هرچی تودلته بریز بیرون7
-
=))))
-
چرا من درست حق ندارم بخوابم
تا یکم خواب رفته بودم استاد زنگ زندن
الان که خوابم میاد یکی بچه ها از خواب بیدار شده و خب چون آخرای مریضی اش هست هنوز سرفه می کنه
و نمیتونمبخوابم
خب می خوابیدی چرا بیدار شدی همه خوابن
۶ باید برم جلسه فنی از طرف تیمبابا منم ادمم
از اون طرف هم کلاسیام بهشون گفتم یکی جزوه تجزیه یا ویس کلاس رو برام بفرسته هیچ کس از بین این همه جواب منو ندادنانگار من از قصد کلاس ها رو نمیام و اینجا داره بهم خوش میگذره
متنفرم از هرچی ادم حسود هرکس که زندگی منو با خودش مقایسه می کنه هیچ کدومتون جای من نبودید بدونید چ شرایط سخته چ هفته ها سنگيني رو داشتم وقت ها که شما وقت داشتید درس ا تون بخونید من تا ۹ ده شب یک ریز درگیر کلاس ها و کار ها بودم
تو شرایطی که هر استادی حرف خودشو می زد وخودم بودم تنها -
عیب نداره درد بکش ولی حداقل بجنگ و بباز
به قول استاد ایستاده بباز -
هی صفحه شطرنج با حرکت مهره ها میومد جلو چشمام تا می خواستم خواب برم
حالا هم که شد ۴
یک ۵۰ دقیقه صبح با ثبت حرکات رفتیم
حیف کاش کاغذ کاهی بیشتر اورده بودم کممیاریم
همبرای شیمی آلی اممی خواستم هم ثبت حرکات -
لامپ هم تختا ندارن که شبا یا تو هوا تاریک بتونم حداقل شیمی آلی مو بخونم
عالی شد
همینو کم داشتم -
بهترین امتحان این ترممو دادم



-
درود بر بیوشیمی



-
همیشه بیوشیمیا بهترین امتحانام بودن



-
ناراحتم ترم دیگه بیو نداریم
-
این آخرین بیو بود

-
تا ابد از دانشگاه ممنونم که عباسموزونو آورد
🫶 -
تا صبححححح می تونستم بشسنم گوش بدم
-
اصلا تا حالا ندیده بودم این همخ دانشجو یجا جمع شن و سکوووت باشه یکک کلمه هم کسی حرف نزنه
-
وای امروز خیلی روز خوبی بود
-
کتابفروشی موردعلاقم اومپه بود یه غرفه زده بود دانشگاه

-
خر شدم یه کتاب خریدم ۴۰۰ تومن
-
بعد من زنده به گور صادق هدایتو گذاشته بودم صیح تو کیفم تو دانشگاه بخونم بعد خانمه دید و بهم افرین گفت

-
بی صبرانه منتظر نمایشگاه کتاب بعدیم که باز با دانشگاه بریم تهران چون پارسال خیلی خوش گذشت خیلییی
-

حتا امروز ابرها هم خوشگل بودن.
|


شعردانه

