هرچی تو دلته بریز بیرون 3
-
fffffj یه داستانی بود توی کارگاه ترجمه عربی
که میگفت یه راهزنی خودشو به عنوان در راه مانده نشون میده و سوار اسب یه رهگدری میشه. بین راه صاحب اسبو مبنداره پایین و اسبشو میدزده.
صاحب اسب میگه اسب منو که بردی ولی لطفا ازین قصیه به کسی چیزی نگو چون جوانمردی ازبین میره و دیگه کسی به کسی کمک نمیکنه 🙄
بیخیال🌹
نمیدونم چرا اینو گفتم دقیقا 😂😂😂😂 -
@milad91 در هرچی تو دلته بریز بیرون 3 گفته است:
صوفی 🤣😂🤣😂🤣😂
یا وایسا بخند یا نقش زمین شو چه وضع خندیدنه:face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy:
-
fffffj یه داستانی بود توی کارگاه ترجمه عربی
که میگفت یه راهزنی خودشو به عنوان در راه مانده نشون میده و سوار اسب یه رهگدری میشه. بین راه صاحب اسبو مبنداره پایین و اسبشو میدزده.
صاحب اسب میگه اسب منو که بردی ولی لطفا ازین قصیه به کسی چیزی نگو چون جوانمردی ازبین میره و دیگه کسی به کسی کمک نمیکنه 🙄
بیخیال🌹
نمیدونم چرا اینو گفتم دقیقا 😂😂😂😂 -
fffffj یه داستانی بود توی کارگاه ترجمه عربی
که میگفت یه راهزنی خودشو به عنوان در راه مانده نشون میده و سوار اسب یه رهگدری میشه. بین راه صاحب اسبو مبنداره پایین و اسبشو میدزده.
صاحب اسب میگه اسب منو که بردی ولی لطفا ازین قصیه به کسی چیزی نگو چون جوانمردی ازبین میره و دیگه کسی به کسی کمک نمیکنه 🙄
بیخیال🌹
نمیدونم چرا اینو گفتم دقیقا 😂😂😂😂 -
@milad91 هر کی منو دیده اقلا یه بار این داستانو از زبون من به طعنه شنیده:face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy:
-
fffffj در هرچی تو دلته بریز بیرون 3 گفته است:
@milad91 خواستی بگی نثلا من عربیو خوندم بلدم
خواستی بگی مثلا میلادو نمیشناسی؟:face_with_tears_of_joy:
-
@milad91 چهار صفحه حرفیدم:face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy: اخرش خودشم اعتراف کرد:smiling_face_with_sunglasses:


