Skip to content
  • دسته‌بندی‌ها
  • 0 نخوانده ها: پست‌های جدید برای شما 0
  • جدیدترین پست ها
  • برچسب‌ها
  • سوال‌های درسی و مشاوره‌ای
  • دوره‌های آلاء
  • گروه‌ها
  • راهنمای آلاخونه
    • معرفی آلاخونه
    • سوال‌پرسیدن | انتشار مطالب آموزشی
    • پاسخ‌دادن و مشارکت در تاپیک‌ها
    • استفاده از ابزارهای ادیتور
    • معرفی گروه‌ها
    • لینک‌های دسترسی سریع
پوسته‌ها
  • Light
  • Brite
  • Cerulean
  • Cosmo
  • Flatly
  • Journal
  • Litera
  • Lumen
  • Lux
  • Materia
  • Minty
  • Morph
  • Pulse
  • Sandstone
  • Simplex
  • Sketchy
  • Spacelab
  • United
  • Yeti
  • Zephyr
  • Dark
  • Cyborg
  • Darkly
  • Quartz
  • Slate
  • Solar
  • Superhero
  • Vapor

  • Default (بدون پوسته)
  • بدون پوسته
بستن
Brand Logo

آلاخونه | شبکه اجتماعی دانش آموزی آلاء

  • سوال یا موضوع جدیدی بنویس

  • سوال مشاوره ای
  • سوال زیست
  • سوال ریاضی
  • سوال فیزیک
  • سوال شیمی
  • سایر
  1. خانه
  2. مشاوره تحصیلی
  3. شمارشگر رسیدن به آرزوهامون
گزارش مطالعه دانشجویی🤓🎓
maryam111M
سلام سلاااام🤩 بچه ها تو این تاپیک میخوایم دانشجوها هم مثل کنکوریا ساعت مطالعه شون رو اعلام کنن ✌ هم انگیزه بشه برای فارغ التحصیلای آلاء تا تو محیط دانشگاه هم دست از تلاشِ آلائی برندارن 💪و هم اینکه کنکوریای با درسایی که دانشجوها میخونن یکم آشنا میشن🤗 پس از امشب استارت این تاپیک رو میزنیم و هرشب میایم و میگیم در طول روز چ درسایی رو خوندیم ،چند ساعت و چیکارا کردیم😁 دعوت میکنم از @فارغ-التحصیلان-آلاء که باهامون همراه بشن🤝 خیلی ممنون از @z-gheibi و @M-ba78 بابت پیشنهاد و همراهیشون❤ راستی از @romisa جانم هم دعوت میکنم بهمون سر بزنه و همراهیمون کنه😍
دانشگاهی
چالش ۲۱ روزه نوشتن to do list📝
maryam111M
Topic thumbnail image
مشاوره تحصیلی
گزارش ساعت مطالعه برای کنکوری ها (تمامی رشته ها)
M
:handshake: سلام خدمت دوستان %(#ff0000)[دوازدهمی]، داخل این تاپیک میتونید ساعت مطالعه روزانتون رو گزارش بدید. طبیعتا همه دوست داریم فعالیت ها تو یه تاپیک باشه و نه پراکنده پس تاپیک تکراری نخواهیم داشت. :date: تاریخ گزارشات رو هم ذکر کنید (مخصوصا اگر گزارش مربوط به ۱ روز قبل میشه). بازیگران این تاپیک شما هستید پس بترکونید :fire: موفق باشید :rose: :heart: :information_source: اگر کنکوری نیستید میتونید از لینک های زیر وارد تاپیک مخصوص خودتون بشید :linked_paperclips: :point_down: :male-student: :female-student: => :keycap_0: :keycap_1: تاپیک مخصوص دهمی ها :male-student: :female-student: => :keycap_2: :keycap_1: تاپیک مخصوص یازدهمی ها @دوازدهم
مشاوره تحصیلی
سوال شیمی ۱۱ مبحث آمید
S.ghrmniS
Topic thumbnail image
شیمی
راه ابریشم الا
M
سلام دوستان وقت بخیر من یازدهم تجربیم باتوجه به اینکه امسال نهایی ها تیر برگزار میشه زمان کمی برای تست دهم و یازدهم هست خواستم بدونم توی دو ماه یا سه ماه میشه دهم یازدهم رو تست زد؟؟ و اینکه راه ابریشم الا رو اینجا کسی داشته؟؟ نظرتون چیه دربارش!
سوال مشاوره ای
شروع از صفر تستی
Kiana 5K
سلام همگی من پایه یازدهم ریاضی هستم و سال ۱۴۰۶ کنکور دارم ، منطقه ۳ هستم، من امسال و سال دهم فقط تونستم در حد امتحانای مدرسه بخونم، و نتونستم خوب و کامل تست کار کنم چون میترسیدم تو امتحان نهایی یهو تستی بنویسم تراز های قلمچیم ما بین ۴۰۰۰ و ۵۰۰۰ هست کتاب تست هم دارم برای پایه یازدهم کلا قلمچی آبی دهم ریاضی و فیزیک و هندسه خیلی سبز یه شیمی جامع نشر الگو هم دارم تورو خدا کمکم کنید دارم از داخل از بین میرم..نمیدونم دارم با زندگیم چیکار میکنم.. معلممون میگه اگه نهایی ۱۹ به بالا بشین برین کنکور حتی ۳۰ درصد بزنین رشته تاپ قبولی من نمیدونم حرف کیو باور کنم
سوال مشاوره ای
پارت گذاری
Zahra2020Z
سلام خدمت دوستان عزیز....خیلی سریع میرم سر اصل مطلب ممکنه خیلیا تو تایم مطالعه از گوشی استفاده نکنن یا خودشون مجازی نداشته باشن و از گوشی خانواده استفاده کنن (مثل من😭)...ولی بعضی وقتا پیش میاد نمیتونی درست مطالعه کنی یا هرچیز دیگه ای من زیاد با آلا آشنایی ندارم حقیقتا ...ولی دوست دارم بعضی وقتا پارت بذارم هرکسی خواست میتونه همراهی کنه
مشاوره تحصیلی
شمارشگر رسیدن به آرزوهامون
macrophage Of nahang 0M
سلام.... هر کدوم از ما اگر در مسیر درست استعدادمون باشیم بدون شک آرزو های داریم چون واسه اونا خلق شدیم... تاحالا نمی‌دونم چقدر واسه آرزو و هدفتون تلاش کردید،منم خیلی....نه ماه شده،و نمی‌دونم چقدر دیگه بهش میرسم شیش ماه یسال دو سال نمیدونم اما بهش میرسم،،،می‌خوام اینجا تعهد ایجاد کنیم نه اینک این الزامه شدن باشه بلکه وقتی سرد شدیم بگیم چقدر اومدیم پسر پس پاشو....،هرشب چقدر براش تلاش میکنی...میتونی درمورد ارزوت بگی یا مثل من نگی فقط وقتی رسیدی بگیش، میتونی به این صورت پست بذاری، اسمشو بگی روزشو و مجموع شمارش ساعتشو از اول تا الان ،شمارشگر از الان ؛
مشاوره تحصیلی
فارسی دوازدهم|سودای عشق
HakoH
سلام مجددا توی درس هفتم سودای عشق وقتی میگیم به رنگ خود گرداند مند و مفعول به چه حالتی هستش؟ میشه خود را به رنگ او گرداند؟ خود مفعول و رنگ متمم اسنادی؟ @ریاضیا @تجربیا @دانش-آموزان-آلاء
ادبیات و زبان فارسی
فارسی دوازدهم|در حقیقت عشق
HakoH
سلام بازم من😂😭 توی بیت در عشق کسی قدم نهد کش جان نیست با جان بودن به عشق در سامان نیست نمیتونم درک و دریافتی از کش داشته باشم نقش متمم گرفته بعد کتابم نوشته که برای او ولی چون من خنگ تر از این حرفام نفهمیدم @دانش-آموزان-آلاء @تجربیا @ریاضیا
ادبیات و زبان فارسی
فارسی دوازدهم|حقیقت عشق
HakoH
توی جمله وجود عاشق از عشق است وجود عاشق گروه نهادی از حرف اضافه و عشق متمم هست اینجا عشق مسند هم میتونن باشه بگیم متمم اسنادی؟ @دانش-آموزان-آلاء @ریاضیا @تجربیا
ادبیات و زبان فارسی
فارسی دوازدهم|سودای عشق
HakoH
صبح بخیر ✨ توی درس هفتم سودای عشق ترک خود بکند اینجا گروه مفتولی ترک خود هستش الان بخوایم روات تر بکنیمش میشه خود را ترک بکند خود م. الیه در حالت اولیه متن ولی در حالت تبدیل یافته خود را ترک بکند این حالت اتفاق نمی افته الان دستور این بخش چی میشه @ریاضیا @تجربیا @دانش-آموزان-آلاء
ادبیات و زبان فارسی
فارسی دوازدهم|نی نامه
HakoH
سلام سلام خانوم خوبین 🦦 توی مصرع لیک کس را دید جان دستور نیست را حرف اضافه هست یا فک اضافه چون هر دو تاش و میشه در نظر گرفت اگه حرف اضافه بگیریم به معنی برای اگه فک اضافه میشه دستور دیدن جان کسی @دانش-آموزان-آلاء @تجربیا @ریاضیا
ادبیات و زبان فارسی
فارسی دوازدهم|حقیقت عشق
HakoH
سلام سلام و توی بخش حقیقت عشق از روحانی و جسمانی طالب کمال اند طالب کمال یکجا مسند هست یا گروه مسندی ؟ @دانش-آموزان-آلاء @تجربیا @ریاضیا
ادبیات و زبان فارسی
دبیر
C
سلام بچه ها دبیرای ماز کدوم بهترن برای هر درس برای دانش اموزی که ضعیفه پشت کنکوری تجربی.
سوال مشاوره ای
سوال حسابان
HakoH
میشه اینو حل کنین نقطه ای روی خط y=2xکه مجموع فاصله های ان تا مبدا و نقطه a(2.4)fvhfv 5 fhan
حسابان
!!!لطفا کمکم کنید!!!
00MUZAN000
سلام دوستان.وقتتون بخیر.بنده تازه با آلا آشنا شدم و هنوز با ساختار آلاخونه آشنایی کامل ندارم.بنابراین اگه دیدین جایی سوتی دادم منو ببخشین.اما خب موضوع اصلی این نیست.دلم میخواست از افراد با تجربه یه راهنمایی ای بگیرم .بنده امسال دهم بودم و خب بخاطر وضعیت کشور و دلایل دیگه امسال نتونستم خوب و کامل برا کنکور دهم رو ببندم.معلمام هم خیلی خوب درس نمیدن و من همه جا دنبال فیلم آموزشی بودم تا با آلا آشنا شدم و خب یکم وضعیتم بهتره.معلما هم آروم درس میدن هم بعضی جاهارو درس نمیدن هم خیلی کم نکته میگن و کلا من امسال به نظرم از مدرسه خیلی کم بازدهی داشتم.خودمم یکم تنبلی کردم نخوندم.میخوام تابستون دهم رو مرور کنم و تست بزنم ولی خب دوتا مشکل برام پیش اومد:1.خیلی برای فیلم آموزشی دیدن و فهمیدن مفاهیم وقت کم دارم (چون تابستون دلم میخواد فقط تست بزنم)2.مدرسمون این آخر سالی داره اذیت میکنه و با یه عالمه امتحان و کلاسای بیخود و برنامه و.... خیلی وقتمو گرفته.تازه الان امتحانای نوبت هم یکم دیگه شروع میشه و برا اونا هم باید بخونم.آزمون های آزمایشی هم که انقد مدرسه بد درس داد که یک افت خیلی شدید داشتم . سردرگم شدم.نمیدونم اولویت هامو چطوری بچینم.برنامه ریزیم چطوری باشه.اول از چی شروع کنم تو این تایم کم.مثلا تا میام درس بخونم نمیدونم از چی شروع کنم.یه ربع فکر میکنم از چی شروع کنم فقط.انگیزم و اعتماد به نفسم به شدت پایینه.خیلی از دست خودم عصبانی و ناراحتم.همه اینا هر روز منو سردرگم تر میکنه.لطفا کسایی که تجربه دارن یه کمک ریزی بهم بکنن.ببخشید وقتتونو گرفتم ممنون میشم کمکم کنید.با تشکر.
سوال مشاوره ای
به بچه های تجربی کمک میکنم
ForuharF
سلام دوستان سعید هستم از سال 99 با آلاخونه آشنا شدم و 1403 کنکور دادم الان دانشجو کارشناسی زیست شناسی سلولی و مولکولی دانشگاه مازندران هستم اگه بچه های تجربی نیاز به کمک داشتن، خوشحال میشم کمک کنم @تجربیا
سوال مشاوره ای
کنکور دوباره حین تحصیل
6
سلام عزیزان .من هنرستانی بودم و در امتحانات نهایی شرکت کردم تا سابقه تحصیلی ایجاد شه برام و کنکور بدم و کنکور هم دادم ولی سراسری قبول نشدم. با شرط معدل اومدم شمسی پور تهران کاردانی و ترم ۲ هستم. اگر بخوام دوباره کنکور ریاضی بدم باید چیکار کنم؟
سوال مشاوره ای
چگونه در دوران دانشجویی درس بخوانیم
RoverR
سلام و درود بر همه دانشجویان آلاخونه دوستان من از وقتی کنکورم تموم شده یک بار هم نشده که واقعا درس بخونم اصلا یادم رفته که درس خوندن چه شکلیه ترم اول هم که کلا مجازی شد امتحاناتمون باعث شد بدتر از درس فاصله بگیرم به قول یه دوستی اون قسمت از مغزم که مربوط به درس خوندنه رو از دست دادم اصلا هم هیچی برام مهم نیست انگار نه انگار قراره من امتحان بدم هیچکدوم از تکالیفم رو هم انجام نمی دم از اول ترم یه ذره هم درس نخوندم تو یه کلاس هم حاضر نبودم ( فیزیکی حاضر بودم ) یعنی گوش نمی دادم راهی برای بازگشت به صراط درس و مشق و تکلیف بهم یاد بدین شما چطوری بالاخره درس خوندین فکر نمی کردم یه روزی درس خوندن انقدر برام دشوار بشه @دانشجویان-درس-خون @دانشجویان-مهندسی @دانشجویان-پزشکی @دانشجویان-پیراپزشکی @f.nalist @هویججج @Maaah @Nilay @_-Psycho-_ @blue @mahdi.ek @Michael-Vey @Hhh-Hh و باقی دانشجویان درس خوان عزیز
دانشگاهی

شمارشگر رسیدن به آرزوهامون

زمان بندی شده سنجاق شده قفل شده است منتقل شده مشاوره تحصیلی
39 دیدگاه‌ها 8 کاربران 6.3k بازدیدها 7 Watching
  • قدیمی‌ترین به جدید‌ترین
  • جدید‌ترین به قدیمی‌ترین
  • بیشترین رای ها
پاسخ
  • پاسخ به عنوان موضوع
وارد شوید تا پست بفرستید
این موضوع پاک شده است. تنها کاربرانِ با حق مدیریت موضوع می‌توانند آن را ببینند.
  • macrophage Of nahang 0M آفلاین
    macrophage Of nahang 0M آفلاین
    macrophage Of nahang 0
    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
    #29

    امروز 28 ابان ماهه،کلاس ها تعطیل شد و خونه موندم ولی از شش صبح ک پاشدم تا همین لحظه مشغول بودم و حس میکنم انگار دو تا شمشیر توی پشتمه اما سختتر این بود ک وقتی واسه خانواده تعریف کردم با ذوق که سال بعد میتونم به کجاها رسیده باشم و همه چیی هزار درجه عوض شده و خیلییییی اتفاقا میفته
    دیدم سرشو برگردوند و خوابید....حس کردم شکستم از درون،راستش بجز دیدن خودم از اینم شکستنم که چقدر اونا شکستن که به این لول رسیدن
    چی بگم سخت نمیگیرم زندگی اینه فقط از ی چیز ترس دارم
    فک کنم خودم اخرین بازمانده ی این رویام میترسم از اینکه ی روز صبح که چکیده صدها روز قبل بوده باشه و پاشدم و دیگه بریده بودم خب کسی نمیفهمه کسی نیست برم گردونه...واسه همین روی هر و دیواری مثل دیوار الا مینویسم خیلی چیزا رو ک یادم نره مسیری ک اومدم چون حافظه ی دردم بخاطر دردهای زیاد ضعیفه
    زورم رو نمیگیرن این شبای سخت و سرد و طولانی،چرخ من عادت داره....

    ...

    1 پاسخ آخرین پاسخ
    2
    • macrophage Of nahang 0M آفلاین
      macrophage Of nahang 0M آفلاین
      macrophage Of nahang 0
      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
      #30

      امروز سومین روز مریضیمه و بجر روز اول که کمی استراحت کردم دیگه نشد
      دیروز رو تا غروب دانشگاه بودم و شبشم برگشتم تا نصفه شب مجبور بودم کارام رو بکنم و امروزم ک خونه بودم از ده صبح تا الان پای لبتابم و گاهی حس میکنم شرایط سخته ولی اغلب سعی میکنم ندیدش بگیرم
      چند وقت پیش داشتم به این فکر میکردم که چرا علیرغم همه ی تلاش ها هیچی نمیشه...وقتی خودم رو با همسن هام میسنجم شبا رو بیدارم و روزا رو مشغول ولی کیفیت زندگی اونا خییلی بالاتر و من در رفع حداقل های زندگیم دست و پا میزنم...
      من کارشناسیم و واسه مدیر گروه رشته ی خودمون تلاش کردم ک به چشمش بیام که بتونم ارتباطی بگیرم با اساتید بالاتر اما ندید گرفت و منم دلسرد شدم و اهمیت ندادم دیگ اصلا.. تا اینکه چند روز پیش مدیر گروه دانشجوهای ارشد رشتمون که از دانشگاه دیگ بود و استاد ی درسمون شده بود
      ناگهانی بهم پیشنهاد همکاری داد...خیلی جا خوردم و خیلی ازم تعریف کرد ک زیر نظرت داشتم و متوجه شدم استعداد زیادی داری ...خیلی ذوق زده شدم اول و ی جلسه گذاشت ک برم ببینمش حرف بزنیم...گفتم من تا اینجاها رفتم و به نتیجه نرسیدم
      گفت میخام راجب یه سری چیزا دیگه کار کنیم و واسم بحث مادی قضیه خیلی مهمه و حس میکنم تو میتونی به چیزی ک میخام برسی
      گفتم الان این علمی ک میگید واسه این کار رو ندارم گف اصلا مهم نیست تو بگو یسال دیگ بهش برسی فقط الان بهم قول همکاری بده
      گفت حالا بنظرت چقدر زمان میبره گفتم نمیتونم الکی بگم باید ی کم درموردش تحقیق کنم
      دیروز حرف زدیم باز و گفتم یه ماه دیگه...یه کم نگام کرد و ...
      خب حس کرد ک یا خیلی نپختم و جوان ک نمیفهمم چی میگم یا حالت دیگه ای نداره :grinning_face_with_sweat:
      اون روی شش ماه تا یسال حساب باز کرده بود و کرده البته

      ...

      macrophage Of nahang 0M 1 پاسخ آخرین پاسخ
      3
      • macrophage Of nahang 0M آفلاین
        macrophage Of nahang 0M آفلاین
        macrophage Of nahang 0
        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط macrophage Of nahang 0 انجام شده
        #31

        خب هفتمین روز از دومین مریضیم در این ماه:/
        این ماه به طرز باورنکردنی دوبار مریض شدم و هردو بار هم به طرز باورنکردنی سخت و شدید
        و این دومی سختتر هم بود ی هفته گلودرد و بی خوابی شبا
        خیلی بهم اسیب زدن:( هرچی برنامه ریخته بودم واسه این ماه خراب شد
        الانم ساعت پنج صبحه و ...

        ...

        1 پاسخ آخرین پاسخ
        2
        • macrophage Of nahang 0M macrophage Of nahang 0

          امروز سومین روز مریضیمه و بجر روز اول که کمی استراحت کردم دیگه نشد
          دیروز رو تا غروب دانشگاه بودم و شبشم برگشتم تا نصفه شب مجبور بودم کارام رو بکنم و امروزم ک خونه بودم از ده صبح تا الان پای لبتابم و گاهی حس میکنم شرایط سخته ولی اغلب سعی میکنم ندیدش بگیرم
          چند وقت پیش داشتم به این فکر میکردم که چرا علیرغم همه ی تلاش ها هیچی نمیشه...وقتی خودم رو با همسن هام میسنجم شبا رو بیدارم و روزا رو مشغول ولی کیفیت زندگی اونا خییلی بالاتر و من در رفع حداقل های زندگیم دست و پا میزنم...
          من کارشناسیم و واسه مدیر گروه رشته ی خودمون تلاش کردم ک به چشمش بیام که بتونم ارتباطی بگیرم با اساتید بالاتر اما ندید گرفت و منم دلسرد شدم و اهمیت ندادم دیگ اصلا.. تا اینکه چند روز پیش مدیر گروه دانشجوهای ارشد رشتمون که از دانشگاه دیگ بود و استاد ی درسمون شده بود
          ناگهانی بهم پیشنهاد همکاری داد...خیلی جا خوردم و خیلی ازم تعریف کرد ک زیر نظرت داشتم و متوجه شدم استعداد زیادی داری ...خیلی ذوق زده شدم اول و ی جلسه گذاشت ک برم ببینمش حرف بزنیم...گفتم من تا اینجاها رفتم و به نتیجه نرسیدم
          گفت میخام راجب یه سری چیزا دیگه کار کنیم و واسم بحث مادی قضیه خیلی مهمه و حس میکنم تو میتونی به چیزی ک میخام برسی
          گفتم الان این علمی ک میگید واسه این کار رو ندارم گف اصلا مهم نیست تو بگو یسال دیگ بهش برسی فقط الان بهم قول همکاری بده
          گفت حالا بنظرت چقدر زمان میبره گفتم نمیتونم الکی بگم باید ی کم درموردش تحقیق کنم
          دیروز حرف زدیم باز و گفتم یه ماه دیگه...یه کم نگام کرد و ...
          خب حس کرد ک یا خیلی نپختم و جوان ک نمیفهمم چی میگم یا حالت دیگه ای نداره :grinning_face_with_sweat:
          اون روی شش ماه تا یسال حساب باز کرده بود و کرده البته

          macrophage Of nahang 0M آفلاین
          macrophage Of nahang 0M آفلاین
          macrophage Of nahang 0
          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
          #32

          macrophage Of nahang 0 در شمارشگر رسیدن به آرزوهامون گفته است:

          امروز سومین روز مریضیمه و بجر روز اول که کمی استراحت کردم دیگه نشد
          دیروز رو تا غروب دانشگاه بودم و شبشم برگشتم تا نصفه شب مجبور بودم کارام رو بکنم و امروزم ک خونه بودم از ده صبح تا الان پای لبتابم و گاهی حس میکنم شرایط سخته ولی اغلب سعی میکنم ندیدش بگیرم
          چند وقت پیش داشتم به این فکر میکردم که چرا علیرغم همه ی تلاش ها هیچی نمیشه...وقتی خودم رو با همسن هام میسنجم شبا رو بیدارم و روزا رو مشغول ولی کیفیت زندگی اونا خییلی بالاتر و من در رفع حداقل های زندگیم دست و پا میزنم...
          من کارشناسیم و واسه مدیر گروه رشته ی خودمون تلاش کردم ک به چشمش بیام که بتونم ارتباطی بگیرم با اساتید بالاتر اما ندید گرفت و منم دلسرد شدم و اهمیت ندادم دیگ اصلا.. تا اینکه چند روز پیش مدیر گروه دانشجوهای ارشد رشتمون که از دانشگاه دیگ بود و استاد ی درسمون شده بود
          ناگهانی بهم پیشنهاد همکاری داد...خیلی جا خوردم و خیلی ازم تعریف کرد ک زیر نظرت داشتم و متوجه شدم استعداد زیادی داری ...خیلی ذوق زده شدم اول و ی جلسه گذاشت ک برم ببینمش حرف بزنیم...گفتم من تا اینجاها رفتم و به نتیجه نرسیدم
          گفت میخام راجب یه سری چیزا دیگه کار کنیم و واسم بحث مادی قضیه خیلی مهمه و حس میکنم تو میتونی به چیزی ک میخام برسی
          گفتم الان این علمی ک میگید واسه این کار رو ندارم گف اصلا مهم نیست تو بگو یسال دیگ بهش برسی فقط الان بهم قول همکاری بده
          گفت حالا بنظرت چقدر زمان میبره گفتم نمیتونم الکی بگم باید ی کم درموردش تحقیق کنم
          دیروز حرف زدیم باز و گفتم یه ماه دیگه...یه کم نگام کرد و ...
          خب حس کرد ک یا خیلی نپختم و جوان ک نمیفهمم چی میگم یا حالت دیگه ای نداره :grinning_face_with_sweat:
          اون روی شش ماه تا یسال حساب باز کرده بود و کرده البته

          خب امروز داره دوماه میگدره از اون روز،یک ماه و خورده ایش به امتحانات خورد و امروز اخرین امتخان بود و تموم شد چون واحد زیاد برداشته بودم واقعا سخت بود...اما کار رو رسوندم هفته پیش :)
          بهش نشون دادم و نشسته بود و از ذوق پاشد واسم دست زد:)
          خیلی ازم تعریف کرد و خیلی حس خوبی بود،خیلی وقت بود همچین چیزی رو تجربه نکرده بودم راستش...

          ی استاد دیگه هم داریم راستش خیلی وقته دارم پلن میچینمم که اعتمادش جلب کنم :grinning_cat_face_with_smiling_eyes: بشدت با سواد و بشدت کار ازش واسه پیشرفت برمیاد ...دیشب رو از دو ظهر تا شش صبح نشستم خوندن وتمام جلساتش رو سر ازمایشگاه که بچه ها فیلم گرفته بودن مجدد دیدم واقعا سخت بود خیلییی سخت بود اونم با سرعت 1.5 ایکس
          واقعا نزدیک صبح دیگه داشتم میسوختم و ب سختی تحمل کردم تا اینکه شش و ربع تموم شد و تا هفت و ربع خوابیدم و رفتم امتحان
          امروز امتحان ازمایشگاه داشتیم گزارش کارها رو میاورد و از روش میخوند و میپرسید ،از هرکس پنج تا شش تا میپرسید
          به من که رسید چون میشناختم گفت میخام پوستت بکنم...گفتم سختترین سوالت رو بپرس استاد..گفت اوکی شکل فلان رو بیار از روی گزارش کارت و توضیح بده و سوال دارم...گفتم نیاز نیست شکلش بیارم،پای تخته خودم رسمش میکنم
          گفت یعنی تو اگر اینو رسم کنی که...
          و رفتم بیشتر از چیزی که حتی توی گزارش کار و تدریس خودش بود رسم کردم...هیچی دیگه خیلی ذوق کرد و دیگه سوالات دیگ هم نپرسید و شد همون یک سوال
          بعد امتحان رفتم باهاش صحبت کردم درمورد وضعیت تحصیلی و... و گفت چون تلاش میکنی و استعداد داری کمکت میکنم همه طوره وخیلی قول داد و یکی اینکه ی ایده که دارم واسه ثبت اختراع قول داد که کمکم کنه و باهم انجامش بدیم:)
          خیلی ذوق کردم راستش....

          ...

          1 پاسخ آخرین پاسخ
          2
          • macrophage Of nahang 0M آفلاین
            macrophage Of nahang 0M آفلاین
            macrophage Of nahang 0
            نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
            #33

            خب یه ماه مانده به عید و میدونم اگر عمری باشه پست بعدیم اینجا واسه عیده
            هدف دستنیافتنی و رویایی من داره دست یافتنی میشه چیزی که تا این هفته با حدس و گمان و بشه یا نشه واسش تلاش میکردم الان مطمنم میشه دیگه
            حالا شاید یک سال یا کمتر بیشتر کار بخواد ولی دیگه میدونم میشه
            خیلی به اینده امیدوارم....

            ...

            macrophage Of nahang 0M 1 پاسخ آخرین پاسخ
            3
            • macrophage Of nahang 0M macrophage Of nahang 0

              خب یه ماه مانده به عید و میدونم اگر عمری باشه پست بعدیم اینجا واسه عیده
              هدف دستنیافتنی و رویایی من داره دست یافتنی میشه چیزی که تا این هفته با حدس و گمان و بشه یا نشه واسش تلاش میکردم الان مطمنم میشه دیگه
              حالا شاید یک سال یا کمتر بیشتر کار بخواد ولی دیگه میدونم میشه
              خیلی به اینده امیدوارم....

              macrophage Of nahang 0M آفلاین
              macrophage Of nahang 0M آفلاین
              macrophage Of nahang 0
              نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
              #34

              macrophage Of nahang 0 در شمارشگر رسیدن به آرزوهامون گفته است:

              خب یه ماه مانده به عید و میدونم اگر عمری باشه پست بعدیم اینجا واسه عیده
              هدف دستنیافتنی و رویایی من داره دست یافتنی میشه چیزی که تا این هفته با حدس و گمان و بشه یا نشه واسش تلاش میکردم الان مطمنم میشه دیگه
              حالا شاید یک سال یا کمتر بیشتر کار بخواد ولی دیگه میدونم میشه
              خیلی به اینده امیدوارم....

              خب چندساعت دیگه عیده...امسال علی رغم موفقیت های زیاد و مهارت و ایده های زیادی که ایجاد و خلق شد به طور ناگهانی با ی بحران شدید مالی هم خونواده مواجه شد طوریکه هرچی داریم رو میخایم بفروشیم با اینکه میدونیم حل نمیشه و بعدش خودمون دست تقدیر بسپاریم...سال تحویل امسال رو تنها خونم و سفره ای نیست و تموم اون ادم های شلوغ پارسالش چنان پیچکِ مشکلات، وجودشان را در هم تنیده که راه رهایی براشون نذاشته
              اما راستش زیاد نگران نیستم و الان هم منتظرم ساعت شش قراره ی سایت ی اف بزنه و بگیرمش:) چون ایمان دارم که هرچی رخ بده خواست و او بد نمیخواد
              من هنوز به رویاهام فکر میکنم و صبحا واسشون پامیشم اگر که مادیان خسته اگر طناب هم پاره درون مرد همواره کشیده میشود باری

              ...

              1 پاسخ آخرین پاسخ
              3
              • macrophage Of nahang 0M آفلاین
                macrophage Of nahang 0M آفلاین
                macrophage Of nahang 0
                نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط macrophage Of nahang 0 انجام شده
                #35

                سونامی مشکلات جدید به حدی سریع شروع به بلعیدن هرچی که داشیم کرد که گاها از خودم میپرسم من کجام و دارم چیکار میکنم...تا حدی که الان نگاه گوشیم میکنم و تاریخ رو میزنم
                امروز سه و نیم ظهر چهارده فروردین صدها کیلومتر دورتر از خانه و خانواده ام در اتاقی به دنبال حل مشکلاتی که یه دفعه رخ دادن...تو اخرین پستم گفتم دارم به رویاهام هنوز فکر میکنم ولی راستش الان که تایپیک و پست رو دیدم فهمیدم عه رویاهایی داشتم که واسش تلاش میکردم.تا این حد فشار و تنش باعث فراموشی همه چی شده بود و تلاش الان برای بقاس....با ی امید بشدت پایین
                بچه ها هرکس این پست رو میبنه ازش خواهشمندم برام دعا کنه...برای خود و خانواده ام.....که بتونیم به زندگی عادی حداقل برگردیم...

                ...

                1 پاسخ آخرین پاسخ
                4
                • macrophage Of nahang 0M آفلاین
                  macrophage Of nahang 0M آفلاین
                  macrophage Of nahang 0
                  نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                  #36

                  خب سلام ...امروز چهار تیره ساعت 19:30.فک کنم از اخرین پست نزدیک سه ماه میگذره
                  چند روز قبل عید ی دوره رفتیم و بهشون ی پینشهاد دادم ک کارشون رو مجازی کنن گفتتن نمیشه کارمون عملیه گفتم سه بعدیش کنید گفتن تو میتونی گفتم اره ولی سه ماه بعد ..خب نمیتونستم ولی نیاز دارم به پولش....هیچیشو بلد نبودم ولی فرصت خوبی بود نمیشد از دست داد
                  خب این سه ماه وسط همه ی بحران ها ی طراحی سایت با وردپرس یادگرفتم(از ی دوره عمومی تا دوره تخصصی جت انجین و لرن دش و..) ی طراحی سه بعدی با freecad (ک دوره ش نبود و مجبور شدم با چت جیپیی یادبگیرم) کار سختی بود ولی انشالا تا سه ماه بعد کاراش تموم میشه و سایتش زدیم

                  این سه ماه سخترین سه ماهی بود ک توی کل دوران زندگیم داشتم نه بخاطر تلاش هاش،بخاطر بحران هاش ... و نمیدونم آیا سه ماه بعد رکوردش رو میزنه یا نه،عای خدا کنه نزنه...از ی جایی ب بعد میفهمی که شبیه ی لشکری که هر لحظه از نیروهاش و فرمانده هاش کشته میشن و فرصت سوگواری نداره،بعد میفهمی بهش میگن بحران های زندگی...بحران ها دیر یا زود سراغ همه میان،مشکلاتی ک تو باعثشون نیستی ولی روت میان،قسمت خشن زندگیه،مشکلاتی که حالت عادی واسه هرکدام چالش های سالانه بود توی اون برهه هر روز رخ میدن و تو دو راه داری یا برای همیشه تحت تاثیر بحران قرار مییگیری و نابود میشی یا انقدر تلاش میکنی ک اندازه ی بحران بزرگ بشی ک ردش کنی
                  که هردو صورت اسیب های سخت میبنی این چیزیه که کسی بهت نمیگه...
                  به ارزو هام فکر میکنم؟
                  زمان همیشه حل کننده نیست اغلب مثل تلاطم های شن و ماسه س ک روت میاد و کارت رو سختتر و پیچیده تر میکنه زمان زمان زمان مثل ی دشمن خونی هر لحظه منو غرق تر میکنه مثل ی بهره ی شبانه برای ی ادم تا خرخره مقروض...مثل ...نمیدونم باید پلن چید اول ب سطح نرمال زندگی رسید بعد تازه اومد و...
                  طفره نرم ایا هنوز به ارزوههام فکر میکنم؟
                  نسبت به چهارماه پیش سالها فاصله گرفتم ازشون و یکیشون هم
                  امروز اولین ارزوم از دست رفت ارزوی که نزدیک پنج سال بهش فکر کردم...
                  و بهم فهموند زندگی چقدر جدیه و خشن
                  راستش خستم...هرچی تلاش میکنم و میخام بیام بالا و بکشم بالا وقتی نزدیک یک قدمی میشم ی بحران دیگ رخ میده و باز میبردم پایین

                  خب برنامه م واسه سه ماه بعدی چیه..دوست دارم مهر ک شروع شد چهارتا کار کرده باشم
                  1)سایت رو واسشون زده باشم و شریک موسسه باشم توی درامدش
                  2)ی ابزار ک سالها روش فکر میکنم رو تونسته باشم دیگ ب مرحله ی فروش برسونم
                  ...اینو با امدن بحران بهار نتونستم ادامه ش بدم ولی ب ی قدمیش رسیده بودم میشه پست 28 بهمن ک نوشتم
                  3)پروزه ای ک با استادم شروع کردم -پست 8 بهمن- ب پول نرسید و استاد رهاش کرد برم سراعش و نذارم بخوابه ی کار علمیه و واسه بعد میتونه رزومه بشه
                  4)این ترم بچه های دانشگاه ب بحران جنگ خوردن و افت کردن ی همت کنم سه نفر جلومن معدلم بیارم بالا و بشم اول

                  خب فک کنم پست بعدیم بشه مهر،اگر اینا انجام بشه پاییز باید اپلیکیشن هاشون رو بزنم و بذارم کافه بازار ،فاصله پست ها داره زیاد میشه اول ی ماه ی ماه بود شد فصل ب فصل امیدوارم نشه سال ب سال...

                  خب دوستان امیدوارم قبل امدن بحران بتونید با تلاش و جمع اوری پول و خرد کافی اماده تر باشید تا کمتر اسیب ببیند...بحران ها ی دفعه میان

                  واسم دعا کنید واستون دعا میکنم...روزتون بخیر تابستون خوبی سپری کنید

                  ...

                  1 پاسخ آخرین پاسخ
                  4
                  • E آفلاین
                    E آفلاین
                    E.B.BUTTERFLY
                    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط E.B.BUTTERFLY انجام شده
                    #37

                    سلام
                    دقیقا یک‌ سال دیگه همه چی مشخص میشه...
                    دروغ چرا از امسال میترسم اونم زیاد. می‌دونم روزای سختی در انتظارمه که براشون آمادگی ندارم. اما هر روز اون دختره میاد به ذهنم...وقتی اون از پس روزای جهنمی زندگیش گذشته چرا من نتونم؟
                    در نهایت تنها ناجی زندگیمون خودمونیم و بس!

                    _۵ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۳۶ شب، اتاق خواب.

                    1 پاسخ آخرین پاسخ
                    3
                    • macrophage Of nahang 0M آفلاین
                      macrophage Of nahang 0M آفلاین
                      macrophage Of nahang 0
                      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                      #38

                      قرار بود سه ماه بعدش بیام گزارش بدم مهر- دو ماهی هم رد شد - دیدم سالگرد ورود اکانتمه به سایت گفتم بد نیست الان

                      سلام-

                      اما کارهای که میخواستم انجام بدم :

                      1. نزدم با پیشنهاد های کاری خیلی بهتر روبه رو شدم ، دیروز گفتن بیا بریم پیش فلان کس که ی پروژه خفن بگیرم ــ الان ک پست تیر ماه و قبل رو دیدم دارم با خودم فکر میکنم که چه حسی داشتم خیلی واسم مهم بود ک حسابم کنن الان برعکس شده و شاید همه ش بخاطر تلاش و لطف خداست
                        2)ابزارم موفق نشد مجدد ابزاری که علت زدن این تاپیک بود عملا و ارزوی اصلیم خب دارم یادگیری ماشین رو یاد میگیرم امید دارم این تکمیلش کنه و کار رو جمع کنه
                        3)بازم با پیشنهاد های خیلی بهتر روبه رو شدم و دیدم وقتی که بخوام واسه تکمیل اون بذارم میتونم واسه اینا بذارم
                        4)اولویتم تغییر کرد و دیگه واسم مهم نبود ک معدلم بالا بیاد

                      اما پست بعدیم انشالا به شرط حیات میاد واسه عید 1405

                      1. پایان ناامه ی دانشگاهم باید تکمیل کنم که خیلی سنگین برداشتم که به امید خدا اگر انجام بشه قرار تو ی ژورنال با IF نزدیک 40 چاپ بشه ک خودش به تنهایی نشون میده که چقدر مسیر پرپیچ خم
                      2. دوست دارم یکی از این پیشنهادی خوب که شده رو بتونم پیاده کنم
                      3. ی سایت زدم موازی و ی لول پایینتر از ابزارم امیدوارم بتونم به درامد برسه
                        4)امیدوارم یادگیری ماشین بتونه ابزارم رو تکمیل کنه و به ارزوم برسم
                        • پیشنهادم اینه بقیه هم پست بذارن که میخوان چیکار کنن - خیلی حس کمک کننده ایه وقتی میای میخونی ک مثلا سه ماه پیش داشتی به چی فکر میکردی و دغدغه ت چی بوده الان چیه و کجایی - - من با سه ماه الان اوکی ترم شما میتونی هرماه یا هر هفته یا هرطور دلت خواست بذاری - -
                        • از خدا میخام که هممون به ارزوهای قشنگمون برسیم در کنار سلامتی و تندرسی و کسایی ک دوستشون داریم و دوستمون دارن - -

                      ...

                      1 پاسخ آخرین پاسخ
                      4
                      • macrophage Of nahang 0M آفلاین
                        macrophage Of nahang 0M آفلاین
                        macrophage Of nahang 0
                        نوشته‌شده آخرین ویرایش توسط انجام شده
                        #39

                        چ زود شش ماه گذشت - اصلا باورم نمیشه چشم میزنم رو هم پست بعدی میره تا سه ماه شش ماه -- این هفته چند قرار داریم واسه تجاری سازی پایان نامه م
                        دارم fast api یاد میگیرم بعدش هم دوست دارم ری اکت یادبگیرم - یسری ایده دارم واسه ی سری کسب و کار خیلی سوداور - امیدوارم بشه
                        5 ماه دیگ هم ارشد دارم میخوام شروع کنم امروز چندتا کتاب الکترونیکی و دوره گرفتم -امروز خیلی تو پرم خورد دیر فهمیدم استعداد درخشان بی کنکور گذشته زمانش وگرنه رزومه م خوب بود بی کنکور میرفتم
                        خیلی خسته م راستش هم شوق دارم واسه اینده و مطالب و برنامه ریزی های قشنگ هم خستم و ترس دارم و .... بعضی روزام هم هدر میره اما در کل بد نیست
                        به شرط حیات پست بعدیم 5 ماه دیگه س با این اولویت ها:
                        1- ارشد اولویت اول
                        2- دو سه تا پروژه و مسابقه دارم ک افتاده گردنم باید انجام بدم
                        3- fast api رو یادبگیرم حتما
                        4-بتونم نسخه های اولیه ی تجارتمو ران کنم

                        ...

                        1 پاسخ آخرین پاسخ
                        5
                        پاسخ
                        • پاسخ به عنوان موضوع
                        وارد شوید تا پست بفرستید
                        • قدیمی‌ترین به جدید‌ترین
                        • جدید‌ترین به قدیمی‌ترین
                        • بیشترین رای ها


                        • 1
                        • 2
                        • درون آمدن

                        • حساب کاربری ندارید؟ نام‌نویسی

                        • برای جستجو وارد شوید و یا ثبت نام کنید
                        • اولین پست
                          آخرین پست
                        0
                        • دسته‌بندی‌ها
                        • نخوانده ها: پست‌های جدید برای شما 0
                        • جدیدترین پست ها
                        • برچسب‌ها
                        • سوال‌های درسی و مشاوره‌ای
                        • دوره‌های آلاء
                        • گروه‌ها
                        • راهنمای آلاخونه
                          • معرفی آلاخونه
                          • سوال‌پرسیدن | انتشار مطالب آموزشی
                          • پاسخ‌دادن و مشارکت در تاپیک‌ها
                          • استفاده از ابزارهای ادیتور
                          • معرفی گروه‌ها
                          • لینک‌های دسترسی سریع