره
حالا اومدم از دکتر و حالت تهوع دارمنوشتهشده در ۱۱ آذر ۱۴۰۳، ۱۸:۴۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده@jahad-20 زنگ بزنین دکتر ساینا ...
-
خدایا توروخدااااااااا
-
@jahad-20
بهت پیشنهاد میکنم دوباره بری دکترنوشتهشده در ۱۱ آذر ۱۴۰۳، ۱۸:۴۵ آخرین ویرایش توسط انجام شدهGharibe Gomnam دیگه نمیشه
-
وای وای این اهنگههههه
-
گفتم دری ز خلق ببندم به روی خویش
دردیست در دلم که ز دیوار بگذرد... -
نوشتهشده در ۱۱ آذر ۱۴۰۳، ۱۸:۴۶ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@mr-vinyzo از زنگ زدن خوشم نمیاد
-
نوشتهشده در ۱۱ آذر ۱۴۰۳، ۱۸:۴۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
همه ی چیزایی که راجبش تو گوگل خوندم
و همه سناریوهایی که راجب این درد چنیدم
میاد جلو چشمم -
نوشتهشده در ۱۱ آذر ۱۴۰۳، ۱۸:۴۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
پسر بچه ۹ ساله سایت فروش بازیهای آنلاین را در فارس هک کرد
فرمانده انتظامی ممسنی فارس گفت: پسربچه ۹ ساله که با هک و نفوذ به سایت فروشگاه بازیهای آنلاین در این شهرستان اقدام به خرید کرده بود، شناسایی شد.
یعنی من از یه پسر بچه ۹ ساله ام عقب ترم -
نوشتهشده در ۱۱ آذر ۱۴۰۳، ۱۸:۴۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@jahad-20 اها ...چون از دکتر رفتن بی دردسر تره گفتم ...هرجور راحتین
-
نوشتهشده در ۱۱ آذر ۱۴۰۳، ۱۸:۵۰ آخرین ویرایش توسط mr.vinyzo انجام شده
البته دکتر ساینا هر وقت من وقت میگیرم خود دکتر بهم پیام میده میگه فلان ساعت زنگ میزنم...
یبار سه بار بهم زنگ زد...حواسش نبود تایم بده برا همون هماهنگ نشده بودم باهاش ...
-
نوشتهشده در ۱۱ آذر ۱۴۰۳، ۱۸:۵۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@mr-vinyzo یه دوستی دارم همه ی زنگ هامو اون انجام میده
کلا از زنگ زدن از تنهایی جایی رفتن خوشم نمیاد
برای همین پنج روز تحمل کردم که یکی پیدا شه باهم بیاد بریم دکتر -
ما بناهای محکمی بودیم
بولدزرها خرابمان کردند
بعد از آن، هر خرابهای
ما را با خودش اشتباه میگیرد.•حسین صفا
-
نوشتهشده در ۱۱ آذر ۱۴۰۳، ۱۸:۵۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده
یا خدااااا
-
نوشتهشده در ۱۱ آذر ۱۴۰۳، ۱۸:۵۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده
خدایا کاش همون سرماخورده باشم
-
نوشتهشده در ۱۱ آذر ۱۴۰۳، ۱۸:۵۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده
خدایا شکرت=)))
-
نوشتهشده در ۱۱ آذر ۱۴۰۳، ۱۸:۵۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده