هرچی تو دلته بریز بیرون 2
-
مدیر ما خیلی سخت گیر بود الان که یادش میوفتم اشک تو چشام جمع میشه
یه بار تو نماز خونه داشتم درباش غیبت میکردم خیلی هم عصبانی بودم پشتم به در بود نمیدیدم که کسی میاد یا نه منم همینطور با بغض داشتم ازش پیش بچه ها گله میکردم یه لحظه دیدم دوستام سرخ شدن و دارن بی حال میشن و پشتمو نگاه میکنن منم از همه جا بیخبر برگشتم دیدم با ابلفضل ایکه مدیرمونه با چشای سرخ داشت قورتم میداد ولی چون همیشه دانش اموز منظبتی بودم فقط یه سر به نشانه ی تاسف تکون داد و رفت بعد به بچه ها گفتم این از کی اینجا بود همشون همزمان گفتن از اولش
@m-bahrami1378
یبار امتحان داشتیم بعد مراقبمون معلم دینی بود که خیلی هم سختگیر بود
نمیزاشت سر تکون بدیم
بعد یهو یکی از همکلاسیم که اسمش سولماز بود اومد وسط کلاس بعد گفت ای خدااااااااااااا پای محبوبی بشکنه نتونه بیاد
ماهم حواسمون به سولماز بود
یهو دیدیم محبوبی تکیهه داده به در داره گوش میده
همه گفتیم سولمازززززز اونم پشتش به در بود برگشت نگاه نکرد
دید اع معلم اینجاس رفت از کلاس بیرون دیگه نیومد امتحان اون امتحانو افتاد
معلم هرچی گفت برگرد برنگشت 

-
بچه ها ینی واقعا نمیاید> ینی من برم بخوابم؟

-
@faezeh-r نه

-
@m-bahrami1378
یبار امتحان داشتیم بعد مراقبمون معلم دینی بود که خیلی هم سختگیر بود
نمیزاشت سر تکون بدیم
بعد یهو یکی از همکلاسیم که اسمش سولماز بود اومد وسط کلاس بعد گفت ای خدااااااااااااا پای محبوبی بشکنه نتونه بیاد
ماهم حواسمون به سولماز بود
یهو دیدیم محبوبی تکیهه داده به در داره گوش میده
همه گفتیم سولمازززززز اونم پشتش به در بود برگشت نگاه نکرد
دید اع معلم اینجاس رفت از کلاس بیرون دیگه نیومد امتحان اون امتحانو افتاد
معلم هرچی گفت برگرد برنگشت 

-
@faezeh-r نه

-
@m-bahrami1378
یبار امتحان داشتیم بعد مراقبمون معلم دینی بود که خیلی هم سختگیر بود
نمیزاشت سر تکون بدیم
بعد یهو یکی از همکلاسیم که اسمش سولماز بود اومد وسط کلاس بعد گفت ای خدااااااااااااا پای محبوبی بشکنه نتونه بیاد
ماهم حواسمون به سولماز بود
یهو دیدیم محبوبی تکیهه داده به در داره گوش میده
همه گفتیم سولمازززززز اونم پشتش به در بود برگشت نگاه نکرد
دید اع معلم اینجاس رفت از کلاس بیرون دیگه نیومد امتحان اون امتحانو افتاد
معلم هرچی گفت برگرد برنگشت 

@faezeh-r در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:
@m-bahrami1378
یبار امتحان داشتیم بعد مراقبمون معلم دینی بود که خیلی هم سختگیر بود
نمیزاشت سر تکون بدیم
بعد یهو یکی از همکلاسیم که اسمش سولماز بود اومد وسط کلاس بعد گفت ای خدااااااااااااا پای محبوبی بشکنه نتونه بیاد
ماهم حواصمون به سولماز بود
یهو دیدیم محبوبی تکیهه داده به در داره گوش میده
همه گفتیم سولمازززززز اونم پشتش به در بود برگشت نگاه نکرد
دید اع معلم اینجاس رفت از کلاس بیرون دیگه نیومد امتحان اون امتحانو افتاد
معلم هرچی گفت برگرد برنگشت 

بدتر همه چی اینه که اون لحظه دوستای ادمم نمیدونن باید چیکار کنن

-
@faezeh-r در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:
@m-bahrami1378
یبار امتحان داشتیم بعد مراقبمون معلم دینی بود که خیلی هم سختگیر بود
نمیزاشت سر تکون بدیم
بعد یهو یکی از همکلاسیم که اسمش سولماز بود اومد وسط کلاس بعد گفت ای خدااااااااااااا پای محبوبی بشکنه نتونه بیاد
ماهم حواصمون به سولماز بود
یهو دیدیم محبوبی تکیهه داده به در داره گوش میده
همه گفتیم سولمازززززز اونم پشتش به در بود برگشت نگاه نکرد
دید اع معلم اینجاس رفت از کلاس بیرون دیگه نیومد امتحان اون امتحانو افتاد
معلم هرچی گفت برگرد برنگشت 

بدتر همه چی اینه که اون لحظه دوستای ادمم نمیدونن باید چیکار کنن

-
یه بار حاج آقا اومد سرکلاسمون اینقد حرفای خاکبرسری زد


میگفت همتون تانگو وبیتاک و لاین واینارو دارین هی قلب بزرگ با تپش تند میفرستین یعنی عشقم دلم برات میتپه
وپسرا شیطون حرفشونو با اصل بده شروع میکنن
یکی از بچه ها گفت اصل بده یعنی چی؟


بعد آخونده گفت اوه اوه چه خامی باتجربه ها براش توضیح بدین

اینا حرفای خوبش بود بقیه واقعا دراین مجلس نمیگنجند




-
@raha-tavakol در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:
@faezeh-r اخ از دست این معلمای دینی:smiling_face_with_open_mouth_smiling_eyes:
معلم دینی ما خیلی خوب بود من همیشه به خاطر چشمام جلو مینشستم و خیلی راحت سر کلاسش میخوابیدم اونم چیزی بهم نمیگفت تا ایکه کارنامه ها اومد دیدم دینی پایانی بیست شدم ولی مستمر شدم 19 بهش گفتم چرا اینجوریه بهم گفت کلاتو بنداز بالا که بهت صفر ندادم چون تو همیشه سر کلاسم خواب بودی اونجا بود که فهمیدم خیلیم مهربون نیست

-
یه بار حاج آقا اومد سرکلاسمون اینقد حرفای خاکبرسری زد


میگفت همتون تانگو وبیتاک و لاین واینارو دارین هی قلب بزرگ با تپش تند میفرستین یعنی عشقم دلم برات میتپه
وپسرا شیطون حرفشونو با اصل بده شروع میکنن
یکی از بچه ها گفت اصل بده یعنی چی؟


بعد آخونده گفت اوه اوه چه خامی باتجربه ها براش توضیح بدین

اینا حرفای خوبش بود بقیه واقعا دراین مجلس نمیگنجند




-
یه بار حاج آقا اومد سرکلاسمون اینقد حرفای خاکبرسری زد


میگفت همتون تانگو وبیتاک و لاین واینارو دارین هی قلب بزرگ با تپش تند میفرستین یعنی عشقم دلم برات میتپه
وپسرا شیطون حرفشونو با اصل بده شروع میکنن
یکی از بچه ها گفت اصل بده یعنی چی؟


بعد آخونده گفت اوه اوه چه خامی باتجربه ها براش توضیح بدین

اینا حرفای خوبش بود بقیه واقعا دراین مجلس نمیگنجند




@YASSI-_ در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:
یه بار حاج آقا اومد سرکلاسمون اینقد حرفای خاکبرسری زد


میگفت همتون تانگو وبیتاک و لاین واینارو دارین هی قلب بزرگ با تپش تند میفرستین یعنی عشقم دلم برات میتپه
وپسرا شیطون حرفشونو با اصل بده شروع میکنن
یکی از بچه ها گفت اصل بده یعنی چی؟


بعد آخونده گفت اوه اوه چه خامی باتجربه ها براش توضیح بدین

اینا حرفای خوبش بود بقیه واقعا دراین مجلس نمیگنجند




حاج آقا ءه خورده شیشه داشته خودش.

-
@YASSI-_
اون مطمئنی اخوند بود؟
یه چیزایی بهش میگفتم که بره لباسشو تحویل بده دیگه از خونهم برون نره
تف :////@faezeh-r در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:
@YASSI-_
اون مطمئنی اخوند بود؟
یه چیزایی بهش میگفتم که بره لباسشو تحویل بده دیگه از خونهم برون نره
تف :////خیلی بیشور بود
همیشه با دبیر دینی پچ پچ میکرد

بهش میگفتیم مارمولک
قیافش ورفتارش کپ آخوند توفیلم مارمولکه



-
@raha-tavakol در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:
@faezeh-r اخ از دست این معلمای دینی:smiling_face_with_open_mouth_smiling_eyes:
معلم دینی ما خیلی خوب بود من همیشه به خاطر چشمام جلو مینشستم و خیلی راحت سر کلاسش میخوابیدم اونم چیزی بهم نمیگفت تا ایکه کارنامه ها اومد دیدم دینی پایانی بیست شدم ولی مستمر شدم 19 بهش گفتم چرا اینجوریه بهم گفت کلاتو بنداز بالا که بهت صفر ندادم چون تو همیشه سر کلاسم خواب بودی اونجا بود که فهمیدم خیلیم مهربون نیست

-
یه بار حاج آقا اومد سرکلاسمون اینقد حرفای خاکبرسری زد


میگفت همتون تانگو وبیتاک و لاین واینارو دارین هی قلب بزرگ با تپش تند میفرستین یعنی عشقم دلم برات میتپه
وپسرا شیطون حرفشونو با اصل بده شروع میکنن
یکی از بچه ها گفت اصل بده یعنی چی؟


بعد آخونده گفت اوه اوه چه خامی باتجربه ها براش توضیح بدین

اینا حرفای خوبش بود بقیه واقعا دراین مجلس نمیگنجند




@YASSI-_ واای:smiling_face_with_open_mouth_cold_sweat: :smiling_face_with_open_mouth_cold_sweat: عجب حاج اقایی:smiling_face_with_open_mouth_cold_sweat:
-
@faezeh-r در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:
@YASSI-_
اون مطمئنی اخوند بود؟
یه چیزایی بهش میگفتم که بره لباسشو تحویل بده دیگه از خونهم برون نره
تف :////خیلی بیشور بود
همیشه با دبیر دینی پچ پچ میکرد

بهش میگفتیم مارمولک
قیافش ورفتارش کپ آخوند توفیلم مارمولکه



-
@YASSI-_
واهیییییی حیفففففف
ینی اگه من بودم یه بلایی سرش میاوردم کل اخوندا براش گریه کنن

حیفففففففف

@faezeh-r در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:
@YASSI-_
واهیییییی حیفففففف
ینی اگه من بودم یه بلایی سرش میاوردم کل اخوندا براش گریه کنن

حیفففففففف

پررو کلاسمون خجالت کشید
میگفت اوپن مایند باشین
گوشیشو نشون داد پر برنامه های فضای مجازی بود






-
@faezeh-r در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:
@YASSI-_
واهیییییی حیفففففف
ینی اگه من بودم یه بلایی سرش میاوردم کل اخوندا براش گریه کنن

حیفففففففف

پررو کلاسمون خجالت کشید
میگفت اوپن مایند باشین
گوشیشو نشون داد پر برنامه های فضای مجازی بود






-
ما پسرا تو کلاس عادت داشتیم حواس یکی نبود کیفشو برمیداشتیم هرچی توش بود غارت میکردیم.:smiling_face_with_open_mouth_cold_sweat: :smiling_face_with_open_mouth_cold_sweat: :smiling_face_with_open_mouth_cold_sweat:
@miladsaeedi در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:
ما پسرا تو کلاس عادت داشتیم حواس یکی نبود کیفشو برمیداشتیم هرچی توش بود غارت میکردیم.:smiling_face_with_open_mouth_cold_sweat: :smiling_face_with_open_mouth_cold_sweat: :smiling_face_with_open_mouth_cold_sweat:
وحشیااا








شعردانه

